17:31 23 ژانویه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 92

سالهاست یکی از سوالاتی که زنان ایران توقع دارند کاندیداهای انتخابات مختلف پاسخ آن را بدهند و متاسفانه مشاهده می کنیم برخی از پاسخ داد به آن طفره می روند دیدگاه آنها نسبت به برابری حقوق زنان و مردان در جامعه است.

متاسفانه بسیاری کاندیداها هم تلاش می کنند یا با دو دوزه بازی حرف های کلی در مورد بحث برابری حقوق زن و مرد در جامعه صحبت کنند و برخی حتی تلاش می کنند برای جوانان را نیز گول بزنند به صورت کلی در مورد حقوق اجتماعی مردم صحبت کنند و ادعا کنند که پس از ورود به مجلس یا رسیدن به کرسی ریاست جمهوری و یا ... این مساوات را راه خواهند انداخت.

آنچه بدیهی است پس از مشکلات اقتصادی مشکلات اجتماعی دومین هم و غم مردم در همه انتخابات در ایران می باشد و مشکلات و اختلافات سیاسی معمولا در مراحل سوم یا چهارم یا حتی پنجم قرار دارد، اما برخی سیاست مداران به خوبی می دانند که چگونه از این نقطه ضعف و نیاز جامعه سوء استفاده کنند.

متاسفانه مردم ما هم آنقدر در فشار روحی قرار دارند که دوست دارند حرف های خوش بشنوند، حتی اگر خودشان هم بدانند که طرف مقابل به آنها دروغ می گوید و اصلا امکان پذیر نیست که این وعده ها را بتواند محقق کند.

اینکه مثلا کاندیدایی بیاید و بگوید مثلا اگر به فلان جایگاه برسم کاری می کنم که همه تحریم ها از بالاسر ملت ایران رفع شود یک شعار بیش نیست و مخاطب باید عاقل باشد که بفهمد این کاندیدا چه می گوید.

گویند رعیتی عاشق دختر شاه شده بود و برای خواستگاری به کاخ شاه رفت.

وقتی برگشت همه از او سوال کردند چه شد؟

گفت پنجاه درصد حل شده.

روستائیان بی سواد همه شروع به تعریف و تمجید از او کردند که چه قدر شجاعت و شهامت دارد که پنجاه درصد راه را رفته و شاید هم بتواند داماد شاه شود.

یکی از حکما از این رعیت سوال کرد که خوب تعریف کن چه شد که پنجاه درصد حل شده.

رعیت پاسخ داد من و خانواده ام که قبول داریم میشود پنجاه درصد؛ مانده دختر شاه وخانواده اش که می شوند پنجاه درصد دیگر.

شاید کاندیدایی بخواهد خیلی کارها انجام دهد اما اگر صداقت دارد باید مسایلی را مطرح کند که با قوانین و شرایط مملکت همخوانی داشته باشد و بتواند آنها را محقق کند، وگر نه شعار دروغ دادن هنر نیست.

طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مثلا همه قوانین که توسط مجلس تصویب می شود باید به تایید شورای نگهبان برسد که آیا منطبق بر شرع است یا نه.

پس فقط نمایندگان می توانند در حدی قوانینی تصویب کنند که از حد شرع فراتر نرود.

پس چه در مورد مسایل اجتماعی چه در مورد مسایل متعلق به مساوات حقوق زن و مرد نمایندگان به هیچ وجه نمی توانند قوانینی خارج از چهارچوب قوانین شرعی تصویب کنند.

اما سوالی که مطرح می باشد این است که پس آیا همین است؟

خیر.

به هر حال اگر نمایندگان قانون دان باشند و بدانند چگونه قوانین را تدوین کنند که با مسایل شرعی هم منافات نداشته باشد آنوقت می توان هم قوانینی تدوین کرد که مساوات برقرار گردد و حقوق مدنی افراد حفظ شود و همچنین قوانین با مسایل شرعی تداخل نداشته باشد.

شاید مقداری پیچیده باشد اما نکته اصلی و یا هنر نمایندگان مردم در مجلس در همین نکته نهفته است.

توجه داشته باشید عمدا از عبارت "قانون دان" و نه "حقوق دان" استفاده کرده ام.

طی سالهای متمادی مشاهده کرده ایم که بسیاری از نمایندگان که به مجلس راه پیدا می کنند به جای اینکه به دنبال پیدا کردن راه حل برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم باشند به دنبال بازی های سیاسی و جناحی خود هستند.

اگر قوانین درست تدوین نشده باشد قطعا نه کاری از دست قوه مجریه بر می آید و نه از دست قوه قضائیه چون همه چیز مرتبط با قوانین است.

به عنوان مثال بگویم.

مدتها بحث اعطای شهروندی از طریق مادران به فرزندان مطرح بود اما به دلایل سیاسی این مساله دائما به تعویق می افتاد.

یا اینکه مثلا بحث تعدد زوجات که طبق شرع برای مردان مجاز است مطرح بود، قطعا نمایندگان مجلس نمی توانند قانونی تصویب کنند که این مساله را منع کند اما می توانند قوانینی تصویب کنند که بر اساس آن ازدواج مجدد مردان بسیار سخت تر شود و همچنین مردان ملزم شوند که باز هم طبق شرع حق و حقوق زن قبلی خود را به گونه ای مراعات کنند، که شاید به فکر ازدواج مجدد نیافتند.

یا مساله ضرب و شتم زنان توسط همسرانشان.

یا حضانت اولاد، به عنوان مثال در بسیاری از موارد پدر و مادر از هم جدا می شوند در حالی که از همه لحاظ مادر شرایط حضانت را دارد اما پدر شرایط را ندارد، مثلا بیکار معتاد است، آیا در این شرایط نباید قوانینی باشد که حقوق آن کودک را بر اساس شرایط اجتماعی اش تعیین کند؟

یا مساله دیه زن و مرد.

یا مسایل ارث و میراث وحق وحقوق در حین ازدواج و پس از ازدواج.

به عنوان مثال ممکن است مردی در ابتدای زندگی خود هیچ مال واموالی نداشته باشد و بعد از ازدواج با کمک همسر اش به مال و اموال و ثروت رسیده باشد و همسر اش هم از روی اطمینان اصراری نداشته که مال و اموال را به نام اش کند، حال تصمیم گرفته از او طلاق بگیرد، آیا همان مهریه و حقوق شرعی را باید به او پرداخت کند؟

شاید هم برعکس، مردی زحمت زیادی کشیده باشد و بسیاری از اموال خود را به نام زن خود کرده و یا به مساوات با همسر اش تقسیم کرده، آیا این زن می تواند در نهایت بیاید و با درخواست مهریه و تحت فشار دادن همسر خود وی را مجاب به طلاق دادن او کند و اموال را بردارد و برود؟

آیا در این شرایط هم مرد اگر توانایی پرداخت مهریه را نداشته باشد باید زندان برود؟

آیا نباید قوانینی باشد که در چنین شرایطی همه اموال طرفین به مساوات تقسیم شود؟

طبق قانون خیر، اما آیا طبق منطق انسانی و اجتماعی این صحیح است؟

به هر حال از ابتدای زندگی به این دو نفر می گویند شریک زندگی پس شریک در چه هستند؟

صدها مورد وجود دارد که اگر بخواهیم در مورد آن بحث کنیم بحث بسیار طولانی می شود، اما مشاهده می کنیم در برخی موارد حتی نمایندگان زن مجلس در صف مخالفین تصویب قوانین حمایت از حقوق زنان قرار می گیرند، چون خواسته های جناحی و سیاسی آنها بر نیازهای اجتماعی هم نوعانشان در جامعه طغیان کرده.

برخی سوال می کنند که آیا با افزایش سهمیه حضور زنان در مجلس ممکن است زنان بتوانند مسایل خود را بیشتر مطرح کنند؟

تصور بر این است که هرگونه سهمیه بندی ای در هر زمینه ای باید کلا لغو شود چون سهمیه بندی ها به نوعی به بخشی از جامعه امتیاز می دهند و بخش دیگری را از این امتیاز ها محدود می کنند، از جمله اینکه مثلا بخواهیم سهمیه ای برای زنان در مجلس اختصاص دهیم.

این ماجرا نه فقط به نفع زنان نیست بلکه شاید هم به ضرر آنها باشد چون به جای اینکه فضا را برای آنها باز کند فضا را محدود به تعداد نمایندگانی می کند که می توانند حضور یابند.

باید خود زنان به سطحی از رشد فرهنگ سیاسی برسند که خودشان به دنبال آن باشند مانند بسیاری از کشورهای دیگر در مبارزات انتخاباتی قویتر حضور یابند و بتوانند کرسی های بیشتری را در مجلس به دست آورند.

مهم هم نیست که کرسی ها توسط زنان و یا مردان به دست آمده باشد، مهم این است که کدام نمایندگان به دنبال احقاق حقوق آنها خواهند رفت.

به عنوان مثال بگویم زنی که وارد مجلس می شود و به جای اینکه به دنبال احقاق حقوق زنان باشد به دنبال زد و بند بازی سیاسی است و حتی در مقابل قوانینی که می تواند برخی مشکلات زنان را حل کند بایستد بودن اش چه نفعی برای زنان خواهد داشت؟

پس بهتر است که همه آحاد جامعه چه زنان و چه حتی مردان یا جوانان و یا سالمندان به دنبال افرادی باشند که به صراحت برنامه هایی برای حل مشکلات آنها را دارند نه افرادی که با شعارهای کلی می خواهند رای آنها را به دست آورند و یا افرادی که قبلا امتحان خود را پس داده اند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک