04:02 01 دسامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
2149

گوهر، زن ارمنی در تهران از ترور استالین، روزولت و چرچیل جلوگیری کرد. وی تمام زندگی خود را وقف شوروی کرد.

اسپوتنیک به نقل از رسانه "لنتا رو" روسیه: در آخر ماه نوامبر در سن 93 سالگی، خانم گوهر وارطانیان، مامور اطلاعاتی شوروی درگذشت. او به همراه همسرش گئورگ وارطانیان، چند دهه در مناطق مختلف جهان کار کرد و مهمترین اطلاعات را برای کا گ، ب - سرویس ویژه  شوروی کسب و تهیه نمود. همسران وارطانیان، در یک زمان فقط با نام مستعار آنیتا و هانری شناخته می شدند، عملیات های بسیاری را انجام دادند و برخی از آنها هنوز هم تحت عنوان "بسیار محمانه" پنهان هستند. 

اما یکی از آنها در حال حاضر تاریخ شده است، و نام آنها را جاودانه می کند. در سال 1943 ، در تهران ، آنیتا و هانری برای عقیم گذاشتن ترور رهبران متفقین- کشورهای ائتلاف ضد هیتلر - استالین ، روزولت و چرچیل توسط سرویس ویژه آلمان فاشیست کمک کردند.

تشکر از سرویس ویژه انگلیس

گوهر وارطانیان (قبل از ازدواج پهلوانیان) در 25 ژانویه سال 1926 در شهر لنینکان ارمنستان (در حال حاضر در گومری) به دنیا آمد. در سال 1932 ، خانواده وی به ایران نقل مکان کرد و در تهران مستقر شد و پدر گوهر به کارش رفت. زندگی دختر هنگامی تغییر کرد که او به عنوان یک نوجوان با شوهر آینده خود گئورگ وارطانیان ملاقات کرد. وی همچنین از خانواده ای مهاجران ارمنی بود: در دهه 30 آنها ابتدا از راستوف کنار دن به تبریز نقل مکان کردند و سپس به تهران منتقل شدند.

پدر گئورگ، آندره وارطانیان، که مدیر کارخانه روغنسازی در ارمنستان بود، یک کارخانه قنادی در ایران را باز کرد. با این حال، کار اصلی زندگی وی جمع آوری اطلاعات به نفع اتحاد شوروی بود. چند دفعه  او به ظن جاسوسی بازداشت شد، اما هر بار به دلیل عدم وجود مدرک کافی آزاد می شد. زمانی رسید که گئورگ از پدرش دانست که او یک مامور اطلاعاتی است. پدر گاهی پسر خود را به کار جذب می کرد و به او تکالیف ساده ای می سپرد.

در سال 1940، گئورگ 16 ساله با ایوان آقایانتس سرمامور اطلاعاتی سرویس ویژه شوروی در خاورمیانه ملاقات کرد. وی از توانایی های این جوان قدردانی کرد و به او دستور داد که یک گروه شناسایی را تشکیل دهد. این گروه نام غیر رسمی "سواره نظام سبک" را بدست آورد که اغلب ماموران جوان  با دوچرخه در تهران رفت و آمد می کردند. یک وسیله نقلیه جدی تر - موتور سیکلت Zundapp - تنها در سال 1942 به آنها تسلیم شد. در همان سال، گئورگ وارطانیان، که در آن زمان با نام مستعار "امیر" عمل می کرد، وظیفه ای بسیار پرمسئولیتی را دریافت کرد.

همانطور که اطلاعات شوروی فهمید، سرویس های ویژه انگلیس مدرسه ای را در تهران ایجاد کردند که در آنجا آنها جاسوسان و خرابکاران را برای انتقال بعدی به خاک اتحاد شوروی آموزش می دادند. به گئورگ دستور داده شد كه او به آن مدرسه تحت پوشش يک محصل نفوذ كند. این تکلیف با درخشش انجام شد - نو جوان مصاحبه مقدماتی را با موفقیت پشت سر گذاشت و به تحصیل پرداخت. به برکت این مانور، هر دانش آموز مدرسه تحت نظارت سرویس های ویژه شوروی قرار داشت: آنها ظاهر جاسوسان دشمن را می شناختند، به همین دلیل به محض عبور یکی از آنها از مرز اتحاد شوروی ، آنها را دستگیر و به طرف خود جلب می کردند. انگلیسی ها خیلی زود متوجه شدند که نقشه های آنها افشا شده است و مدرسه را تعطیل کردند. وارطانیان به خاطر معلومات و آموزشی که سرویس ویژه انگلیس به وی داد، با گذشت زمان از آن تشکر کرد.

عشق هنگام جنگ

گئورگ اغلب به ديدن دوستش اوگانس پهلوانیان می رفت و از انارهای رسيده در حياط او ميل می نمود. در آنجا او با خواهر اوگانس - گوهر 13 ساله آشنا شد. بعداً، گئورگ در حالی که فرمانده "سواره نظام سبک" بود، از دختر دعوت كرد تا به این گروه بپیوندد. گوهر با خوشحالی موافقت کرد. این دختر در ماه های اول لیاقت خود را نشان داد: او موفق شد دو خلبان فراری شوروی را ردیابی کند که با هواپیماهای خود از باکو به سمت تهران پرواز کردند، تا بعداً به نازی ها بپیوندد. به برکت کار گوهر، یک خانه تیمی فراریان کشف شد.

چند سال بعد، بین گئورگ 18 ساله و گوهر 16 ساله همدلی بوجود آمد: این دختر از این واقعیت تحت تأثیر قرار گرفت كه همه رفقایش با او با احترام بسیار زیاد   رفتار می كردند، بعلاوه او از توجه زنان نیز محروم نبود. با این حال، گئورگ گوهر را انتخاب کرد - تنها دختر گروه شناسایی خود. آنها داستان عشقی را شروع کردند. 

ماموران مخفی جوان عضو "سواره نظام سبک" کار دشوار خود را ادامه دادند: آنها خرابکاران و جاسوسان دشمن را در تهران لو دادند و در بین 20000 مهاجر آلمانی که در پایتخت ایران زندگی کردند، هواداران هیتلر به اندازه کافی وجود داشتند. در نتیجه کار اعضای این گروه، تنها در سالهای 1940-1941،  400 مأمور آلمانی خنثی شدند.

مشهورترین وظیفه ای که به عهده گوهر و گئورگ گذاشته شده بود، تأمین امنیت   گردهم آیی رهبران کشورهای متفق بود. جوزف استالین فرمانده عالی اتحاد  شوروی، فرانكلین دلانو روزولت رئیس جمهور آمریكا، و وینستون چرچیل نخست وزیر انگلیس توافق كردند كه در آخر نوامبر 1943 در تهران ملاقات كنند و درباره زمان افتتاح جبهه دوم در جنگ جهانی دوم صحبت كنند.

عملیات "پرش بلند"

عملیات مخفی "پرش بلند" برای نوامبر 1943 برنامه ریزی شده بود. آدولف هیتلر با آگاهی از همایش سران متفقین در تهران تصمیم گرفت با یک ضربه از شر مخالفان اصلی خود خلاص شود: چرچیل را در محل بکشد ، روزولت را بگیرد و در ملاء عام اعدام کند و استالین را اسیر کند و او را به آلمان منتقل نماید. یگان ویژه رزمی از وافن اس اس تحت فرمان اتو اسکورسینی برای انجام مرحله اصلی عملیات "پرش بلند" برگزیده شد. نازی ها قصد داشتند رهبران  متفقین را درست در تاریخ 30 نوامبر - در روز تولد وینستون چرچیل - در سفارت انگلیس اسیر کنند. آنها می خواستند از طریق سامانه آبرسانی قناط به ساختمان سفارت انگلیس در تهران نفوذ کنند.

به محض این که اطلاعات مربوطه به دست اتحاد شوروی و انگلیس رسید همه خرابکاران موجود در یک ویلا در تهران بازداشت شدند. پس از آن، آلمانی ها از انجام این عملیات صرف نظر کردند.

64 سال بعد ، نوه وینستون چرچیل با گئورگ وارطانیان ملاقات کرد. در سال 2007 ، وی به طور ویژه به مسکو آمد تا شخصاً از این پیشکسوت کا گ ب بخاطر نجات جان پدربزرگش تشکر کند.

"انتخاب من فقط به من بستگی داشت"

گوهر و گئورگ وارطانیان پس از جنگ در 30 ژوئن 1946 ازدواج کردند. این زن و شوهر با آرامش و دوستانه زندگی کردند و با احترام زیادی با یکدیگر رفتار  کردند. گوهر گفت: "انتخاب من فقط به من بستگی داشت. هیچ کس نامزدی شوهرم را به من تحمیل نکرد. من با عشق بسیار ازدواج کردم."  این زوج فرزندی نداشت: آنها، که زندگی خود را کاملاً وقف سرویس اطلاعات کردند، به سادگی نتوانستند از پس آن برآیند.

گوهر و گئورگ تا 1951 در ایران بودند و سپس به شوروی آمده و در ایروان در سال  1956 با موفقیت از مؤسسه زبانهای خارجی فارغ التحصیل شدند. اکنون علاوه بر فارسی، که همسران به آن مسلط بودند، به انگلیسی، اسپانیایی و سایر زبانهای اروپایی مسلط بودند. در عین حال ، تنها در دو ماه ، گوهر وارطانیان مهارت های اپراتور رادیو را به خوبی یاد گرفت.

پس از سفر به اتحاد  شوروی، گوهر و گئورگ وارطانیان دوباره به خارج از کشور رفتند و حدود 30 سال به عنوان مأمور مخفی اطلاعات در آنجا کار کردند. گوهر وارطانیان به سؤالاتی درباره اینکه از کدام کشورها بازدید کرده است، در صحبت ها با سیاستمداران برجسته روسی نیز به طرز واضحی پاسخ نداد. این مامور اطلاعاتی افسانه ای گفت: "در بسیاری".  گوهر در گفتگو با خبرنگاران، همیشه سخنان خود را با دقت زیر نظر داشته و اغلب با این سؤال به شوهرش مراجعه می کرد: "گئورگ، آیا می توانیم در این مورد صحبت کنیم؟"

"تو همیشه گوش به زنگ هستی" 

گوهر این را ضمن یادآوری زندگی در خارج گفته، افزود: "شما در حال زندگی معمولی هستید، مثل همه زندگی می کنید. اما شما همیشه در معرض هشدار هستید - اگر چند بار یک نفر را دیدید ، فکر می کنید: "چرا او دوباره به اینجا آمده است؟" اما در واقع شما یک زندگی عادی را می گذرانید، در غیر این صورت  اگر همیشه در فکر این باشید، نمی توانید کار کنید."

با این حال، برای تلاش برای زندگی عادی، زن و شوهر وارطانیان غالبا به مجالس اشرافیان رفته، اما سعی می کردند تا حد امکان در جمع افراد ناآشنا قرار نگیرند: آنها می ترسیدند با کسانی که آنها را با نامهای دیگر می شناختند، وارد صحبت شوند. آنها هرگز کاری نکردند تا ماموریت شان ناکام بماند. گوهر و گئورگ گفتند كه چنین موفقیتی به سادگی توضیح داده شده است: ما هرگز با خیانت روبرو نشدیم.

آنها سرانجام در سال 1986 به اتحاد شوروی بازگشتند. گوهر بازنشسته شد و گئورگ تا سال 1992 در خدمت بود. او زمان زیادی را به آموختن نسل جدیدی از ماموران کا گ ب اختصاص داد و تجربه منحصر به فرد خود را در میان گذاشت و در وقت فراغت  گوهر و گئورگ سفر كردند: آنها از گوشه های مختلف روسیه و فضای پس از شوروی بازدید كردند.

در سال 2012 ، گئورگ وارطانیان درگذشت: به گفته همسرش، او هرگز به بیماری جدی مبتلا نبود، اما سرهنگ 87 ساله نتوانست با سرطان مقابله کند. گوهر تقریباً هشت سال بیشتر از همسرش زندگی کرد.  

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک