03:41 12 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
13798

مدتی است هیاهوی زیادی در باره طرح "برنامه همکاری های جامع 25 ساله ایران و چین" راه افتاده که بسیاری از محافل رسانه ای و سیاسی ایران را درگیر خود کرده.

این هیاهو در ابتدا توسط رسانه هایی که وابسته به جریان های سیاسی مخالف ایران هستند راه افتاد و طبق معمول برخی در داخل نیز دام آنها گیر کردند و به ماجرا دامن زدند.

متاسفانه اتفاقی که در موارد متعدد رخ داده و رخ می دهد این است که رسانه های مخالف ایران از کارشناسان بسیار زبده برای کار خود استفاده می کنند و آنها به خوبی می دانند از کجا می توانند روی ایرانی ها از نظر روانی تاثیر بگذارند و چگونه جو سازی کنند و موج هایی راه بیاندازند که خود رسانه ای های ایرانی ها هم با آن موج ها همراه شوند.

 بدیهی است که دلیل اصلی راه انداختن این جریان ها این است که آمریکایی ها از اینکه چنین برنامه و یا سندی میان ایران و چین به امضا برسد بسیار ناراحت هستند وتلاش دارند به هر شکلی که شده این توافق را به هم بزنند.

در واقع این ماجرا به نوعی یک جنگ اقتصادی پشت پرده است که آمریکا با کل کشورهای جهان دارد.

حتی آمریکایی ها توافق هسته ای موسوم به برجام را به این دلیل به هم زدند که به این نتیجه رسیدند منافع اتحادیه اروپا در این توافق بیش از منافع اقتصادی آنها است.

یعنی حتی اگر توافقی موجب آن شود که متحدین آمریکا بیش از آمریکا نفع ببرند آنها این توافق را به هر شکلی شده به هم می زنند.

شاید برخی ندانند که دلیل اصلی سرنگونی عادل عبد المهدی نخست وزیر سابق عراق این بود که وی به چین رفت و توافق سرمایه گذاری 200 ملیارد دلاری با آنها انجام داد و با روسها مذاکره کرد تا تسلیحات روسی برای ارتش عراق تامین کند.

همین کافی بود تا آمریکایی ها خیابان ها را در عراق بر علیه او تحرک کنند و در نهایت او را سرنگون کنند.

در سوریه همین که آمریکایی ها احساس کردند پروژه های بازسازی این کشور می خواهد شروع شود و آنها سهمی در این باز سازی نخواهند داشت قانونی به عنوان قانون قیصر را به اجرا کردند تا هیچ کس جرئت نکند در سوریه سرمایه گذاری کند.

در لبنان امروزه این کشور شاهد یک بحران اقتصادی بی سابقه است ومردم آن شدیدا به سوخت نیاز دارند اما آمریکایی ها از کانال عوامل خود جلوی موافقت دولت لبنان برای خرید سوخت از ایران آن هم به لیره لبنان را می گیرند، ماجرایی که طبق بر آورد همه کارشناسان می تواند بخش بزرگی از مشکلات دولت لبنان را حل کند.

آنها به هر ترتیبی شده جلوی امضای توافقنامه های همکاری ایران و لبنان در زمینه کشف و استخراج گاز را می گیرند تا مبادا لبنان بتواند از گاز موجود در حریم دریایی اش بهره ببرد.

به هر صورت این مثال ها را زدم تا خواننده متوجه باشد آنچه در باره اش هیاهو راه اندازی می شود عموما به این دلیل می باشد که اسپانسر های آن رسانه ها به دنبال منافع خاصی می باشند.

برخی شخصیت های سیاسی هم ممکن است بخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و با موج سواری بر فضای رسانه ای راه اندازی شده از آن فضا بهره ببرند.

حال اگر برگردیم به موضوع تفاهم نامه ایران و چین، باید بگویم طی سالهای اخیر این روابط دچار فراز و فرود های بسیار زیادی شد که بنده خود حد اقل در بسیاری از موارد نظاره گر بسیاری از ماجراها و اتفاقاتی بودم که رخ می داد و حتی در بسیاری از موارد با شخصیت ها و مسئولین ایرانی و چینی به دلیل ارتباطات دوستی ای که داشتم در این موارد گفتگو کرده ام.

اولا باید به این مساله اشاره کنم که هیچ کشوری اصلا کشور که هیچ، هیچ احدی اگر در مساله ای منفعتی نداشته باشد قدم نمی گذارد و در مسایل بین المللی چیزی به عنوان احساسات و علایق شخصی وجود ندارد همه چیز به حساب کتاب های دو دوتا چهارتایی و منافع کشورها بر می گردد.

اگر کشورها منافع مشترک داشته باشند با هم همکاری می کنند و حتی شاید هم متحد شود و اگر نه در نهایت دورادور سلامی به هم می رسانند.

همکاری و روابط ایران و چین به چند هزار سال قبل بر می گردد و چیز جدیدی نیست اما در دوره ای به دلیل اینکه چینی ها خود را در مرزهای خود محصور کرده بودند این روابط بسیار کمرنگ شده بود.

امروزه چین ابرقدرت اقتصادی دوم جهان به حساب می آید و با توجه به ذخایر ارزی و توانمندی اقتصادی اش و مقایسه آن با بدهی های دولت آمریکا می توان گفت از نظر مالی در رتبه اول جهان قرار دارد.

طبیعی است که هرگونه همکاری که بتواند موجب آن شود تا چینی ها متقاعد شوند بخشی از سرمایه های خود را به ایران بیاورند می تواند به نفع ایران باشد.

در دوران ریاست جمهوی آقای احمدی نژاد، زمانی که شورای امنیت تحریم های جامعی را بر علیه ایران وضع کرد چینی ها همکاری های اقتصادی زیادی با ایران انجام دادند و ایران به دلیل همین همکاری ها توانست در مقابل این تحریم ها مقاومت کند.

این همکاری ها تا زمان ریاست جمهوری آقای روحانی هم ادامه یافت اما پس از امضای برجام اتفای که رخ داد این است که شرکتهای اروپایی به ایران سرازیر شدند و ایرانی ها بسیاری از قرارداد ها را با آنها امضا کردند و چینی ها را کنار زدند.

امری که موجب بی اطمینانی و گلایه مندی از طرف چینی ها نسبت به ایرانی ها شد، به هر حال در زمان سختی آنها کنار ایرانی ها بودند ولی ایرانی ها این رفتار چینی ها را نادیده گرفتند.

درست است که چینی ها در همکاری اقتصادی با ایرانی ها منافع زیادی داشتند اما باید توجه داشت که اوضاع مالی و اقتصادی چین آنقدر خوب است که نیاز به منافع مالی همکاری با ایران نداشته باشند مضاف بر اینکه آنها به دلیل همکاری با ایران شدیدا تحت فشار آمریکا قرار داشتند و بسیاری از شرکت های بزرگشان آسیب های سنگینی را متحمل شد که به مراتب بیشتر از سودی بود که از همکاری با ایران عایدشان می شد.

برای اینکه یک مثال بزنم شاید بسیاری در جریان باشند که شرکت هواوی متحمل تحریم های بسیار سنگین آمریکا شد به دلیل اینکه با ایرانی ها همکاری کرد و به آنها گوشی موبایل و یا تجهیزات مخابراتی فروخت، فقط جریمه ها و تحریم هایی که شرکت هواوی متحمل شده معادل کل سودی است که چینی ها از همکاری با ایران داشته اند.

من در این زمینه با تعدادی از مقامات چینی صحبت کردم و آنها اظهار می داشتند که علیرغم همه این ضرر ها دلیل اصلی همکاری شان با ایران این است که در یک جبهه دیگر یعنی مقابله با سلطه آمریکا با ایرانی ها همسو هستند و منافع خود را در آن سو می بینند.

به هر حال بر کسی پوشیده نیست که ایرانی ها از نظر فرهنگی تمایل به همکاری اقتصادی با کشورهای غربی و اروپایی دارند و به همین دلیل بلا فاصله پس از امضای برجام وزنه آن طرف سنگینی کرد.

برخی ممکن است بحث کالای چینی و کالای اروپایی را مطرح کنند اما شاید تکرار مکررات باشد که خود اروپایی ها و آمریکایی ها امروزه بزرگترین وارد کننده کالا و خدمات از چین هستند و تنها تفاوت این است که برخی تاجران ما متاسفانه به دنبال کالای بنجل چینی می روند در حالی که چینی ها انواع و اقسام کالاها با کیفیت های مختلف را بنا به سفارش مشتری تهیه می کنند.

خوب مشاهده کردیم که آمریکایی ها از برجام خارج شدند و اروپایی ها زیر همه توافقات خود با ایرانی ها زدند و میدان را خالی کردند.

اینبار باز ایرانی ها به سمت چینی ها رفتند تا آنها را دعوت به همکاری با ایران کنند اما چینی ها گله مند بودند که چه تضمینی وجود دارد آنها ریسک کنند و با ایران همکاری کنند وفردا روزی دوباره ایرانی ها همان کاری را که دفعه قبل با آنها کردند انجام ندهند وبا امضای توافقی با اروپا یا آمریکا چینی ها را کنار نگذارند؟

در این بازار بسیار آشفته نفت جهانی برای چینی ها بسیار راحت تر است از کشورهای همجوار ایران نفت خریداری کنند و موجب غضب آمریکا قرار نگیرند تا بیایند از ایران نفت بخرند و کلی دردسر متحمل شوند.

جاده موسوم به کمربند چین واروپا را آنها به راحتی می توانند از طریق مثلا عربستان سعودی وعراق و ترکیه به اروپا وصل کنند تا از طریق ایران، ودر حالی که ایرانی ها هیچ سرمایه گذاری ای در این زمینه حاضر نیستند انجام دهند سعودی ها به چینی ها پیشنهاد داده اند که خود بخش بزرگی از هزینه ها را تقبل کنند تا فقط جاده ترانزیت کالای چینی از زمین آنها رد شود و نه از طریق ایران.

حتی بحث صید ماهی که بسیاری نسبت به آن حساس هستند باید توجه داشت که در آبهایی انجام می شود که محدوده های مشترکی با همسایه های جنوبی ایران دارد و این همسایه ها حاضر هستند برای اینکه منفعتی به ایران نرسد کل صید ماهی را رایگان به چینی ها بدهند.

البته اینجا تاکید کنم که بنده مثل هر ایرانی دیگر پشتیبان این هستم که اول باید منافع ماهیگیران ما در نظر گرفته شود و چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، ولی باید توجه داشت که این ماجرا را نباید بیش از آنچه که هست بزرگ کنیم.

شما از این ابتدای خط را بگیرید و تا انتهایش که فرستادن توریست به ایران است را داشته باشید.

آیا اگر ما حمایت چین یا روسیه در شورای امنیت را داشتیم تحریم های کذایی شورای امنیت بر علیه ایران وضع می شد؟

بدیهی است نداشتن این حمایت و خودداری این دو کشور از استفاده از حق وتو بر علیه تحریم های شورای امنیت ضد ایران به این دلیل بود که ما نتوانسته بودیم روابط سیاسی راهبردی با چین و یا روسیه برقرار کنیم.

اینکه چین سالانه بخواهد تعداد زیادی توریست به ایران بفرستد، توریست هایی که ارز نقد وارد مملکت می کنند و طبق بر آورد های توریستی هر کدام چیزی حدود 5000 دلار گردش مالی در مملکت ایجاد می کنند، گردش مالی ای که ده ها شغل در کشور را در بر می گیرد و پول نقدی است که به راحتی همه تحریم ها را دور می زند و وارد ایران می شود.

آیا فکر می کنید که کشورهای دیگری نیستند که حاضر هستند امتیازها و شرایط بسیار بهتری از ایران برای توریست های چینی فراهم کنند تا به آنجا سفر کنند؟

خوب در این شرایط قرار بر این شد که ایران یک تفاهمنامه همکاری جامع با چین داشته باشد تا به چینی ها اطمینان دهند که اتفاقات قبلی رخ نخواهد داد و در مقابل هم چینی ها به ایرانی ها این اطمینان را بدهند که روی همکاری و پشتیبانی اقتصادی و سیاسی و نظامی چین می توانند حساب باز کنند.

در کل اصل ماجرای تدوین این سند همکاری بر این اساس بود.

باید توجه داشت که در تعابیر سیاسی معاهده با سند همکاری با قرارداد با پیمان با عهدنامه فرق دارند و الزامات آنها بر کشورها متفاوت است.

در واقع برنامه یا سند همکاری بیشتر نشان دهنده نیت کشورها در همکاری با یکدیگر است و از نظر قانونی تعهد قانونی ای را برای طرفین ایجاد نمی کند بلکه فقط نوعی تعهد اخلاقی ایجاد می کند وبه نوعی به طرف مقابل نشان می دهد که اینطرف در همکاری جدی است.

بنده از کانال هایی از برخی مفاد این سند مطلع بودم  منتظر بودم تا از یک منبع رسمی این سند منتشر شود اما به هر حال قابل درک است که خودداری از انتشار این سند می تواند به این دلیل باشد تا دشمنان دو طرف، یعنی آمریکایی ها متوجه نقشه های همکاری ایران و چین نشوند و نتوانند از قبل برای به هم زدن آن برنامه ریزی کنند.

چند نسخه از این سند را که در گروه های اجتماعی بود و خوب رسما تایید نشده بود را مطالعه کردم و در هیچ کدام موردی که به حاکمیت ملی ایران و یا چین لطمه بزند مشاهده نکردم و نمی توانم درک کنم که چرا چنین هیاهویی در باره این سند راه افتاده.

تنها تحلیلی که می توانم در این زمینه داشته باشم این است که آمریکایی ها متوجه شده اند اجرای این سند می تواند بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی مردم ایران را حل کند و از طریق آن ایران می تواند تحریم های آمریکا را دور بزند و طبیعتا تلاش دارند به هر وسیله ای که می توانند همکاری ایران و چین را به هم بزنند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک