21:29 11 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
23310

اگر در آمریکا یا اروپا یا بسیاری از کشورهای دیگر به خیابان ها بروید و از مردم در مورد روابط این کشور با دیگر کشورها سوال کنید به احتمال زیاد نود درصد از آنها هیچ علاقه ای به مسایل سیاست بین المللی ندارند و حتی برایشان مهم نیست که در باره آنها اطلاعات داشته باشند.

اگر در آمریکا یا اروپا یا چین یا ژاپن یا بسیاری از کشورهای دیگر به خیابان ها بروید و از مردم در مورد روابط این کشور با دیگر کشورها سوال کنید به احتمال زیاد نود درصد از آنها نه فقط هیچ علاقه ای به مسایل سیاست بین المللی ندارند بلکه حتی برایشان مهم نیست که در باره آنها اطلاعات داشته باشند.

در واقع دلیل اش هم این است که هر کسی به دنبال کار خود است و تقسیم کار در مملکتشان انجام شده.

وقتی که به ایران می آیید می بینید از کوچک تا بزرگ همه در مسایل بین المللی خود را صاحب نظر می دانند و نه فقط در مورد مسایل بین المللی نظر می دهند بلکه خواهان آن هستند تا نظرات آنها اعمال گردد.

مملکت فقط زمانی درست می شود که همه متوجه باشند هر کسی باید کار خود را انجام دهد و سیاست و مسایل بین الملل یک تخصص است و همانگونه که معادلات زیادی در مسایل عمرانی و یا پزشکی و یا غیره دخیل هستند معادلات زیادی هم در مسایل بین المللی دخیل هستند که باید کارشناسان آن در مورد آن نظر بدهند.

اظهار نظر دادن یک پزشک در امور بین المللی مثل این می باشد که یک سیاست مدار بخواهد در امور پزشکی نظر بدهد یا مثلا یک سیاست مدار بخواهد در امور محاسباتی یک برج و یا پل نظر بدهد.

دقیقا می شود مانند آنچه آقای ترامپ در مورد خوردن مواد شوینده برای درمان کرونا گفته بود.

در برخی موارد هم سازمان های اطلاعاتی و امنیتی بیگانه از این شرایط استفاده می کنند تا به اهداف شوم خود برسند.

شاید برای برخی قابل باور نباشد اما حتی ممکن است در برخی شرایط مجامع اطلاعاتی بین المللی بیایند و افرادی را یا اجیر کنند و یا گول بزنند که حتی بر علیه آنها صحبتی کنند و یا حرکتی کنند و بعد آنها بتوانند از این مسایل در سطح بین المللی امتیاز بگیرند.

به عنوان مثال بگویم برخی از آنهایی که در حمله به سفارت آمریکا در تهران دخیل بودند بعدها فرزندانشان و وابستگانشان از آمریکا واروپا سر در آوردند و یا حتی امروزه حتی بر علیه رهبری نظام هم اظهار نظر می کنند در حالی که خودشان اصلی ترین مسببان بهانه دادن به سیاستمداران آمریکا برای ایجاد فضای خصومت داخل آمریکا بر علیه ایران هستند وبخش بزرگی از مشکلات امروزی مملکت گردن آنها است و رهبری سالها است تلاش دارد تا خطاهای آنها را تصحیح کند.

آیا تصور می کنید آمریکایی ها نمی دانند مثلا فلانی فرزند همانی است که در اشغال سفارت شان دخیل بوده که به او ویزا بدهند و یا حتی در صدای آمریکا یا بی بی سی که وابسته به انگلیس است او را دعوت کنند صحبت کند.

یا حالا آنکه در اشغال سفارت آمریکا نقش کلیدی داشت آنقدر مورد علاقه آمریکایی ها قرار گرفته که سخنانش را در رسانه هایشان مدام تکرار می کنند؟

متاسفانه مشاهده می کنیم که همین مورد در موارد زیاد دیگری نیز تکرار می شود.

مثلا در مورد روابط ایران و چین می بینیم دقیقا زمانی که ایران در حال مستحکم کردن روابط خود با چین است بر علیه چین سخنرانی می کنند تا روابط ایران و چین را به هم بزنند و یا اینکه در خیابان ها ومترو بیلبورد های تبلیغاتی بر علیه کالای چینی نصب می کنند.

اگر واقعا دلسوز صنعت داخلی هستند چرا مثلا در بیلبوردهایشان بر علیه کالای آمریکایی یا اروپایی یا کره ای و یا ژاپنی ویا ... تصویری منتشر نمی کنند؟

آیا می توان تصور کرد که این رفتار غیر عمدی و سهوی بوده؟

در بهترین شرایط می توان تصور کرد که این سخنان و یا رفتارها بر اثر تاثیر رسانه های غربی بر این افراد و یا حتی تصمیم گیران مرتبط بوده و چون ایالات متحده و همپیمانان اش از صمیمی شدن روابط ایران و چین و یا ایران و روسیه مخصوصا در شرایطی که چین و روسیه در مجامع بین المللی کنار ایران ایستاده اند ناراحت هستند در صدد به هم زدن این روابط هستند.

یا مثلا در حینی که روابط ایران و قطر و ترکیه در بهترین شرایط خود قرار دارد به یکبار فردی به عنوان کارشناس می آید در یکی از خبرگزاری ها بر علیه قطر و ترکیه صحبت می کند.

فردی که تفاوت میان اخوان المسلمین و داعش را نمی داند و بعد می آید در یکی از رسانه های ایران اظهار می دارد قطر و ترکیه حامی داعش بوده اند.

فردی که نمی داند اخوان المسلمین و داعش دو ایدئولوژی کاملا متضاد در میان اهل سنت هستند ونمی داند یا نمی خواهد بگوید اگر امروزه قطر مورد غضب عربستان سعودی و امارات و بحرین قرار گرفته به این دلیل است که از این ایدئولوژی سلفی تکفیری (داعش)حمایت نمی کند.

این سخنان دقیقا زمانی بیان می شود که آمریکایی ها تلاش دارند قطر را از ایران دور کنند و در تلاش های خود ناکام می مانند.

آیا این اظهار نظر ها را نمی توان بر اثر تاثیر رسانه های وابسته به عربستان سعودی، یعنی بزرگترین دشمن فعلی منطقه ای ایران، دانست، رسانه هایی که در صدد هستند روابط صمیمی میان ایران و قطر و ترکیه را به هم بزنند چون می بینند امروزه این دو روزنه برای ایران باز است.

فردی که به عنوان کارشناس در رسانه ظاهر می شود و چنین اظهاراتی را بیان می کند در حالی که متوجه نیست با این اظهارات مملکت خود را نیز در مربع اتهام قرار می دهد.

کشورهایی مانند ایران یا ترکیه یا قطر یا ... از سازمان ها حمایت نمی کنند بلکه از اراده ملت ها حمایت می کنند یا از حکومت ها.

مثلا اگر ایران از حماس حمایت می کند به این دلیل نیست که از اخوان المسلمین حمایت می کند بلکه به این دلیل است که از اراده ملت فلسطین برای آزادی سرزمین خود حمایت می کند، مثلا مشاهده می کنیم ایران در سوریه از دولت سوریه که در حال جنگ با اخوان المسلمین است حمایت می کند.

حال نکته قابل تامل در این ماجرا این است که تا کی باید اجازه داد هر کس خود را در امور خارجی دخیل بداند، اگر اینگونه است پس وزارت خارجه برای چه درست شده؟

آیا وزارت خارجه ایران بدون تامین نظر مراجع ذیصلاح مملکت و در نظر گرفتن منافع ملی کشور تصمیم می گیرد یا اینکه این تصمیمات چکش کاری می شود و بعد اعلام می شود؟

تا جایی که بنده به عنوان یک ایرانی و فردی که چند دهه در امور بین المللی و رسانه ای فعالیت داشته ام و دارم مطلع می باشم هیچ تصمیم کلانی در زمینه روابط خارجی بدون جلب نظر ساختارهای بالادستی نظام و با توجه به همه جوانب امور و منافع ملی امکان ندارد توسط وزارت خارجه ایران گرفته شود و امروزه دشمن سخت به دنبال آن است که ما را درگیر مسایل جانبی کند، پس شاید وقت آن رسیده باشد که اجازه دهیم کار به کاردان سپرده شود و اجازه ندهیم آنهایی که نمی توانند منافع ملی را تشخیص دهند بر اساس منافع شخصی خود اظهار نظر کنند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک