17:57 12 ژوئیه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
4314

این روزها شرایط مصر تعریف چندانی ندارد، از غرب همپیمانانش در لیبی شکست های سنگینی را متحمل شده اند از شرق توطئه قرن در حال شکل گیری است.

اسپوتنیک - این روزها شرایط مصر تعریف چندانی ندارد از غرب همپیمانانش در لیبی شکست های سنگینی را متحمل شده اند از شرق توطئه قرن در حال شکل گیری است و برای بخش هایی اس سرزمین مصر توسط دیگر کشورها تصمیم گیری می شود و از جنوب اتیوپی در حال ساخت سد رنسانس (النهضه) می باشد که امنیت آبی و حیاتی مصر را به خطر انداخته.

مصر اولین کشور عربی بود که با اسرائیل توافق صلح امضا کرد و مصری ها امیدوار بودند این توافق صلح موجب بهبود شرایط سیاسی و اقتصادی آنها گردد، آنها همچنین به حمایت آمریکا و اسرائیل در عرصه های سیاسی و بین المللی چشم دوخته بودند.

پس از حدود چهل سال از امضای توافق صلح موسوم به توافق کمپ دیوید هنوز اگر در خیابان های قاهره قدمی بزنید متوجه می شوید که مردم مصر هنوز از اسراییلی ها متنفر هستند و دشمنی با اسراییل در خون آنها است.

گرچه در برخی شرایط ممکن است دولت ها بر اساس مبناهای منافع سیاسی بتوانند با یکدیگر به توافق برسند و یا اینکه ابرقدرت ها بتوانند با حمایت از حکام دست نشانده آنها را بر کرسی نگه دارند اما واقعیت ها را هیچ وقت با تصمیمات سیاسی نمی شود تغییر داد.

البته تلاش شد که ماجرا رسانه ای نشود ولی زمانی که در مصر انقلاب شد و حسنی مبارک سرنگون شد مردم در قاهره به سفارت های اسراییل و عربستان سعودی حمله کردند و این دو را به آتش کشیدند.

همین اقدام مردم مصر نشان می دهد که علیرغم همه پروپاگانداهای سیاسی اما مردم خود دوست و دشمن را بخوبی تشخیص می دهند.

در اولین انتخابات پس از سرنگونی حسنی مبارک هم آقای محمد مرسی که اخوان المسلمین را نمایندگی می کرد به پست ریاست جمهوری رسید.

این هم نکته دیگری بود که نشان می داد علیرغم همه تلاش ها برای تضعیف اخوان المسلمین در مصر ولی گرایش مردم این کشور به این جریان بسیار زیاد بوده و هست.

خوب اینجا است که اهمیت اتفاقات شرق و غرب مصر نمایان می شود.

در شرق حماس که گرایش اخوان المسلمینی دارد در غزه حضور دارد و در غرب حکومت الوفاق که آن هم گرایش اخوان المسلمینی دارد و مورد حمایت قطر و ترکیه است حضور دارد.

زمانی که محمد مرسی در مصر به جایگاه ریاست جمهوری رسید این کشور توانست روابط خوبی با قطر و ترکیه و حماس و حکومت الوفاق و... برقرار کند و به نوعی توازن استراتژیک برقرار نماید وبا توجه به اینکه مصر بزرگترین کشور عربی از نظر قدرت و جمعیت به حساب می آید این کشور توانست از دروازه های طلایی به جایگاه قبلی خود در میان کشورهای عربی برگردد، البته بازگشت مصر خیلی به مزاق عربستان سعودی که تلاش داشت رهبری جامعه عربی را در اختیار داشته باشد خوش نیامد و به همین دلیل کودتایی با حمایت عربستان سعودی و امارات در این کشور رخ داد و این کشور کاملا جبهه خود را تغییر داد و به جای اینکه خود بازیگر اصلی در میان کشورهای عربی باشد به بازیچه اصلی در میان کشورهای عربی تبدیل شد.

اولین اتفاقی که بسیار اسفبار بود این بود که مصر از دو جزیره  بسیار استراتژیک تیران و صنافیر به نفع عربستان سعودی گذشت و به قول معروف هیات حاکمه مصر هزینه حمایت از انقلاب را به این شکل جبران کردند.

اما یک مساله دیگر هم اتفاق افتاده بود.

زمانی که آقای مرسی در قدرت بود به دلیل خصومت به وجود آمده فیما بین مصر و عربستان و امارات، این دو کشور یعنی عربستان سعودی و امارات بودجه ساخت سد النهضه در اتیوپی را تامین کردند، سدی که در واقع موجب آن می شود ملیون ها عرب و مسلمان در سودان و مصر با کمبود آب و طبیعتا تشنگی و گشنگی مواجه شوند و در نهایت جان آنها به خطر بیافتد.

جالب اینکه این پروژه توسط شرکت های اسراییلی و آمریکایی راه اندازی شده ، همان هایی که مصر توافق کمپ دیوید را با آنها امضا کرد و توقع داشت متحد اش باشند.

اگر به تاریخ بنگرید همیشه مصر و رود نیل لازم و ملزوم یکدیگر بودند و علیرغم اینکه بخش بزرگی از منابع رود نیل از اثیوپی است اما همیشه نیل با مصر و مصر با نیل شناخته شده و می شود چون مصر سرزمین های پایین دست حاصلخیز نیل به حساب می آید و در صورتی که آب نیل قطع شود یعنی نابودی مصر، به همین سادگی.

می توان گفت از نظر سیاسی ممکن است ماجراها و اتفاق هایی که در شرق و غرب مصر رخ می دهد اهمیت سیاسی برای حکومت مصر داشته باشد اما اتفاقی که امروزه در جنوب رخ می دهد اهمیت حیاتی برای مصر دارد و بقای مصر و مردم مصر وابسته به همین ماجرا است.

زندگی ده ها میلیون مصری به آب این رودخانه بند است.

پس چرا مصری ها دست روی دست گذاشته اند و به جای اینکه روی حل مشکل اختلافات آبی خود درگیر مسایل حاشیه ای شده؟

رابطه با عربستان سعودی و امارات چه قدر برای مصر ارزش دارد؟

مثلا مشارکت در محاصره قطر چه نفعی برای مصر داشته و دارد؟

ده ها هزار شهروند مصری در قطر کار می کنند و درآمد آنها کمک بسیار زیادی به اقتصاد مصر می کند.

یا چرا مصر حاضر می شود در بی ثباتی در لیبی مشارکت داشته باشد در حالی که می تواند به سمت ایجاد راه حل سیاسی که منافع مصر را تامین می کند برود؟

چرا مصری ها حاضر می شوند با آمریکا در طرح موسوم به معامله قرن همراهی کنند و در قبال آن سکوت کنند؟

چرا مصری ها به سمت و سوی عادی سازی روابط خود با ایران پیش نمی روند، همین نکته به تنهایی می تواند تشری باشد به آنهایی که مدعی دوستی با مصر هستند ولی از پشت سر آرام آرام در حال فرو کردن خنجر هستند؟

ایران همیشه ثابت کرده که دوست و همراه قابل اطمینانی است و در زمان محاصره قطر توسط چهار کشور عربی نشان داده که هیچ وقت کشور کینه ای ای نیست و همیشه حاضر است گذشته ها را کنار بگذارد و صفحه جدیدی باز کند.

قطعا بازگشت روابط مصر با ایران و قطر و ترکیه می تواند تشر ای باشد به کشورهای سازنده سد و به مصر قدرت چانه زنی بدهد.

آیا مصری ها آنقدر توان ندارند که بخواهند به متحدین خود یعنی آمریکا و اسراییل و عربستان سعودی و امارات فشار آورند تا ساخت سد را متوقف کنند؟

یعنی اتیوپی آنقدر قدرت مند شده که می تواند در قبال مصر و سودان بایستد و آب آنها را قطع کند؟

یا اینکه مسایل دیگری پشت پرده است؟

به نظر می رسد ماجرا به این سادگی ها هم نیست و یک توطئه ژیوپولیتیک در کار است که بر اساس آن این سد ساخته شود تا گلوگاه حیاتی مصر در دست کشورهای سازنده و شرکت مالک سد که وابسته به آمریکا و اسراییل و امارات و عربستان است قرار گیرد.

با توجه به شرایط سیاسی موجود هیات حاکمه مصر آنها به خوبی می دانند که مصر جرأت استفاده از نیروی نظامی خود را ندارد و اینکه در برخی شرایط تهدید هایی مبنی بر بمباران سد رنسانس می شود، تهدید های تو خالی بیش نیست، چون خوب چهار کشوری که پشت ساخت این سد هستند حامیان اصلی هیات حاکمه مصر می باشند.

پس از ساخت سد و آبگیری آن دیگر گلوگاه حیاتی مصر دست آنها خواهد بود و هر وقت بخواهند شیر فلکه را باز می کنند و نخواهند شیر فلکه را خواهند بست.

در واقع به این ترتیب پس از اتمام ساخت این سد دیگر مصری ها به هیچ وجه جسارت نه گفتن به آمریکا و اسراییل را نخواهند داشت و هرچه آنها تصمیم بگیرند همان خواهد بود.

یعنی اگر فردا روزی آمریکایی ها بیایند و بگویند همانگونه که از جزایر تیران و صنافیر گذشتید از شبه جزیره سینا هم باید بگذرید و آن را به فلسطینی ها بدهید، مصری ها مجبور خواهند بود بگویند "اطاعت" چه این هیات حاکمه در مصر مستقر باشد چه هر هیأت حاکمه دیگری.

با توجه به این شرایط هیچ بعید نیست بحث ساخت این سد موجب آن شود که اعتراض های داخلی در مصر بالا بگیرد و کار به جنگ و درگیری داخلی با حکومت بکشد و شاید هم پس از لیبی و سوریه و یمن و عراق اینبار نوبت مصر رسیده باشد تا نابود شود.

به هر حال مصر علیرغم امضای توافق صلح با اسراییل هنوز یک خطر بزرگ برای آن به حساب می آید و باید از میان برداشته شود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک