02:52 12 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1280

سالگرد امضای توافق برجام در شرایطی می رسد که روح آن فقط باقی مانده و دیگر کالبد برجام بی جان روی تخت بیمارستان مجامع بین المللی در کما به سر می برد و معلوم نیست کی قرار است دستگاه هایی که جان مصنوعی به آن می دهند را از آن جدا کنند.

زمانی که برجام امضا شد، بسیاری از ایرانی ها بر اساس وعده وعید هایی که به گوششان رسیده بود امیدوار بودند صفحه جدیدی از شرایط اقتصادی و بین المللی در مقابل آنها گشوده شود اما از همان لحظه اول، همان دولت آقای اوباما که برجام را امضا کرد، آمریکایی ها شروع کردند بهانه تراشی و آقای اوباما بحث روح برجام را مطرح کرد.

این در حالی بود که برخی در ایران صحبت از برجام های 2 و 3 می کردند و رهبری مقاومت می کرد واظهار می داشت صبر کنید ببینیم همین نهالی که کاشته شده ثمر می دهد یا نرک است.

بسیاری هم به دنبال پیدا کردن معنای روح برجام بودند که چیست.

درست است، برجام یک متن نوشتاری داشت که جسم برجام به حساب می آمد و بخش دیگری بود که بخش توافقهای ضمنی نا مکتوب بود که به عنوان روح برجام شناخته شد، شاید بتوان گفت این بخش، یعنی روح برجام بسیار مهم تر از حتی متن برجام بود.

اصلی ترین بحث این بخش این بود که دولت آمریکا از همان ابتدا همه تحریم ها علیه ایران را عملا رفع کند و برجام را به تصویب کنگره برساند تا اگر رییس جمهوری بعدی آمد نشود آن را به هم زد.

ایرانی ها هم قول داده بودند که در زمینه اجرای برجام هیچ کوتاهی نکنند و در زمینه مسایل منطقه ای کمک کنند مشکلات منطقه حل وفصل گردد.

که همین هم شد.

در واقع ایرانی ها حتی زودتر از موعد تعهدات خود در برجام را بر اساس روح برجام انجام دادند تا فرصت بیشتری برای دولت آقای اوباما فراهم کنند به تعهدات خود در روح برجام عمل کند.

آنها همچنین مثلا در زمینه مبارزه با داعش اقدام به انجام هماهنگی های لازم با متحدین خود در عراق نمودند و در نهایت داعش در عراق به دست متحدین ایران روی زمین نابود شد.

البته آمریکایی ها هم طبق توافق پوشش هوایی را تامین کردند.

ایرانی ها طبق همین روح توافق حتی برای مدتی آزمایش های موشک های دور برد خود را متوقف کردند و به هر ترتیبی بود حسن نیت خود را نشان دادند.

دلیل اصلی ای که پنج کشور دیگر به جز ایران و آمریکا به برجام امیدوار بودند این بود که این اولین بار پس از جنگ جهانی دوم بود که موفق شده بودند یک اختلاف بین المللی را از راه دیپلماتیک حل و فصل کنند و موفقیت برجام به این معنا بود که الگوی جدیدی برای راه حل های دیپلماتیک اختلافات سیاسی بین المللی باز شده.

اگر برجام به نتیجه می رسید می شد امیدوار بود بسیاری از دیگر اختلافات دیگر جهان مانند مثلا جدل بر سر برنامه هسته ای کره شمالی نیز از راه دیپلماتیک حل و فصل می شد.

همچنین در صورتی که حسن نیت طرفین ایرانی و آمریکایی برای همدیگر ثابت می شد احتمال آن می رفت که طرفین تشویق شوند پای میز مذاکره های جدید بنشینند و به قول معروف برجام های 2 و 3 هم امضا شود.

اما از همان اول آمریکایی ها نشان دادند که صداقت ندارند و مشخص بود که دولت اوباما برجامی را امضا کرده که می خواهد به دولت بعدی پاس دهد.

دولت بعدی آمریکا هم که دیدیم با برجام چه کار کرد.

علیرغم اینکه رسما هیچ تحریم بین المللی ای بر علیه ایران وضع نشده اما امروزه ایران تحت شدید ترین تحریم های بین المللی به سر می برند، یعنی عملا برجام را اجرا کرده و هیچ چیز هم گیرش نیامده و به ازای اجرای برجام تحریم ها بر علیه ایران شدید تر هم شده.

حد اقل بر اساس تحریم های شورای امنیت ایران حق داشت یک ملیون بشکه نفت بفروشد، حالا که برجام را امضا و اجرا کرده آمریکایی ها به دنبال صفر کردن صادرات نفت ایران هستند.

بعد توقع دارند ایرانی ها مجددا بیایند پای میز مذاکره و توافق جدیدی با آنها منعقد کنند.

از آنها با مزه تر آنهایی هستند که هنوز داخل ایران تصور می کنند می شود با آمریکایی ها به توافق رسید.

بعضی ها هم هنوز امیدوار هستند که برجام از کما بیرون بیاید و نتیجه ای داشته باشد.

گویند : "سالی که نکوست از بهارش پیداست".

این خط و این نشان، سال دیگر انشاء الله زنده باشیم و دوباره بتوانیم بنویسیم، چه ترامپ در آمریکا سر کار باشد چه جایگاه خود را از دست دهد و کس دیگری به کرسی ریاست جمهوری برسد، امکان ندارد آمریکایی ها به تعهدات خود عمل کنند و ما هستیم که باید زرنگ تر باشیم و به دنبال راه و چاره دیگری برای مشکلات خود باشیم.

امید به توافق با آمریکا سرابی بیش نیست.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک