03:21 18 ژانویه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1276

احساس می کنیم یکی تا صبح از ما بیگاری می کشید ولی خودمان نمی فهمیدیم.

این روزها در ایران اگر با دوستان و آشنایان صحبت می کنید بسیاری اظهار می دارند که صبح خسته و کوفته و بدون جان از خواب بیدار شده اند و اصلا جان ندارند کاری انجام دهند.

برخی ماجرا را به آلودگی هوا ربط می دهند و برخی دیگر مساله را به مشکلات اعصاب و فشارهای روحی روانی که بر اثر مشکلات اقتصادی با آن مواجه هستند ربط می دهند.

می توان گفت همه این مسایل با هم دخیل هستند و علیرغم اینکه بسیاری سفر و فرار از شهرهای بزرگ را گزینه مناسبی برای دوری از آلودگی هوا می دانند اما مشکل اصلی شان فرار از مشکلات عصبی و فشارهای روحی روانی ای است که بر اثر مشکلات اقتصادی با آن مواجه هستند.

طبیعی است که وقتی جامعه ای با این نوع فشارهای عصبی و روحی روانی مواجه شود جامعه ای می شود که به سمت خمولی (گمنامی، بی نامی، بی نشانی، ناشناختگی ، گمنام شدن) می رود و بسیاری را در محل کار و یا خیابان ها می بینید که به در و دیوار نگاه می کنند و یا با شما صحبت می کنند اما فکرشان جای دیگری است.

کارمندان را می بینید که سر کار می آیند اما کار خود را سرهم بندی می کنند تا فقط شیفت کاری شان تمام شود و سریع خود را به خانه برسانند.

بسیاری چون درست نخوابیده اند عصبی و پرخاشگر می شوند و همه اش در حال دعوا کردن با دیگران می باشند.

آنقدر مشکلاتشان زیاد است که نمی توانند وقتی وارد خانه می شوند مشکلات زندگی را بیرون خانه بگذارند و به خانواده برسند.

شب که به رختخواب می روند تا صبح به فکر مشکلاتی هستند که فردای آنروز باید آنها را حل کنند.

یکی از دوستانم که دکتر داروساز معروفی هم هست و یک کارخانه داروسازی دارد یکبار به شوخی به من می گفت اگر دست اش بود دستور می داد در آب شهرهای بزرگ ایران داروی فلوکستین (دارویی که برای افسردگی و اضطراب استفاده می شود) بریزند تا مقداری استرس مردم کم شود و کمی بی خیال شوند و اینقدر به هم دیگر نپرند.

وی می افزود البته آنوقت با مشکل دیگری مواجه می شدیم و آنوقت جامعه ای داشتیم آرام و بی خیال که همین بی خیالی اش همه را عصبانی می کرد و بسیاری را به سمت جنوب و خودکشی سوق می داد.

دقیقا اتفاقی که در برخی کشورها که مردم در آن دغدغه ندارند رخ می دهد و آمار خودکشی در آنها بالا است.

چند روز پیش با این دوستم صحبت می کردیم اظهار می داشت مواد اولیه داروی فلوکستین جزو موادی است که آمریکایی ها مجوز صادرات آن به ایران را به سختی می دهند و در ایران کمیاب شده.

وی اظهار می داشت علیرغم تحریم های شدیدی که آمریکا بر علیه ایران وضع کرده اما اگر بخواهند تقاضای خرید دارو از خود آمریکا داشته باشند وزارت خزانه داری آمریکا ظرف 48 ساعت برای کارخانه های آمریکایی مجوز صادرات دارو را صادر می کند اما اگر اینها بخواهند از شرکت های اروپایی دارو بخرند حد اقل هر دارو شش ماه طول می کشد تا مجوز صادرات مشروط آن به ایران صادر شود و عملا داروسازها ترجیح می دهند همه داروها و مواد اولیه خود را از آمریکا خریداری کنند.

به گفته این داروساز آمریکایی ها سریعا مجوز صادرات هرگونه داروهایی که حالت ویتامین یا یا تقویتی و یا تحریک کننده داشته باشد را به صورت ساخته شده ویا به صورت مواد اولیه حاضر هستند به ایران صادر کنند اما وقتی که بحث در مورد داروها و یا مواد اولیه داروهایی که برای درمان مریضی ها استفاده می شود است به صورت گزینشی مجوز صادرات آنها را صادر می کنند و مواد اولیه داروهایی که برای درمان مشکلات عصبی و روانی هست را اجازه نمی دهند به ایران صادر شود.

وی افزود برخی داروها که مثلا برای درمان مریضی های صعب العلاج مانند سرطان استفاده می شود نیز همین مشکل را دارند.

برای من قابل تامل بود که چرا مواد اولیه این دارو و دیگر داروهایی که موجب رفع مشکلات عصبی و روانی می شود اینقدر برای آنها حساسیت زا است.

تنها دلیلی که به نظر می آید این است که آنها می خواهند مردم ایران با مشکلات روحی و روانی مواجه باشند تا همیشه در حال پرخاشگری و دعوا باشند و همیشه جامعه نا آرام باشد و حتی داروهایی که این شرایط را افزایش می دهد را نیز حاضر هستند به ایران صادر کنند.

با توجه به جنگ روانی ای که توسط رسانه های وابسته به آمریکا و متحدین آمریکا بر علیه ایرانی ها راه افتاده می توان تصور داشت که این ماجرا بی برنامه نیست و یک برنامه اساسی پشت این ماجرا است.

اگر رسانه های وابسته به آمریکا و متحدین آمریکا را رصد کنید مشاهده می کنید که طی چند ماه اخیر با یک برنامه بسیار دقیق در حال تشدید فشارهای روحی روانی بر علیه مردم ایران هستند و با فضاسازی های روانی کاری می کنند که مردم همه اش دغدغه آینده خود را داشته باشند و مدام در حال تشویق مردم به شورش و دعوا  هستند، از سوی دیگر داروهای درمان مشکلات عصبی و روانی را از ایرانی ها دریغ می کنند تا کلا جامعه ایران را از درون فروبپاشند.

به نظر می آید باید به این ماجرا توجه ویژه ای داشت و توجه داشت که باید علاوه بر اینکه به فکر حل مشکلات اقتصادی مردم باشیم به فکر حل مشکلات روحی و روانی آنها باشیم و رسانه های ما به سمت و سوی ایجاد فضایی شاداب برای جامعه روی بیاورند و فضای اجتماعی برای تفریح و تخلیه فشارهای روحی روانی جامعه مخصوصا جوانان افزایش یابد.

به عنوان مثال، متاسفانه امروزه اگر جوانان ما بخواهند مثلا به سمت و سوی ورزش بروند علاوه بر مشکل آلودگی هوا با مشکل دیگری مواجه هستند و آن هزینه های سرسام آور همه ورزش ها است، در حالی که در بسیاری از کشورها این نوع فضاها به صورت رایگان یا شبه رایگان در اختیار آنها قرار دارد.

تنها تفریح جوانان شده یا به قول معروف دوردور و سوزاندن بنزین بیشتر و ایجاد آلودگی؛ یا به رستوران رفتن و خوردن و چاق شدن.

تنها شهر بازی ای که در تهران بود هم که تخریب شده و جای خود را به اتوبان داده.

فضاهای تفریحی دیگر موجود هم آنقدر هزینه های گرانی دارند که فقط به درد ثروتمندان می خورند.

آیا نباید به فکر ایجاد فضاهای سالم و مفرح وارزان قیمت برای مردم و جوانان بود که به جای وابستگی به دارو از این طریق بتوانند فشارهای روحی خود را تخلیه کنند.

البته تکرار می کنم این ماجرا دلیل نمی شود که به فکر راه و چاره برای حل مشکلات اقتصادی نبود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک