11:15 12 ژوئیه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1265

در دوره ای لیبی بزرگترین حامی مالی بسیاری از جنبش های آزادیبخش در جهان بود و نفوذ بسیار زیادی در اقصی نقاط جهان داشت.

شاید کمتر کسی را بتوانید پیدا کنید که حاضر باشد از معمر القذافی تعریف و تمجید کند اما به هر حال نمی توان انکار کرد که رهبر سابق لیبی، در حد سواد وتصور خود تلاش بسیاری انجام داد تا مردم اش در رفاه و آسایش زندگی کنند.

مضاف بر این در دوره ای لیبی بزرگترین حامی مالی بسیاری از جنبش های آزادیبخش در جهان بود و نفوذ بسیار زیادی در اقصی نقاط جهان داشت.

گذشته از همه حرف و حدیث های موجود و شایعاتی که معمولا توسط رسانه های غربی هنوز منتشر می شود و تلاش می کنند قذافی را فردی غیر متعادل از نظر فکری و روحی روانی نشان دهند اما باید توجه داشت که معیار تعادل روحی روانی بستگی به زاویه دید نگارنده دارد.

 قذافی بخش بزرگی از پول نفت را خرج مردم خود می کرد و همیشه در خیمه زندگی می کرد تا فراموش نکند که مردم چگونه زندگی می کنند، طبق برخی شایعات وی زن های زیادی داشت اما بر اساس آنچه واقعیت های زندگی اش توسط فرزندانش تعریف می شود این بود که وی فقط یک زن داشت ولی باور داشت که محافظین زن بهتر از محافظین مرد هستند چون خودش را خیلی خوشتیپ می دانست و باور داشت آنها عاشق اش هستند و حاضر می باشند برایش بمیرند (البته من خود این دیدگاه او را قبول ندارم چون عموما دو زن از روی حسادت هم که شده اگر عاشق فردی باشند حاضر می باشند وی را تکه تکه کنند ولی به طرف مقابل نرسد).

بر اساس کتاب سبز که باورهای قذافی بود اگر خانواده ای بچه ای را به دنیا می آوردند آن بچه امانت پیش آنها بود ولی فرزند دولت به حساب می آمد و از لحظه تولد حقوق ماهانه به او تعلق می گرفت و بعد تا هر جا که می خواست تحصیل کند همه هزینه هایش را دولت تامین می کرد، عموما هم اکثر جوانان لیبی که به دنبال تحصیل بودند ترجیح می دادند به خارج کشور بروند و دولت خرجشان را بدهد، و در نهایت هم همین ها شدند مخالفین دولت چون توسط سرویس های بیگانه اجیر شدند.

اولین رهبر کشورهای عربی که برای تشویق دختر و پسرهای لیبیایی به آنها خانه و اسباب اثاثیه هدیه می داد معمر القذافی بود و وی امیدوار بود که به این ترتیب بتواند کاری کند جوانان هم سریعتر ازدواج کنند هم اینکه به پسرها به سمت و سوی ازدواج با دختر های خارجی ، که در برخی کشورهای عربی متداول می باشد، نروند.

اگر هم کسی اهل درس نبود و می خواست کاسبی ای تامین کند دولت لیبی برای او همه شرایط راه انداختن کسب وکار و یا کارگاه را فراهم می کرد.

به هر صورت وی کارهای زیادی برای مردم لیبی انجام می داد که شاید بسیاری از شهروندان کشورهای دیگر نتوانند تصور کنند که چنین چیزی ممکن است ، اما در نهایت بر علیه وی شورش کردند و امروزه لیبی زبان زد خاص و عام شده، اگر مردم کشوری را می خواهند بترسانند مثال لیبی را برایشان می زنند.

چرا؟

خیلی ساده، چون مردم لیبی گول توطئه های خارجی و وعده وعید های رسانه های غربی را خوردند.

قاره آفریقا برای سالیان متمادی تحت استعمار کشورهای اروپایی بود و هنوز هم است و این کشورها قرن ها است که همه منابع خدادادی این قاره را به یغما می برند.

زمانی که ایتالیا به لیبی استقلال داد هم نفت در لیبی کشف نشده بود هم اینکه دیگر کشورهای اروپایی تلاش داشتند ایتالیا را از لیبی خارج کنند تا موقعیت ژئوپولیتیک لیبی را به چنگ آورند.

طبیعتا برای کشورهای اروپایی بسیار سخت بود که ببینند لیبی به یکباره ملیاردها دلار ثروت از طریق فروش نفت به دست آورده و بیخ گوش آنها جولان می دهد.

بعضی وقت ها ماجرا را می توان به شرایطی تشبیه کرد که یک فرد ثروتمند که پول از جیب اش چپ و راست می ریزد میان تعداد زیادی دزد قدم بزند.

شرایط لیبی در مقابل اروپایی ها همین بود.

طبق اسنادی که طی سالهای اخیر منتشر شده حتی برخی رهبران کشورهای اروپایی از انگلیس گرفته تا فرانسه و ایتالیا زمانی مواجب بگیر لیبی بودند.

به هر صورت ظاهرا اینها با هم نشستند و فکر کردند که چرا بشینند و به دست آقای قذافی نگاه کنند وقتی می توانند همه چیز را ببرند.

همین هم شد اینها با هم دست به یکی کردند تا لیبی را تصرف کنند و منابع آن را به یغما ببرند.

ظاهرا قرارشان هم بر این بود که این عملیات مشترک توسط ناتو انجام شود و سهم هر کدام بر اساس جایگاه شان در ناتو تقسیم شود.

حتی یکی از دلایل سقوط قیمت نفت که به حدود بشکه ای یکصد و پنجاه دلار رسیده بود این بود که اینها توانستند نفت لیبی و عراق را به رایگان سرقت کنند و دیگر نیاز نداشتند قیمت های بالایی بابت خرید نفت به کشورهای نفت خیز بپردازند.

شاید اگر اشغال لیبی و تامین انرژی مورد نیاز کشورهای اروپایی از این سرزمین نبود بسیاری از اتفاقاتی که بعدها برای کشورهای دیگر رخ داد رخ نمی داد و همیشه کشورهای اروپایی دلواپس تامین انرژی خود بودند.

آمریکا هم احتمالا جسارت چپ و راست تحریم کردن کشورهای تولید کننده نفت را پیدا نمی کرد.

اگر توجه داشته باشید تحریم های سازمان ملل بر علیه ایران زمانی وضع شد که اروپایی ها خیالشان از لیبی راحت شد و آمریکایی ها هم خیالشان از عراق راحت شد  وگرنه آنها به هیچ وجه در شورای امنیت موافقت نمی کردند نفت ایران تحریم شود.

بعد از آن هم مشاهده کردیم که آمریکا حتی جسارت پیدا کرد نفت ونزولا را تحریم کند و خیال اش راحت بود که بازار جهانی تکان نخواهد خورد.

حال اتفاقی که پیش آمده این است که کشورهای ناتو ومتحدین آنها برای سهم خواهی در لیبی با هم درگیر شده اند و امروزه شرایطی پیش آمده که فرانسه – ترکیه – ایتالیا و مصر در جبهه های مختلف رویاروی هم قرار گرفته اند و احتمال درگیری فیما بین شان بسیار زیاد است.

از سوی دیگر پدرخوانده ناتو، یعنی ایالات متحده، چند سالی است هم نفوذ خود در ناتو را از دست داده و هم حرف شنوی دیگر کشورهای این ائتلاف از آمریکا کم شده، آن هم به دلیل تصمیمات نا بخردمندانه دولت جدید آمریکا.

خود آمریکایی ها هم هیچ سیاست واضحی در مورد اینکه می خواهند در لیبی چه کار کنند ندارند، البته در مورد هیچ جای دیگر جهان هم ندارند.

تا چند صباح پیش این درگیری ها به صورت نیابتی انجام می شد اما امروزه همه خود مستقیم وارد میدان شده اند و روز به روز احتمال درگیری میان اعضای ناتو شدت بیشتری پیدا می کند.

جالب تر اینکه حتی اینها شروع کرده اند برای یکدیگر خط و نشان کشیدن و تهدید به استفاده از سلاح های غیر متعارف.

به عنوان مثال همین چند روز پیش فرانسه موشکی را آزمایش کرد که می تواند شش کلاهک هسته ای حمل کند و وقتی که به مقصد می رسد شش هدف را نابود کند، برد این موشک دقیقا مسافت مورد نیاز میان فرانسه و ترکیه است.

بسیاری از تحلیلگران باور دارند که آزمایش این موشک به این دلیل بوده تا فرانسه برای ترکیه بخواهد خط و نشان بکشد و نیروهای وابسته به ترکیه جسارت نکنند به سمت شهر سرت که محل نفوذ فرانسوی ها است پیشروی کنند وترکیه را تهدید می کند که اگر چنین کاری انجام شود حاضر است با تسلیحات هسته ای ترکیه را هدف قرار دهد.

حال باید نشست و دید آیا لیبی که قرار بود نقطه تلاقی منافع کشورهای عضو ناتو شود احتمال دارد بهانه جنگ میان اعضای این ائتلاف شود یا نه.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک