01:20 20 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
51033

این روزها در تظاهرات علیه خط و مشی نژاد پرستانه در آمریکا جوانان این کشور عکس های سردار سلیمانی و ابو مهدی المهندس را بالای سر می برند.

اسپوتنیک - هنوز چند ماه از ترور شهید سپهبد سلیمانی نگذشته که به یکباره ویروس کرونا اقتصاد آمریکا را فلج کرد و میلیونها آمریکایی بیکار شدند و این روزها در تظاهرات علیه خط و مشی نژاد پرستانه در آمریکا جوانان آمریکایی عکس های شهید سلیمانی و شهید ابو مهدی المهندس را بالای سر می برند.

بسیار معروف است که آمریکایی ها اهمیتی به مسایل بین المللی نمی دهند و خیلی از آنها حتی جای کشور خود روی نقشه جهان را نمی توانند پیدا کنند چه برسد به نقشه مثلا عراق یا ایران و شاید جای تعجب داشته باشد که اینها از کجا قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس را می شناسند.

اصلا آیا اینهایی که عکس های این دو شهید را بالا دست می گیرند با ایدئولوژی این دو تن آشنا هستند؟

به احتمال قریب به یقین، خیر، اینها با ایدئولوژی این دو شهید آشنایی ندارند اما می دانند که ترامپ و نژاد پرستان آمریکایی با آنها دشمن بودند و آنها را ترور کردند، پس یعنی اینها در صف مظلومان آمریکایی قرار دارند.

مظلومانی که به قول خود آمریکایی ها 99% کشور را تشکیل می دهند و توسط 1% اداره می شوند.

همانگونه که اینها ارادت خاصی به چه گوارا قهرمان ستیز با استعمار و استبداد در آمریکای لاتین، دارند به سردار سلیمانی و سردار ابو مهدی المهندس هم ارادت دارند.

در حالی که طی چند ماه اخیر به دلیل شیوع ویروس کرونا میلیون ها آمریکایی (و البته غیر آمریکایی) بی کار شدند و دار و ندار خود را از دست دادند، طبق آمار و ارقام منتشره توسط خود رسانه های آمریکایی، برخی ثروتمندان آمریکایی ثروتمند تر شدند.

یک نکته که بسیار ذهن من را مشغول کرده بود این بود که چرا برخی از این ثروتمندان که ده ها میلیارد دلار ثروت دارند به یکباره اعلام می کنند که تصمیم ندارند این ثروت ها را به فرزندان خود ارث بدهند و می خواهند به کارهای عام المنفعه اختصاص دهند؟

آیا اینها این قدر افراد خیر وبا گذشتی هستند؟

نه خیر، اینها هیچ گذشتی در کارشان نیست، مساله این است که اصلا این ثروت به آنها تعلق ندارد.

اکثر این افراد عواملی هستند که گرداننده پولهای اصحاب ثروت پشت پرده می باشند، اصحاب ثروتی که کنترل واختیار رییس جمهوری آمریکا را نیز در دست دارند.

اگر چه آقای ترامپ در بسیاری از موارد رفتارهای غیر منطقی، از نظر سیاسی، از خود نشان داده اما اگر از زاویه دیگری به ماجرا نگاه بیاندازید متوجه می شوید که گردانندگان پشت پرده سیاست آمریکا خواهان آن بوده اند که شخصی مانند ترامپ سر کار بیاید و دست به چنین کارهایی بزند.

اما تفاوت ترامپ با دیگر روسای جمهوری آمریکا در این است که وی بعضی وقت ها خارج از چهارچوب های ترسیم شده بازی می کند و این رفتارها هیچ وقت مورد پستند هیات حاکمه ایالات متحده نمی باشد.

رازی که همه می دانند این است که ترامپ توسط رسانه های اجتماعی در ایالات متحده به قدرت رسید و در این رسانه ها بود که زمینه تبلیغات برای وی فراهم شد، اینکه آقای ترامپ بیاید و خود را با رسانه های اجتماعی آمریکایی درگیر کند قطعا جزو برنامه هایی که توسط لابی های پشت قدرت که صاحبان اصلی این رسانه ها می باشند نمی باشد.

علیرغم اینکه آقای ترامپ رییس جمهوری ایالات متحده به حساب می آید اما قدرت نفوذ رسانه ها سنتی و رسانه های اجتماعی در ایالات متحده چه از نظر تاثیر بر آرای عمومی چه از نظر قدرت مالی و اقتصادی و سیاسی آنقدر است که بتوانند رییس جمهوری را هم برکنار کنند.

اینکه آقای نتانیاهو در نطقی اظهار دارد باید اسراییل هرچه سریعتر تا فرصتی که حضور ترامپ فراهم نموده از دست نرفته اشغال کرانه باختری را تکمیل کند و آن را به اسراییل پیوند بزند به این معنا می باشد که اسراییلی ها که با لابی های پشت پرده آمریکا در ارتباط هستند متوجه شده اند احتمال سقوط ترامپ در انتخابات آتی ریاست جمهوری بسیار بالا است و آینده تاریکی در انتظار ترامپ می باشد.

درست است که در دوره های مختلف دیگر در آمریکا با رنگین پوستان و مهاجران برخورد های تعسفی می شد و روسای جمهوری این کشور از جمله اوباما که خود نیز سیاه پوست بود، هیچ کاری انجام نمی دادند اما حد اقل مردم را تهدید به تیر اندازی و کشتار نمی کردند.

این توییت آقای ترامپ هم نشان می دهد که شرایط چه قدر برای ادامه حضور آقای ترامپ در سمت ریاست جمهوری سخت شده که وی دیگر به سیم آخر زده و عامه مردم را علنا تهدید به کشتار می کند.

با توجه به اینکه آقای ترامپ روی کاهش میزان بیکاری و بهبود شرایط اقتصادی آمریکا جهت انتخاب مجدد حساب باز کرده بود و امروزه این شرایط همه به هم خورده احتمال سقوط وی بسیار زیاد است، سقوطی که قطعا با یک سایه سیاه تاریک بر زندگی اش همراه خواهد شد، تنها شانس ترامپ فقط در این است که دمکرات ها فعلا رقیب بالقوه ای برای وی در میدان ندارند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک