00:41 21 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1291

از بدو ورود خود به کاخ سفید آقای ترامپ امیدوار بود بتواند با ایران مذاکراتی راه بیاندازد و امتیازاتی را از ایرانی ها بگیرد که سلف او یعنی آقای اوباما موفق نشد به دست آورد.

همانطور که پیش از این اشاره شد، هدف اصلی آمریکایی ها بسیار ساده است، همه منافع اقتصادی که از هر توافقی به دست می آید عاید این کشور شود و دیگران هیچ منافعی را به دست نیاورند. 

بر اساس دیدگاه سیاست مداران آمریکایی همه منافع آمریکا در منافع اقتصادی هر توافقی نهفته می باشد و وقتی که مقامات آمریکایی در مورد "حمایت از منافع آمریکا" صحبت می کنند، وحتی حاضر می شوند خون سربازان آمریکایی را هم پای این منافع بریزند، منظورشان همان "منافع اقتصادی" است چون در سیستم تفکر سیاسی آمریکایی همه چیز در پول خلاصه شده.

همه مسایل دیگر از بحث های نشر دموکراسی گرفته تا حمایت از منافع اسرائیل و همپیمانان آمریکا در نهایت به منافع اقتصادی ای که برای آمریکا دارد گره خورده.

به هر صورت آقای ترامپ که قبل از ریاست جمهوری اش یک کاسب کار بوده هم به دنبال همین مسایل بوده و هست و امیدوار بود همان روش هایی را که در کسب و کار خود برای زمین زدن رقبا استفاده می کرد را وارد سیاست آمریکا نماید.

با توجه به اینکه ایشان و البته مشاوران اش در امور قانونی مالی در ایالات متحده تبهر زیاد داشتند خوب شاید بتوان گفت ایشان توانسته بود که از خلاء های مالی زیادی  در سیستم قانونی آمریکا استفاده کند و بر عکس بسیاری از دیگر سیاست مداران آمریکایی که جسارت بازی با ارقام مالیاتی را نداشتند حتی در مسایل مالیاتی هم فرار کند و از همان بدو ورود خود ایشان حاضر نشدند که گزارش عملکرد مالیاتی خود را به عموم عرضه کنند چون عرضه کردن آن می توانست ضربه های سیاسی سنگینی را بر او وارد کند.

نکته ای که ایشان و مشاوران اش متوجه نبودند این بود که در سطح بین المللی قوانین و معاییر بسیار پیچیده تری وجود دارد که در حساب کتاب های آنها نمی گنجد.

به عنوان مثال برخی کشورها برای عقیده و ایدئولوژی خود ارزش بسیار بیشتری قایل هستند تا مباحث اقتصادی و اینگونه نیست که همه با ضربه های اقتصادی حاضر به زانو زدن باشند، دقیقا بر عکس آمریکایی ها.

در برخی موارد مثلا بحث یهودی ها و اسراییل از دیدگاه آمریکایی ها (وقبل از آنها انگلیسی ها) موجودیت اسرائیل می تواند جای پای آنها در قلب منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و نقطه اتصال سه قاره کهن را تامین کند و عموم سیاست مدارهای آمریکایی از این منظور به جایگاه ژئوپولیتیک اسراییل برای تامین حضور آنها در قلب جهان کهن و بالطبع تامین منافع اقتصادی آمریکا می نگرند، اما بحث اختلافات دیرینه موجود فیما بین یهودی ها و فلسطینی ها مباحثی است که بسیار فراتر و پیچیده تر از تصور و حتی تحلیل مقامات آمریکایی می باشد و امکان ندارد آنها به صورت دستوری بتوانند مساله ای را در این منطقه تحمیل کنند.

همین مساله بر دیگر مسایل منطقه و جهان نیز تسری دارد.

بحث چالش های دیرینه و کشمکش های موجود در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی جهت یارگیری از طرف ایران و ترکیه و مصر و عربستان سعودی مباحثی نیست که به صورت دستوری بتوان در مورد آن عمل کرد بلکه مباحثی است که به دلیل مسایل عقیدتی و فلسفی و ایدئولوژیکی قرن ها است در این منطقه وجود دارد.

به عنوان مثال اهل تشیع در سرتاسر جهان دیدگاه وابستگی عاطفی نسبت به ایران دارند کما اینکه اهل تسنن بخش هایی وابستگی عاطفی نسبت به ترکیه دارد و بخش دیگری نسبت به عربستان و مصر، این وابستگی عاطفی را هر چه بخواهیم نام گذاری کنیم بوده و هست و تا ابد هم خواهد بود.

به عنوان مثال به دلیل روابط نژادی وفرهنگی واجتماعی و عشیره ای روابط میان ایرانی ها و کردها از سمت غرب ایران و یا افغان ها از سمت شرق ایران و یا آذری ها در شمال ایران و یا بلوچ ها در جنوب شرقی ایران و ... گذشته از مسایل دینی و مذهبی همیشه مستحکم بوده و هست و خواهد بود.

به هر صورت دولت آقای ترامپ تصور می کرد که با فشار اقتصادی می تواند ایران را به زانو در بیاورد و در نهایت ایران را وادار کند تا آنچه بخواهد را انجام دهد اما در حال حاضر مشاهده می کنیم که روز به روز پایان دوره اول حضور آقای ترامپ در کاخ سفید نزدیک تر می شود و نه فقط شرایط به سمت و سوی مورد علاقه وی پیش نمی رود و بلکه بر عکس روز به روز امید ایشان و تیم اش به رسیدن به هدف خود کمتر و کمتر می شود. 

تلاش ایالات متحده در فشار آوردن بر دبیر کل سازمان ملل جهت متهم کردن ایران در ماجرای حمله به تاسیات آرامکو در عربستان سعودی و همچنین فشار آوردن بر حکام سازمان بین المللی انرژی هسته ای جهت اصدار قطعنامه بر علیه ایران و ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، نشان از آن دارد که آمریکا در قانع کردن متحدین اروپایی خود جهت استفاده از بند ماشه برجام و بازگرداندن خودکار تحریم ها بر علیه ایران کاملا مایوس شده و برای اولین بار مشاهده می کند که در مجامع بین المللی دست اش بسته است.

حرکت اخیری که ایران انجام داد و اقدام به ارسال سوخت برای ونزولا نمود شاید مشکل ونزولا را به صورت ریشه ای حل نکند اما یک حرکت نمادین در به چالش کشیدن آمریکا در حیاط خلوت اش بود.
در واقع این حرکت ایران روندی را شروع کرده که بر اساس آن کشورهای تحریم شده توسط ایالات متحده، که کم هم نیستند، با هم بر علیه آمریکا متحد شوند و تعاملات فیما بین شان را تقویت کنند امری که عملا می تواند ضربه بزرگ اقتصادی ای به تجارت آمریکا در جهان وارد کند و در مقابل چون مجامع بین المللی هیچ محدودیتی برای تعامل این کشورها وضع نکرده اند آمریکا از نظر قانون بین الملل دست بسته است.

در شرایطی که کرونا کمر اقتصاد آمریکا را شکسته و اعتراضات خیابانی کاخ سفید را در قفص خود ساخته محصور کرده اند دولت آقای ترامپ دست و پا می زند تا بلکه با فرار به جلو بتواند روزنه ای برای نفس کشیدن پیدا کند.

بدیهی است وقتی که آمریکایی ها از چین و روسیه گرفته تا ایران و بسیاری از دیگر کشورها را تحریم می کنند اینها هم با هم متحد شوند تا بر علیه آمریکا یک قطب قدرت ایجاد کنند و آمریکا را زمین بزنند.

همه بحران هایی که دولت آمریکا امروزه با آن مواجه می باشد به دلیل نا کار آمد بودن سیاست هایش در سطح داخلی و جهانی بوده و هست.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

کشف «شهید تانک» ت-55 + عکس
امکانات جنگنده نسل پنجم ت-50 روسیه
سایت العین امارا ت توسط هوداران ایرانی هک شد (عکس)
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک