00:41 01 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 256

سوکارنو کشور خود، مردم، زنان و هنر را دوست داشت.

افسانه هایی درباره استعداد مرموز سوکارنو برای تأثیرگذاری بر مردم ساخته شده است. او کشور خود، مردم، زنان و هنر را دوست داشت. اما بیش از همه خود را دوست داشت. سوکارنو دوست داشت که اهالی اندونزی او را به عنوان یک مرد قوی بدانند. مردم در مورد او می گفتند: "قدرت فوق العاده جنسی فقط مختص خدایان و قهرمانان است." زنان شیفته او می شدند، مردان پنج بار سعی کردند او را ترور کنند.

پلی بوی اندونزی

زنان نزدیک به سوکارنو اعتراف کردند که چشمان نوعی برق جادویی داشت و صدای مخملی او مانند آهنربا آدم را به خود جلب می نمود. او آوازخوان، هنرمند درخشان و رقاص خوبی بود و زنان را به خود جلب می کرد. او در سفرها به دور دنیا، نقاشی ها و مجسمه هایی را خریداری می کرد که همه آنها عمدتاً در مورد موضوع های جنسی و احساسات شهوانی بودند.

آمریکایی ها با آگاهی از سرگرمی سوکارنو، تله هایی برای او ایجاد کردند تا بعدا وی را شانتاژ نمایند. سران سازمان سیا دیدار او را با مرلین مونرو ترتیب دادند. این ستاره هالیوود با محبت، دیکتاتور را "پرنس سوکارنو" نامید. افراد آگاه از این ماجرا گفتند که آن زن بازیگر و رئیس جمهور اندونزی به همدیگر علاقمند شدند.

سوکارنو و مریلین در هتل بورلی هیلز زندگی کردند. رهبر اندونزی بعداً گفت كه مونرو با او تلفنی تماس گرفته و از وی دعوت به ملاقات كرد. معمولاً سوکارنو دوست داشت به پیروزی های عاشقانه مباهات کند، اما این بار او جزئیات این ارتباط را با نویسندگان بیوگرافی خود در میان نگذاشت. مونرو سپس به یکی از دوستانش گفت که "او یک شب را با حاکم اندونزی گذراند."

Женщины в БССР
© Sputnik / Евгений Коктыш

به نوشته روزنامه "نیویورک تایمز"، در سفر به شوروی، یک دختر مترجم روس در خدمت او قرار داده شد که سپس با سوکارنو به اندونزی رفت. در واشنگتن حادثه دیگری رخ داد. سوكارنو در حال رانندگی در اتومبیل، زن مسن آمریکایی را دید كه به تنهایی در پیاده رو ایستاده بود. او پرسید: "خانم، می توانم شما را ببوسم؟" و با بوسیدن گونه آن خانم توضیح داد: "این بوسه اندونزیایی بود." زن پاسخ داد: "بله، 100 درصد واشنگتنی نبود". 

پلی بوی آسیایی هفت بار ازدواج کرده است، تعداد معشوقه های وی مشخص نیست. هر معشوقه جدید جوان تر از قبلی بود، گاهی اوقات اختلاف سنی بین دیکتاتور و معشوقه جدید او از چهل سال فراتر می رفت. سوکارنو به همه مراسم و پذیرایی ها همراه با دختران جوان زیبا  ملبس به دامن های کوتاه می رفت.

پس از مرگ سوکارنو، همسرانش خاطراتی از وی منتشر کردند. آنها اعتراف کردند که به خاطر عشق زیاد ازدواج کردند نه بخاطر پست ریاست جمهوری وی. یکی از آنها نوشت: "او به دنبال هر دختر زیبایی می رفت. او به هر همسر یک عمارت مجلل هدیه می داد. زیباترین کاخ به زن ژاپنی Naoko Nemoto همسر چهارم او رسید.  

"رهبر به اراده آسمان"

وی در سپیده دم 6 ژوئن 1901 به دنیا آمد. پدر او وارث خانواده ثروتمند و باستانی سلاطین جاوه ایی بود. اجداد مادر - هندی از جزیره بالی - متعلق به بالاترین کاست برهمانها بودند. پدر مسلمان و مادر – پیرو هندوئیسم بود. به خواست سرنوشت، سوکارنو نماینده دو دین اصلی وطن خود بود. مادرش آینده درخشانی را برای پسر خود پیشگویی کرده بود. سوکارنو به خوبی پیش بینی سرنوشت بزرگ خود را یاد گرفت.

سوکارنو وقتی جوان 20 ساله بود، در دفتر خاطرات خود نوشت: "من رهبر به خواست آسمان هستم." پس از گذشت دو سال، وی توانست تمام مردمان ساکن اندونزی را برای نبرد با استعمارگران هلندی متحد کند.

ایدئولوژی او ترکیبی از مارکسیسم با اسلام گرایی و ناسیونالیسم بود. شعارهایی که وی برای مردم مطرح کرد، به راحتی به خاطر سپرده شد: "همه چیز برای مردم معمولی !"، "ما مردم برگزیده خدا هستیم"، "ما یک ملت بزرگ هستیم". او آشکارا رایش سوم و رهبر آن آدولف هیتلر را تحسین کرد.

انبوهی از مردم در سرتاسر کشور در راهپیمایی ها و تجمعات از او با خوشحالی استقبال کردند. مقامات وی را به خاطر فعالیت علیه مقامات استعماری هلندی دستگیر کردند. او زندانی شد، سپس تبعید و دوباره زندانی شد. او که در پشت میله های زندان بود، همیشه به خودآموزی مشغول بود. در نتیجه، این سیاستمدار به پنج زبان خارجی روان صحبت کرد. پس از آزادسازی کشو از استعمارگران، او شروع به ساختن دولت جدید كرد. برای انجام اصلاحات نیاز به کمک های مالی ایالات متحده و اتحاد شوروی بود. هر دو کشور به برقراری نفوذ خود در جمهوری نوپای آسیایی علاقه مند بودند و تلاش کردند آن را به سمت خود سوق بدهند. در سال 1960 ، نیکیتا خروشچف دبیرکل حزب کمونیست اتحاد شوروی به اندونزی آمد. سوکارنو با سبک شرقی از دوستان شوروی پیشواز کرد: وی کاخ های باشکوه خود، کلکسیونی از نقاشی ها و حتی شهر کودکی خود را در جزیره جاوه به آنها نشان داد.

او چهار بار به اتحاد شوروی رفته بود، خیلی دوست داشت از تئاترها و موزه ها دیدن کند. هنگامی که نقاشی های گالری ترتیاکوف مسکو تماشا کرد، از وزیر شوروی " اناستاس میکویان" خواهش کرد نقاشی روسی "ایلیا رپین تحت عنوان "آنها منتظر نبودند" را به او هدیه بدهد. میکویان غافلگیر نشد و گفت که از فردا آنرا ترمیم می کنند. بجای آن یک نقاشی ساخته "ماکوفسکی" به او تقدیم شد. سوکارنو هنگام سفر خود به مسکو در ورزشگاه بزرگ "لوژنیکی" سخنرانی کرد. به محض بازگشت به خانه، او دستور ساخت همان استادیوم را در جاکارتا صادر کرد و در آنجا در برابر عموم نطق کرد.

در جستجوی عظمت جهانی

سوکارنو لباس های بسیار شیک و گران قیمت می پوشید. برای بازدیدهای خارجی، او ترجیحاً لباسهای رنگ های روشن را انتخاب می کرد که مسلما برایش خوب بود و همیشه یک کلاه ملی کوچک بر سر داشت. ایمان کورکورانه اندونزیایی ها به ماهیت خدایی رهبر کشورشان به سوکارنو کمک کرد تا بیش از 20 سال روی کار بماند.

تلاش دستیابی به عظمت جهانی باعث سقوط او شد. دیکتاتور اندونزی با فکر اینکه او می تواند نه تنها بر کشور خود بلکه بر کشورهای همسایه نیز حاکم باشد، به سرزمین مالزی دست‌درازی کرد. مسكو و واشنگتن سوكارنو را محكوم كردند، در نتيجه در سال 1964 وی سرانجام با قدرت های بزرگ نزاع كرد.  در همین حال، در خود اندونزی، اصلاحات اقتصادی به شکست انجامید، واحد های اقتصادی کوچک ورشکست شدند، صادرات نفت و گاز روبراه نشد، کارخانه ها تعطیل شدند، پولهایی که از وام شوروی گرفته بود - تقریباً یک میلیارد دلار- توسط کارمندان دولتی غارت شدند.

تظاهرات ساکنان اندونزی نه به افتخار سوکارنو، بلکه علیه او آغاز شد. همه آنچه او در سالهای قدرت نامحدود خود ایجاد کرد، فرو ریخت. 

در سال 1965 ، سوکارنو آخرین تلاش خود را برای حفظ قدرت انجام داد و سعی كرد از اوضاع دشوار سیاسی در داخل كشور بهره بگیرد. جنگ داخلی آغاز شد. کمونیست ها در یک روز کل فرماندهان ارتش را نابود کردند، فقط ژنرال ها از روی معجزه نجات می یافتند. نظامیان به سرعت سربازان را جمع کرده و به کمونیستها در سراسر کشور حمله کردند. در این قتل عام خونین بیش از صد هزار نفر کشته شده اند.

سوکارنو تصمیم گرفت بار دیگر به عنوان پدر ملت عمل کند، که می تواند همه را با همه آشتی دهد. اما برای اولین بار، دیکتاتور باخت - ارتشیان به رهبری ژنرال سوهارتو حکومت را تصرف کردند. رئیس جمهور اول کشور به فساد و پیگیری از سیاستی متهم شد که "منجر به بحران اقتصادی و اخلاقی ملت گردید".  او فقط به این دلیل محكوم نشده بود كه دولت جدید از خونریزی نوبتی می ترسید. سوکارنو در خانه خود زندانی شد. وی از تماس با مردم و احزاب سیاسی منع شد.

پدر پیشین ملت به مدت سه سال، تا زمان مرگش، در خانه ای کوچک در نزدیکی جاکارتا به تنهایی زندگی کرد و روزی فقط دو بشقاب برنج و چای خورد. نه همسران و نه مشعوقه ها با او ملاقات نکردند. همه رفقای سابق، که در گذشته با او معاشرت کرده بودند، ناپدید شدند. فقط فرزندان نزد او می آمدند.

سوهارتو که به جای سوکارنو روی کار آمد تنها 9 سال پس از وفات اولین رئیس جمهور اندونزی مستقل توانست به افتخار او یادبود 18 متری را افتتاح کند که در آن سه مرحله وجود داشت که نمادی از سه مرحله زندگی بشر - جوانی ، بزرگسالی و سالخوردگی بود. پس از آزادی، او شروع به ساختن دولت جدید كرد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک