22:04 22 ژانویه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1351

یکی از معروف ترین سیاست های ایالات متحده طی دهه های اخیر سیاست معروف به سیاست "چماغ و هویج" بوده که بر اساس آن آمریکا کشورهای دیگر را با تهدید وادار می کرده که هویجی را که برای آنها انداخته بپذیرند.

در واقع این سیاست از تفکر گاوچرانی آمریکایی که بنیان فرهنگی آمریکایی ها را تشکیل می دهد نشآت گرفته.

این روش معمولا برای رام کردن اسب های سرکش استفاده می شده که مربی یک شلاق (نه چماغ) در دست داشته و یک هویج در دست دیگر، اگر اسب رفتار مورد نظر مربی را انجام می داد هویج دریافت می کرد و اگر می خواست سرکشی کند و یا رفتار مورد نظر مربی را انجام ندهد شلاق می خورد.

البته نمی توان انکار کرد که این سیاست آمریکایی جواب نداده و در بسیاری از موارد مشاهده می کنیم که بسیاری از کشورها از ترس چماغ آمریکایی به همان هویجی که جلویشان انداختند راضی شدند.

اما این حال همه نبود و برخی کشورها در برابر چماغ آمریکایی پوست کلفتی نشان دادند و هویج آنها را نپذیرفتند.

حال جدیدا سیاست مدارانی در آمریکا سر کار آمده اند که آنقدر حریص و طمع کار می باشند که حاضر نیستند حتی یک هویج ضرر کنند و باور دارند که نیاز به خرج کردن نیست، دیگر کشورها فقط باید چماغ آمریکایی را بالاسر خود ببینند و یا اطاعت کنند و یا اینکه چوب بخورند.

دلیل اصلی این رویکرد هم آن است که در سال 2011 میلادی برای اولین بار آمریکایی ها موفق شدند بسیاری از کشورهای جهان از جمله پنج کشور عضو دائم شورای امنیت را مطیع خود کنند و از سلاح دلار و بانکداری آمریکا بر علیه ایران استفاده کنند.

بسیاری متوجه ماجرا نشدند اما همین که آمریکایی ها موفق شدند کل سیستم مالی جهانی را مطیع خود کنند دیگر احساس کردند قدرت آن را دارند که سیاست های خود مبنی بر "چماغ بدون هویج " را بر دیگر کشورها تحمیل کنند.

در حالی که در آن زمان توجه همه به ماجرای ایران بود و عموم کشورهای جهان تصور می کردند که این تصمیم بین المللی یک اجماع جهانی برای مطیع کردن کشورهای خارج از چهارچوب کشورهای عضو دائم شورای امنیت است اما بعدها همه متوجه شدند که ماجرا فراتر از آن است و امروزه ایالات متحده همان ابزار یا سیاست را بر علیه دیگر کشورها نیز استفاده می کند.

حتی کشورهای بزرگ عضو دائم شورای امنیت مانند چین و روسیه نیز دیگر از این سیاست آمریکا در امان نیستند.

چین و روسیه که هیچ، حتی کشورهای به اصطلاح متحد آمریکا مانند ترکیه ویا کشورهای اروپایی نیز از شر این سیاست جدید آمریکا در امان نبودند.

دلیل اینکه مربیان گاوچران آمریکایی برای رام کردن اسب ها از شلاق و هویج استفاده می کردند این بود که آنها متوجه بودند اگر خیلی بخواهند از شلاق استفاده کنند اسب ها نه فقط رام نمی شوند بلکه سرکش تر هم می شوند و در نهایت به خود آنها حمله می کنند و تلاش می کنند از خود در مقابل چماغ خوردن دائمی دفاع کنند.

بد نیست سیاست مداران آمریکایی به ریشه این تفکر برگردند و متوجه شوند که ادامه این سیاست آنها می تواند منجر به آن شود که به یکباره دیگر کشورها، از جمله کشورهایی که بعد از جنگ جهانی دوم مطیع آنها شده اند، به سمت سرکشی روی بیاورند و در نهایت با متحد شدن به آمریکا حمله کنند.

بسیاری ممکن است تصور کنند که منظور بنده از حمله به آمریکا حمله نظامی است و مدعی باشند که خوب آمریکا آنقدر قدرت نظامی و تسلیحات کشتار جمعی در اختیار دارد که می تواند جهان را چند بار نابود کند.

خیر، اصلا منظور بنده این نیست، حمله کردن همیشه حمله نظامی نمی باشد.

اگر کشورهای جهان با هم متحد شوند و به آمریکا حمله اقتصادی کنند، یعنی آمریکا و اقتصاد آمریکا را تحریم کنند آن وقت می توان گفت ضربه ای به آمریکا وارد می شود که هیچ سلاح کشتار جمعی ای نمی تواند انجام دهد.

ادامه رفتار سیاست مداران جدید آمریکایی می تواند کشورهای جهان را به این سمت سوق دهد که با هم متحد شوند و آمریکا را تحریم کنند و بازار مشترک اقتصادی بدون کالای آمریکایی و یا حضور شرکت ها و موسسات آمریکایی راه بیاندازند.

آنوقت کل تسلیحات کشتار جمعی ای که در اختیار آمریکا است نمی تواند این کشور را از فروپاشی نجات دهد مخصوصا که باید توجه داشت آمریکا بیش از بیست و پنج هزار ملیارد دلار بدهی دارد و این بدهی میان همه آنهایی که دلار آمریکا در اختیار دارند تقسیم شده.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک