00:32 27 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
174

یکی از دوستان سوال می کرد آیا می توان به میانجی گری آمریکا میان عربستان وقطر امیدوار بود تا نتیجه داشته باشد، به شوخی گفتم هر وقت مشکل فلسطینی ها و اسرائیلی ها حل شد آنوقت شاید بتوان امیدوار بود.

اسپوتنیک - البته شاید ماجرا را بتوان به اختلافات دیگر در سرتاسر جهان میان کشورهای مختلف تشبیه کرد، اختلافاتی که بنا بود سازمان های بین المللی به آن ورود کنند و به نوعی راه حلی برای آن پیدا کنند اما تا به حال چنین اتفاقی نیافتاده است.

حتی در برخی موارد این اختلافات منجر به آن شد که کشورها با هم وارد جنگ شدند و بسیاری از جنگ ها به دلیل برخی معادلات بین المللی بی نتیجه ماند.

از اختلافات ارضی فی ما بین روسیه و ژاپن در شرق آسیا گرفته تا اختلافات چین و تایوان و یا اختلافات تاریخی چین و کره و یا اختلافات موجود در شبه جزیره هند میان مسلمانان و هند، تا اختلافات فی ما بین کشورهای خاورمیانه بر سر نقاط استراتژیک تا اختلافات تاریخی در اروپا و آمریکا و آفریقا.

در مواردی برخی کشورها مانند کشورهای اروپایی تصمیم گرفتند برای جلوگیری از بروز جنگ های جدید قید خطوط مرزی و یا اختلافات قومی و یا نژادی و ... را بزنند و اتحادیه اروپا را تشکیل دهند تا در این اتحادیه همه شرایط شهروندان اروپایی یکسان باشد و دیگر اختلافاتی وجود نداشته باشد تا موجب جنگ شود، اما امروزه مشاهده می کنیم همان تلاش ها هم با دیوار راست گرایان افراطی مواجه شده و روز به روز آن آرزوی دیرینه ایجاد اروپای واحد نیز کم رنگ می شود.

شاید امروزه وقتی با شهروندان کشورهای اروپایی صحبت کنید بسیاری از شهروندان نسل های جدید اصلا به تفکر هایی که موجب ایجاد اختلاف میان کشورهای اروپایی بود باور نداشته باشند اما هنوز هم بسیاری از اروپایی ها مخصوصا قدیمی ها به آن اختلافات پایبند هستند و هنوز هم بسیاری از افراد مسن در فرانسه از آلمانی ها نفرت دارند و بالعکس.

اختلافات میان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس اختلافاتی نیست که به یکباره پیش آمده باشد بلکه اختلافات دیرینه ای است که قرن ها است میان قبایل شبه جزیره عرب وجود داشته است.

از نظر تاریخی ریشه همه قبایل عربی به یمن بر می گردد و این قبایل بودند که در شبه جزیره عربی و دیگر کشورها پخش شدند اما همین پخش شدن آنها موجب آن شد که این قبایل با دیگر ملت ها ارتباط پیدا کنند و با هم ازدواج کنند و نسل هایی به وجود آید که بسیاری از آنها ریشه واقعی عربی و یا حتی غیر عربی را ندارند، که البته این ماجرا نسبت به دیگر ملت ها هم صدق می کند.

همچنین بسیاری از قبایل از خارج از شبه جزیره عربی وارد این جزیره شدند و بعدها ادعا کردند که عرب هستند اما در واقع هیچ نسبتی با اعراب ندارند.

شاید واضح ترین برهان این سخنان قیافه و چهره بسیاری از جوانان این قبایل است که اصلا به عرب ها نمی خورد.

به هر حال طبق مستندات تاریخی قبایلی  مانند قبیله آل سعود جزو قبایل دخیل و نه اصیل در شبه جزیره عربی به حساب می آیند کما اینکه برخی از قبایل موجود در همین شبه جزیره قبایل عرب ای هستند که قبل ها از این جزیره به جاهای دیگر مانند ایران مهاجرت کرده بودند و مجددا به این شبه جزیره برگشتند و در برخی جاها قدرت را به دست گرفتند.

برخی از قبایلی که بعدها در کشورهایی مانند کویت و قطر و امارت های امارات عربی متحده و یا عمان حاکم شدند را می توان جزو همین قبایل دانست کما اینکه باید توجه داشت به دلیل اینکه برای دهه ها یمن و عمان جزو سرزمین های ایران به حساب می آمدند بسیاری از ایرانیان که اصالت عربی نداشتند به این کشورها مهاجرت کردند و امروزه مشاهده می کنیم که نام خانوادگی بسیاری از شهروندان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، حتی در عربستان سعودی، حکایت از اصالت ایرانی آنها دارد.

به هر صورت از زمان تشکیل کشوری به نام عربستان سعودی حاکمان این کشور همیشه به دنبال آن بودند که بر کل جزیره عربی حکومت کنند و آرزوی دیرینه آنها این بود که دیگر کشورهای موجود در این جزیره را از روی نقشه پاک کنند.
برخی از این کشورها به دلیل واهمه از قدرت عربستان سعودی سکوت اختیار کردند و برخی دیگر در مقابل آن ایستادند.


شاید بحث جنگ یمن یکی از مواردی است که برای بسیاری روشن می باشد که این اختلافات تا چه حد است اما باید  اشاره کرد که به صورت تاریخی بخش وسیعی از غرب جزیره عربی روزی به نام حجاز شناخته می شد و پدر بزرگ همین پادشاه فعلی اردن یعنی شریف حسین بر آن حاکم بود و اینها خود را از سادات و نوادگان امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) می دانستند که برای قرن ها کلید کعبه وبیت المقدس را در اختیار داشتند، اما سعودی ها با حمایت انگلیسی ها سرزمین حجاز را تصرف کردند.
زمانی هم سعودی ها سرزمینی که امروزه به نام قطر شناخته می شود را اشغال کردند (سال 1913 میلادی) و قطر را جزو استان  احساء خود می دانستند اما با فشار انگلیسی ها مجبور شدند از قطر خارج شوند.
سعودی ها همین اطماع را نسبت به دیگر کشورهای فعلی جزیره عربی نیز دارند وبه دلیل همین اختلافات تاریخی است که می توان گفت احتمال حل و فصل اختلافات فیما بین عربستان و قطر بسیار بعید است و تنها اتفاقی که می تواند رخ دهد این است که آمریکا بتواند مسکنی به این اختلافات بزند و تا مدتی باز هم این اختلافات به سایه برود.

موارد زیادی در تاریخ نوین قطر وجود دارد که سعودی ها با دخالت در امور داخلی قطر و یا حتی محاصره نظامی این کشور تلاش کردند که روی سیاست های این کشور تاثیر بگذارند.

اختلافات فی ما بین قطر و امارات عربی متحده نیز به اختلافات قبیله ای فی ما بین قبایل حاکم بر ابوظبی و دوحه بر می گردد اختلافاتی که منجر شد قطر حاضر نشود به ائتلاف کشورهایی که امارات عربی متحده را تشکیل دادند بپیوندد.

همچنین قطر و بحرین بر سر برخی جزایر که آب و یا نفت و گاز دارند با یکدیگر اختلافات دیرینه ای دارند.

اینبار سه کشور عرب حوزه خلیج فارس تصمیم گرفتند با هم بر علیه قطر متحد شوند تا کمر قطر را بشکنند و حتی برنامه ریزی کرده بودند با راه انداختن جنگ این کشور را اشغال کنند، اما قطری ها با تدبیر و ذکاوت خاصی معادلات بین المللی را به نفع خود تمام کردند و کاری کردند که موازنه قدرت نظامی که به هیچ وجه به نفع آنها نبود با یک موازنه سیاسی بین المللی تعدیل یابد.
در حالی که قدرت نفوذ عربستان سعودی و امارات عربی متحده در مجامع بین المللی و ایالات متحده بر کسی پوشیده نیست اما قطری ها هم توانستند با ایجاد لابی های حامی قطر و استفاده بهینه از ابزار رسانه ای خود یعنی شبکه تمام تلاش های عربستان و امارات و بحرین را خنثی کنند.
امروزه قطر خود به یک قطب قدرت که در مقابل عربستان سعودی و امارات و بحرین و مصر ایستاده تبدیل شده، فقط اسامی کشورهای محاصره کننده قطر می تواند لرزه بر تن دیگر کشورهای عربی بیاندازد اما به همکاری با ایران و ترکیه قطر توانسته این معادله را به هم بزند و حتی در برخی موارد جبهه مقابل را شکست دهد.
به هر صورت با توجه با شرایطی که امروزه قطر توانسته ایجاد کند بعید به نظر می آید قطری ها حاضر باشند به خواسته کشورهای محاصره کننده تن دهند و فقط در شرایطی احتمال میانجی گری وجود خواهد داشت که کشورهای محاصره کننده قطر همه خواسته های خود را فراموش کنند وشاید هم از ملت قطر بابت این چند سال فشار و ناراحتی که ایجاد کرده اند عذر خواهی کنند.
امروزه قطر بسیار بزرگتر از مساحت ارضی خود و یا تعداد شهروندان اش توانسته در جامعه بین المللی و جهان جایگاه کسب کند و دیگر کشورهای محاصره کننده در جایگاهی نیستند که بخواهند خواسته های خود را بر قطر دیکته کنند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک