21:36 11 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
4218

شاید بتوان گفت یکی از اصلی ترین مشکلات ایرانی‌ها مقایسه کردن کشورشان با دیگر کشورهای جهان است.

اسپوتنیک - ایرانی ها بعضی وقت ها شروع می کنند ایران را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کردن و اظهار می دارند مثلا دلمان می خواست کشورمان مانند فلان کشور بود. شاید بتوان گفت یکی از اصلی ترین مشکلات ما ایرانی ها هم همین است.

در دوره ای معروف به دوران قاجار به خواب عمیقی فرو رفتیم و زمانی به خودمان آمدیم که قرن ها از دیگر کشورهای جهان عقب افتاده بودیم.

البته فقط از جهان عقب نیافتاده بودیم حتی از فرهنگ و تمدن خود نیز دور شده بودیم و فراموش کرده بودیم چه بودیم و چه شده ایم.

برخی که به دیگر کشورها سفر کرده بودند تصور می کردند که فرهنگ و سیاست و تمدن وارداتی است و هر کدام که به کشوری در فرهنگ سفر کرده بود آمده بود تا فرهنگ سیاسی آن کشور را در ایران پیاده کند.

آنها متوجه نبودند که فرهنگ سیاسی هر کشوری برای مردمان آن کشور ساخته شده و نمی توان آن را به کشورهای دیگر تسری داد.

اگر فرانسوی ها یا انگلیسی ها یا آلمانی ها یا سوئیسی ها یا آمریکایی ها یا ... سیستم حکومتی ای را برای خود انتخاب کرده اند به این دلیل است که ملت آنها به سطحی از بلوغ فکری رسیده تا بتواند سیستم حکومتی مورد نیاز خود را انتخاب کند و اگر احیانا می بینیم بعضی از کشورها هنوز با سیستم های سیاسی خود کلنجار می روند به این دلیل می باشد که مردم آن کشورها هنوز به جایی نرسیده اند تا بتوانند نوع سیستم سیاسی خود را انتخاب کنند.

در بسیاری از کشورها انتخاب نوع حکومت بر اساس ایده های ارائه شده توسط احزاب می باشد، احزابی که تفکر های خود را مطرح می کنند و بعد مردم شروع می کنند بر همان اساس انتخاب کردن که با دیدگاه های فکری کدام حزب سیاسی موافق هستند.

بیش از صد سال از انقلاب مشروطه در ایران می گذرد، انقلابی که مبنای فکری اش بر اساس حکومت انگلیس بنا شده بود و در نهایت نشان داد که در ایران پاسخگو نمی باشد.

بیش از چهل سال هم از انقلاب اسلامی در ایران می گذرد، انقلابی که بر مبنای تفکری از درون همین کشور و بر مبنای خواسته همین مردم پایه گذاری شد.

از هر قوم و قبیله و تفکر و عقیده ای باشید نمی توانید انکار کنید که انقلاب اسلامی در ایران توسط مردم انجام نشد و میلیون ها ایرانی به خیابان ها نریختند تا این ساختار حکومتی را برای خود انتخاب کنند.

به هر حال اکثریت مردم ایران تشخیص دادند که این نوع حکومت به درد آنها می خورد و آن را پیاده کردند، آنها نه نمونه سوئیس را می خواستند نه نمونه انگلیس نه نمونه فرانسه و نه نمونه آمریکا و نه نمونه...

پس نباید هم ایران را بخواهیم با هیچ کشور دیگری مقایسه کنیم، ایران ایران است.

اگر احیانا ملت ایران از ظرفیت های سیاسی حکومت خود بهره نمی برند این تقصیر خودشان است نه دیگران.

شما در کدام کشور جهان می بینید که مثلا کالایی گران می شود و برخی دیوانه وار برای خرید آن کالا حمله می کنند.

در هیچ کشور جهان پیش نمی آید که ماشینی را ندیده بخرد اما در ایران علیرغم اینکه قیمت ماشین به صورت تصاعدی بالا می رود مشاهده می کنیم مردم برای خرید ماشینی که اصلا ندیده اند و نمی دانند چه است ثبت نام می کنند و بالای صد میلیون تومان پول واریز می کنند.

بار اول نیست که چنین اتفاقی رخ می دهد و قطعا بار آخر نیز نخواهد بود.

در مورد کالاهای دیگر هم همین است.

اگر بخواهیم کشورمان را با سوئیس مقایسه کنیم فقط یک نکته کافی است تا متوجه شویم چرا مردم آن کشور با آن شرایط زندگی می کنند و مردم ما با این شرایط.

همین دو سه سال پیش دولت سوئیس اعلام کرد که پول مازاد زیادی در حساب هایش انباشته شده و می خواهد برای اینکه از نگهداری آن خلاص شود به صورت یارانه میان مردم پخش کنند.

شاید برخی به یاد داشته باشند که در رفراندوم اکثریت مردم سوئیس رای منفی به این طرح دادند چون همه باور داشتند که این کار تورم در کشورشان را می برد بالا.

زمانی که بحث یارانه ها مطرح شد ارزش یارانه هر ایرانی معادل 45 دلار آمریکا بود، بیش از تعداد جمعیت زنده ایران برای دریافت یارانه ثبت نام کردند، البته بعدها در آمار معلوم شد که تعداد دریافت کننده های یارانه بیش از تعداد زنده ها هست وحتی برخی برای مرده هایشان هم ثبت نام کرده بودند.

 امروزه شده دو دلار آمریکا، هنوز هم مردم منتظر یارانه آخر ماه هستند.

جالب اینکه کرونا در کشور پخش می شود و در برخی کشورها دولت ها کمک های بلا عوض می کنند در ایران دولت اعلام می کند یک میلیون تومان به مردم نیازمند می دهد و آن را با بهره 4% از یارانه مردم کم می کنند و همه می روند ثبت نام می کنند.

یعنی به قیمت امروزه دلار چهل دلار را با اقساط چند ساله باید پس بدهیم!!!!

نمی دانم به این طرح چه می گویند، ولی حد اقل اش این است که باید به حالمان بخندیم یا گریه کنیم؟

به خدا نمی دانم.

دولت اعلام می کند که تامین اجتماعی بیمه بیکاری کارگران را در دوران کرونا پرداخت می کند اما بعد پرداخت ها به صورت سلیقه ای انجام می شود و کارگر بدبخت برای حقوق بیمه بیکاری خود باید ده برابر اش دوندگی کند و هزینه رفت و آمد پرداخت کند.

اگر سازمان تامین اجتماعی پول ندارد که برای تامین بیمه بیکاری کارگران پرداخت کند مقصر این کارگران نیستند چون آنها ماه به ماه هزینه بیمه خود را پرداخت کرده اند مقصر مدیران سازمان هستند که نمی توانند این سازمان را اداره کنند، آیا تا به حال حتی یک بار این سازمان بازخواست شده که چرا بر اساس مصوبه دولت به تعهدات خود عمل نمی کند؟

نه کسی از مردم اعتراض می کند و نه نماینده ای از نماینده های مجلس اعتراض می کند که این چه کمکی است که دولت به مردم کرونا زده می دهد؟

میلیاردها دلار پول بی زبان مملکت به قیمت 4200 توسط سودجویان بر باد می رود و کسی سوال نمی کند که این پولها چه شد؟

همین ما به التفاوت قیمت این ارز با قیمت بازار چندین برابر کل یارانه ای است که مردم برای کرونا دریافت می کنند و یا کسری بودجه ای که دولت درحال حاضر با آن مواجه است.

بعد یکی می آید و می پرسد چرا شرایط ما اینگونه است؟

خوب عزیز برادر خودمان هستیم که همین بلا را سر خودمان می آوریم.

در همه جای جهان وقتی مردم برای انتخاب افراد پای صندوق های رای می روند در مورد همه چیز کاندیدای منتخب خود چه نماینده مجلس باشد چه نماینده شورای شهر باشد چه رییس جمهوری باشد چه ... تحقیق می کنند تا ببینند آیا آن فرد قرار است آنچه آنها می خواهند را انجام دهد یا نه.

برای رای خودشان ارزش قایل هستند.

اما در ایران یک بار هم که شده بیایید ببینیم کدام کاندیدا با برنامه ای مدون در هر جایگاهی قدم به عرصه انتخابات گذاشت و مردم به او رای دادند و از او بازخواست کردند که خوب پس از چهار سال چه کار کردی تا به تو یا جناح سیاسی یا همفکرانت رای دهیم؟

دقیقا مانند ماجرای خرید ماشین مردم می روند ندیده و نشناخته بر اساس فضاهای سیاسی که ایجاد می شود به یک کاندیدا رای می دهند و بعد هزاران توقع ذهنی که داشتند از او دارند.

وقتی که به کاندیدایی رای می دهیم باید توجه داشته باشیم که در خوبی و بدی عملکرد آن کاندیدا نیز شریک هستیم و اینگونه نیست که تصور کنیم ما رای دادیم پس به وظیفه خود عمل کردیم و کار تمام شد.

نه خیر هر اتفاقی در مملکت رخ می دهد و هر آنچه به سر مردم می آید دلیل اش همان انتخاب است و اگر بنا باشد مملکت ما شرایط بهتری را پیدا کند ما ملت ایران هستیم که باید خودمان برای پیشرفت خودمان فعالیت کنیم و نباید توقع داشته باشیم که دیگری برای ما کاری انجام دهد.

ما باید همانگونه که به کاندیدا و یا کاندیداهایی رای دادیم اگر آنها به وظیفه خود عمل نکردند کاندیدا و یا کاندیداها را بازخواست کنیم، البته اگر قولی داده اند و انجام نداده اند، اگر قول نداده باشند و ما به آنها رای داده ایم حق مطالبه آن قول را از آنها نداریم.

آنان که می خواهند کشورشان را بتوانند در جهان به نمونه و الگو تبدیل کنند و شرایط زندگی شان بهتر باشد باید آستین بزنند و به صورت جمعی برای پیشرفت مملکت خود دست به کار شوند نه اینکه کنار بشینند و شاهد موج باشند.

حداقل کاری که باید مردم در این شرایط اقتصادی انجام دهند مبارزه با سود جویان است، یعنی اگر بی دلیل کالایی گران می شود حداقل اش این است که مردم دست به یکی کنند و آن کالا را نخرند.

به این رفتار می گویند اعتراض جمعی اجتماعی.

هر وقت مردم ما به این بلوغ فکری رسیدند که با فعالیت دست جمعی قدمی بردارند مطمئن باشید همه چیز تغییر می کند، حتی سیاستمداران نیز حساب کار دستشان می آید ولی تا وقتی که مردم به این بلوغ فکری نرسیده اند همین آش است و همین کاسه.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک