04:32 20 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
9363

علیرغم اینکه بسیاری امیدوار بودند آقای مصطفی الکاظمی از روابط خوب خود با عربستان سعودی برای میانجی گری با ایران استفاده کند، اما حد اقل تا به حال به نظر نمی آید پیغامی چه مثبت چه منفی میان طرفین رد و بدل شده باشد.

برخی تصور می کردند که سفر آقای ظریف به بغداد پیش از سفر آقای الکاظمی به ریاض به این دلیل بوده که ایرانی ها می خواستند پیغامی را به ایشان بدهند یا به قول معروف وکالتی را به ایشان بدهند تا از طرف آنها با عربستان سعودی گفتگو کند.

خوب به هم خوردن این سفر یعنی به هم خوردن کانال پیغام بری.

حتی برخی پا را فراتر گذاشته و تحلیل می کردند که بهانه مریض شدن پادشاه عربستان و خودداری از پذیرفتن نخست وزیر عراق به این دلیل بوده که سعودی ها نمی خواستند پیغام ایران را دریافت کنند.

بعید به نظر می آید که سعودی ها به این بهانه فرصت اینکه اولین سفر نخست وزیر عراق به عربستان باشد را به هم زده باشند، به هر حال همه می دانند که هم آمریکایی ها و هم سعودی ها چه تلاش مذبوحانه ای برای اینکه سفر اول نخست وزیر عراق به عربستان سعودی باشد را انجام داده اند، واینکه اولین سفر نخست وزیر عراق علیرغم همه تلاش های آنها به ایران انجام شده باشد از نظر ظاهر سیاسی چه تاثیر و نمود هایی برای آنها دارد.

الان حتی متحدین آمریکایی ها در عراق هم به شوخی اظهار می دارند کرسی نخست وزیری عراق توسط ایرانی ها طلسم شده و هیچ نخست وزیری نمی تواند اول به ایران سفر نکند وبه رهبر ایران احترام نگذارد، حتی اگر برخی باور داشته باشند که وی در جبهه مخالف ایران قرار دارد.

مشکل سعودی ها با ایران هم مشکل یک روز و دو روز و یا یک دهه و دو دهه نیست بلکه کینه شتری ای است که چند قرن است سعودی ها نسبت به ایرانی ها دارند و این کینه مسبب همه اختلافات فیما بین عربستان سعودی و ایران می باشد.

شاید تکرار مکررات باشد که یادآوری کنیم حدود دویست سال پیش وقتی اولین حکومت آل سعود در جزیره عربی تشکیل شد اولین کاری که سعودی ها انجام دادند حمله به کربلا بود و هدف بعدی آنها حمله به ایران بود.

در عهد جدید خاندان سعودی که با روی کار آمدن ملک سلمان بن عبد العزیز شروع شد فرزند وی شاهزاده محمد بن سلمان برای کسب مشروعیت به عنوان ولی عهد و کنارزدن مدعیان کرسی پادشاهی در این کشور بحث خصومت با ایران و خصومت با شیعیان را پر رنگ کرد تا از این طریق نوعی تحزب در میان مردم عربستان سعودی پشت سر خود ایجاد کند.

وی همچنین به امید اینکه بتواند حمایت نسل جوان را جذب کند تلاش کرد تا خود را فردی روشنفکر و به روز جلوه دهد که می خواهد عربستان سعودی را از جایگاه قبلی اش به جایگاه نوین جهانی هدایت کند.

البته شاه ایران هم زمانی چنین تصوری داشت و مشکل اش این بود که خواسته هایش با خواسته های بطن جامعه در تضاد بود و در نهایت مردم بر علیه اش انقلاب کردند.

در عربستان هم شاهزاده محمد بن سلمان مانند شاه سابق ایران در میان مردم زندگی نکرد و متوجه نیست که بر کشوری حکومت می کند که جامعه ای به تمام معنا سنتی و مذهبی دارد و این جامعه پذیرای دیدگاه های مشاوران آمریکایی اش نیست، حتی آنهایی که در خارج از عربستان تحصیل و یا زندگی کرده اند وقتی که به عربستان سعودی بر می گردند وارد همان جامعه سنتی و مذهبی می شوند و پایبند همان تفکرات هستند.

ایشان نه فقط نتوانست جامعه خود را درک کند بلکه حتی جامعه جهانی را درک نکرده و متوجه نیست منطقه بر اساس یک معادلاتی استوار است، معادلاتی که هزاران سال است در این منطقه وجود دارند و هزاران سال دیگر هم وجود خواهند داشت.

ده ها ابرقدرت در تاریخ بشریت ظهور کردند و همه بدون استثنا تلاش کردند ایران را نابود کنند اما آنها همه رفتند و ایران و ایرانی ها ماندند و خواهند ماند.

تصور اینکه عربستان سعودی چون ثروتمند است و یا اینکه متحد آمریکا و اسراییل می باشد می تواند ایران را از روی نقشه معادلات سیاسی منطقه حذف کند تصور کودکانه بیش نیست.

عمق سیاست و استراتژی عربستان را می توان در ورود به جنگ با یمن و یا محاصره قطر ویا در نهایت ترور عدنان خاشقجی در کنسولگری عربستان در استانبود درک کرد.

اختلافات فیما بین سعودی ها و یمنی ها چند قرن است که وجود دارد و سعودی ها همانگونه که در بدو تاسیس حکومت خود تلاش داشتند به ایران حمله کنند امیدوار بودند بتوانند یمن و عمان را نیز تصرف کنند اما در همه موارد با شکست مواجه شدند.

تصور اینکه چون آمریکا تسلیحات زیادی را به آنها فروخته پس آنها قدرتمند خواهند بود تا بتوانند یمن را تصرف کنند خود نشان ضعف شدید مشاورین هیات حاکمه عربستان می باشد.

در ماجرای قطر که مشاهده کردیم طی چند سال اخیر چگونه قطر در مقابل عربستان و سه کشور متحد اش مقاومت کرده و بر عکس آنها مجبور شده اند میانجی بتراشند تا قطر را قانع کنند کوتاه بیاید و آبروی آنها بیش از این نرود.

حال آیا آنها می توانند تصور کنند که در مقابل ایران می توانند موفق باشند.

تا زمانی که چنین تصوری در ذهن شان وجود دارد به هیچ وجه نمی توان تصور کرد که هیچ گفتگویی میان طرفین می تواند نتیجه بخش باشد و قطعا هیچ پیغامی رد و بدل هم نمی شود.

در نهایت ایرانی ها باز هم مانند قبل تکرار می کنند که حاضر هستند بدون هیچ پیش شرطی با سعودی ها پای میز گفتگو بنشینند و اختلافاتشان را حل و فصل کنند.

بدیهی است در شرایط فعلی که سعودی ها هیچ برگه قدرتی برای چانه زنی با ایران در اختیار ندارند بسیار بعید است که آنها حاضر باشند پای میز گفتگو با ایرانی ها بنشینند مخصوصا که بر عکس تصور آمریکا و عربستان قدرت و نفوذ ایران در منطقه روز به روز در حال افزایش است و در صورت شکست آقای ترامپ در انتخابات به احتمال زیاد دولتی در آمریکا سر کار خواهد آمد که کاملا مخالف سیاست های آقای ترامپ می باشد، سیاست هایی که سعودی ها طی سه سال اخیر نتوانستند از آن بهره ببرند و قطعا در دوران رییس جمهوری بعدی بسیار متلاطم تر خواهد بود.

به نظر می آید بهترین فرصت برای گفتگو میان ایران و عربستان سعودی همین چند ماه آتی تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باشد چون بعد از این انتخابات احتمال زیادی وجود دارد همه چیز تغییر کند اما نکته اصلی در این است که آیا سعودی ها هم متوجه این شرایط هستند و متوجه هستند که باید سیاست خصومت خود را قبال ایران را تغییر دهند یا نه؟

بله ماجرای حمله به  سفارت عربستان اتفاقی ناپسند بود و به هر حال ایرانی ها طبق همه موازین بین المللی موظف بودند از مهمانان خود حفاظت کنند و دیپلمات های سعودی تحت الحفظ حکومت اسلامی بودند، در میان کشورها اتفاقات زیادی رخ می دهد اما اگر نیت پاک میان طرفین برای حل مشکلات وجود دارد می توانند از موانع عبور کنند و از برخی اتفاقات چشم پوشی کنند.

کما اینکه حملات زیادی به سفارت های ایران در خارج کشور شد و یا اینکه حتی برخی شاید به یاد داشته باشند در ترکیه سفیر روسیه ترور شد اما کشورها تلاش می کنند شرایط را درک کنند.

تا آن زمان که سعودی ها عینک سیاه شان را بردارند و تلاش کنند شرایط منطقه را آنگونه که هست درک کنند، تنها پیغام ایران این خواهد بود که آغوش ما برای همه برادران باز است، فقط همین.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک