01:43 27 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1242

دولت ترامپ سعی کرده است توی سیاست مهار و یا فشار همه‌جانبه ایران از همه‌گونه ابزار استفاده بکند.

مرکز ردیابی تانکر ترکز (TankerTrackers) در پیامی توئیتری نوشت: نفتکش ایرانی فورچون که در اواسط ماه مارس در بندر شهید رجایی با ۴۳ میلیون لیتر بنزین بارگیری شده بود، هم اکنون در اسکله ۲ در پالایشگاه ال پالیتو ونزوئلا واقع در غرب پایتخت کاراکاس لنگر انداخت.

این نخستین کشتی از پنج نفتکش ایرانی است که به رغم تهدیدات و تحریم های آمریکا در سواحل شمالی ونزوئلا پهلو می گیرد و آماده تخلیه محموله سوختی خود است.

اسپوتنیک با دکتر محمد صادق جوکار – پژوهشگر اقتصاد سیاسی و کارشناس ارشد و عضو هیات علمی موسسه مطالعات بین المللی انرژی وابسته به وزارت نفت در رابطه با ورود اولین نفتکش حامل بنزین ایران به ونزوئلا  به گفتگو نشست.

جوکار: نکته اول آن است که جمهوری اسلامی الان در رویکرد خود با توجه به اینکه دولت ترامپ سعی کرده است توی سیاست مهار و یا فشار همه‌جانبه ایران از همه‌گونه ابزار استفاده بکند، رویکرد جمهوری اسلامی تغییر کرده است و به سمت مقاومت فعال رسیده. مقاومت فعال به چه معنی است؟ مقاومت فعال به این معنی است که اصطلاحا، جمهوری اسلامی بر خلاف گذشته که تلاش می کرد بعضی از کشورها را راضی کند که سیاست تحریمی علیه ایران را اجرا نکنند مثل هندی ها، چینی ها و غیره، الان توی این رویکرد جدید، می گوید که من باید بروم به سمت ائتلاف تحریم‌شدگان، یعنی کشورهای تحریم شده با همدیگر همراهی کنند که تحریم‌ها به عنوان ابزار سیاست خارجی آمریکا نتواند موفق بشود.

در این شرایط شکست سیاست‌های تحریمی آمریکا علیه ونزوئلا، به نوعی شکست سیاست خارجی دولت ترامپ در استفاده از تحریم ها برای پیشبرد منافع ملی آمریکاست. جمهوری اسلامی تلاش می کند که سیاست خارجی آمریکا بطور کلی موفق نشود، منظور آمریکای لاتین و ونزوئلا در اینجاست.

ونزوئلا تقریبا همه نشانه‌های دولت شکست‌خورده را دارد، یعنی صادراتش با بحران روبرو شده است و خیلی از شاخص های اقتصادی‌اش، مثل تورم آن کشور در سطح بالایی است، ولی از الان جمهوری اسلامی تلاش میکند که دولت شکست‌خورده‌ای که خیلی از شاخص های شکست خورده را دارد تبدیل به دولت فروپاشیده نشود.

 در اینجا چه ویژگی لازم است؟ دولتی که نتواند کالاهای عمومی را برای مردم خود تأمین کند، یعنی دیگر انگار دولت اساسا وجود ندارد، دولت فروپاشیده است. یکی از کالاهای عمومی بنزین بود و جمهوری اسلامی تلاش می کند که در گام اول، از طریق عرضه بنزین، و در گام دوم از طریق کمک به راه‌اندازی و یا فعالیت مجدد پالایشگاه‌های ونزوئلا ، یکی از مهم‌ترین کالاهای عمومی که دولت ونزوئلا باید برای مردمش تأمین بکند و آن هم سوخت است، توی این زمینه توانا بشود.

 توی این وضعیت و این مقاومت فعالی که جمهوری اسلامی داشت، هدف الان خود ونزوئلا برای جمهوری اسلامی نبود. هدف شکست دادن سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در استفاده از ابزار تحریم به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی علیه دیگر کشورهاست که یک بخشی از آن در باره ونزوئلا بود، یک بخشی در باره ایران و بخشی در باره روسیه است. این وضعیت در چارچوب ائتلاف تحریم‌شدگان، این است که ما ائتلاف کنیم و هم‌افزایی کنیم و به همدیگر کمک کنیم تا سیاست خارجی آمریکا اصطلاحا به هدف خود نرسد.

نکته دومی که توجه به آن خیلی مهم است، این است که جمهوری اسلامی ایران با این اقدام نشان داد که بر خلاف سیاست خارجی ترامپ که می گوید من از برجام خارج شدم و ایران را منزوی کردم و در خاورمیانه مثلا کنترل کردم، جمهوری اسلامی با این اقدام نشان داد که نه تنها بعد از خروج آمریکا از برجام، نه تنها در منطقه خاورمیانه مطیع آمریکا نشده، اصطلاحا منزوی نشده است بلکه حیطه عملش را دارد فراتر از خاورمیانه تسری می دهد. جمهوری اسلامی می گوید که برخلاف شعارهای دولت ترامپ، من نه تنها در خاورمیانه محصور نشدم، بلکه الان در یکی از مناطقی که آمریکا آن را «حیاط خلوت» خود می داند و در آمریکای لاتین هم کنش انجام می دهم و جلوی فروپاشی دولت ونزوئلا را می گیرم و تا آنجایی که بتوانم در این زمینه کمک می کنم.

الان دولت ترامپ در سیاست خارجی خود، در باره کره شمالی هم شکست خورده است، چون بهرحال، مذاکرات هسته‌ای کره شمالی به شکست رسید، هم در مورد اروپا، بحث این است که همراه‌سازی اروپا در باره تحریم های روسیه شکست خورده است. بالاخره اروپا در تلاش است که «نورد استریم2» را راه بیاندازد. آمریکا هم در مورد ترکیه شکست خورده، ترکیه به سمت روسیه رفت، اس-400 خریده، قرارداد «ترکیش استریم» دارد اجرا می شود، هم در مورد سوریه، یکی از مهمترین متحدان خودش را فدا کرد، تحت عنوان کردها. در مورد ایران هم در ظاهر یک شاخصه هایی را برای خود مطرح می کرد که من از برجام آمدم بیرون، بقول اقای ترامپ به عنوان یکی از بدترین قراردادهایی که اوباما بسته بود، و ایران را محصور کردم که تعهداتش را همچنان دارد اجرا می کند و من تحریم ها را برگرداندم و ایران را مجبور می‌کنم بیاید به سمت یک توافق مجدد.

دومین نکته این است که ایران نه تنها در خاورمیانه محصور نشد،بلکه در یمن کنش‌گری انجام داد، بلکه در سوریه هم همچنان کنش‌گری دارد انجام می‌دهد، در عراق بازیگری‌اش را انجام می دهد و الان وارد فراخاورمیانه شده است و در فراخاورمیانه و آمریکای لاتین هم دارد کمک میکند به یکی از هدف‌گذاری‌های دولت ترامپ در تغییر سیاست خارجی یا تغییر نظام سیاسی دولت ونزوئلا. جمهوری اسلامی می گوید که من الان کمک می کنم که سیاست خارجی ترامپ همانطور که در خاورمیانه موفق نشد، در آمریکای لاتین هم موفق نشود. و عملا توی مقاومت فعال یک کاری بکند که در مناظرات انتخابات ریاست جمهوری عملا دولت ترامپ هیچ برگ برنده‌ای در سیاست خارجی نداشته باشد. آمریکا نه در ایران، نه در اروپا و نه در کره شمالی، نه در مورد ترکیه و نه در مورد سوریه و نه در آمریکای لاتین و الان در ونزوئلا که با بحران هم روبروست، نتوانسته به موفقیت برسد.

در این وضعیت، هدف، فقط بنزین نیست، بلکه اصطلاحا، کمک به بقای کشوری است که تحت تحریم است در چارچوب ائتلاف تحریم‌شدگان، از سوی ایران، که یعنی یک نوع مقاومت فعال. آمریکایی ها هم برای اینکه ایران این کار را انجام ندهد، سعی کردند چند گزینه عملیاتی را در پیش بگیرند، یکی از آنها اصطلاحا بلوف نظامی بود، که ما مثلا با نیروهای نظامی این کشتی ها را اصطلاحا یا بازرسی می کنیم، یا متوقف می کنیم و مانع از شناوری آن به سمت ونزوئلا خواهیم شد.

ما الان برای اولین بار شاهد هستیم که در این وضعیت، ایرانی ها نه تنها فریب بلوف آمریکایی ها را نخوردند، بلکه آمریکا را در یک معضله و «دلیمای امنیتی»قرار دادند. اگر آمریکا علیه کشتی‌ها اقدام می‌کرد، خب، ایرانی ها می توانستند در منطقه خلیج فارس این را با توجه به اقدام انگلیسی ها در تنگه جبل‌الطارق تلافی کنند. این موضوع از سوی ایران اثبات شده بود که من اراده پاسخگویی را دارم. و اگر آمریکا مثل الان اقدام نمی کرد، شاهد شکست سیاست خارجی در مورد ونزوئلا از سوی یک کشور خاورمیانه‌ای مثل ایران می شد.

از اینرو در گام اول، شروع کردن به ایجاد یک جو رسانه‌ای سنگین و بلوف نظامی که ما می دانیم که ایرانی‌ها گول این بلوف نظامی را نخوردند و اتفاقا یکپارچه و متفقا اقدام کردند در واکنش به آن. وزیر دفاع ایران به آمریکایی ها هشدار داد که اگر اقدام بکنید، ما اقدام متقابل انجام میدهیم، وزارت نفت ایران بالاخره کشتی ها را فرستاد، وزارت خارجه ایران، بخصوص جناب دکتر ظریف خیلی سعی کرد که از لحاظ افکار عمومی با توئیت هایی که منتشر کرد که « اقدامات آمریکایی ها بی پاسخ نخواهد ماند و هرگونه اقدام آنها، نوعی دزدی دریایی است» و رئیس جمهور ایران از طریق عمان پیام فرستادند به سمت آمریکایی‌ها که اگر «کنش تهدیدی علیه کشتی‌ها انجام بدهید، ما واکنش انجام خواهید داد». یعنی ایرانی ها نه تنها گول بلوف آمریکایی ها را نخوردند، بلکه همچنان آمریکایی ها را درگیر شاهد بودن شکست راهبردشان کردند که الان گام اول آمریکایی ها شکست خورد.

گام دومی که احتمالا آمریکایی ها علیه ایران و ونزوئلا اقدام خواهند کرد، یک جو رسانه‌ای شدید ایجاد خواهند کرد که مثلا دولت ونزوئلا برای بقای خودش و اینکه کمک ایرانی‌ها را جلب کند دارد ذخیره ارزی را تاراج میکند. ما شاهد این موضوع در جو رسانه‌ای شدیدی خواهیم بود که در روزهای آینده از سوی آمریکایی ها شاهد خواهیم بود که مثلا بتوانند دولت مادورو را شرمنده کنند و افکار عمومی و طرفداران گویدا را علیه مادورو بسیج کنند که مردم ونزوئلا علیه دولت خودشان بگویند که ایرانی ‌ها مثلا بنزین آوردند و الان دارند ذخیره ارزی ونزوئلا را در عوض آن برمی دارند.

این وضعیتی است که ما تا کنون شاهد آن بودیم و اینکه کشتی ها در چه وضعیتی رفتند. در رابطه با بیمه کشتی ها، من بعید میدانم که بیمه‌های بزرگ غربی حاضر باشند تحریم‌های یکجانبه آمریکا را نادیده بگیرند. برای جمهوری اسلامی نیز این اتفاق فرقی نمی کند، چون عملا الان شرکت های بزرگ بیمه  به خاطر تحریم‌های یکجانبه با ایران همکاری نمی کنند. بعید میدانم که وضع برای نفتکش‌های ایران از این بدتر بشود.

نکته بعدی این است که اگر رویکرد ایران این باشد که بخواهد سیاست خارجی ترامپ را از طریق مقاومت فعال و از طریق ائتلاف تحریم‌شدگان و کمک به تحریم‌شدگان در مقابل تحریم کنندگان (آمریکا) موفق بشود، لازمه‌اش تداوم این سیاست است . یعنی این فقط نمی شود که این اقدام یکبار اتفاق بیفتد. ممکن است در روزها و ماه‌های آینده، تا قبل از انتخابات در نوامبر 2020،کشور ونزوئلا حتی اگر مشکلات دیگری هم داشته باشد مثلا در مورد آرد ( که بحث کالای عمومی مطرح می شود)، دیگر کشورها که در این ائتلاف تحریم‌شدگان هستند به ونزوئلا کمک کنند.

دولت روسیه هم در خلال یکسال قبل از طریق یکی از شرکت های «روس‌نفت»نفت ونزوئلا را می فروخت. اکنون فقط بحث بنزین ایرانی‌ها نیست، بحث راه‌اندازی مجدد پالایشگاه‌های ونزوئلاست. از اینرو به نوعی ما شاهد یک بلوغی در بین کشورهای تحریم‌شده هستیم که یک بعد آن، روسیه، ایران، ونزوئلاست که اینها با هم همکاری کنند و همکاری‌های آنها ممکن است به جایی برسد که حتی سیاست های اقتصادی ترامپ را هم با مشکل روبرو سازد. مثلا اقدامی که کشورهای تحریم‌شده بیایند تلاش کنند از طریق مکانیزم های تراکنش غیردلاری با هم معامله کنند. این بحث بنزین و بنزین فرستادن به ونزوئلا یک فیزیک تجارت بود. ممکن است بعدهای نرم‌افزاری تجارت هم از منظر آمریکایی ها آنطور که سازماندهی کرده‌اند، آسیب ببیند.احتمالا این کشورها به سمت آن می روند که تراکنش های غیردلاری را در پیش بگیرند.

دلار باید از مبادلات خارج شود
Mustafa Kamaci/Presidential Press Office/Handout via REUTERS

سیستم تراکنش های غیردلاری که بصورت محدود بین روسیه و چین تست شد. این موضوع الان در دستور کار کشورهای بریکس قرار دارد. علاوه بر اعضای بریکس، بین روسیه و ترکیه و حتی بحث ایران و ترکیه دارد مطرح می شود که ارزهای ملی را تراکنش ها استفاده کنند. اینها همه پکیجی هستند که یکی از آنها همین موضوع بنزین در مورد ونزوئلا بود. کشورهای تحریم‌شده درمقابل یک نوع رویکرد هژمونی‌طلبی دولت ترامپ که یکجانبه دارد منافع جهانی را فدای منافع خودش می کند دست به یک نوع بسیج می زنند.

طبیعی است که هر کدام از کشورهای تحریم‌شده منافع متعددی هم دارند و برای  همه آنها الزاما راهبرد یکسانی ندارند. ولی خب در یک موضع با هم شریک هستند و آن اینکه باید در مقابل رویکردهای یکجانبه دولت ترامپ مقاومت کرد. این وضعیت تا دوره انتخابات ادامه پیدا می کند که بصورت غیرمستقیم کمک به حزب دمکرات آمریکا هم هست.

حزب دمکرات می تواند یک نوع انتقاد وسیعی علیه سیاست خارجی دولت ترامپ انجام بدهد و اینکه دولت ترامپ هیچگونه دستاوردی ندارد در حالی که تمام توافق ها و دستاوردهای دولت اوباما را نابود کرد و عملا خودش به هیچ دستاوردی نرسیده است.

هدف کشورهای تحریم‌شده نیز این است که دولت نهایتا در انتخابات برگ برنده‌ای نداشته باشد. توجه داشته باشید که برگ برنده دولت ترامپ اقتصاد آن بود که بر اثر شیوع کرونا آسیب دیده و بر اساس آمار از 30 تا 50 میلیون بیکار در آمریکا وجود دارد . آمریکا در سیاست خارجی اش که می خواست ایران را منزوی کند، این کشور الان در «حیاط خلوت‌اش» دارد ایفای نقش میکند. توافقش با چین که خیلی روی آن مانور داده بود عملا امکان‌ناپذیر است، چون، مثلا در بند توافق آن، در سال 2020 باید 19 و نیم میلیارد دلار  معامله انرژی داشتند در سال 2021 بیش از 39 میلیارد دلار. این 19 و نیم میلیارد دلار در سال 2020، با قیمت نفت 50 دلاری، 700 هزار بشکه نفت و ال ای جی و غیره است.

اگر قیمت نفت بخواهد درحد 35-30 دلار بماند یعنی بیش از یک میلیون و 200 هزار بشکه. عملا چینی ها چنین نفتی را از آمریکایی ها نخواهد خرید. از طرف دیگر در نفت 35 دلاری، آمریکا هم ظرفیت تولیدش را به دلیل کاهش نفت های پرهزینه شیل نخواهد داشت که یک میلیون و دویست هزار بشکه بدهد. یعنی این مولف ها را که نگاه بکنیم می بینیم که سیاست خارجی و اقتصادی و تجاری ترامپ هم با بحران روبرو شده است.یک نمونه بحث چین است که آن توافق‌ها محقق نخواهد شد.

همه اینها را باید در یک پکیج و یک «تصویر بزرگ» دید که به نظر من این «تصویر» به دلیل بازیگرانی که همیشه مورد هجوم آمریکا بودند مثل روسیه، ایران، چین و ونزوئلا، کشورهایی که مقابل هژمون‌گرایی آمریکا مقاومت می کردند، الان به این نتیجه رسیده‌اند که الان باید یک نوع مقاومت فعال داشت تا اینکه منفعلانه مدام تحت هجوم سیاست های یکجانبه آمریکا باشند . آنها دارند یک نوع واکنش نشان میدهند که در نُرم های بین‌المللی هم در قالب یک نوع « توازن‌گری نرم» است. آنها دارند این «توازن‌گری نرم» را انجام می‌دهند که «حیطه نرم» هست و احتمالا می‌تواند با همراهی سازمان‌ها و کشورهای بیطرف‌تر هم همراه بشود، چون نمی خواهند بروند به سمت  «توازن‌گری سخت» که شاید توان آن را هم نداشته باشند ، اما در « توازن‌گری نرم» یعنی استفاده از هنجارها و نرم‌های بین‌المللی می توان عمل کرد. ونزوئلا تحریم بین‌المللی نیست و باید با آن بیزنس کرد و می توانیم با آن معامله کنیم و یا مثلا «توازن‌گری نرمی» که روس‌ها انجام می دهند: ما با اروپا قرار است با هم معامله گازی در چارچوب «نورد استریم» داشته باشیم و دو طرف هم راضی هستند. هیچگونه تهدید امنیتی هم ایجاد نمیکند اتفاقا روس‌ها معتقد هستند چون این خط لوله از مسیر اوکراین نمی گذرد و از دریای ادریاتیک می گذرد، در راستای تضمین بیشتر امنیت انرژی اروپاست.  مثلا اوکراینی ها عرضه گاز روسیه به اروپا را گروگان تعارض خودشان با روسیه نگیرند. از اینرو می‌توانند یک نوع مقاومت نرم مبتنی برهنجارها و نرم‌های پذیرفته شده بین‌المللی انجام بدهند که این آمریکاست که دارد زیاده‌خواهی میکند، وگرنه ما بدنبال برقراری یک نظم و مدیریت چند جانبه و مبتنی بر نرم‌های بین‌المللی در تعاملات کشورها هستیم. به نظر می‌رسد که رویکرد ایران در این «توازن‌گری نرم» عملیاتی‌تر شده است.

اسپوتنیک با سید سعید میرترابی حسینی، کارشناس اقتصاد سیاسی و نفت و عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی در باره موضوع رسیدن نفتکش ایرانی به ونزوئلا به گفتگو نشست.

پرسش: رسیدن نفتکش ایرانی به ونزوئلا در زمینه تهدیدات آمریکا چه معنایی برای صادرات بنزین ایران بطور کلی خواهد داشت؟

میرترابی: آنچه آمریکا وضع کرده علیه هر دو کشور ایران و نزوئلا، حالت یکجانبه دارد و بطور طبیعی اینها قوانین بین‌المللی نیست، زیرا یک کشور واضع آن است، خب اینکه یک کشور قوانین خود را تسری بده به بیرون از مرزهای خود به لحاظ قوانین بین‌الملل طبیعتا قابل دفاع نیست. اینکه ایران ایستادگی کرد و صادرات بنزینش را انجام داد و اولین نفتکش ایران هم به مقصد رسید به معنای آن است که هر دو کشور این اراده را داشتند که تصمیم خود را عملیاتی کنند.

 ونزوئلا با کمبود شدید سوخت مواجه است و خود ایران هم که با مشکل فروش نفت و فراورده‌های نفتی مواجه است، طبیعتا برای هر دو کشور این ارتباط مفید است. ایستادگی که در این زمنیه کردند و عملیاتی هم شد و اولین محموله نیز به مقصد رسید به معنای آن است که مسیری که انتخاب شده است از این لحاظ درست و موفق بوده است.

پرسش:آیا کشتی های جنگی برای دفاع از آنها در مقابل برخوردهای احتمالی آمریکا دفاع خواهند کرد؟ در این رابطه آیا احتمال آن وجود داردکه از این پس نفتکش‌های ایرانی بیمه شوند؟

میرترابی: نیروی دریایی ونزوئلا در نزدیکی مقصد نفتکش ایران را اسکورت کرده است. ولی انشاالله نیازی نباشد به اینکه این مسأله به این شکل پیش برود، بهرحال آمریکایی ها نیز میدانند که تحمیل این موضوع به کشورهای دیگر طبیعتا برای آنها هزینه دارد (منظور تحمیل قوانین داخلی آمریکا به کشورهای دیگر است).

جامعه بین‌المللی هم در آن حد همکاری نمی کند که این اقدامات توجیه بشود. جای امیدواری است که بدون مداخله آمریکا، این مسیر انجام بشود و مشکلی به وجود نیاید. ولی می شود گمانی‌زنی کرد که حالا وقتی اولین محموله انجام شد، محموله‌های بعدی هم بدون آنکه با مشکل روبرو شوند به مقصد برسند.

واقعیتی در رابطه با اقتصاد بین‌المللی وجود دارد که با توجه به امنیتی که اقتصاد آمریکا دارد و تأثیری که می‌گذارد روی شرکت های مختلف، اگر محدودیت‌هایی برای شرکت هایی وضع کند آن شرکت ها در تجارت و معاملات به منافع و آن ضررهایی که تهدیدهای آمریکا متوجه آن‌ها می‌کند بطور طبیعی با محاسبه سود و زیانی که انجام می دهند، اقدامات آمریکا را می پذیرند. بنابراین مشکل بیمه وجود دارد و این سیاست آمریکا و تهدیدی که می کند در راستای همان سیاست حداکثری است که بهرشکلی هزینه‌های تعامل با ایران را افزایش بدهد. از اینرو این امر در هر زمانی به شکلی می‌تواند بروز بکند.

آمریکا تهدیدهایی که می کند احتمالا خودش هم شاید بداند که خیلی از آن‌ها قابل اجرا شدن نباشد، ولی اثری که از نظر امریکا این تهدیدها دارد این است که هزینه تعامل با ایران را از طرف شرکت‌های دیگر زیاد بکند و بطور طبیعی این باعث می شود که فرضا مثلا ونزوئلا در شرایطی که قرار دارد و خودش نیز دچار تحریم و تهدید آمریکا شده است، می توانند با ایران همکاری کنند. اما خیلی از شرکت ها و کشورهای دیگر به دلیل هزینه های بالای سرپیچی از قوانین آمریکا، توی این زمینه همراهی نخواهند کرد. این مشکلات و محدودیت هایی که پیش روی ایران هست، ادامه خواهد یافت.

بیمه نیز به همین شکل است. این اقدامات و تهدیدهایی که آمریکا می کند، موضوع هزینه بیمه نفتکش های ایران توسط شرکت‌های خارجی را بالاتر خواهد رفت. این شرکت ها طبیعتا استنکاف خواهند کرد و یا با هزینه‌های خیلی بالایی بعضی از شرکت ها دست به این کار خواهند زد و نمونه‌هایی درتاریخ وجود داشته است، مثلا وقتی ایران در دوران جنگ نفتکش‌ها قرار داشت، هزینه بیمه نفتکش های ایران در دورانی که تحریم‌ها اضافه شده بود خیلی بالا رفت. بهرحال در همان مسیری که گفته شد این روند ادامه دارد و فکر میکنم مشکل بیمه ادامه داشته باشد. نمی توان گفت که وقتی ایران این محموله را تحویل ونزوئلا داد، دیگر مشکل بیمه حل خواهد شد، به نظر من مشکل بیمه ادامه دارد و حتی می تواند بدترهم بشود.

پرسش: آیا این قضیه را می توان در واقع شکسته شدن طلسم صادارت نفت و در این مورد بنزین دانست؟

میرترابی: به لحاظ نمادین بله. حالا البته ایران بهرحال با توجه به آمار و ارقامی که موجود است می شود گفت که میزانی صادرات نفت دارد. ارقام آن چیزی بین دویست تا 400 هزار بشکه یا 500 هزار بشکه است. چون ماهیت غیررسمی هم این مبادلات دارد خیلی بطور قطعی نمی شود گفت. بنابراین تحریم‌ها فشار زیادی بر صادرات ایران اعمال کرد و حالا بهرحال نمی شود گفت که قصد آمریکا برای صفر کردن صادرات نفتی ایران محقق شده است، ولی خیلی آن را محدود کرد. این نوع اقدامات می‌تواند جنبه نمادین داشته باشد. از جانب اینکه ایران ایستادگی میکند و کارش را انجام میدهد. و باصطلاح به لحاظ آن قضیه تأثیر مثبتی می‌تواند برای شرایط ایران داشته باشد. معاملات غیر رسمی نفت و مبادلاتی که وجود دارد از قبل وجود داشته و الان هم ادامه دارد. شاید بتواند یکسری شرکت ها و یا کشورها را ترغیب بکند به اینکه باصطلاح حالا که توی این شرایط این اتفاق افتاده و ایران توانسته بنزین خود را صادر بکند، آنها بتوانند با ایران مبادلاتی بکنند. اما من فکر می کنم اکثر شرکت ها و کشورها ترجیح میدهند، پنهانی این کار را بکنند، چون همانطور که گفتیم هزینه های این مبادلات برای هر دو طرف بالاست. حتی خود ایران هم بیشتر مایل خواهد بود که اگر مبادلاتی انجام می دهد بیشتر حالت پنهانی داشته باشد و این چیزی که افشا می شود طبیعتا به این شکل سناریوی آن پیش می رود.

به دنبال تهدیدهای آمریکا برای اطمینان از اینکه کشتی ایرانی بدون هیچ گونه حادثه به سواحل ونزوئلا برسد، تانکر هنگام عبور از منطقه انحصاری اقتصادی (EEZ) توسط نیروی دریایی ونزوئلا اسکورت شد. دومین کشتی نیز که فارست نام دارد پیش از این روز 23 ماه مه  وارد دریای کارائیب شد. سه کشتی دیگر نیز در حال عبور از اقیانوس اطلس هستند.

پنج کشتی به نام‌های «فورچون»، «فارست»، «فاکسون»، «پتونیا»  و «کلاول» حامل سوخت ایران بوده و راهی ونزوئلا شده‌اند.

نیکولاس مادورو رییس جمهوری ونزوئلا نیز ضمن تشکر از حمایت‌های ایران، تأکید کرد که کاراکاس و تهران هر دو خواهان صلح هستند. ما حق داریم آزادانه تجارت کنیم.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک