19:48 26 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
41019

علیرغم اینکه کنگره ایالات متحده تلاش کرد از قدرت رییس جمهوری در اعلام جنگ بر علیه ایران بکاهد اما آقای ترامپ با وتو کردن این مصوبه کنگره شرایطی را ایجاد کرد که بر اساس آن بسیاری متصور هستند که وی ممکن است بخواهد بر علیه ایران اعلام جنگ کند و نمی خواهد کنگره دست اش را ببندد.

بر کسی پوشیده نیست که تصمیم رییس جمهوری آمریکا در به شهادت رساندن سپهبد قاسم سلیمانی دلیل اصلی این رویکرد نمایندگان کنگره آمریکا در این راستا بود.

این رای گیری کنگره نشان داد که اکثریت اعضای کنگره از مجلس نمایندگان گرفته تا سنا، همه متفق بودند که در حال حاضر رییس جمهوری ای در کاخ سفید در راس کار است که نمی توان به تصمیم ها و رفتارهایش اعتماد کرد و ممکن است یک فاجعه برای ایالات متحده به بار آورد.

در حالی که ایران و طرفداران ایران در عراق سخت در تلاش بودند مصوبه ای را در مجلس این کشور به رای بگذارند که بر اساس آن عراقی ها رسما تقاضای خروج آمریکایی ها را انجام دهند، عملیات ترور سردار سلیمانی منجر به آن شد که این مصوبه بدون هیچ کوششی بسیار سریع در مجلس عراق رای بیاورد، چون خود عراقی ها هم واهمه آن را پیدا کردند که آمریکایی ها بخواهند از خاک آنها برای جنگ بر علیه ایران استفاده کنند.

آقای ترامپ جزو همان آمریکایی هایی است که باور دارند ارتش ایالات متحده با یک بشکن زدن می تواند هر وقت اراده کند به سرعت هر کشوری را اشغال کند، البته از کسی که باور دارد با خوردن مواد شوینده می توان از شر کرونا خلاص شد هیچ چیزی بعید نیست.

اما مقامات نظامی و ارتش ایالات متحده بخوبی می دانند که حمله به ایران به قول خودشان "یک گردش تفریحی نیست"، ایران شرایطی را دارد که هیچ کدام از کشورهایی که تا به حال ایالات متحده به آنها حمله کرده ندارد.

چه این قانون کنگره آمریکا از فیلتر وتوی رییس جمهوری رد می شد چه رد نمی شد به هر حال همه می دانند در صورتی که تصمیم بر حمله به یک کشور باشد مقامات آمریکایی بلد هستند از چه خلاء های قانونی ای برای این حمله استفاده کنند.

عملا این رویکرد کنگره آمریکا، علیرغم وتو شدن توسط ترامپ، نشان می دهد که در ایالات متحده اکثریت نمایندگان مردم این کشور از همه جناح های سیاسی مخالف رویکرد ترامپ در کشاندن اختلافات با ایران به سمت و سوی جنگ هستند و قبول دارند که این جنگ در حد و قواره آمریکا نیست، حد اقل با شرایط حاضر موجود.

این در حالی است که زمان حمله به افغانستان و یا عراق اکثریت کنگره پشتیبان این جنگ ها بودند.

همچنین باید توجه داشت، علیرغم اینکه اگر ایالات متحده بخواهد تصمیم بگیرد از خاک کشورهای همجوار ایران برای حمله به ایران استفاده کند، متاسفانه هیچ کدام از آنها در حد و قواره ای نیستند که بخواهند در مقابل اراده آمریکا مقاومت کنند، اما مصوبه مجلس عراق نشان داد که مردم منطقه هم مخالف استفاده ایالات متحده از خاک آنها برای حمله به ایران می باشند.

همزمان با تصویب این مصوبه در مجلس عراق برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس سریعا نمایندگانی را به ایران اعزام کردند تا بی طرفی شان را اعلام کنند و رسما به ایالات متحده اعلام کردند حاضر نیستند اجازه دهند آمریکا از خاک آنها برای حمله به ایران استفاده کند.

پس می توان گفت اولین چالشی که در مقابل ارتش آمریکا برای حمله به ایران وجود دارد نبود پایگاه های زمینی قابل اعتماد برای تحرک نظامیان آنها است.

درست است آمریکا 124 پایگاه نظامی مستقر در اطراف ایران دارد اما با شرایط موجود این پایگاه ها به زندانی برای نگهداری سربازان آنها تبدیل شده و سربازان آمریکایی جرئت ندارند به راحتی از این پایگاه ها خارج شوند.

وقتی که از بحث خروج سربازهای آمریکایی از پایگاه ها صحبت می کنم منظور مقایسه وضعیت پایگاه های آمریکایی در ژاپن و کره جنوبی و یا آلمان و اروپا با پایگاه های آمریکایی در اطراف ایران است.

در پایگاه هایی که خارج از منطقه غرب آسیا است سربازهای آمریکایی به راحتی می توانند برای تفریح مرخصی بگیرند و از پایگاه های خود خارج شوند و به شهرها بروند و با مردم ارتباط برقرار کنند در حالی که در منطقه غرب آسیا آنها بخوبی می دانند اگر بخواهند بیرون از پایگاه های خود قدمی بزنند پایی برای برگشتن برایشان نخواهد ماند.

در این شرایط ایالات متحده نمی تواند روی خاک همسایگان برای حمله به ایران حساب باز کند و شاید در نهایت از پایگاه های موجود خود بتواند فقط برای ضربه زدن به ایران استفاده کند که قطعا با واکنش شدید ایرانی ها مواجه خواهد شد و خودش هم بخوبی می داند که قدرت بازدارندگی ایرانی ها بسیار بالا است و ایرانی ها علاوه بر اینکه پایگاه های آمریکایی را هدف قرار خواهند داد و سربازان آمریکایی کشته خواهند شد زیر ساخت های مربوط به کشوری که حمله از آنجا نشآت گرفته را نابود خواهند کرد و علاوه بر فلج کردن اقتصاد کشورهای میزبان آمریکایی موجب نارضایتی شدید بر علیه آمریکایی ها خواهند شد.

در ایران اگر کسی بر اثر حمله آمریکایی ها کشته شود به عنوان شهید شناخته می شود و عزت و اجر و قرب زیادی پیدا می کند و نه فقط روی حکومت تاثیر منفی ندارد بلکه موجب تقویت حمایت از نظام وعزم حکومت برای مقابله با آمریکا می شود، اما در مقابل هر یک سرباز آمریکایی که کشته شود ستون های کاخ سفید به لرزه در خواهد آمد و رییس جمهوری این کشور مجبور می باشد شبانه روز به سقف کاخ اش خیره شود که کی فرو خواهد پاشید.

مضاف بر همه اینها در همه جنگ ها تا وقتی که نیروی زمینی روی زمین نتوانسته باشد زمین را بگیرد هر چه قدر هم نیروهای دیگر شدت عمل به خرج دهند، نتیجه ای حاصل نخواهد شد.

ورود به جنگ شاید برای ارتش آمریکا بسیار راحت باشد اما خروج از آن و یا پیروزی میتواند رویایی باشد.

ایران کشوری با مساحت بیش از 1.648 ملیون کیلومتر مربع است که بخشی کویری و بخشی کوهستانی است و در هر دو بخش ایرانی ها دست برتر برای شکار سربازان آمریکایی را خواهند داشت و با توجه به عده و عدد ایرانی ها و نیروهایشان سربازان آمریکایی هیچ شانسی برای بقا در ایران نخواهند داشت.

از نظر تاریخی برخی ملت ها قابلیت رام شدن را دارند و به این دلیل مثلا مشاهده می کنیم کشورهایی مانند هند را انگلیسی ها توانستند برای دهه های متمادی تصرف کنند اما تاریخ ثابت کرده برخی ملت ها به هیچ وجه تحت سلطه اجنبی نمی روند و علیرغم همه اختلافات درونی که ممکن است میان آنها وجود داشته باشد بر علیه دشمن متحد می شوند و به این دلیل به هیچ وجه امکان تسلط بر علیه آنها وجود ندارد.

تاریخ ثابت کرده ملت ایران در راس این ملت ها قرار دارند و هیچ اشغالگری در تاریخ نتوانسته در این کشور دوام بیاورد.

نکته دیگری که بسیار قابل تامل است این می باشد که انقلاب اسلامی در ایران عصاره 1400 سال تلاش مسلمانان، و بالاخص شیعیان، برای تشکیل یک حکومت بوده، قطعا سرنگونی آن و یا اشغال ایران چیزی نیست که مسلمانان ومخصوصا شیعیان در دیگر کشورها به راحتی حاضر باشند بپذیرند.

ممکن است مراجع تقلید شیعیان در کشورهای مختلف با هم اختلاف نظرهای فقهی داشته باشند، اما وقتی که بحث به حمله بر علیه شیعیان و حکومت آنها می رسد قطعا همه متحد خواهند شد و فتوای جهاد بر علیه آمریکایی ها صادر خواهند کرد و آنوقت فقط سربازان آمریکایی نخواهند بود که در خطر هستند.

به این مساله ایجاد ائتلاف های مقاومت در سطح بین المللی را اضافه کنید تا متوجه شوید ماجرا از چه قرار است.

علیرغم اینکه انقلاب اسلامی ایران اسما انقلاب مربوط به شیعیان دوازده امامی بوده اما امروزه مشاهده می کنیم با دیگر شیعیان مانند زیدی ها در یمن یا علوی های سوریه، علیرغم اختلافات فقهی موجود فیما بین، نیز با ایران متحد شده اند.

ساختار انقلابی جمهوری اسلامی ایران آنقدر انعطاف پذیر بوده که حتی با اهل تسنن در دیگر کشورها از جمله فلسطین و عراق و سوریه و لبنان و... از شرق آسیا گرفته تا غرب آفریقا، یا حتی مسیحی های لبنان و یا ایزدی های عراق و یا ... توانسته متحد شود.

به این ترتیب می توان گفت جنگ بر علیه ایران برای ایالات متحده محصور به محدوده سرزمینی ایران نخواهد بود و قطعا اولین تیری که توسط آمریکایی ها شلیک می شود می تواند منجر به آتش کشیده شدن کل منطقه و مناطقی که متحدین وحامیان ایران در آن وجود دارند بگردد.

آمریکایی ها دیگر نمی توانند تصور کنند که سربازانشان حتی در پایگاه هایشان امن خواهند بود.

نکته دیگری به باید به آن توجه داشت این است که برخی کشورها نه از روی حب علی بلکه بغضا به معاویه، حاضر خواهند بود در کنار ایران بر علیه آمریکا بایستند.

آمریکایی ها نباید تصور کنند که اگر ایران در محاصره اقتصادی باشد و پول برای خرید اسلحه نداشته باشد و یا اینکه توسط شورای امنیت سازمان ملل تحریم های تسلیحاتی ایران را تمدید کنند، آنوقت دیگر سلاحی به دست ایرانی ها نخواهد رسید.

اولا که ایرانی ها امروزه خود تولید کننده سلاح هایی هستند که برای دفاع به آن نیاز دارند وثانیا قطعا در چنین شرایطی برخی کشورها حاضر خواهند بود تسلیحات مناسب برای مقابله با آمریکایی ها را بدون توجه به دریافت پول آنها در اختیار ایرانی ها قرار دهند.

مثلا کشورهایی همچون روسیه و چین بسیار علاقه مند خواهند بود تا اگر آمریکا قمار کند و وارد جنگ با ایران شود کاری کنند تا ایران کمر آمریکا را بشکند و هر آنچه در توان دارند در اختیار ایران قرار خواهند داد تا این امر محقق شود.

آیا ماجرای حمله شوروی به افغانستان را به یاد دارید.

در آن زمان اگر بحث مقایسه قدرت مطرح بود اصلا چیزی در افغانستان برای مقایسه کردن در مقابل قدرت شوروی وجود نداشت، مضاف بر اینکه بخش بزرگی از افغان ها با شوروی کمونیست همراه بودند.

اما چه شد؟

مخالفین شوروی هر آنچه در توان داشتند در اختیار افغان ها قرار دادند تا کمر شوروی را بشکنند.

قطعا این بار هم ماجرا به صورت معکوس تکرار خواهد شد و قطعا روس ها علاقه خواهند داشت تا تلافی ماجرای افغانستان را سر آمریکایی ها در آورند و چینی ها علاقه خواهند داشت ابهت آمریکا را بشکنند و کاری کنند اقتصاد آمریکا فرو بپاشد.

بله آقای ترامپ می تواند دستور حمله به ایران را صادر کند و قطعا آمریکایی ها قدرت نظامی زیادی برای انجام چنین حمله ای را دارند، این امر انکار ناپذیر است اما چالش هایی که برای انجام چنین حمله ای وجود دارد آنقدر برای آمریکا زیاد است می تواند موجب فروپاشی ایالات متحده گردد.

البته بسیاری آقای ترامپ را به گورباچوف شوروی تشبیه می کنند و باور دارند وی در نهایت با سیاست هایش موجب فروپاشی ایالات متحده خواهد شد، اما باید دید دیگران در آمریکا حاضر هستند به ترامپ اینقدر میدان بدهند؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک