06:41 25 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
61059

هیچ ایرانی وطن پرستی نمی تواند از پیشرفت اقتدار علمی و نظامی کشور اش خوشحال نباشد.

معروف است که در اوج جنگ های مسلمانان با صلیبی ها به گوش صلاح الدین الایوبی فرمانده لشکر مسلمانان رسید که شاه ریچارد شیردل فرمانده نیروهای صلیبی مریض شده؛ صلاح الدین دستور توقف جنگ را داد و پزشک مخصوص خود را برای شاه ریچارد فرستاد تا وی را معالجه کند.

شاه ریچارد تعجب کرد و از پزشک صلاح الدین سوال کرد چرا صلاح الدین چنین کاری کرده، آیا می خواهد او را مسموم کند.

پزشک جواب داد پس از اینکه شما حالتان خوب شود دشمنی و جنگ سر جای خود است اما ما مسلمانان بنا نداریم جنگی را با نامردی ببریم.

آقای اردشیر زاهدی شخصی است که نیاز به معرفی ندارد هم داماد شاه بوده و هم وزیر امور خارجه وی، اما روز گذشته مصاحبه ای از وی در یکی از رسانه ها مشاهده کردم که وظیفه خود دانستم کلاهم را از سر بردارم و به ایشان احترام بگذارم.

قطعا بنده اختلاف نظر های بسیار زیادی از نظر فکری و سیاسی با آقای زاهدی، اما این را دلیل نمی دانم که اگر ایشان حرف صحیحی را می زنند باز هم از روی لجاجت و خصومت با وی مخالفت کنم.

به هر حال هر کسی نظری دارد، ممکن است این نظر ها با هم همسو باشد و ممکن است شدیدا با هم در تضاد باشد اما این دلیل نمی شود که برای تحمیل نظر خود حاضر باشیم با دشمنان ملت و مملکت خود همسو شویم.

حد اقل احساس بنده از صحبت های جناب آقای زاهدی همین بود.

حد اقل توقعی هم که مردم ایران از همه طیف های سیاسی چه موافق نظام جمهوری اسلامی چه مخالف نظام جمهوری اسلامی دارند همین است.

اینکه میهن و ملت را در اولویت قرار دهند.

برخی خود فروختگان هستند که امروز حتی حد خود را از مرز مزدوری گذرانده اند و کارشان به بردگی دشمنان میهن و ملت کشیده.

ما ایرانی ها وقتی که مشاهده می کنیم برخی ایرانی نماها در رسانه های خارجی از تحریم ملت ایران و یا رفتارهای خصمانه دشمنان بر علیه حاکمیت ملی ایران حمایت می کنند در فکر خود فرو می رویم و تاسف می خوریم که چرا؟

یعنی یک ویزا و یا اقامت و یا چند دلار اینقدر ارزش دارد که میهن خود را بفروشند؟

البته کار اینها از این چیزها گذشته و دیگر نمی توان به آنها حتی عنوان ایرانی نماها را داد چون صفت ایرانی بسیار والاتر از آن است که به عنوان پیشوند و یا پسوند برای تعبیر آنها استفاده کنیم.

برخی مزدوران هستند که زبان فارسی آموخته اند و برخی دیگر هستند که آنقدر پست و حقیر هستند که حاضر هستند برای راضی کردن اربابان خود به هر قیمت بی ارزشی شده خود را بفروشند و دست به هر کاری که می شود بزنند و هر آنچه اربابان می خواهند بگویند.

من به عنوان یک ایرانی هیچ وقت توقع ندارم همه مردم ایران با من همفکر باشند اما توقع دارم اگر با هم دیگر همفکر نباشیم حد اقل در مواردی که مربوط به حمایت از عزت ملی و بقای میهن و ملت ما بر می گردد همسو باشیم.

هیچ وقت نمی توانم صحنه شادی پدر خانم 95 ساله ام وقتی که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشتی انگلیس را توقیف کردند و صدا و سیما نمایش می داد را فراموش کنم، از خانه که بیرون رفتم این شادی را در دل همه افراد مسن از میان مردم ایران دیدم.

نه به دلیل اینکه بخواهم بگویم اینها طرفدار و یا مخالف نظام هستند بلکه به دلیل اینکه اینها هم آن زمان و هم این زمان را دیده اند و عزت ملی برای همه آنها عزیز است و آنها کاملا به شرایط تحقیری که ایرانی ها برای چند قرن از انگلیسی ها متحمل شده بودند واقف بودند.

وقتی که شهید سپهبد قاسم سلیمانی ترور شد همه مردم ایران از پیر تا جوان برای او اشک ریختند و برای بدرقه اش به خیابان آمدند، چون وی سردار وطن بود و در راه دفاع از میهن و ناموس ملت ایران تا آنسوی مرزها رفته بود.

زمانی در همین کشور بسیاری افراد نادان از کشته شدن امیرکبیر و یا سرنگونی مصدق حمایت کردند اما بعد ها تاریخ قضاوت کرد که آنها بازیچه دشمنان بودند.

قطعا هیچ ایرانی وطن پرستی نمی تواند از پیشرفت اقتدار علمی و نظامی کشور اش خوشحال نباشد.

قطعا هیچ ایرانی میهن پرستی نمی تواند از موفقیت های سیاسی دستگاه دیپلماسی کشور خود حمایت نکند.

قطعا هیچ ایرانی میهن پرستی نمی تواند از اینکه دشمنان مملکت اش را تهدید کنند حمایت کند.

قطعا هیچ ایرانی میهن پرستی نمی تواند ببیند که زورگویان مردم ایران را تحریم کنند و برای آنها دست بزند.

قطعا هر ایرانی میهن پرستی از اینکه پیشرفته ترین هواپیمای جاسوسی دشمن در فضای کشور با موشک "ساخت ایران" نابود شود افتخار می کند.

قطعا هی ایرانی میهن پرستی از اینکه دشمنان ملت ایران از خلیج همیشه فارس گرفته تا دریای مدیترانه تا دریای سرخ در امان نباشند افتخار می کند.

قطعا هر ایرانی میهن پرستی وقتی که نیروهای مسلح کشورش در مقابل ناو های آمریکا و انگلیس و قلدر های جهانی قد علم می کنند و سربازان آنها را به زانو در میاورند افتخار می کند.

قطعا هی ایرانی میهن پرستی وقتی که می بیند اقتدار نظامی کشورش به جایی رسیده که مقر ترورست ها در آن طرف مرزهای ایران را در هم بکوبد به خود می بالد.

قطعا هر ایرانی میهن پرستی از اینکه ماهواره کشور اش نور را به آسمان بتاباند و بالاسر دشمنان ایران زمین پرسه بزند خوشحال می شود.

قطعا هر ایرانی میهن پرستی وقتی که خون هم وطن اش در هر جای جهان برای دفاع از مرز و بوم اش ریخته می شود اشک می ریزد.

در پایان تکرار می کنم که من نمی گویم همه باید از نظر سیاسی با هم همفکر باشیم، اختلاف نظر جزو طبیعت انسان ها است، اما اگر هم با هم از نظر فکری مخالف هستیم بر علیه میهن و ملت خود نامرد نباشیم.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک