21:19 11 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1414415

با سقوط پیاپی ارزش ریال و بحران‌های اقتصادی ایران، چه آینده‌ای در انتظار این کشور است؟

سقوط آزاد قیمت ریال، افزایش افسار گسیخته قیمت ها، پخش شدن گله ای ویروس کرونا، حوادث و آتش سوزی ها و حوادث عجیب و غریب، اخبار پیاپی از اختلاس ها و سوء استفاده ها و...

این روزها تقریبا روزی نیست که ایرانی ها از خواب بیدار شوند وبا شوک های روحی و روانی جدید مواجه نشوند.

شاید بسیاری از ایرانی ها امروزه آرزو داشته باشند که به یک خواب طولانی بروند و در پایان بیدار شوند و ببینند آخر این ماجرا چه خواهد شد.

اگر بحث این بود که مملکت با کمبود امکانات و یا منابع خدادادی و یا حتی ثروت مواجه بود پس این همه اختلاس های چندین هزار میلیارد تومانی از کجا می آید؟

زمانی به یاد دارم که اگر بحث اختلاسی مطرح می شد بحث چند ملیون تومان اختلاس بود و در نهایت یک اختلاس 123 میلیارد تومانی رکورد شکن همه اختلاس ها به حساب می آمد که برای سالها زبان زد خاص و عام بود.

امروزه اگر اختلاس گری کمتر از چند هزار میلیارد تومان اختلاس کرده باشد جایی در باشگاه اختلاس گران ندارد و هیچ کس او را اصلا به عنوان اختلاس گر قبول ندارد.

اگر همین اختلاس ها را با هم جمع بزنیم می بینیم که چند برابر کسری بودجه دولت و یا حتی یارانه هایی که در کشور توزیع می شود در می آیند.

البته اینها فقط اختلاس های عیان است.

ممکن است که ذات افراد دلیل چنین اختلاس هایی باشد اما قطعا دلیل اصلی قوانین و مقررات اشتباهی است که زمینه را برای این اختلاس ها فراهم می کند وگرنه سلطان فلان و یا سلطان بهتان که بی دلیل به وجود نمی آید و همه این سلاطین هم به نوعی با افراد ذ‌ینفوذ در ارتباط بوده و هستند.

اگر قوانین و مقررات ثابت و روشن و بدون پیچ و خم باشد قطعا امکان سوء استفاده هم از بین می رود.

اختلاس بزرگ در استان مازندران ایران
© AFP 2020 / BEHROUZ MEHRI

به عنوان مثال بگویم وقتی که دولت می آید و بحث دلار 4200 تومانی را مطرح می کند و دلار در بازار چند برابر است آیا توقع آن است که افراد ذی نفوذ که می توانند به این دلار دسترسی داشته باشند از فرصت سوء استفاده نکنند، چند نفر از آنها می توانند در مقابل این وسوسه ها مقاومت کنند.

آیا خود افرادی که چنین قانونی را وضع کرده اند حاضر می باشند دلار خود را 4200 در بازار بفروشند که از تاجران توقع است که چنین کاری انجام دهند، حتی بحث فروش ارز به قیمت نیما یا سنا یا ...

به هر حال ذات شغل تاجر بر این اساس بنا شده که به سمت و سوی سود حداکثری برود و اگر این کار را نکند تاجر به حساب نمی آید و هیچ بگیر و ببندی نمی تواند موجب آن شود که تاجر ها به سمت سود حد اکثری نروند.

به جای فکر کردن به بگیر و ببند و حتی اعدام و نابودی همه ثروتمندان و تاجران و به صلابه کشیدن وارد کننده و صادر کننده باید به فکر آن باشیم که قوانین و مقررات صحیح و عادلانه وضع کنیم نه قوانین و مقررات سلیقه ای ویا وابسته به شعارها و منافع سیاسی.

ادامه این شرایط می تواند مملکت را به سمت و سوی بحران ها و فتنه های جدید ببرد و قطعا مردم دیر یا زود عاصی می شوند و دست به اعتراض می زنند.

تحمل فشار های اقتصادی و روانی مردم حد و مرزی دارد که نباید آن را به چالش کشید چون قطعا نتیجه اش به هیچ وجه مطلوب نیست.

شاید نوجوانان به یاد نداشته باشند اما قدیمی ها به یاد دارند آمریکایی ها برای نابودی شوروی سابق و یا کشورهای بلوک شرق نیاز نداشتند حتی یک گلوله بر علیه آنها شلیک کنند.

همین جنگ سرد که با جنگ های اقتصادی و روانی انجام شد کافی بود تا منجر شود کل بلوک شرق از هم بپاشد و شوروی سابق تجزیه شود.

اگر بحث تحریم های آمریکا مطرح است باید توجه داشت که در خط اول مبارزه با تحریم های آمریکا و جنگ رسانه ای موسوم به جنگ های روانی تاجران و رسانه ای های کشور هستند.

پس باید همه سرمایه گذاری ما روی حمایت از این دو قشر باشد و توجه داشته باشیم که تاجر اگر کاری برایش سود داشته باشد حاضر می شود ریسک آن را تحمل کند و تحریم ها را دور بزند.

همچنین باید توجه داشته باشیم که رسانه ها وقتی می توانند تاثیر گذار باشند که حرف دل مردم را بزنند و اگر حرف دل مردم را زدند دشمن نیستند بلکه دوستی هستند که به جاز مجیز گویی در حال گوشزد کردن صلاح مملکت وانتقال مشکلات مردم به افرادی است که شاید سالها است ارتباطشان با مردم قطع است و دهه ها هست حتی برای خرید نان به نانوایی نرفته اند با ببینند مردم چه می کشند.

یکی دو سال پیش در مراسمی با چند سفیر خارجی در تهران در مورد برجام و عدم پایبندی کشورهای اروپایی به آن بحث می کردیم یکی از سفرای اروپایی در تهران اظهار می داشت که مشکل نه برجام است و نه تحریم های آمریکا مشکل از خودتان است.

با تعجب گفتم منظور ات چیست؟

گفت : " در کشور خود من شرکت های زیادی هستند که اصلا هیچ تعاملی با آمریکا ندارند و حاضر هستند با ایران کار کنند اما آنقدر مقررات و قوانین تجارت و کسب و کار در مملکت شما دست و پا گیر است که هیچ کدام نمی توانند با شما کار کنند".

من در پاسخ گفتم شاید منظورتان بحث مالی است یا اصرار شما برای امضای FATF.

ایشان اظهار داشتند :" نه خیر ما حتی کارگزاران بانکی ای را داریم که حاضر هستند با ایرانی ها کار کنند و هیچ ارتباطی با آمریکا ندارند تا با مشکل مواجه شوند اما حتی سیستم بانکی شما آنقدر بسته است و قوانین و مقررات پیچیده ای دارد که هیچ کدام جرئت نمی کنند به بازار مالی ایران ورود کنند واظهار می دارند که امنیت شغلی برای کسب و کار در ایران وجود ندارد".

بدیهی است وقتی که یک کارگزار بانکی می خواهد با بانک های ایرانی کار کند اولین مساله‌ای که برایش مطرح است شفافیت در کار با بانک های ایرانی است، منظور بنده اینجا بحث FATF نیست، بلکه بحث این است که اگر بنا باشد پولی جابه‌جا شود باید مشخص باشد این پول بر چه اساس جا به جا می شود وشرکت ها و تاجرها هم تضمین می خواهد که اگر با ایران کار می‌کنند سرمایه و سودشان محفوظ است نه اینکه به یک‌باره تصمیم به مصادره اموال آنها گرفته شود و یا اینکه مثلا ارزی که در بازار به قیمت 21 هزار تومان است را به آنها 4200 تومان بدهند.

گذشته از همه این مسایل باید توجه داشت که ایران جزو 5 کشور جهان به حساب می آید که هر آنچه نیاز دارد منابع خدادادی در اختیار اش است و اگر منابع به صورت صحیح اداره شود قطعا مردم ایران محتاج هیچ چیز از خارج نیستند.

این را گفتم تا به این مساله اشاره کنم که وقتی ما هر آنچه نیاز داریم در کشور خود داریم پس حتی اگر محاصره باشیم، نه فقط تحریم، مردم ما نباید گشنه و یا محتاج باشند، اگر مدیریت منابع به صورت صحیح انجام شود قطعا می توانیم از این مرحله عبور کنیم.

ضرب المثلی داریم که می گوید چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، اگر بنا باشد منابع اقتصادی ما صادر شود قطعا باید قیمت های داخلی با قیمت های خارجی مقایسه شود، طبیعتا در این شرایط فشار بر مردم دو چندان خواهد بود، پس مثلا تکرار می کنم به عنوان مثال اگر بنا باشد با تحریم ها مواجهه کنیم و نخواهیم اجازه دهیم فشاری به مردم وارد شود باید با یک سیاست بسته صادراتی داشته باشیم نه سیاست باز صادراتی، مخصوصا برای اقلام ضروری مورد نیاز مردم، به این ترتیب قطعا قیمت ها در داخل متعادل خواهد شد اما اگر بنا باشد که با سیاست باز صادراتی عمل کنیم بدیهی است که قیمت ها با قیمت کالا در کشورهای همجوار مقایسه شود.

اطاله کلام نکنم اما بگویم، به نظر می آید فتنه بزرگی در راه است، فتنه ای که به دلیل ناکارآمدی های مدیریتی داخلی ایجاد شده، دانسته و یا نادانسته برخی مدعی خودی بودن کشور را به سمت و سوی این فتنه بزرگ سوق می دهند.

اینبار دیگر فتنه خارجی نیست بلکه داخلی است و نتیجه بی تدبیری می باشد و اگر دشمن از آن بهره نبرد احمق به حساب می آید.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک