09:08 12 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
10516

در ایران کوچکترین اتفاقی که رخ می دهد می بینیم که رسانه های خارجی می توانند به راحتی آن را مستمسک خود قرار دهند و روی آن تاثیر بگذارند و کل کشور را به هم بریزند.

اسپوتنیک - اخیرا تظاهرات و اعتراضات زیادی در ایالات متحده به دلیل کشته شدن یک سیاهپوست راه افتاد که کل این کشور را در بر گرفت اما همه اذعان داشتند که هیچ رسانه خارجی ای روی تحرکات مردم این کشور تاثیر نداشته است. چرا؟

چون رسانه های داخلی آنها توانسته اند خواسته های مردم را محقق کنند و کاری کنند که مردم آمریکا احساس نکنند نیاز دارند به رسانه های خارجی توجه کنند.

حتی رسانه هایی که به زبان انگلیسی صحبت می کنند.

در ایران کوچکترین اتفاقی که رخ می دهد می بینیم که رسانه های خارجی می توانند به راحتی آن را مستمسک خود قرار دهند و روی آن تاثیر بگذارند و کل کشور را به هم بریزند.

شاید برای بسیاری این سوال پیش آمده باشد و بسیاری هم ضعف رسانه های داخلی را دلیل این ماجرا می دانند.

البته درست است، ولی چرا؟

سوالی که پیش می آید این است که آیا ماجرا به مدیریت این رسانه ها مرتبط است و یا نداشتن نیروی خبره لازم. شاید بتوان گفت هر دو.

برخی هم تصور می کنند ما ایرانی ها روزنامه نگار و یا خبرنگار حرفه ای نداریم که این اشتباه بزرگی است چون داریم ولی رسانه هایی که ارزش این نیروها را بشناسد نداریم.

بحث تفاوت دو سه ملیون تومان حقوق تا بیست ملیون دلار حقوق است.

شما نمی توانید از فردی که دو سه ملیون تومان حقوق می گیرد توقع داشته باشید با فردی که سالی بیست ملیون دلار حقوق می گیرد رقابت کند.

حد اقل اش این است که فردی که سالی بیست ملیون دلار حقوق می گیرد دغدغه ای جز کار خود ندارد در حالی که آنکه دو سه ملیون تومان حقوق می گیرد دغدغه در آوردن بقیه هزینه هایش را دارد و نمی تواند روی کار خود تمرکز کند.

همه می دانند یکی از برجسته ترین شخصیت های رسانه ای آمریکا خانم کریستین امانپور اصالتا ایرانی است.

اگر بنا بود خانم امانپور در ایران همان شغل را انجام می داد عمرا اگر می توانست به این جایگاه ویا حقوق برسد.

اگر همه خان های موجود برای اشتغال خود را رد می کرد قطعا با مشکل حسادت مدیریتی مواجه می شد که تصور می کرد این رسانه ای است که وی مدیریت می کند که این شخص را به این جایگاه رسانده و نه توانمدنی فردی وقبل از اینکه این فرد غیر قابل کنترل شود از شر اش خلاص شود.

صدها خبرنگار در سی ان ان کار می کنند اما یکی می شود امانپور، اگر اینگونه بود باید در سی ان ان الأن صدها امانپور می داشتند.

مدیران سی ان ان هم مغزشان را از دست نداده اند تا بیایند با خانم امانپور قرارداد بیست ملیون دلاری ببندند.

آنها بخوبی می دانند که رسانه وابسته به نیروهای خود است.

نیرویی که هر جای دنیا برود، اگر توانمند باشد، "رسانه های قدر" برای جذب اش با هم رقابت می کنند.

توجه داشته باشید، گفتم "رسانه های قدر"، نه رسانه هایی که فقط بودجه می گیرند و می خواهند برنامه پر کنند تا بودجه را خرج کرده باشند و بس.

دولت ها نیاز ندارند ده ها رسانه داشته باشند تا بتوانند روی مردم خود و دیگر کشورها تاثیر بگذارند.

کشور کوچک قطر با یک رسانه به نام الجزیره در مقابل بسیاری از ابرکشورهای منطقه و جهان توانسته ایستادگی کند.

در حالی که رسانه های داخلی انواع و اقسام اجحاف را در قبال خبرنگاران خود انجام می دهند مشاهده می کنیم رسانه هایی که در خارج از کشور با پول دشمنان ایران تامین می شوند با گشاده دستی آن خبرنگاران و مجریان را جذب می کنند.

در حالی که رسانه های داخلی برای کم کردن هزینه تلاش می کنند از کارشناس های تازه کار و یا افراد غیر کارشناس استفاده کنند مشاهده می کنیم رسانه های قدر از کارشناس های خبره و زبده برای کار خود استفاده می کنند و حاضر هستند هر چه قدر این کارشناسان می خواهند پرداخت کنند تا آنها در برنامه هایشان حضور داشته باشند یا برای آنها قلم بزنند.

در حالی که در کشورهای دیگر مسئولین و شخصیت های سیاسی تلاش می کنند با رسانه های داخلی بیشتر مصاحبه ویا گفتگو داشته باشند مشاهده می کنیم در ایران مسئولین و شخصیت های سیاسی تلاش می کنند بیشتر در رسانه های دیگر کشورها حضور داشته باشند وبه آنها امتیاز دهند.

البته بحث احتکار و انحصار هم بحث دیگری است که شاید بزرگترین دلیل ضعف رسانه ای ما ایرانی ها باشد، به هر حال وقتی که بحث احتکار و انحصار رسانه ای بوجود می آید بحث رقابت از بین می رود و وقتی که بحث رقابت از بین برود بحث کیفیت هم از بین می رود و امروزه دیگر مخاطب محدود به رسانه های القایی نیست که مجبور باشد هر چه آنها می خواهند ببیند و بشنود و بخواند، مخاطب به دنبال رسانه ای است که خواسته هایش را بر آورده کند و حرف دل او را بزند، اگر چنین نباشد کانال را عوض می کند و یا مطالب یک سایت دیگر را می خواند.

كنايه جالب رهبر انقلاب به اعتراضات أمريكا
© AP Photo / Office of the Iranian Supreme Leader

بله ما ایرانی ها نیروهای خبره و زبده زیادی را در اختیار داریم اما متاسفانه بحث کیفیت به هیچ وجه مطرح نیست و مدیریت صحیح برای این نیروها وجود ندارد، بماند که متاسفانه ارزشی برای کار نیروهای توانمند خودمان قایل نیستیم.

شاید بتوان گفت اصلی ترین دلیل اش این است که بسیاری از مسئولین ما هنوز به اهمیت رسانه واقف نیستند و متوجه نیستند که رسانه چه قدر مهم است و سرمایه گذاری در بحث رسانه چه قدر برای کشور ارزشمند می باشد.

امروزه وقتی بحث جنگ مطرح می شود بعضی ها به فکر تانک و توپ و موشک و خمپاره و هواپیما و ... می افتند در حالی که دیگر جنگ ها اینگونه نیست، امروزه جنگ سرد بسیار موثر تر از جنگ نرم است چون می تواند جبهه دشمن را از پشت خط هدف قرار دهد و اصلی ترین ابزار جنگ سرد یا جنگ نرم همانا قدرت رسانه ای در کنار قدرت اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و... می باشد.

اگر به قدرت رسانه ای بی توجه باشیم قطعا قافیه را باخته ایم.

امروزه دشمنان ایران می توانند با رسانه های خود به راحتی خیابان های شهرهای ایران را به هم بریزند.

تا کی برخی می خواهند در خواب بمانند؟

اگر می خواهیم در جنگ رسانه ای در مقابل دشمن مقاومت کنیم اولین راه اش این است که هزینه جنگ را تامین کنیم نه اینکه یک چاقو به طرف بدهیم و بگوییم برو جلوی تانک را بگیر.

آیا همین کافی نیست تا متوجه اهمیت رسانه شویم؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک