07:26 12 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
5766

همزمانی سفر مسئول میز ایران در وزارت خارجه آمریکا آقای برایان هوک به منطقه با اتفاقاتی که در پارچین و نطنز رخ داد و سقوط قیمت ارز ملی و... را نمی توان بی ارتباط دانست.

قطعا با توجه به اینکه آمریکایی ها متوجه شده اند کشورهای جهان حاضر نیستند در زمینه تمدید تحریم های تسلیحاتی ایران با آنها همکاری کنند و تحریم هایشان بر علیه ایران شکست خورده تصمیم گرفته اند نقشه های جدیدی را برای ایران پیاده کنند.

علیرغم اینکه آقای ترامپ تمایل دارد وانمود کند که تصمیم برای ترور شهید سلیمانی یک تصمیم لحظه ای بوده که وی گرفته، اما در هیچ کارشناسی نمی تواند بپذیرد که نیروهای مسلح آمریکا چنین قماری را بدون هیچ برنامه ریزی قبلی ووجود پوشش سیاسی مطلوب انجام داده اند.

قطعا یک نقشه بزرگتر پشت ماجرا بوده که ترور شهید سلیمانی قطعه اول پازل نقشه جدید بود.

هنوز مقامات ایرانی به صورت رسمی دلیل آتش سوزی در نطنز را اعلام نکرده اند اما اگر آنگونه که پیش بینی می شود این آتش سوزی ها به دلیل اعمال خرابکارانه بوده قطعا این یک پازل جدیدی در پازل نقشه کلی ای که بر علیه ایران ترسیم شده به حساب می آید.

توجه داشته باشید نکاتی که دشمنان ایران روی آن نظر دارد چیست:

1 – بحث نفوذ روز افزون ایران در منطقه.

2-  بحث قدرت دفاعی ایران مخصوصا توانمندی موشکی آن.

3- بحث اتمی ایران که قدرت چانه زنی به این کشور داده.

4- بحث توانمندی اقتصادی ایران برای مقابله با تحریم های آمریکا و جهان.

5 – بحث توازن سیاسی بین المللی که ایران توانسته ایجاد کند.

در بحث نفوذ ایران مشاهده می کنیم آمریکایی ها برای شروع نقشه خود مرد شماره یک نفوذ منطقه ای ایران را هدف ترور خود قرار دادند.

به هر صورت هر چه قدر بخواهیم ماجرای ترور شهید سلیمانی را در عملکرد ایران در منطقه کم تاثیر جلوه دهیم اما واقعیت امر این است که این ترور خلل بسیار سنگینی را به برنامه های ایران در منطقه وارد کرده.

وقتی در مورد انفجار و یا آتش سوزی های اخیر که در منطقه پارچین رخ داده توجه می کنیم، البته اگر آنگونه که رسانه های اسراییلی و غربی مدعی هستند بحث تخریبی در کار باشد عملا می توان گفت هدف اصلی تهدید برنامه ساخت موشک های ایران می باشد چون پارچین به نوعی نماد تولید موشکی ایران به حساب می آید.

هدف قرار دادن نطنز هم می تواند هدف قرار دادن نماد فناوری اتمی ایران به حساب بیاید چرا که کل ماجرای بحث هسته ای و کل تحریم هایی که امروزه ملت ایران متحمل می شوند از زمانی شروع شد که جاسوس های سازمان مجاهدین خلق اطلاعات مربوط به احداث یک پایگاه غنی سازی اورانیوم در نطنز را به سازمان های اطلاعاتی دشمن ایران درز دادند و هر آنچه امروزه ملت ایران از آن رنج می کشد نتیجه عملکرد همین جواسیس است، طبق پیش بینی ها به احتمال خیلی زیاد هم عوامل وابسته به این تشکیلات که در حال حاضر حقوق بگیر عربستان سعودی می باشند پیاده کننده نقشه های آمریکا و اسراییل و عربستان در نطنز باشند.

حتی برخی باور دارند که عربستان سعودی برای انتقام از ضربه ای که در آرامکو خورده حاضر شده هر هزینه ای می شود را انجام دهد تا به نطنز ضربه بزنند.

به هر صورت مشاهده می کنیم که همزمان یک پازل دیگر هم در حال تکمیل می باشد و آن تلاش برای فروپاشیدن اقتصاد ایران است.

شاید بتوان گقت این مورد اخیر حتی شاید بسیار مهم تر از همه اقدامات دیگر باشد چون دشمنان ایران به خوبی می دانند بالاترین قدرتی که ایران از آن برخوردار است توانمندی مردم آن برای مقاومت و اتحاد آنها بر علیه دشمن است.

بر عکس بسیاری از دیگر مردمان منطقه به صورت تاریخی ایرانی ها اگر با دشمن واحد مواجه شوند با هم بر علیه آن دشمن متحد می شوند.

وتنها راه ضربه زدن به استقامت مردم همانا اقتصاد است.

خوب کلید اصلی ماجرا هم در جایی نهفته است که به اقتصاد ایران اجازه می دهد بتواند در مقابل تحریم ها مقاومت کند.

اینکه تصور کنیم آمریکایی ها و رسانه های آنها واقعا دلواپس ایرانی ها هستند که از توافق راهبردی میان ایران وچین انتقاد کنند یک تصور ساده بیش نیست.

خود آمریکایی ها تلاش دارند توافق های راهبردی 25 و پنجاه ساله با کشورهای اطراف ایران ببندند و با برخی از آنها بسته اند.

در بهترین شرایط می توان تصور کرد که آمریکایی ها و اروپایی ها امیدوار هستند خودشان در آینده بتوانند چنین توافقی را با ایرانی ها داشته باشند و نمی خواهند این توافق میان ایران و چین بسته شود.

شاید بسیاری به این نکته ظریف توجه نداشته باشند اما اصلی ترین دلیل به هم زدن برجام توسط آمریکا این بوده که شرکت های اروپایی به ایران سرازیر شدند تا قرارداد های کذایی امضا کنند و آمریکایی ها نمی توانستند در هیچ قرارداد اقتصادی در ایران سهم داشته باشند و احساس کردند که اروپایی ها در برجام سرشان کلاه گذاشتند.

این را از روی تحلیل نمی گویم بلکه همین آقای ترامپ به صراحت زمانی که ایرانی ها قرارداد خرید هواپیما با ایرباس فرانسه را امضا کردند، در بهبوهه مبارزات انتخاباتی مطرح کرد و اظهار می داشت اوباما توافقی را با ایران امضا کرده که فقط به نفع اروپایی ها است وچرا در حالی که شرکت بوینگ برای بقای خود دست و پا می زند اوباما زمینه فروش هواپیماهای اروپایی به ایران را فراهم کرد.

کلامی که اصل دلیل مخالفت ترامپ با برجام را نشان می دهد.

البته با توجه به شرایط سیاسی موجود فیما بین ایران و آمریکا و کشورهای غربی، نمی توان تصور کرد که آنها به دنبال رسیدن به این هدف از راه تعامل و دوستی هستند، چون اگر بودند قطعا از برجام برای رسیدن به این هدف استفاده می کردند، بلکه همانگونه که با دیگر کشورهای همجوار ایران مانند عراق وافغانستان عمل کردند احتمالا آنها امیدوار به فروپاشی ایران و یا تصرف آن هستند تا بعدا بتوانند حکومت های دست نشانده ای را بر سر کار بیاورند و همان کاری که با عراق و افغانستان کرده اند را با ایران انجام دهند.

وقتی اینجا از تصرف صحبت می کنیم بحث اشغال نظامی ایران نیست بحث تسلط بر این کشور با استفاده از مهره های وابسته به آمریکا است، سیاست جدید آمریکا اینگونه است که نمونه آن را به عنوان مثال امروزه در ونزولا مشاهده می کنیم و می بینیم چه کار می کنند برای اینکه مزدورشان از طرف مجامع بین المللی به رسمیت شناخته شود و حکومت قانونی ونزولا از رسمیت بیافتد.

بحث اشغال ایران گزینه ای نیست که دور از نقشه های آنها باشد اما به نظر می رسد آنها به خوبی می دانند تلاش برای اشغال ایران هزینه های بسیار سنگینی را برایشان خواهد داشته در حدی که حتی ممکن است مانند ماجرای شوروی سابق و افغانستان موجب فروپاشی آمریکا شود.

اما اگر بخواهیم به ماجرا از زاویه دیگری نگاه کنیم متوجه می شویم که توافق راهبردی میان ایران و چین می تواند زمینه همکاری های طولانی مدت ایران و چین را فراهم کند و اجازه می دهد ایرانی ها از نظر اقتصادی بتوانند از پشتوانه وتوانمندی های بالقوه چین که امروزه ابر قدرت اقتصادی دوم جهان است بهره ببرند، در مقابل هم به چینی ها اجازه می دهد از توانمندی و موقعیت ایران در مقابله با آمریکایی ها استفاده کنند و جلوی تسلط آمریکا بر منبع انرژی آنها یعنی منطقه خاورمیانه را بگیرند.

خوب با شکستن این اتصال آمریکایی ها عملا می توانند کمر اقتصاد ایران را بشکنند و تصور بر این است که هدف اصلی آنها نیز همین می باشد.

آنها همچنین تلاش دارند کشورهای همجوار ایران مخصوصا عراق و افغانستان و ترکیه و قطر و پاکستان و امارات را از همکاری اقتصادی با ایران بازدارند و فشارهای زیادی را بر این کشورها راه انداخته اند تا همکاری های اقتصادی خود با ایران را متوقف کنند.

اینکه مثلا عربستان سعودی بیاید و به عراق پیشنهاد دهد برق مورد نیاز اش را با یک سوم قیمت برقی که از ایران خریداری می کند و یا اینکه پیشنهاد سرمایه گذاری های چند ملیارد دلاری در عراق در مقابل قطع همکاری های اقتصادی اش با ایران را بدهند، نکته بسیار قابل تاملی می باشد.

در مورد توازن سیاسی بین المللی باید توجه داشت همکاری های ایران با برخی کشورهای قدرتمند جهان مخصوصا روسیه و چین منجر به آن شده که ایران بتواند یک توازن سیاسی در عرصه بین المللی برای خود ایجاد کند و امروزه ایالات متحده در شرایطی قرار داشته باشد که مطمئن است در شورای امنیت هر طرحی را بر علیه ایران مطرح کند هم روسیه و هم چین قطعا وتو خواهند کرد.

زمانی بود که آنها تحلیل می کردند آیا احتمال دارد مثلا کشوری در مورد طرحی از حق وتوی خود در شورای امنیت استفاده کند یا نه، اما امروزه شاید برای اولین بار شاهد آن هستیم که اکثریت اعضای شورای امنیت با آمریکا همکاری نمی کنند و روسیه و چین رسما اعلام می کنند هر طرحی برای تحریم تسلیحاتی ایران را در شورای امنیت وتو خواهند کرد.

بدیهی است که این ماجرا به معنای آن است که یک جبهه قدرتمند در مقابل آمریکا در عرصه سیاست بین المللی ایجاد شده.

همچنین توانمندی های نظامی روسیه برتری خود را نسبت به توانمندی های تسلیحات آمریکایی در بسیاری از عرصه های بین المللی ثابت کرده و خوب آمریکایی ها به خوبی می دانند همکاری های نظامی ایران و روسیه می تواند سد بزرگی را در قبال اهداف استراتژیک بلند مدت آنها ایجاد کند.

به این دلیل مشاهده می شود که آنها از محورهای دیگری تلاش دارند روابط ایران و روسیه را نیز هدف قرار دهند و قطعا برای تکمیل پازل خود در آینده نزدیک یک سیاست رسانه ای برای ضربه زدن به این روابط را پیاده خواهند کرد.

ولذا شاید بد نباشد همه به این نکته ها توجه داشته باشیم تا در دام بازی های رسانه ای دشمنان ایرانزمین گیر نکنیم و از آنها بازی نخوریم، آنها کارشناسان بسیار زبده ای را در این زمینه ها دارند که به خوبی می دانند چگونه به مسایل ورود کنند تا موج رسانه ای مورد نظر خود را داخل ایران راه بیاندازند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک