06:17 19 ژانویه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 364

هفتاد سال پیش زمانی که آمریکا و انگلیس به دلیل ملی شدن صنعت نفت ایران اولین تحریم های بین المللی را بر علیه ملت ایران وضع کردند، یک کشتی ژاپنی تحریم های نفتی ایران را شکست واین اقدام ژاپنی ها منجر شد که دیگر کشورها هم تحریم های نفتی ایران را بشکنند.

البته در پی شکست تحریم ها آمریکایی ها و انگلیسی ها به دنبال توطئه چینی رفتند و در نهایت با یک کودتای ساختگی حکومت مردمی مرحوم مصدق را برکنار کردند.

اما یک چیز را نتوانستند تغییر دهند و آن این بود که نام مصدق در تاریخ ایران به عنوان یک سیاستمدار شرافتمند که حاضر نشد منافع کشورش را قربانی منافع شخصی اش کند ثبت شد.

این روزها هم سفر آقای روحانی به ژاپن منجر به این شده که بحث و گمانه زنی های زیادی مبنی بر اینکه آیا ژاپن حاضر خواهد بود که در زمینه شکستن بن بست به وجود آمده بر اثر خروج ایالات متحده از توافق هسته ای قدمی بردارد یا نه.

باید توجه داشت علیرغم اینکه رسما کشور ژاپن یک کشور مستقل به حساب می آید اما عملا این کشور هنوز پس از جنگ جهانی دوم تا به حال، یک کشور اشغال شده توسط آمریکا است و آمریکا در سیاست داخلی ژاپن تاثیر زیادی دارد.

در واقع آمریکایی ها چند سال است که به دنبال پیاده کردن همین سیاست در مناطق دیگر جهان هستند.

یعنی کشورها را اشغال کنند وسپس حکومت هایی که تحت سلطه آنها هستند سر کار بیایند تا طبق دستور العمل آمریکایی ها عمل کنند و اگر هرگونه نا بسامانی ای در این کشورها اتفاق افتد آمریکایی ها کنار بنشینند و همه مسئولیت ها را گردن مهره های دست نشانده بیاندازند.

یکی از اولین اصول حکمرانی ماکیاولیستی که در کتاب شهریار ماکیاولی به صراحت پیشنهاد می کند.

اگر به افغانستان و عراق نگاهی بیاندازیم می بینیم آمریکایی ها تلاش دارند همین سیستم را در این دو کشور راه بیاندازند.

دلیل موفقیت آنها در ژاپن و یا آلمان این بود که مردم این دو کشور دست از مقاومت برداشتند و شش دانگ تسلیم آمریکایی ها شدند در حالی که در افغانستان و عراق هنوز بسیاری از مردم تسلیم آنها نشده اند و آمریکایی ها در این زمینه ایران را متهم می کنند که چوب لای چرخ برنامه های آنها می گذارد.

به هر صورت اینکه ژاپن بتواند در این زمینه کاری انجام دهد یا نه بحث دیگری است.

اگر سوال محدود به همین جمله شود می توان گفت بله، ژاپن می تواند.

دیگر کشورها هم اگر با هم متحد شوند می توانند کاری کنند تا آمریکا سیاست استفاده ابزاری خود از دلار و تحریم ها را کنار بگذارد.

شاید سوال این باشد که آیا اراده ای برای انجام چنین کاری هست یا نه؟

فعلا می توان گفت قطعا توانمندی وجود دارد اما اراده وجود ندارد، نه نزد اروپایی ها و نه نزد ژاپنی ها.

نخست وزیر و سیاست مداران فعلی ژاپن در حال حاضر شش دانگ مطیع آمریکا و شخص آقای ترامپ می باشند و بدون اجازه او قدمی بر نمی دارند.

حتی ماجرای دعوت از آقای روحانی، طبق اظهار نظر برخی رسانه های ژاپنی، با هماهنگی آمریکا انجام شده بود.

بلا فاصله پس از سفر آقای روحانی هم آقای شنزو آبه با پرزیدنت ترامپ تماس گرفتند و وی را در جریان سفر آقای روحانی و نظرات ایشان قرار دادند.

البته یکی از محاسن این ماجرا می تواند آن باشد که ژاپنی ها از این رابطه خود بخواهند برای حل اختلافات میان ایران و آمریکا استفاده کنند.

ولی باید منتظر ماند و دید آیا اراده ای در میان ژاپنی ها وجود دارد تا به عنوان میانجی بی طرف وارد بحث شوند یا اینکه آنها هم مانند اروپایی ها خود یک طرف ماجرا خواهند بود؟

در نهایت باید گفت تا زمانی که ایرانی ها دو چیز را از تجربه برجام آموخته اند، یکی اینکه تا زمانی که اتفاقی روی زمین پیش نیامده خود را امیدوار نکنند، دوم اینکه باید به سیاست های فشار خود ادامه دهند تا دیگر امضا کنندگان برجام را وادار کنند در اراده خود تجدید نظر کنند و متوجه باشند که اگر برجام از بین برود آنها نیز متضرر خواهند شد.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک