12:12 05 ژوئن 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
2286

حین توجیه دلایل دولت برای حذف چهار صفر از پول ملی جناب آقای روحانی در هیات دولت اظهار داشتند که برای مردم خیلی راحت تر خواهد بود بگویند مثلا یورو 17 تومان تا بگویند یورو 170000 ریال.

البته این روزها قیمت یورو در بازار آزاد تا مرز 190000 ریال هم رسیده؛ اما تا به آن روز من مانند بسیاری از دوستان دیگر تصور می کردیم جناب آقای رییس جمهوری از قیمت واقعی ارز در بازار بی اطلاع است و تصور می کنند که دلار در بازار هم 4200 تومان معامله می شود؟

خوب متوجه شدیم که بله همه قیمت واقعی ارز را می دانند اما سوالی که پیش می آید چرا پس بانک مرکزی قیمت های غیر واقعی برای ارز اعلام می نماید و تصور می کند می تواند معامله گران ارزی را وادار کند به این قیمت ها فعالیت کنند.

چطور توقع است که تجار و بازرگانان اقدام به دور زدن سیستم بانکی نکنند تا ارز خود را با قیمت بازار به فروش برسانند، هیچ منطقی نمی تواند تجار و بازرگانان را مجاب کند تا از قیمت کاذب برای تبادلات ارزی خود استفاده کنند و هیچ بگیر و ببندی نمی تواند این مشکل را حل کند مگر اینکه قیمت ارز در بانک مرکزی و بانک های ایران همان قیمت واقعی بازار باشد.

به هر صورت مردم هم در کوچه و بازار هزینه هایشان را با قیمت ارز در بازار آزاد می پردازند و نه قیمت دولتی.

روز گذشته نیز جناب آقای روحانی دستور دادند تا مراجع مربوطه اقدام به مهار قیمت ارز در بازار نمایند.

البته این اولین بار نیست که دولت در ایران تلاش می کند قیمت ارز را مهار کند و احتمالا آخرین بار هم نخواهد بود.

بحث قیمت ارز و اقتصاد و صنعت و تجارت معادلات علمی و فنی ای دارند که توسط بازار تعیین می شوند و در هیچ جای دنیا امکان ندارد هیچ دولتی بتواند به صورت دستوری بازارها را کنترل کند.

اگر اینگونه بود امروزه همه کشورهای جهان در شرایط اقتصادی ایده عال به سر می بردند، چون قطعا رهبران همه کشورهای جهان علاقه مند هستند کشورهایشان شرایط اقتصادی "فوق العاده عالی" داشته باشد، نه حتی "خوب".

دهه ها و یا حتی قرن ها است که بسیاری از کشورها متوجه اهمیت قدرت اقتصادی شده اند و همه توان و امکانات خود را برای اقتدار اقتصادی تسخیر می کنند از سیاست گرفته تا نیروی نظامی تا...

چه جنگ هایی که برای توسعه و اقتدار اقتصادی راه نیافتاده و چه تفاهمات سیاسی ای به دلیل روابط اقتصادی ایجاد نشده.

شاید اگر بخواهیم مثال بزنیم بد نیست به روابط ایران و ترکیه اشاره کنیم که در بسیاری موارد مخصوصا در سوریه نه فقط در تضاد است بلکه در دو جبهه مختلف قرار دارند وطرفدارانشان در حال جنگ با هم هستند، اما به دلیل شرایط اقتصادی موجود فیما بین دو کشور روابط سیاسی هم مستحکم مانده.

یا مثلا روابط ایران و امارات، علیرغم همه فراز و نشیب ها و اختلافات شدید سیاسی فیما بین دو کشور، اما مشاهده می کنیم به دلیل روابط اقتصادی حتی زمانی که عربستان سعودی بر امارات فشار آورد تا به سبب حمله به سفارت این کشور در تهران اقدام به قطع رابطه با ایران کند، این کشور حاضر نشد روابط را قطع کند و فقط سطح روابط را تقلیل داد.

منظور اینکه حتی در سطح روابط بین المللی هم این اقتصاد است که حرف اول را می زند و امروزه حتی در چالش موجود فیما بین ایران و ایالات متحده مشاهده می کنیم بسیاری از کشورها، مخصوصا کشورهای اروپایی، با سبک و سنگین کردن روابط اقتصادی خود سطح پایبندی به تحریم های آمریکا بر علیه ایران را تعیین می کنند.

شاید برخی به یاد داشته باشند زمانی چین شرایط اقتصادی بسیار وخیمی داشت و علیرغم اینکه دارای بیش از یک ملیارد نفر جمعیت و بیش از نه ملیون کیلومتر مربع مساحت بود اما تولید ناخالص ملی اش از همین ایران ما هم کمتر بود و به همین دلیل جایگاه شایسته ای، در خورد جایگاه چین، در سطح بین المللی نداشت.

برخی در این چین به این نتیجه رسیدند که برای رسیدن به یک جایگاه مطلوب باید از اقتدار اقتصادی برخوردار باشند و به این دلیل تمام توان کشور را به سمت و سوی تقویت بنیه اقتصادی این کشور سوق دادند.

آنها علیرغم همه اختلافات ایدئولوژیکی که با جبهه غربی داشتند درب های کشور خود را برای تعامل تجاری با همه از جمله غربی ها باز کردند.

رهبر چین جزو اولین رهبران جهان به حساب می آید که به ایالات متحده سفر کرد و انتخاب آقای ترامپ را تبریک گفت و حتی مهمان ویژه در منزل شخصی آقای ترامپ بود ونوه های ترامپ هم برایش موسیقی نواختند و آهنگ خواندند؛ اما چینی ها هیچ وقت ایدئولوژی و خصومت خود با آمریکا و نظام سیاسی آن را کنار نگذاشتند و امروزه مشاهده می کنیم که چه قدر برای آمریکا چالش ایجاد کرده اند، در حدی که فریاد رییس جمهوری آمریکا چندین بار در آمده.

ما نیز خواه نا خواه اگر می خواهیم اقتدارمان در سطح بین المللی در شان و منزلت جمهوری اسلامی ایران باشد باید به سمت و سوی تلاش برای تقویت توان و بنیه اقتصادی خود برویم.

جای تعجب دارد که چرا اصرار بر ادامه سیاست اقتصادی ای که دهه ها است در ایران مردود بودن خود را ثابت کرده وجود دارد.

در اوایل انقلاب برخی اصرار داشتند که دلار دولتی هفت تومان باشد در حالی که در بازار آزاد 140 تومان بود و همین اصرار آنها منجر به ضرر های سنگین زیادی به اقتصاد مملکت شد و طبیعتا بسیاری که به دلار هفت تومانی دسترسی داشتند از رانت های آنچنانی برخوردار شدند و ملیاردها دلار از پول مملکت در این پروسه به جیب آنها رفت.

وفقط زمانی امکان سر و سامان دادن به اقتصاد به وجود آمد که دولت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی ارز را تک نرخی کردند.

حال باز هم با اینکه همه مقامات می دانند که قیمت واقعی ارز چیست چرا باز هم اصرار بر چند نرخی بودن قیمت ارز است؟

بدیهی است که همین چند نرخی در قیمت ارز موجب ایجاد بازارهای دلالی و رانت خواری و سوء استفاده و اخلال در سیستم مالی کشورمی گردد که ضررش به مراتب بیش از آن است که دولت برای تامین کالای اساسی و ما یحتاج مردم تلاش دارد قیمت ارز پایین را ارائه دهد،  به قول یکی از دوستان آمریکایی ها خیلی احمق هستند که اسم خود را خراب می کنند تا ایران را تحریم کنند، کافی است از همین اقتصاد دان هایی که چنین سیاست هایی را پیاده می کنند حمایت کنند تا خودشان اقتصاد ایران را نابود کنند.

در حالی که همه از ضرورت شفافیت اقتصادی صحبت می کنند مشاهده می کنیم که مقاومت شدیدی بر علیه شفافیت اقتصادی وجود دارد.

اصل 44 قانون اساسی تاکید بر کم کردن تصدی گری دولتی و واگذاری بنگاه های اقتصادی دولت به بخش خصوصی دارد تا دولت چابک شود و بتواند به جای تصدی گری سیاست گذاری کند اما مشاهده می کنیم هنوز هم که هنوز است بزرگترین بنگاه های صنعتی واقتصادی کشور در اختیار دولت است و به استناد گزارش اخیر مجلس که تاکید می کند تصدی گری دولتی منجر به ایجاد آشفته بازار در بازار خودرو گشته، در دیگر موارد نیز تصدی گری دولتی منجر به ایجاد آشفته بازار در اقتصاد گشته.

اگر می خواهیم اقتصادمان شکوفا شود باید همه سیستم های اقتصادی ما شفاف باشد و بر اساس معاییر ثابت اقتصادی پیش برویم، واگر نه برداشتن چهار صفر که هیچ، چهل صفر هم که از روی پول ملی برداریم مشکلی را حل نمی کند فقط به قول آقای مهران مدیری می توانیم لپ هایمان را غنچه کنیم و رقم ها را کوچک تر بگوییم تا هضم آن راحت تر باشد و همانگونه که هضم قیمت 17 تک تومانی برای یورو راحت تر از 170000 ریال است هضم اختلاس سه میلیاردی هم راحت تر از هضم اختلاس سی هزار میلیارد ریالی خواهد بود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک