12:34 25 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 20

دکتر آزاده عباس زاده، مدیرعامل بنیاد سندروم داون ایران

شما یک شبانه روز کامل، یعنی ۲۴ ساعت کامل در داخل آسانسور یک برج صد طبقه، ایستاده اید و منزل شما در طبقه ۷۰ ام قرار دارد؛ پس از مدتی، شما میبینید که هریک از افرادی که وارد آن آسانسور می شوند، در طبقه های مورد دلخواه خود در برج، پیاده می شوند و شما فقط نظاره گر هستید. سپس همچنان که زمان دارد می گذرد، متوجه میشوید که آسانسور به طرز عجیبی هرگز در طبقه ی ۷۰ ام نمی ایستد؛ آنگاه چه تصمیمی خواهید گرفت؟ شاید اکنون با خود فکر کنید که مثلا در طبقه ی ۶۹  پیاده میشوم و یک طبقه را از پلکان طی میکنم؛ خب اکنون چه احساسی به شما دست میدهد اگر بگویم شما در آن ۲۴ ساعت، اصلا قرار نیست در طبقه ای پیاده شوید، چون اصلا قرار نیست به شما فرصت خروج از آن آسانسور داده شود، خب اکنون چه میکنید؟ و اگر به شما بگویم که باید تا آخر عمرتان و نه فقط همین ۲۴ ساعت، بلکه تمام طول زندگی تان را باید در همان آسانسور سپری کنید، آنوقت تصمیمتان چیست ؟ شما ممکن است بپرسید آخر چرا؟ چرا و به چه دلیل حق خروج از آن آسانسور را ندارید؟ آنگاه من به شما جواب خواهم داد؛ جوابتان اینست: " چون شما یک فرد نامرئی هستید، شما را هیچ فرد دیگری نمی تواند ببیند و تنها کسی که میداند شما اصلا وجود دارید و تصمیم داشتید در طبقه ی ۷۰ ام پیاده شوید، فقط و فقط خودتان هستید. ....
میدانم که حتی تصور قرارگرفتن در چنین موقعیتی، حتی تصورش هم ذهن را ویران میکند.

در سیاره ی زمین، اکنون حاکمانی به نام "شبکه های اجتماعی"، حاکمیت می کنند. در سیستم حاکمیتی شبکه های اجتماعی، یک اصل مهم وجود دارد : " احترام به اعداد ". باید در داخل شبکه های اجتماعی، به اعداد احترام بگذارید و اگر از این اصل پیروی نکنید، فقط یک نتیجه در انتظار شماست : " نامرئی شدن". در جهان شبکه های اجتماعی، اصول نانوشته ی پذیرفته شده و تقریبا مورد توافق، توسط نه همه، اما بخش بسیار بزرگی از کاربران، وجود دارد که همانند یک پروتکل نانوشته ، از یکسری قواعد ثابت، در جهت جذب حداکثری مخاطب، پیروی می شود که چنانچه از این قواعد، پیروی نکنید باز هم فقط یک نتیجه در انتظار شماست : "نامرئی شدن ". اگر از این قوانین، تقلید نکنید نامرئی می شوید، دیده نمی شوید و به صورت غیر فیزیکی، کاملا حذف میشوید. در میان این شبکه ها، کاربران هویتشان با "چه تعداد "، اعتبار می یابد؛ هر چه " تعداد لایک، تعداد بازدید، تعداد بازنشر، تعداد فالوور و تعداد ...." بیشتر، اعتبار کاربر در آن شبکه اجتماعی بیشتر . بنابراین هر چه اعداد را جدی تر بگیرید احتمال نامرئی شدنتان کمتر است! 
در میان تمام شبکه های اجتماعی مختلف، تعدادی کاربر وجود دارد که اتفاقا از دسته ی " نامرئی شدگان و حذف شدگان " هستند؛ این کاربران نامرئی شده، ویژگی هایی دارند که در زیر به چند مورد مهمترشان می پردازم:

- این کاربران، در تصاویر منتشرشده از خودشان ، هر موقع واقعا شاد باشند میخندند و هر موقع واقعا ناراحت باشند، نمی خندند. یعنی " نشان دادن مقداری لمینت "، هرگز دلیلی برای خندیدنشان در یک عکس از صفحه شان، نمی تواند باشد.

- این کاربران، برای نوشتن کپشن در توضیح پست های صفحاتشان، انتخابشان این نیست که دهها جمله ی ادبی از فیلسوف ها و شعرایی که تا ده دقیقه قبل از آن پست، حتی اسم آن فیلسوف و یا شاعر، به گوششان هم نخورده بوده را فقط و صرفا برای یک پست ، به اشتراک بگذارند تا وزن مغزشان، بیشتر به نظر برسد؛ نه.... آنها این روش انتخابشان نیست، بلکه این کاربران از درونی ترین بخش وجودشان جملات کپشن هاشان را که گاهی شاید فقط حاوی چند کلمه باشد، مینویسند.

- عکس های سلفی این کاربران؛ ناب ترین، خالص ترین و واقعی ترین حالت ممکن همان لحظه ی آنهاست و نگاهشان در سلفی هاشان، واقعیت نگاه یک جفت چشم در همان لحظه ی بخصوص است.

- این کاربران ، اصراری ندارند که با انتشار پست ، صاحب نظر در مورد تک تک رویدادهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تیتر اول همان روز باشند، انتخاب آنها متخصص بودن در تمام امور جهان نیست، آنها زندگی آرامی دارند و در صفحاتشان، فقط از چیزی سخن میگویند که از آن آگاهند.

- این کاربران، هرگز در مسیر افزایش تعداد فالوئر، انتخابشان این نیست که صفحه ی انسانی را فالوو کنند و سپس وقتی آن فرد نیز آنها را فالوو کرد، تصمیم بگیرند که خیلی بی سر و صدا و نا منطبق بر اخلاق، صفحه ی آن فرد را آنفالوو کنند؛ تا مداوم با همین استراتژی فالوو - آنفالوو صفحات خود را از نظر عدد فالوئرها ارتقا دهند؛ نه آنها این کار را نمی کنند چون کاربرانی اخلاق مدار هستند- این کاربران، خود خود خودشان هستند و هنگام انتشار یک عکس از صورتشان، برای مخفی کردن مثلا چین و چروک های طبیعی چهره و زیباتر جلوه دادن خود با فاصله ی بسیار زیاد از آنچه که در واقعیت است، ساعتهای طاقت فرسایی از عمرشان را صرف یادگیری حقه های تخصصی فوتوشاپ برای ادیت مثلا فقط و فقط یک عکس نمی کنند؛ آنها یاد گرفته اند که تحت هر شرایطی خود خود خودشان باشند.

- آنها برای باارزشتر نشان دادن خود، وارد بازار تجارت و خرید و فروش فالوور برای صفحه هایشان نمی شوند چون میدانند که هرگاه انسانی صرفا به خاطر خودشان صفحه ی آنها را بخواهد فالوو کند، قطعا آن انسان، خریدنی نیست.

- این کاربران هرگز کلمات قلب شکن و روح آزار در صفحات هیچ کاربر دیگری نمی نویسند.

-آنها اندامشان به اندازه اندامشان است و به زور هیچ سیلیکون ای تغییر سایز نداده اند، اصولا آنها با هر آنچه هستند راضی و قانع اند.

- این کاربران، برای تمام انسانها از هر رنگ، نژاد، کشور و مذهبی احترام قائلند چون آنها دارای با عدالت ترین و صاحب یکی از سلامت ترین شیوه های فکر، در شبکه های اجتماعی هستند...

این کاربران بسیار کم تعداد و منحصر به فرد در شبکه های اجتماعی، انسانهای" سندروم داون " هستند. با زیر نظر گرفتن چند ماهه ، در مورد حدود ۲۰۰ کاربر سندروم داون با ملیت های مختلف که فعالیت نسبی بالایی در شبکه های اجتماعی دارند و بررسی پست ها، دغدغه های فکری شان، فالوورها و فالووینگ هایشان، بررسی کامنت هایی که برایشان گذاشته میشود ، محتوای کامنت ها، میزان بازدید ویدئو هاشان که در بسیاری موارد بازگو کننده ی حق طلبی آنها در راستای حقوق انسانی سایر افراد سندروم داون بوده است و در موارد پرشماری محتوای تصاویر و متن هایشان شامل انسانی ترین مفاهیم میشده، میزان تعامل آنها در شبکه های اجتماعی با سایر کاربران و بالعکس میزان تعامل سایر کاربران با آنها، واکنش هایشان نسبت به مفاهیم مختلف و رویدادهای روز و موارد متعدد دیگر، نتیجه ی به دست آمده، نشانگر اینست که بالای هشتاد درصد افرادی که صفحات افراد سندروم داون را فالوو کرده و در تعامل متقابل نسبی، هستند شامل افراد سندروم داون دیگر، اعضای خانواده درجه ی اول خود آن فرد سندروم داون، موسسات فعال در حوزه ی سندروم داون و فعالین مدنی همین حوزه بوده اند.
پس باقی جامعه کجاست؟
سوالی در اینجا وجود دارد :
آیا شبکه های اجتماعی، مسوولیت "حذف گسترده ی غیر فیزیکی و تبعیض آشکار و نادیده انگاشته شدن و به عبارتی نامرئی شدن" یک تعداد کاربر که در داخل همین شبکه ها و از سوی بخش عمده ای از سایر کاربران، اتفاق می افتد را می پذیرند؟ یا خیر، خود را در برابر چنین مواردی مسوول نمی دانند؟
سوالی دیگر :
آیا شبکه های اجتماعی مسوولیت این را که عملا، سلیقه ی چشم، سلیقه ی فکر و در مفهومی جامع تر، شیوه ی زندگی افراد یک جامعه را دستخوش تغییر میکنند، این را میپذیرند؟ آیا شبکه های اجتماعی مسوولیت تاثیر قدرتمند خود را در تغییر نگاه سایر اقشار جامعه نسبت به قشری دیگر ، می پذیرند؟

سوال دیگری که وجود دارد اینست:
آیا شبکه های اجتماعی برای خود، رسالت و ماموریتی تعریف کرده اند، یا خیر نکرده اند و اصل کار، فقط تجارت بوده است؟ ساختن پول؟ آیا فقط همین؟ حالا اگر بخواهیم کمی خوشبینانه تر فکر کنیم و باور کنیم که بنیانگذاران شبکه های اجتماعی، رسالت و چرایی شکل گیری خود را هنوز به صورت کامل فراموش نکرده اند، در همینجا باز پرسشی  پیش میآید :
آیا تا بحال در اتاقهای فکر شبکه های اجتماعی مختلف، اندیشه ای و دغدغه ای برای ارتقا دادن صفحات متعلق به افراد سندروم داون و کمک به بیشتر و بهتر دیده شدنشان وجود داشته است؟ دوباره در اینجا یادتان میآورم که داریم از کمک به ارتقا و کمک به بیشتر دیده شدن صفحات افرادی سخن میگوییم که چند مورد از ویژگی های منحصر به فردشان، در چند پاراگراف قبلی برشمرده شد و چنین کاربران اخلاق مداری بسیار اندک شمارند.در اینجا به صورت بسیار شفاف و دقیق، داریم از انسانهایی حرف میزنیم که در زندگی بیرونی خود و جدا از شبکه های اجتماعی ، همانند ما سایرین افراد جامعه در هر لحظه از زندگی ، در حال رقابت تنگاتنگ بر سر" ارقام و اعداد " نیستند و هیچ آگاهی بر اینکه چگونه کمی شارلاتان تر و کمی قلدرتر باشند تا کمی عدد بیشتری در حساب های بانکی شان موجود باشد، را ندارند؛ در دنیای فکری آنها، رقم و عدد، فرمانروا نیست  و آنوقت در همین حین، آنها با همین فکر و ذهنیت وارد شبکه های اجتماعی ای میشوند که یگانه حکمران آنجا، " اعداد " است و آنگاه از سوی باقی کاربران این شبکه ها، با چیزی مواجه می شوند که از هر سمی مسموم تر است و آن چیز، نامش " بی تفاوتی "  است. در واقع تعدادی هر چند کم از کاربران شبکه های اجتماعی یعنی کاربران سندروم داون، در رقابتی نابرابر و نا جوانمردانه، دوباره و چندباره در فضای چنین شبکه هایی هم حذف میشوند همانگونه که در بسیاری فرصت های دیگر زندگی و جاهایی خارج از این شبکه ها هم، حق آنها حذف شده است.

اما در این لحظه ، به اصلی ترین و بزرگ ترین پرسش ها رسیده ایم :
" آیا برای شبکه های مختلف اجتماعی و پدید آورندگان و صاحبان آنها، امکان اینکه تصاویر و ویدئوها و پست های کاربران سندروم داون را برای سایر کاربران، در دسترس بیشتری قرار دهند، وجود دارد؟ آیا برای شبکه های مختلف اجتماعی و پدید آورندگان و صاحبان آنها، امکان اینکه به عنوان مثال در پست های اکسپلور اینستاگرامی جهت تشویق افراد سندروم داون، هر هفته یکی از موفق ترین کاربران سندروم داون ای، رایگان به جهان معرفی شود، وجود دارد؟ آیا برای شبکه اجتماعی ای مانند اینستاگرام، امکانپذیر است که مقدماتی جهت افزایش دیده شدن ویدئوهای بعنوان مثال ورزشی و هنری و ....صفحات متعلق به کاربران سندروم داون، بیشتر توسط تمام کاربران دیگر، دیده شود؟ آیا در یک شبکه اجتماعی ای مانند توییتر امکان پذیر است که توییت های مربوط به اخبار موفقیت های ورزشی و هنری و فرهنگی و آموزشی افراد سندروم داون که پس از گذراندن موانع و مرارت های بسیاری میتوانند به موفقیت برسند، بیشتر منتشر شود؟ آیا برای یک شبکه اجتماعی همانند فیسبوک میسر است که به صورت رایگان هفته ای یا ماهی یکبار، صفحات متعلق به شاخص ترین افراد سندروم داون را تبلیغ کند؟ آیا برای یک شبکه ی اجتماعی همانند اینستاگرام، امکانپذیر است که در کنار خرید، معماری، غذا، هنر، استایل، مد، موسیقی و ....گزینه ای به اسم " سندروم داون " را ایجاد کند و فقط در این قسمت به ارتقا صفحات کاربری افراد سندروم داون کمک کند؟ حداقل چند وز در ماه؟ ....

پاسخ تک تک این پرسش ها این چند کلمه است: " بله، امکان پذیر است " 
و در اینجا سوال آخر :
" آیا  سیاست گذاری فرهنگی در حوزه ی کاربران سندروم داون در میان تمام شبکه های اجتماعی، در جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی این افراد ، برای صاحبان و مالکان شبکه های اجتماعی، اصولا مساله ای با اهمیت است؟
جواب این سوال را من حقیقتا نمی دانم که آیا اصلا صاحبان شبکه های اجتماعی حتی برای یکبار، به این موضوع تا اکنون فکر کرده اند یا نه .اگر به شما بگویم، اینکه روزی، صاحبان و مالکان همین شبکه های اجتماعی، با خرج دلارهایی، به دنبال استخدام کاربرانی اخلاق مدار، بی حاشیه و با فکر پاک برای تلطیف انسانی و اخلاقی در برخی فضاهای تیره  و آلوده  فکری برخی کاربران شبکه های اجتماعی ، اقدام می کنند و برای وجود چنین کاربرانی فراخوان میدهند، آیا به این دو جمله ای که نوشته ام با دیده ای ناباورانه و با استهزا به من میخندید؟
تنها چیزی را که میتوانم بفهمم این است که برخی از فضای شبکه های اجتماعی موجود از تعادل فکری-انسانی-اخلاقی در حال خروج است و در مواردی کاملا نا امید کننده.

من واقعا نمی دانم چرا از ظرفیت و نیروی بالقوه و پتانسیل مثبت و تا این حد انسانی و منحصر به فرد کاربران سندروم داون در شبکه های اجتماعی، از سوی مدیران این شبکه ها، استفاده نمی شود؟

تصوری همین اکنون از ذهنم گذشت؛ اگر مثلا زمان به عقب برمیگشت و مثلا شروع به کار شبکه های اجتماعی، در حدود سال ۱۹۴۷ میلادی می بود و فردا هم مثلا صبح روز دهم دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی بود، صبح همان روزی که ۴۸ کشور جهان در دفاع از " کرامت انسان ، برابری، برادری ، عدالت ، وجدان، رهایی از هر نوع تبعیض " با اتحاد، قطعنامه ای را به تصویب رساندند و نامش را گذاشتند " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر "؛ باور دارم که در کنار آن ۴۸ کشور که رای موافق به " اعلامیه جهانی حقوق بشر" داده بودند، حداقل از دو انسان، نیز در راستای حفاظت از مفاد " اعلامیه جهانی حقوق بشر "، حتما امضا میگرفتند؛ دو نفر که دو مالک از دو سرزمین هستند؛ سرزمین هایی بدون هیچ نقشه ی جغرافیایی و فاقد مساحت فیزیکی متعارف یک کشور؛ دو سرزمین به نام های " فیسبوک" و " توییتر".

از حدود هفتاد سال قبل در ماده ی هفتم از اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، اینگونه نوشته اند :

" ........همه ی انسانها موظف به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است، می باشند...."

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک