10:48 12 ژوئیه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
5393

بچه که بودم گمان می کردم هر کشوری که بزرگتر باشد قدرت مند تر است و در نقشه، ایران را با سایر کشورها مقایسه می کردیم.

اسپوتنیک - بچه که بودم فکر می کردم هر کشوری بزرگتر باشد قدرت مند تر است و هی در کتاب های جغرافیا نگاه می کردم که ببینم ایران از کدام کشورها بزرگتر است تا قویتر به حساب آید.

یک دوستی داشتم انگلیسی بود و پدرش کارمند سازمان ملل بود، همیشه با هم دعوا داشتیم که ایران قویتر است یا انگلیس و من مدام مساحت ایران را به رخ او می کشیدم که ایران چند برابر انگلیس مساحت دارد پس چند برابر زور اش بیشتر است.

بعد وقتی که حرف من را قبول نمی کرد چون زورم بیشتر بود کتک اش می زدم و می گفتم ببین ما ایرانی ها از شما انگلیسی ها قویتر هستیم.

یک بار اومد گفت ببین فلانی آمریکائی است قبول داری که آمریکا از ایران بزرگتر است، می گفتم آره؛ می گفت ولی خوب تو می تونی کتک اش بزنی چون زورت بیشتر است ولی آمریکا از ایران قویتره.

فکر کردم چیزی برای پاسخ بگویم، گفتم نه ایران الآن رو نبین (هنوز انقلاب نشده بود) ما چند هزار سال پیش خیلی از آمریکایی ها بزرگتر بودیم، اصلا اون وقت آمریکا وجود نداشت، و به همین دلیل زورمان هنوز بیشتر است.

برگشت به من گفت شما ایرانی ها مختون در همان دوره "هنگ" کرده ، و هنوز فکر می کنید که همان ابر قدرت قدیمی هستید.

من بچه بودم و زبان انگلیسی هم خیلی خوب نبود تا متوجه شوم معنی کلمه "هنگ" چیست، فکر کردم فحش خیلی بدی به انگلیسی است و یکبار دیگر کتک اش زدم گفتم، نخیر، فقط مخ شما انگلیسی ها "هنگ" کرده.

یک دوست دیگر داشتم سعودی بود، با من در این زمینه همفکر بود و مدام می گفت مساحت عربستان سعودی از ایران بیشتر است پس ما قویتر هستیم.

برای اینکه توجیه کنم می گفتم صحرا ها حساب نیست، ولی خداییش همیشه زورم می آمد که چرا مساحت عربستان سعودی از ایران بیشتر است و همیشه دنبال توجیه بودم و واقعا فکر می کردم چون عربستان سعودی مساحتی بزرگتر از ایران دارد پس حتما زورش بیشتر است ولی در عالم بچه گی حاضر نبودم این تئوری را بپذیرم و همیشه دنبال توجیه های دیگر بودم.

بعد ها فکر کردم خوب تعداد جمعیت را نیز می توان روی مساحت حساب کرد.

بعد فکر تعداد طرفداران کشورها را نیز می توان به آنها اضافه کرد، چون انقلاب شده بود و در آن زمان موجی از طرفداری از انقلاب اسلامی سرتاسر کشورهای اسلامی را فرا گرفته بود.

بعد گفتم...

سالها گذشت وطی این سالها همه اش فکر می کردم ریشه قدرت کشورها از کجا نشأت می گیرد.

طی این سالها دیدم که کشورهایی مانند اسراییل – لبنان – قطر – امارات و... علیرغم کوچک بودن چه قدر روی سیاست دیگر کشورها تاثیر گذار هستند و روزی نیست که در اخبار مطلبی مثلا در مورد لبنان و یا اسراییل نشنویم در حالی که مثلا ممکن است روزها و یا هفته ها بگذرد و اصلا مطلبی در مورد دیگر کشورها مثل نیجریه و یا استرالیا و یا کانادا و یا برزیل اصلا نشنویم.

بعد ها دیدم که تاثیر کشوری مانند کانادا با جمعیت فعلی 37 میلیون نفر می تواند در جامعه جهانی به مراتب بیشتر از کشوری مانند نیجریه با جمعیت فعلی حدود 200 میلیون نفر باشد.

پس بیشتر جستجو کردم تا ببینم این چیست که مثلا به اسراییل که در حال حاضر 8 میلیون نفر جمعیت دارد قدرت می دهد که در مقابل عربها که در حال حاضر حدود 400 میلیون نفر جمعیت دارند بایستد.

مخصوصا که مساحت اسراییل حدود 22 هزار کیلومتر مربع است در حالی که کشورهای عربی جمعا حدود 13.5 میلیون کیلومتر مربع مساحت دارند.

متوجه شدم که پشتوانه قدرت اسراییل پول و اقتصاد است.

همان قدرتی که به دلیل آن امروزه مشاهده می کنیم کشورهای کوچکی مانند قطر و یا امارات به دلیل داشتن آن به مراتب بیشتر از مساحت و تعداد جمعیت شان در جهان نفوذ دارند.

همان قدرتی که به دلیل آن ایالات متحده می تواند به جهان زور بگوید و با قلدری به دیگر کشورها بگوید یا با من معامله کنید یا با ایران.

همان قدرتی که به دلیل آن چین امروز به ابر قدرت جهانی تبدیل شده.

همان قدرتی که لابی های صهیونیستی با آن بسیاری از سیاستمداران جهان را اجیر می کنند.

چه قبول داشته باشیم چه نه یهودی ها در تاریخ هر جا که بودند منقورترین افراد جامعه به حساب می آمدند و بدترین سختی ها را تحمل کردند اما با تدبیر خود به ابر قدرت گرداننده اقتصاد جهان تبدیل شدند و از همین وسیله برای تاثیر گذاری و سیطره بر جهان استفاده می کنند.

زمانی چین با چند برابر مساحت ایران و چندین برابر جمعیت ایران در شرایط بسیار فلاکت بار اقتصادی به سر می برد و تولید نا خالص ملی اش از ایران به مراتب پایین تر بود اما با ایجاد تغییرات ساختاری و مبارزه شدید با فساد توانست به یک ابر قدرت اقتصادی تبدیل شود و امروزه دیگر امکان مقایسه جایگاه جهانی و بین المللی چین پنجاه سال پیش با چین فعلی وجود ندارد.

برخی شاید هنوز به یاد داشته باشند که یک دلار معادل چند میلیون لیر ترکیه بود و همیشه در ترکیه دولت ها با مشکلات مالی مواجه بودند.

زمانی که آقای اردوغان به قدرت رسید به سمت و سوی توسعه اقتصادی کشور پیش رفت و بعد از اینکه قدرت اقتصادی کشور اش بالا رفت و جزو گروه 20 شد توانست اقتدار سیاسی و نظامی کشورش را به رخ دیگران بکشد وامروزه ترکیه یکی از بازیگران تاثیر گذار در بسیاری از مجادلات سیاسی در کشورهای دیگر به حساب می آید.

امروزه هم دلیل اصلی محبوبیت اردوغان در ترکیه همان تحول اقتصادی ای است که ایجاد کرد.

برخی کشورها مانند ژاپن و یا آلمان هنوز رسما توسط ایالات متحده در پی جنگ جهانی دوم اشغال شده به حساب می آیند، اما مردم این دو کشور با تمرکز بر روی توانمندی اقتصادی خود توانستند کاری کنند که تاثیر اشغال سرزمین شان توسط نظامیان ایالات متحده منجر به تضعیف جایگاه جهانی آنها نشود.

شوروی سابق با اینکه پس از ایالات متحده بزرگترین زرادخانه تسلیحاتی جهان را در اختیار داشت اما به دلیل مشکلات اقتصادی بدون شلیک یک گلوله فرو پاشید.

اگر ما هم بخواهیم قدرت مند باشیم باید به سمت و سوی اقتصادی قویتر برویم و به فکر باشیم اقتصاد خود را چگونه سر و سامان بدهیم، چون امروزه ریشه قدرت در اقتصادی قوی است و بی توجهی به شرایط اقتصادی مردم می تواند ما را به سمت و سوی شرایط شوروی سابق ببرد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک