15:11 23 فوریه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
3247

انقلاب هنوز پایدار است.

دو سه سال پیش، جان بولتون مشاور امنیت ملی وقت رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا در جلسه ای مربوط به سازمان مجاهدین خلق شرکت کرده وبه آنها قول داده بود که انقلاب ایران صبح چهل سالگی خود را نبیند و وعده داده بود جشن نوروزی را با هم در تهران بگیرند.

چهل سال گذشت، بولتون رفت اما انقلاب ماند.

برای بنده جالب این بود که برخی این سخنان آقای بولتون را تحویل گرفته بودند و در حال برنامه ریزی برای دوران بعد از انقلاب یا به قول خودشان دوران گذار بودند وهنوز متوجه نیستند که آنها کجا و انقلاب اسلامی در ایران کجا.

بچه بودم که انقلاب شد ولی کاملا به یاد دارم موج انقلاب اسلامی در ایران چگونه در همه کشورهای اسلامی احساس می شد.

از همان ابتدا برخی ساده اندیشان برای ادامه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی مدت تعیین می کردند، یک ماه – سه ماه یا حتی خوشبینانشان یک سال به انقلاب فرصت می دادند.

هیچ کدام احتمالا تصور نمی کردند که پس از بیش از چهل سال این انقلاب با اقتدار سرجای خود باقی بماند.

دلیل این ساده اندیشی این بود که آنها متوجه نبودند انقلاب اسلامی در ایران یک تحرک ویا شورش گذرا نبود بلکه پشوانه ای یک هزار و چهار صد ساله پشت آن بود.

بر عکس آن چیزی که دشمنان مسلمانان تلاش دارند جا بیاندازند این انقلاب یک انقلاب شیعی نبود که در چهارچوب مرزبندی های شیعی و سنی جای بگیرد.

اگر اینگونه بود نام جمهوری اسلامی ایران را جمهوری شیعی ایران می گذاشتند.

این انقلاب عصاره یک هزار و چهارصد سال تفکر هزاران روحانی و فیلسوف اسلامی بود که امام خمینی (ره) توانست آنها را در انقلاب جمع بندی کند اما محصور نکرد.

بسیاری از ایدئولوژی ها و تفکرهای مربوط به انقلاب اسلامی در ایران از متفکرینی گرفته شده که سنی مذهب بودند و طی قرن های متمادی تلاش کردند برای وحدت مسلمانان فعالیت کنند.

علیرغم اینکه بسیاری امام صادق (ع) بنیانگذار مکتب فکری تشیع می دانند اما شاید بد نباشد یاد آوری کنیم که امامان هر چهار فرقه اهل تسنن همه شاگردان امام صادق (ع) بودند.

از همان ابتدای ظهور اسلام برخی دشمنان مسلمانان تلاش کردند بدعت های زیادی را وارد اسلام کنند تا در نهایت اسلام از درون بپاشد که امروزه برخی به آنها به عنوان "اسرائیلیات" در اسلام یاد می کنند.

کار بزرگی که امام صادق (ع) انجام داد این بود که همه اصول شرعی را توانست جمع بندی کند و توسط شاگردان خود خط و مشیی راه بیاندازد که جلوی این اسرائیلیات در اسلام را بگیرد، که البته باید گفت متاسفانه دشمنان نیز کنار ننشستند و به طرق مختلف این اسرائیلیات را وارد اسلام کردند و تا به حال همه مسلمانان با این اسرائیلیات مشکل دارند.

بعدها این شاگردان هر کدام مذهب و یا خط فکری جدایی را ترسیم کردند اما انقلاب اسلامی تلاش کرد همه این مذاهب و خط های فکری را با هم یکی کند و به همین دلیل هم هیچ جای فلسفه حکومت اسلامی که توسط امام خمینی (ره) تدوین شد شما نمی توانید نکته ای را پیدا کنید که به دنبال غلبه فرقه یا مذهبی از مسلمانان بر دیگران باشد بلکه کل این تفکر بر اساس ایجاد وحدت میان همه فرق و مذاهب اسلامی می باشد.

بسیاری حتی باور نداشتند که این انقلاب اسلامی ممکن است روزی در ایران اتفاق افتد و بسیاری از متفکرین اسلامی قبل از انقلاب اسلامی در ایران باور داشتند چنین انقلابی در مصر یا عربستان سعودی و یا حتی ترکیه ممکن است رخ دهد.

موفقیت انقلاب اسلامی در ایران و موج آن منجر شد که بقیه مسلمانان جهان هم یقین پیدا کنند می توانند به سمت و سوی تحویل و تحول اسلامی روی بیاورند.

یکی از مشکلات اساسی ای که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی اکثر مسلمانان استقلال یافته از عثمانی ها با آن مواجه بودند نوع حکومتی بود که می تواند برای آنها بهترین باشد، بود.

با توجه به اینکه تنها الگوهای موجود در آن زمان یا الگوهای سوسیالیستی و یا الگوهای کاپیتالیستی بود آنها تلاش داشتند یکی از این دو را انتخاب کنند.

انقلاب اسلامی با شعار نه شرقی نه غربی یعنی رد هم الگوهای سوسیالیستی و هم کاپیتالیستی وارد میدان شد تا الگوی جدیدی را برای مسلمانان عرصه کند.

به همین دلیل هم بود که از همان ابتدا هم شرق و هم غرب در مقابل آن ایستادند و حکامی که در میان مردم خود جایگاهی ندارند از ترس از دست دادن عرش های خود با آن دشمن شدند.

اما آنها متوجه نبودند این نهالی که در مقابلشان می بینند ریشه یک هزار و چهارصد ساله در زمین دارد و به این راحتی ها که تصور می کنند امکان کندن آن نیست.

امروزه دیگر این انقلاب به یک درخت تنومد تبدیل شده که صدها نفر از آنهایی که تلاش داشتند آن را نابود کنند را زیر خاک کرده وخود مانده و هر روز بلند تر و بلند تر می شود.

بعضی وقت ها برخی سوال می کنند که چرا هنوز از انقلاب اسلامی صحبت می شود و دیگر بحث انقلاب را خاتمه نمی دهند و به سمت و سوی حکومت داری بپردازند.

باید گفت این به معنای پایان است.

پاسخ این است که وقتی ما انقلاب را به یک درخت تنومد تشبیه می کنیم پس این درخت زنده است و روز به روز بزرگ می شود پس انقلاب هم زنده است و روز به روز بزرگتر و بزرگتر می شود و با شرایط روز خود را وفق می دهد.

نمی توان انکار کرد مشکلات وجود ندارد، نمی توان انکار کرد که برخی با بی تدبیری ها و یا سوء استفاده از موقعیت های خود و یا تلاش برای احتکار حکومت آسیب های زیادی به این انقلاب می زنند، نمی توان انکار کرد که برخی افراد که مدعی انقلابی گری و وفاداری به نظام و ولایت فقیه هستند دانسته و یا نادانسته شدید ترین آسیب ها را به انقلاب ونظام وارد می کنند و نمی توان انکار کرد که اینها با احتکار قدرت حفره بزرگی را ایجاد کرده اند که میان نسل های انقلاب فاصله انداخته.

اما همه اینها مانند زخم هایی است که برخی نادانان به درخت های زنده می زنند و مثلا تصور می کنند با حک کردن نام خود روی تنه درختان می توانند جاودانه شوند، نسل های جوان از ادامه انقلاب ماییوس نشده اند و با تلاش بی وقفه خود تلاش می کنند این چالش ها را جبران کنند، اینها تجاربی است که انقلاب باید کسب کند تا مسیر خود را ادامه دهد و به عنوان الگو برای همه مسلمانان جهان باقی بماند، الگوی انقلاب و نظامی که با همه نا ملایمات دست و پنجه نرم کرده.

رهبران کوتوله و کوته فکر برخی کشورها تحت تاثیر دشمنان ایران زمین تصور می کنند با تبریک نگفتن پیروزی انقلاب اسلامی کاری کرده اند کارستان اما آنها اشتباه می کنند اشتباهی بسیار بزرگ، آنها مانند دیگران می روند اما انقلاب اسلامی می ماند، اگر انقلاب اسلامی برای اینها ارزش قایل بود قطعا دهه ها پیش کارش تمام بود، انقلاب اسلامی برای ملت ها ارزش قایل است و ملت های جهان به ایرانی ها تبریک می گویند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک