00:16 27 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
2603

این روزها بحث های زیادی در مورد شرایط آتی ایران پس از انتخابات مجلس و اینکه احتمالا شخصیت های بسیار تندرو بخواهند وارد مجلس شوند مطرح است، و بسیاری گمانه زنی ها مبنی بر این است که آیا ورود افراد یا جناح های تندرو ما را به سمت جنگ سوق می دهد یا نه؟

اسپوتنیک - همین چند روز پیش آقای ترامپ در نشستی با خبرنگاران کاخ سفید اظهار داشته بود که: "جنگ با ایران بسیار نزدیک تر از آن چیزی بود که شما تصور می کردید".

آنچه بدیهی است این می باشد که نه آمریکا جنگ می خواهد نه ایران اما اگر معادلات متوازن نباشد ممکن است برخی در آمریکا تصور کنند که می توانند وارد یک ماجراجویی بر علیه ایران شوند، و دست به کارهای خطرناکی بزنند که می تواند جنگ تمام عیار را در پی داشته باشد.

بله با شرایط موجود همه پیش بینی ها مبنی بر این است که افرادی وارد مجلس شورای اسلامی خواهند شد که شدیدا با آمریکا مخالف هستند و شدیدا هم حامی سیاست رویارویی و نه سازش با آمریکا می باشند.

طی سالهای اخیر جناح حکومتی ایران عموما پیرو مذاکره با غرب و آمریکا بود و برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی شاهد آن بودیم که وزیر خارجه ایران و وزیر خارجه آمریکا ساعت ها پشت درب های بسته با هم مذاکره کردند.

شاید برخی متوجه این ماجرا نباشند اما آنهایی که دستی در سیاست ایران دارند بخوبی می دانند همان چند سال قبل تر از مذاکرات هسته ای و گفتگو های آقایان جان کری و محمد جواد ظریف کافی بود یک دیپلمات ایرانی از دور دستی برای یک دیپلمات آمریکایی تکان دهد تا کلا کار کردن در وزارت امور خارجه و یا هر جای دیگر در دولت ایران را فراموش کند.

اما شرایط به جایی رسید که این مذاکرات انجام شد و توافق هسته ای حاصل شد.

برخی از تحلیلگران باور داشتند که اگر برجام موفق شود احتمال برجام دو و سه وجود خواهد داشت و همین روند تا عادی سازی روابط ایران و آمریکا پیش خواهد رفت، و شاید بتوان گفت سخنان آقای روحانی رییس جمهوری ایران مبنی بر اینکه برجام به تنهایی کافی نیست و برجام های دو و سه نیاز است می تواند گواهی بر آن باشد که برخی در ایران نیز معتقد بودند که اگر برجام به نتیجه برسد می توان زمینه گفتگو های دیگر هم باز شود.

شاید هم اگر برجام به نتیجه می رسید همین هم می شد.

در همین راستا بسیاری از کشورهای جهان هم باور داشتند که اگر برجام موفق شود می توان آن را به عنوان الگویی برای حل و فصل دیگر مناقشات بین المللی قرار داد و دیگر نیاز نباشد مناقشات دیگر بین المللی با جنگ ونزاع و درگیری حل گردد.

در همان زمان آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی اظهار داشتند صبر کنید ببینیم همان برجام به موفقیت می رسد یا نه.

ایشان با توجه به تجربیات سیاسی خود به خوبی متوجه بود که احتمال اینکه آمریکایی ها به تعهدات خود عمل نکنند و برجام را بر هم بزنند بسیار بالا است.

همین هم شد.

آمریکایی ها هنوز جوهر امضایشان پای برجام خشک نشده بود شروع کردند بهانه جویی برای گریز از انجام تعهدات خود و در نهایت هم آقای ترامپ آمد و برجام را کاملا نابود کرد.

آنهایی که تصور می کنند ماجرا اختلافات درونی میان احزاب و جناح های حاکم بر ایالات متحده است که منجر به چنین چیزی شده کاملا اشتباه می کنند.

بد ترین و سخت ترین تحریم ها بر علیه ایران زمان دمکرات ها پیاده شده وهمه توطئه هایی که برا علیه ملت ایران اعمال شده زمان دمکرات ها بوده و کاملا مشخص است سیستم سیاسی ایالات متحده حتی همان زمانی که در حال امضای توافق هسته ای بود به دنبال راهکارهایی بود که بتواند از انجام تعهدات خود سر باز بزند.

در زمان همان اوباما هم آمریکایی ها به تعهدات خود عمل نکردند، فقط تنها تفاوت این بود که چون ترامپ سیاست اوباما را نداشت از رو بازی کرد.

به هر صورت امروزه دیگر ایرانی ها کاملا یقین پیدا کرده اند که راهکاری جز رویارویی با آمریکا و اروپا را ندارند.

اگر اروپا تهدید می کند که مکانیسم ماشه را اجرا خواهد کرد ایران هم باید تهدید کند کلا از ان پی تی خارج می شود.

اگر ترامپ تهدید به حمله می کند ایران هم تهدید را با حمله باید پاسخ دهد نه با سخن تا طرف متوجه شود این طرف با او شوخی ندارند.

در بسیاری از موارد همان ایستادگی و حتی ضربه زدن می تواند منجر شود که جنگ رخ ندهد و ترس و استیصال می تواند منجر شود که جنگ رخ دهد.

قطعا اگر آمریکایی ها بعد از ترور شهید سپهبد سلیمانی ضربه سنگینی را که ابعاد زیادی هم در کنار خود داشت در عین الاسد دریافت نمی کردند شاید دست به ماجراجویی های دیگر می زدند.

قطعا اگر ایرانی ها به عین الاسد حمله نمی کردند و ابهت آمریکا را با خاک یکسان نمی کردند و ده ها سرباز آمریکایی را کشته و زخمی نمی کردند، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به راحتی به آمریکایی ها اجازه می دادند از پایگاه هایشان به ایران حمله کنند.

قطعا اگر ایرانی ها خلیج همیشه فارس کشتی های انگلیسی را توقیف نمی کردند، بقیه کشورهای اروپایی به تاسی از انگلیس کشتی های ایرانی را در دریاها متوقف و مصادره می کردند و قطعا آمریکایی ها نفتکش های ایرانی را متوقف می کردند.

قطعا اگر ایرانی ها پهباد آمریکایی را نزده بودند آمریکایی ها جسارت پیدا می کردند هواپیماهای خود را به داخل ایران بفرستند و به قول آقای ترامپ 52 پایگاه فرهنگی ایران را نیست و نابود کنند تا چیزی از فرهنگ و تمدن ایران باقی نماند.

بله ما امروزه به سمت و سویی می رویم که دیگر شرایطی برای گفتگو ومذاکره وجود ندارد و ایرانی ها مجبور هستند تا در موارد مختلف رویاروی ایالات متحده بایستند و یک سیلی را با ده سیلی پاسخ دهند.

چند روز پیش رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران آمد و نسبت به تهدید های قبلی اروپا در بکار بردن مکانیسم ماشه عقب نشینی کرد، نه به دلیل اینکه با او مذاکره شد بلکه به دلیل اینکه اروپایی ها متوجه شدند که آب از سر ایرانی ها گذشته و اینبار ایرانی ها دیگر مانند قبل رفتار نخواهند کرد و در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت احتمال وضع تحریم های بیشتر بر ایران وجود نخواهد داشت اما ایرانی ها در مقابل از ان پی تی خارج خواهند شد و دیگر هیچ نظارتی بر برنامه هسته ای آنها وجود نخواهد داشت.

احتمالا هم به زودی مشاهده خواهیم کرد که آمریکایی ها هم مجبور شوند به این سمت و سو روی بیاورند.

آنچه مسلم است این می باشد که حکام فعلی آمریکای و اروپا زبان تعامل را نمی فهمند و تنها راه صحبت کردن با آنها راه زور است، یا زور آنها باید بچربد یا زور ایرانی ها.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک