01:31 12 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
9224

هفته اخیر حدود 200 نماینده مجلس ایران طرح سوال از رییس جمهوری را امضا کردند تا وی مجبور باشد به مجلس بیاید و در مورد این سوالات توضیح دهد.

اسپوتنیک - تفاوت سوال کردن با استیضاح در این است که پس از سوال کردن رای گیری ای انجام نمی شود تا رای اعتماد مجدد مجلس به رییس جمهوری و دولت گرفته یا اعطا شود اما در استیضاح پس از پایان استیضاح باید مجددا در مجلس رای گیری شود و رییس جمهوری و دولت بتوانند رای اعتماد مجلس را دوباره به دست آورند.


البته در صورتی که نمایندگان مجلس از پاسخ های رییس جمهوری قانع نشوند می توانند در مرحله بعدی لایحه و یا طرح استیضاح رییس جمهوری را مطرح کنند تا بحث کسب اعتماد مجدد مجلس مطرح گردد.

اما با توجه به اینکه کمتر از یک سال به پایان دوره ریاست جمهوری جناب آقای روحانی باقی مانده بعید است نمایندگان بخواهند طی این مدت رییس جمهوری را برکنار کنند، به هر حال حتی در صورت برکناری رییس جمهوری همین دولت تا انتخاب رییس جمهوری بعدی سرپرستی دولت را در اختیار خواهد داشت و فراهم نمودن شرایط انتخابات خود چند ماه کار دارد که عملا تفاوتی چندانی نخواهد کرد که آقای روحانی سر کار باشد یا برکنار شود.

همچنین باید توجه داشت در صورت کشیده شدن ماجرا به استیضاح و برکناری رییس جمهوری دست دولت هم در مواردی بسته تر خواهد بود، به معنای اینکه خوب فقط سرپرستی دولت تا انتخابات بعدی را عهده دار خواهد بود و هم اینکه دیگر به کسی پاسخگو نخواهد بود چون البته بحث حقوقی و قانونی این موضوع بسیار پیچیده و زیاد است که بنده ترجیح می دهم ماجرا را به متخصصین امر بسپارم و خودم به تحلیل خود از ماجرا اکتفا کنم.

به هر صورت شرایط امروزه مملکت مخصوصا شرایط اقتصادی بیش از حد تصور سخت شده و حد اقل کاری که مجلس باید انجام دهد این است که رییس جمهوری را به مجلس بخواهد و از او بخواهد در مورد چرایی این اتفاقات پاسخگو باشد.

در ایران رییس جمهوری رییس قوه مجریه است و وی ملزم می باشد در مورد عملکرد کلی دولت پاسخگو باشد.

در برخی موارد خاص ممکن است نمایندگان مجلس وزیری را به مجلس فرا بخوانند و از وی طرح سوال کنند (مانند سوال از آقای ظریف که هفته گذشته انجام شد و جلسه به تنش کشیده شد) یا اینکه کلا نماینگان وزیر را استیضاح و برکنار کنند.

اما وقتی که ماجرا به عملکرد کل دولت بر می گردد این سوال ها باید از رییس جمهوری بشود.
شعار آقای روحانی قبل از دوره اول انتخابات ریاست جمهوری اش یک کلید بود که وی همیشه در دست داشت و مدعی بود کلید حل کل مشکلات مملکت در دست اش است و امروزه به عنوان لوگوی انتقاد از او تبدیل شده است.

در همان زمان وعده وعید های زیادی به مردم داده شد که اگر برجام امضا شود همه مشکلات مردم حل خواهد شد و توقعات مردم ایران از نتایج برجام بسیار بالا بود.

شاید بتوان گفت این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که تیم آقای روحانی انجام داد و به امید اینکه بتوانند دلایل مذاکره و گفتگو با آمریکا را در اذهان مردم فراهم کنند از آنطرف خط افتادند و توقعات مردم از این مذاکرات و گفتگو ها و در نهایت برجام را بالا بردند.

مردمی که اصلا هیچ نیازی به توجیه کردنشان در مورد مذاکرات و گفتگو وجود نداشت و آنقدر نجیب هستند که در همه شرایط پشتیبان دولت و حکومتشان بوده و هستند.

در واقع این وعده وعید ها موجب آن شد که اطمینان مردم نسبت به دولتشان تضعیف گردد.

وعده وعید هایی که برخی حتی در حد رویا سازی بود و حتی اگر برجام به صورت کامل هم اجرا می شد امکان نداشت اتفاق افتد.

به هر حال عرف همه جوامع جهان در این است که مردم هیچوقت کارهایی را که رهبران انجام می دهند را به یاد نمی آورند، چون این را وظیفه افرادی که مسئولیت تقبل کرده اند می دانند، اما همیشه وعده هایی را که داده اند و انجام نداده اند را ثبت می کنند.

علیرغم اینکه زمان مبارزات انتخاباتی سال 1396 آقای ترامپ انتخاب شده بود و رویکرد وی در مورد برجام و ایران کاملا مشخص بود اما آقای روحانی در مبارزات انتخاباتی از طریق صدا و سیما به هشتاد ملیون ایرانی وعده داد در صورت انتخاب شدن نه فقط تحریم های هسته ای بلکه همه تحریم های اقتصادی دیگر از بالاسر ملت ایران برداشته خواهد شد، به گونه ای که برخی تصور کردند پشت پرده ماجراهایی وجود دارد که آقای روحانی از آن با خبر است و کسان دیگر بی خبر و با رفتن آقای روحانی ممکن است این ماجراها به هم بخورد.

بر کسی پوشیده نیست دلیل انتخاب مجدد اقای روحانی هم این بود که مردم تصور می کردند وی می تواند مشکلات اقتصادی شان را حل کند و دیگر کاندیداها نخواهند توانست این کار را انجام دهند.

شاید هنوز برخی به یاد دارند که در بهبوهه مبارزات انتخاباتی مطرح می شد که اگر فلانی رییس جمهوری شود دلار به پنج هزار تومان خواهد رسید، و بسیاری از مردم به همین دلیل در صف های طولانی ایستادند و به آقای روحانی رای دادند تا مبادا دلار پنج هزار تومان شود، اما امروزه دلار به جای 5 هزار تومان از 22 هزار تومان هم بالاتر رفته است.

برخی امروزه به شوخی می گویند شاید منظور پخش کنندگان شایعات در مورد دلار پنج هزار تومانی منظورشان این بود که اگر فلان کاندیدا رییس جمهوری می شد الان دلار پنج هزار تومان می بود و بالاتر از آن نمی رفت و خوب ظاهرا مردم انتخاب کردند که دلار بالاتر برود.

به هر صورت امروزه تحریم هایی بر ایران تحمیل شده که به مراتب سنگین تر از تحریم هاش شورای امنیت سازمان ملل می باشد و بر عکس همه وعده وعید ها و اظهارات مسئولین دولتی که آمریکا نمی تواند از برجام خارج شود و اگر خارج شود نمی تواند مجددا تحریم ها بر علیه ایران را پیاده کند و قطعنامه 2231 شورای امنیت ضامن تعهدات کشورهای دیگر در قبال ایران است و کشورهای اروپایی در مقابل هرگونه تحریم آمریکا در کنار ایران خواهند ایستاد و ... امروزه ایران تحت شدید ترین تحریم های تاریخ بشریت قرار گرفته و کشورهای اروپایی نه فقط در مقابل آمریکا ایستادگی نکرده اند بلکه با آمریکا همراهی کرده اند.

شاید برخی استناد کنند که نخیر هیچ تحریم بین المللی بر علیه ایران وجود ندارد یا اینکه کشورهای اروپایی نمی توانند در مقابل آمریکا ایستادگی کنند اما نکته ظریف ماجرا در این است که برای مردم مهم نیست روی کاغذ و یا در سخنان مسئولین و یا شخصیت های سیاسی چه رخ می دهد مهم این است که شرایط واقعی روی زمین چیست و در همه موارد معیار برای مردم جیبشان است نه سخنان مسئولین.

درست است که ایران تحت شدید ترین تحریم ها قرار دارد اما بخش بزرگی از مشکلاتی که امروزه مردم ایران با آن مواجه هستند بر اثر تحریم ها نیست بلکه بر اثر ناکارآمدی مدیران دولتی و رانت و فساد و سوء استفاده و اختلاس است.

اگر فقط مبالغ اختلاس ها و رانت خواری هایی که در حال حاضر قوه قضائیه در حال رسیدگی به آن است را با هم جمع ببندیم می بینیم که سرجمع شان بیش از کل کسر بودجه دولت است.

مردم این را می بینند و می بینند در حالی که پول خرید یک کیلو گوشت را ندارند برخی اصحاب نفوذ هزاران ملیارد تومان از پول بیت المال را به جیب زده اند.

توجه داشته باشید بدون استثنا همه اینهایی که در این فسادها دخیل هستند افرادی هستند که در دستگاه های دولتی صاحب نفوذ بوده اند و توانسته اند از رانت های دولتی بهره ببرند و هیچ کدام از افراد معمولی جامعه نیستند.

بدیهی است که اصرار دولت بر برخی سیاست ها که توسط همه کارشناسان صاحب نظر موجب ایجاد رانت و سوء استفاده می گردد شبهات زیادی را ایجاد می کند که در نهایت باید رییس جمهوری برود مجلس و پاسخگو باشد که چرا دولت اصرار به اجرای این سیاست ها داشت.

به عنوان مثال مشاهده می کنیم که ده ها فرد امروزه در محاکم محاکمه می شوند که از ما به التفاوت رانت دلار 4200 تومانی با دلار بازار آزاد بهره برده اند.

همه هم افرادی هستند که به نوعی یا مستقیم یا غیر مستقیم با دولت در ارتباط بوده اند و امکان دسترسی به دلار 4200 تومانی برایشان فراهم بود، نه افراد معمولی.

از همان ابتدا هم مشخص بود که تصمیم برای چند نرخی کردن ارز موجب ایجاد رانت و فساد خواهد شد.

پس چرا دولت بر این سیاست خود اصرار ورزید و امروزه طبق آمار و ارقام چند ده ملیارد دلار پول مملکت به دلیل همین تصمیم به باد رفته است. چه کسی باید پاسخ گو باشد؟

یا اینکه دولت در چند ماه اخیر شروع کرده به بازرگانان فشار بیاورد تا دلار صادرات خود را به مملکت برگردانند و خوب با توجه به شرایط کرونا و بسته شدن بسیاری از راه های سابق وارد کردن پول به ایران این تاجر ها مجبور می باشند برای پوشش تعهدات خود ارز را از بازار آزاد تهیه کنند و خوب طبیعتا چون تقاضا بالا می رود قیمت ها هم بالا می رود.

نکته ای که شاید بد نباشد اینجا به آن اشاره کرد این است که وقتی از نا کار آمدی سیستم دولتی صحبت می کنیم یکی از نکات ظریف اش همین ماجرا است.

به عنوان مثال زمانی که آمریکا همه راه های قانونی حواله پول به ایران را بسته و تاجرهای ایرانی مجبور می باشند از کانال های غیر رسمی پولها را جابه جا کنند به یکباره مشاهده می کنیم که سیستم بانکی و دولتی در راستای بستن این کانال ها عمل می کند نه در راستای باز کردن این کانال ها.

درست است برخی ممکن است از این کانال ها برای سوء استفاده و یا انجام کارهای خلاف ویا به اصطلاح پولشویی هم استفاده کنند اما راه و چاره چیست؟

آیا دولت نباید در این شرایط آنقدر انعطاف پذیری لازم را داشته باشد تا بخواهد سبک و سنگین کند منافع کلی مملکت چیست؟

در برخی کشورها مانند مثلا سویس یا لبنان یا کشورهای دریای کاراییب یا شرق آسیا و یا حتی کشورهای اروپایی مانند لوکسامبورگ و بلژیک و... کلا قوانین خاص بانکی تصویب می کنند تا پولهای همه جای دنیا به آنجا سرازیر شود و خودشان هم بخوبی می دانند که بخش بزرگی از این پولها مرتبط با اعمال مجرمانه و یا خلاف است ولی سبک و سنگین می کنند که منافع کشورشان چه اقتضا می کند.

بعد در ایران علیرغم اینکه ایران هنوز عضو FATF نشده ولی بانک ها شروع می کنند همه مقررات مربوطه را اجرا کردن، هدف چیست؟

در حالی که در بسیاری از کشورهای تحت تحریم آمریکا سیستم های نقل و انتقالات مالی الکترونیکی غیر قابل ردیابی راه اندازی شده تا نظارت های آمریکا بر آنها کمرنگ شود و زمینه را برای جابجایی پول به ایران فراهم می کنند، در ایران می آیند و چون یک سوء استفاده گر از این سیستم مثلا برای قمار بازی از این سیستم استفاده کرده، حساب چند هزار نفر را می بندند و در این شرایط بغرنج اقتصادی چند هزار خانواده را چندین ماه درگیر ماجرا می کنند و هیچ کس پاسخگو نیست و به جای اینکه زحمت بکشند به دنبال سوء استفاده گر بروند و وی را پیدا کنند، راه آسان را انتخاب می کنند و پول مردم بد بخت ضرر دیده که روحشان هم از ماجرای قمار بازی دیگران خبر ندارد، را مصادره می کنند.

به هر حال همه اینها مسایلی است که شرایط اقتصادی مملکت را دچار شرایطی کرده که امروزه شاهد آن هستیم.

برخی هم در سیستم دولتی هنوز اصرار به این دارند که تنها راه کار بیرون رفت از این ماجرا مذاکرات با آمریکا است در حالی که مذاکرات با آمریکا را تجربه کرده اند و نتیجه آن هم امروزه به وضوح ملموس می باشد.

برخی هم امید های واهی دارند که باید صبر کنند در انتخابات بعدی آمریکا اقای ترامپ شکست بخورد و دموکراتها سر کار بیایند تا برجام دوباره اجرا شود و مشکلات مملکت حل شود، در حالی که خودشان هم به خوبی می دانند حتی اگر دمکرات ها سر کار بیایند سیاست های کلی آمریکا بر علیه ایران تغییر نمی کند و عدم اجرای برجام در دوران آقای ترامپ شروع نشد بلکه زمان آقای اوباما که دولت اش امضا کننده برجام بود هم آمریکا از اجرای تعهدات خود سر باز می زد.

اینکه بسیاری مدیران دولتی دست روی دست گذاشته باشند و به جای اینکه به دنبال حل مشکلات مردم باشند فقط نظاره گر می باشند اصلی ترین دلیلی است که مجلس شورای اسلامی بخواهد رییس جمهوری را مورد سوال قرار دهد و اگر وی نتواند پاسخگو باشد حتی اگر هم ماجرا موجب تعطیلی دولت شود بخواهند رییس جمهوری را استیضاح و برکنار کنند.

به هر حال اگر نمایندگان به این نتیجه برسند که مدیران دولتی نظاره گر هستند و کاری برای حل مشکلات مردم انجام نمی دهند، آنوقت ممکن است برای ایجاد انگیزه هم که شده نخواهند اجازه دهند رییس جمهوری و دولت همین چند ماه باقیمانده را نیز ادامه دهند.

اینجا باید به این نکته بسیار مهم هم توجه داشت که جلسه سوال از آقای ظریف نشان داد این مجلس با مجلس قبلی بسیار متفاوت است اینبار احتمالا آقای روحانی نخواهد توانست رفتاری که با مجلس قبلی در پاسخ به سوالات اش داشت را داشته باشد، قطعا در این صورت واکنش نمایندگان این مجلس بسیار بسیار متفاوت تر از مجلس قبل خواهد بود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک