18:20 02 ژوئیه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
32117

دلایل کارشکنی‌های آمریکا و دشمنی‌اش با ایران چیست؟

بعضی وقت ها دوستان پرس و جو می کنند چرا آمریکایی‌ها اینقدر با ملت ایران خصومت دارند، ایرانی‌ها چه کار باید انجام دهند تا آمریکایی ها دست از سرشان بردارند.

بحث شاید خیلی پیچیده باشد و شاید هم بسیار ساده اما می توان گفت اصل ماجرا در این است که در برهه‌ای از زمان سلطه گری به صورت اشغال سرزمین ها و پیوند دادن این سرزمین ها به سرزمین های کشوری خلاصه می شده در برهه ای دیگر سلطه گران به این نتیجه رسیدند که اگر سرزمینی را بخواهند به سرزمین خود پیوند بزنند مجبور خواهند بود امکانات و هزینه ها و حمایت ها و حق و حقوقی  را که برای شهروندان خود تامین می کنند را نیز برای شهروندان سرزمین های پیوست خورده تامین کنند و به این نتیجه رسیدند که بهتر است به جای اشغال استعمار را پیشه کار خود کنند.

اصل ماجرای دو جنگ جهانی هم به دلیل تضاد منافع ابر قدرت های اقتصادی بود، کشورهایی که سرزمین های بیشتری را استعمار کرده بودند این امکان را داشتند تا منابع این سرزمین ها را به راحتی بدزدند و غارت کنند و در عوض هم مردمان این کشورها را وادار می کردند تا به بازار کالای آنها تبدیل شوند و به نوعی انحصار برای تجارت خود با این سرزمین ها ایجاد می کردند.

بالطبع در برخی شرایط مخصوصا پس از تحول جهان به جهان صنعتی منافع کشورهای اروپایی با تضاد مواجه شد و اینها به جان هم افتادند و جنگ جهانی راه افتاد.

یکی از اصلی ترین تضاد منافع برای این کشورها این بود که سرزمین های مملو از نفت در خاورمیانه در تصرف انگلیس و فرانسه بود و اینها می توانستند انرژی ارزان قیمت به دست آورند و بعد در هند و چین و شرق آسیا و یا آفریقا هم کارگر ارزان و منابع سرشار در اختیار داشتند در حالی که برخی ابر اقتصاد های دیگر جهان مانند آلمان و ژاپن مجبور بودند با هزینه های بیشتری کالای خود را تولید کنند و بازار کشورهای استعمار شده هم در مقابل آنها بسته بود.

در آمریکا هم کم و بیش چنین اختلاف هایی وجود داشت.

در ایالت های جنوبی به دلیل وجود برده داری نیروی کار ارزان در اختیار بود و در ایالت های شمالی که بیشتر صنعتی بودند و نیاز به کارگران ماهر داشتند برده ها پاسخگوی نیاز کارگاه های تولیدی نبودند.

شمالی‌ها همچنین به این نتیجه رسیده بودند که اگر بخواهند برده نگه‌داری کنند مجبور هستند به او آموزش بدهند و همچنین هزینه خورد و خوراک و مکان زندگی را برایش تامین کنند و اگر هم برده مریض شد او را درمان کنند چون برده‌های جدید که بتوانند جایگزین شوند باید آموزش ببینند و به همین دلیل ترجیح می دادند که همه این هزینه ها را جمع بزنند و به عنوان حقوق ماهانه به آن برده بدهند تا خودش با آن بسازد در حالی که در جنوب آمریکا اگر مثلا برده‌ای مریض می شد و می‌مرد هیچ اهمیتی نداشت چون جایگزین‌اش زیاد بود.

 

به هر حال مشاهده می کنیم که اکثر این اختلافات و جنگها در تاریخ معاصر بر اساس تضاد منافع بوجود آمده و پس از جنگ جهانی دوم آمریکایی ها تلاش کردند اروپایی ها را از صحنه خارج کنند و کشورهای استعمار شده توسط اروپایی‌ها را به شگرد جدید خود استعمار کنند.

با در راس کار قرار دادن حکامی که تابع آنها بودند.

سیاستی که چند صد سال قبل تر ماکیاولی در مورد آن صحبت کرده بود و به نظر بهتر از استعمار و یا اشغال مستقیم می آمد.

به این ترتیب اینها کشورها را مطیع خود می کنند و عواملی را در اختیار دارند که باید پاسخگو باشند، همه بدی ها مربوط به آن عوامل که اهل این کشورها هستند می باشد و محاسن مربوط به آمریکایی ها که مدعی حمایت از حقوق بشر و دمکراسی و غیره هستند.

تا زمانی هم که منافع آمریکا تامین گردد مهم نیست که چه کسی بر این کشورها حکومت کند.

می توان گفت اولین درگیری میان ایرانی ها و آمریکایی ها زمانی اتفاق افتاد که مرحوم مصدق تصمیم گرفت نفت ایران را ملی کند.

در واقع اولین تحریم های آمریکا بر علیه ایران هم در آن زمان وضع شد.

ملی کردن نفت ایران موجب آن می شد که همه زد و بند های پشت پرده آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها مبنی بر تحویل و تحول در انتقال قدرت و تصرف سرزمین های استعمار شده به هم بخورد.

همچنین این اقدام ایرانی ها می توانست مردم دیگر کشورهای منطقه را تشویق کند تا از اطاعت سر باز بزنند.

که البته همین هم شد و مشاهده کردیم بقیه کشورهای منطقه به تاسی از ایرانی‌ها اقدام به ملی کردن نفت خود و یا مثلا ملی کردن کانال سوئز و یا ... نمودند.

علیرغم سقوط مصدق با توطئه آمریکایی و بازگشت شاه مشاهده می کنیم که آمریکایی ها تحریم های خود بر علیه ایرانی ها را لغو نکردند بلکه فقط نادیده گرفتند.

پس از انقلاب اسلامی در ایران مشاهده می کنیم که آمریکایی ها باز هم تلاش می کنند ارتباط خود با حکومت جدید را حفظ کنند و امیدوار هستند روابط اقتصادی و تجاری و سیاسی و نظامی و امنیتی و ... نیز ادامه یابد اما چنین نمی شود و بالطبع آمریکایی ها آن روی خود را نشان می دهند.

طبق توافقات پشت پرده با انگلیسی ها و دیگر متفقین بنا بوده که استعمار منابع ایران در اختیار آمریکایی ها باشد و آمریکایی ها حاضر نبودند و نیستند به راحتی از این ماجرا بگذرند.

نمی خواهم خیلی وارد بحث های تکراری شوم اما پس از امضای برجام میان ایران و 1+5 اتفاقی افتاد این بود که صدها مدیر شرکت های اروپایی به یکباره به ایران آمدند و به دنبال انعقاد قرارداد با ایرانی ها بودند و بنده خود در برخی مناسبت ها با آنها گفتگو داشتم و همه شان تاکید می کردند که آمریکایی ها خیلی از این هجمه شرکت های اروپایی به ایران ناراحت هستند.

اگر به یاد داشته باشید در همان زمان آقای ترامپ هم همین مساله را علنا در مناظره های انتخاباتی بیان کرده و اعراض داشت که چرا ایرانی ها مثلا با شرکت ایرباس قرارداد بسته اند تا بیش از یکصد هواپیما از آنها بخرند ولی مثلا با بوئینگ قرارداد نبسته اند.

که البته بعدها ایرانی ها با بوئینگ هم قرارداد بستند.

البته باز هم اعتراض‌ها مبنی بر این بود که چرا مثلا بازار خودروی ایران در اختیار شرکت های اروپایی و شرق آسیایی است و شرکت های آمریکایی سهمی از این بازار ندارند.

اما اصل ماجرا در این است که اعتراض آقای ترامپ بر این نبود که چرا توافق با ایران امضا شده بلکه اعتراض بر این بود که چرا توافقی امضا نشده که همه منافع اش به نفع آمریکا باشد و اروپایی ها در حال بهره برداری از این توافق هستند.

می توان گفت اصل ماجرا هم در همین نکته نهفته است.

پرزیدنت ترامپ کل توافق هسته ای را به این دلیل به قول معروف هوا کرد که متوجه شد این قرارداد از نظر اقتصادی به نفع آمریکایی ها نیست و فقط به نفع دیگر اعضای 1+5 است.

در حال حاضر هم مشکل آمریکایی ها همین است.

یعنی هر توافق یا برنامه ای که منافع اقتصادی برایشان نداشته باشد را به هم خواهند زد و به دنبال آن هستند که در نهایت بتوانند با ایران به توافقی برسند تا بازار ایران مجددا در اختیار شرکت های آمریکایی قرار گیرد.

باور کنید همین الان اگر ایران چنین توافقی را با آمریکا امضا کند آمریکایی ها حاضر خواهند بود همه تحریم ها و خصومت های خود با ایران را مانند قبل از انقلاب نادیده بگیرند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک