16:44 21 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
ویروس کرونا در ایران (952)
0 141

روز های عادی زندگی من بزرگترین چیزی است که در روز های قرنطینه ی خانگی کرونا آنها را مرور می کنم.

من شیوا آبشناس، خبرنگار اسپوتنیک فارسی در تهران هستم و روز های زندگی ام از یک سال و نیم گذشته که در اسپوتنیک مشغول به کار شدم، پر از فعالیت بود چرا که علاوه بر کار در اسپوتنیک فارسی مشغول گذراندن دوره ی کارشناسی ارشد هم بودم، هنوز هم هستم اما شاید بودم فعل مناسب تری برای شرایط کنونی همه باشد، این روز ها ساده ترین فعالیت های روزمره ی همه ی مردم جهان تغییر کرده و خبرنگاران هم تمام این تغییرات را داشتند از کنفرانس های خبری پر از خبرنگار که تبدیل به ویدئو کنفرانس شده گرفته تا مصاحبه هایی که تمام آنها به صورت تلفنی انجام می شود.

با اینکه کرونا وارد ایران شده بود و هشدار های آن را از تمام رسانه ها می شنیدیم هنوز نشست های خبری لغو نشده بود و کماکان مانند سابق تعداد زیادی خبرنگا، عکاس و فیلمبردار در اتاقی با فاصله ی کم از یکدیگر می نشستیم. برای نشست خبری سخنگوی دولت آقای دکتر ربیعی اسم دادم و به من گفتند ظرفیت نشست پر شده است. من بسیار ناراحت بودم چرا که این یکی از نشست های مهمی بود که پس از اعلام ورود کرونا به ایران برگزار می شد. پس از مدتی متوجه شدم که دکتر حریرچی هم برای ارائه ی توضیحات به نشست می آید تا حدی عصبانی شده بودم که توصیف آن غیر ممکن است، روز نشست گذشت و مشخص شد دکتر حریر چی به کرونا مبتلا بودند کمی مکث کردم و به صفحه ی لپ تاپم نگاه کردم... نمی دانستم خوشحال باشم که در آن نشست نبودم یا از شرایط پیش آمده ناراحت باشم اما پر شدن ظرفیت آن نشست مرا از خطر کرونا نجات داده بود و این تماما برایم خوشجال کننده بود. این آخرین نشست خبری بود که با روال سابق برگزار شد، بعد از آن با همکارهایم در رسانه های دیگر که به نشست رفته بودند، تماس می گرفتم و ترس آنها را در صدایشان حس می کردم و این اصلا خوشایند نبود، بسیاری از آنها به کرونا مبتلا شدند و بهبود پیدا کردند اما این تجربه ی کاری شاید هیچ گاه از ذهن هیچ کدام مان پاک نشود.

شروع قرنطینه ی خانگی برای من جالب بود، اینکه بتوانم از پشت میز ناهار خوری در کنفرانس خبری سخنگوی وزارت امور خارجه شرکت کنم اتفاق عجیبی بود که شاید برای اولین بار در ایران رخ میداد و من هم در این اولین بار حضور داشتم، مصاحبه هایی که برای هر کدام از آنها باید تا بهارستان می رفتم را می توانستم با تماس تلفنی انجام دهم و دانشگاه ها هم که تعطیل شده بود و من مانند روز های عادی در اتوبوس های دانشگاه نبودم، دو هفته ی اول این قرنطینه شاید برای بسیاری آنقدر هم ناگوار نبود،  خود من آن را به دید تعطیلاتی اجباری می دیدم که در آن کار هم می کردم.

اما بعد از دو هفته، دیدن تهران بدون ترافیک و شلوغی یا تجریش خلوت در شب عید شروع درک غم کرونا بود، آماری که هر روز از افزایش تعداد مبتلایان به کرونا خبر می داد را هم باید به همه ی این موضوعات اضافه کرد، و از همه ی آنها سخت تر سوال یکسانی بود که تمام دوستانم هر روز می پرسیدند "داروی کرونا کشف نشد؟"؛ این عادت در تمام مردم وجود دارد که فکر می کنند خبرنگار ها پاسخ تمام سوالات را دارند از قیمت دلار و نوسانات ارز گرفته تا داروی کرونا، پاسخ دادن به قیمت ارز شاید خنده دار باشد اما اینکه هر روز به اطرافیانم بگویم هنوز خبری از داروی کرونا نیست روز به روز سخت تر می شود.

گربه ای که در این ایام غمگین قرنطینه مرا شاد می کند
© Sputnik / Shiva Abshenass
گربه ای که در این ایام غمگین قرنطینه مرا شاد می کند

روز های من هم مانند تمام مردم دنیا طولانی تر شده، شاید بتوان گفت خلوت شده، دیگر در روز های من خبری از صبح زود و ترافیک های تهران، نرسیدن به ناهار یا غیبت خوردن سر کلاس های دانشگاه نیست، جای ترافیک و هیاهوی کار را بوق های اشغال و آزاد تلفن گرفته، تقریبا میتوان گفت تمام روز ها به وعده های غذایی می رسم چرا که راه دوری از اتاق تا آشپزخانه نیست، زمانی از روزم را به گربه ام اختصاص می دهم و با او بازی میکنم کاری که شاید در روز های عادی ماهی یکبار هم به آن نمی رسیدم، خوشحال ترین موجود از قرنطینه ی خانگی شاید گربه ی من باشد که این روز ها همه ی توجه ها را دارد و تمام شیرین کاری هایش بیننده دارد.

به دلیل مشغله ی زیاد دیگر شیرینی نمی پختم اما این قرنطینه ی خانگی مرا به بخش شکموی وجودم بازگرداند بخشی که خانواده ام هم آن را دوست دارند، البته در این روز ها تمام شبکه های اجتمایی با عکس غذا و شیرینی پر شده کمتر کسی است که عکس پیتزا های رنگارنگ را در اینستاگرام ندیده باشد و من هم از آن دسته جدا نبودم.

پختن پیتزا در خانه در روزهایی کرونا، چالش جدید برای خبرنگاران شد
© Sputnik / Shiva Abshenass
پختن پیتزا در خانه در روزهایی کرونا، چالش جدید برای خبرنگاران شد

این قرنطینه ی خانگی شاید برای تمام مردم جهان لازم بود، کمی زمان اضافه باشد تا بهتر ببینیم، ساده ترین روز های همه ی انسان ها تغییر کرده و این یعنی باید اکنون به آن روز ها فکر کنیم همیشه برای تلنگر به خودم می گفتم تو سالم هستی و خانواده ی خوبی داری همین برای تلاش کافی نیست؟ امروز فکر می کنم دلیل تلاش ساده تر از این هاست همین که بدون دستکش و ماسک و ترس بتوانم از در خانه بیرون بروم برای تلاش کافیست، همین که بتوانم به این روز ها بگویم خاطره برای تلاش کافیست، پس با ماندن در خانه برای خاطره شدن تک تک این لحظات تلاش می کنم.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

موضوع:
ویروس کرونا در ایران (952)

مرتبط:

با تعطیلی سه ماه ایران، کرونا از بین می رود
کرونا و رونق خریدهای اینترنتی در ایران
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک