21:08 24 ژانویه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
612622

هنوز دوهفته نشده که ملیون ها نفر به خیابان ها آمدند تا شهید سپهبد قاسم سلیمانی را تشییع کنند اما مشاهده می کنیم دشمنان وی با عوامفریبی و با استفاده از رسانه های خود برخی را به خیابان ها کشیده اند و مستخدمین خود را برای تخریب این حمایت ملیونی از قهرمان ملی ایران زمین به خیابان فرستاده اند.

تصادفی نیست که برخی بیایند و صورت خود را بپوشانند و تصاویر سردار سلیمانی را از روی دیوار بکنند و همزمان برخی آماده باشند تا از آنها فیلم تهیه کنند و برای رسانه های دشمن بفرستند تا منتشر شود.

امکان ندارد که چنین کاری برنامه ریزی شده نباشد.

ما در تاریخ ایران بسیار شاهد چنین ماجراهایی بودیم، زمانی که برخی برای رشد و پیشرفت مملکت خود کارهایی را انجام داده اند اما منافقین و اهل کوفه آمدند و تلاش کردند آنها را تخریب کنند.

اگر فراموش کرده اید بد نیست به دکتر مصدق و یا امیر کبیر و یا عباس میرزا و یا همینطور که برگردیم حتی کوروش کبیر ایران اشاره کنیم.

شاید برخی ندانند اما حتی در دوره هایی در ایران بیان تاریخ دوران شکوهمند اقتدار ایران با کوروش و داریوش ممنوع بود و تا همین یکصد و پنجاه سال پیش بسیاری از ایرانی ها حتی از این بخش تاریخ خود اطلاعی نداشتند.

اصلا حتی برگردیم به دوران رضا شاه، این را که همه به یاد دارید، همان فردی که برخی این روزها نام اش را صدا می زنند، آیا می دانید زمانی که انگلیسی ها همان رضا شاه را با یک تکه کاغذ و پنج سرباز انگلیسی از سلطنت برکنار کردند و پسرش را جایش گذاشتند مردم ایران حاضر نشدند از وی حمایت کنند؟

من کاری به خوب یا بد بودن او ندارم اما بحث بنده در این است که تا کی باید برخی بدون فکر کردن بازیچه دشمنان باشند.

یا اینکه عباس میرزا فقط به حمایت لژستیک نیاز داشت ولی در داخل کشور آنقدر بر علیه او سمپاشی کرده بودند که حتی فتحعلی شاه هم حاضر نشد به پسر خود کمک کند.

وقتی که شعبان بی مخ ها توی خیابان های تهران ریختند تا مصدق را سرنگون کنند و بعد، طبق گزارش های رسمی که یکی دو سال پیش از حالت محرمانه در آمده، مشخص شد آمریکایی ها به او و نوچه هایش پول داده بودند این کار را بکنند، مردم ایران نشستند و تماشا کردند و پشت مصدق را خالی کردند و حتی برخی بر علیه او شعار دادند که چرا نفت ایران را ملی کرده و دست دشمنان را از روی خیرات ایران زمین قطع کرده.

اصلا هیچ چیزی در مورد شهید سلیمانی نخواهیم بگوییم کافی است به همان هایی که مدعی ملی گرایی هستند بگوییم، سردار سلیمانی فردی است که آرزوی دیرینه ایرانیان برای رسیدن به دریای مدیترانه را محقق کرد، دلیل دشمنی بسیاری از اعراب و اسراییلی ها و آمریکایی ها با او همین است.

ایرانی ها در دوران کوروش با لشکر کشی به دریای مدیترانه رسیدند اما در دوران جمهوری اسلامی با تسخیر قلوب به دریای مدیترانه رسیدند و دشمنان بخوبی می دانند که در این شرایط امکان ندارد بتوانند ایران را از دریای مدیترانه دور کنند مگر اینکه آن عشق موجود در دل مردم را به نفرت و کینه تبدیل کنند.

همین (به ظاهر) دختر خانم هایی که عکس ایشان را از روی دیوار کندند باید توجه داشته باشند که اگر سردار سلیمانی نبود امروز احتمالا برده های داعش بودند و داعشی ها برای تجاوز به آنها در نوبت بودند و بعد از اینکه کارشان تمام می شد سرشان را می بریدند.

زمانی که حزب الله لبنان با حمایت ایران توانست اسرائیل را از خاک لبنان به زور خارج کند و شکست دهد در همه کشورهای عربی تصاویر سید حسن نصر الله بالا رفت و همان عرب ها وی را قهرمان ملی خود می دانستند.

طبیعی بود رهبران کشورهای عربی که هیچ پایگاه مردمی ندارند از این ماجرا ناراحت باشند و هر آنچه از امکانات در اختیار دارند برای مقابله با این ماجرا خرج کنند.

آنها می دانستند پشت همه این ماجراها فردی است به نام قاسم سلیمانی.

به همین دلیل هم با استفاده از رسانه های خود ابتدا تلاش کردند تا تصویر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار سلیمانی را مخدوش کنند چون همه نقشه های آنها در منطقه توسط نیروی قدس سپاه پاسداران ناکام می ماند.

یکی دیگر از کارهایی که آنها انجام دادند ایجاد گروه های تروریستی مانند داعش و جبهه النصره در عراق و سوریه بود چون می دانستند با جنگ های کلاسیک نمی توانند جبهه مقاومت را شکست دهند و نیاز داشتند تا با جنگ های غیر متعارف جلو بروند.

برای آمریکایی ها واسراییلی ها هم این ماجرا بسیار سود آور و منطقی بود چون مسلمانان را به جان هم می انداختند و هر کس از هر طرف کشته شود به نفع آنها بود و با هزینه ای اندک در مقایسه با اینکه خودشان وارد جنگ مستقیم با ایران شوند می توانستند حتی روزی را مشاهده کنند که تروریست های خود را به داخل ایران فرستاده اند و جان و ناموس و زمین ایرانی ها را تصرف کنند.

نقشه ای که آنها کشیده بودند و هنوز هم در ذهن دارند چیزی مانند لیبی برای ایران است.

تنها مانع در مقابل این پروژه سردار سلیمانی و خوب طبیعتا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و به این دلیل آنها پس از ترور سردار سلیمانی به دنبال ترور دیگر همپیمانان وی افتادند.

آیا تصور می کنید هدف قرار دادن سردار امیر علی حاجی زاده و یگان های موشکی ایران تصادفی است؟

باور کنید امکان ندارد چنین باشد.

قطعا آنها تلاش دارند درون ایران فضایی بر علیه اقتدار سپاه پاسداران و یگان های موشکی ایران ایجاد کنند تا به هدف نهایی خود که همانا کوتاه کردن دست ایران از منطقه و نابودی برنامه دفاعی ایران است برسند.

مطمئن باشید اگر روزی برسد و آنها به این هدف خود برسند آنوقت است که اصل حمله آنها شروع می شود و ایرانی ها باید آرزو کنند که شرایط ایزدی های عراق برایشان رقم بخورند.

آنوقت است که گول خورده ها به خود می آیند و متوجه می شوند چه اشتباهی کرده اند.

اگر احیانا مشاهده می کنیم که سردار حاجی زاده جلوی دوربین ها ظاهر می شود و با شجاعت مسئولیت سرنگونی هواپیما توسط پدافند هوایی ایران را گردن می گیرد به این دلیل است که وی و مجموعه زیر نظر وی آنقدر فداکاری برای ایران کرده اند که مطمئن باشند به قول معروف " طلا که پاک است چه منتش به خاک است".

سردار سلیمانی هم در تاریخ ایران زمین جاودانه شد و هر چه قدر که دشمنان تلاش کنند وجهه وی را تخریب کنند تاریخ قضاوت خواهد کرد نه رسانه های وابسته به دشمن.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک