07:39 31 مارس 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
انتخابات مجلس (35)
2154

هفته پیش ثبت نام نامزد ها برای انتخابات مجلس شورای اسلامی به اتمام رسید و پروسه تایید صلاحیت ها انجام شد و تا وقتی که شورای نگهبان رسما اعلام نکند که چه کسانی صلاحیت رقابت انتخاباتی را دارند رسما هیچ ثبت نام کننده ای کاندیدای انتخاباتی به حساب نمی آید.

اما برخی رسانه ها اقدام به انتشار اسامی کاندیداها با عناوین کاندیداهای شاخص مجلس و ... نموده اند که در همه آنها این لیست مشترک می باشد، امری که این سوال را مطرح می کند که آیا قبل از تایید شورای نگهبان این رسانه ها اطلاع دارند که کدام کاندیداها قطعا تایید صلاحیت خواهند شد یا نه؟

این بحث همچنین این شبهه را ایجاد می کند که چرا این رسانه ها به این اسامی بسنده کرده اند در حالی که بسیاری افراد شاخص تر وکارشناس تر از افراد این لیست نیز در جامعه حضور دارند؟

سوال دیگری که مطرح می باشد این است که معیار این رسانه ها چه بوده که این افراد را به عنوان شاخص به مردم معرفی کرده اند؟

والبته ده ها سوال دیگر که این شبهه را ایجاد می کند که مبادا گروه و یا جناحی در حال مهندسی انتخابات آتی مجلس هستند و در صدد هستند از همین ابتدا رای دهندگان را به این سمت و سو سوق دهند که این اسامی لیست اسامی ای است که باید به آنها رای دهند؟

بنده چون چند بار در انتخابات شرکت کرده ام می توانم به صراحت بگویم بحث مهندسی انتخابات مجلس بسیار سخت وبعید است، نمی خواهم بگویم غیر ممکن، اما به هر حال جناح های مختلف ابزارهایی دارند که برای سوق دادن رای دهندگان به سمت و سویی که می خواهند از آنها استفاده می کنند.

روز آخر ثبت نام های انتخابات به فرمانداری تهران رفتم، چون طبق معمول قبلا ثبت نام برای انتخابات مجلس در فرمانداری انجام می شد، اینبار فرمانداری مکان دیگری که نزدیک به ساختمان فرمانداری بود را برای ثبت نام تامین کرده بودند و نقشه ای را کپی کرده بودند تا ثبت نام کنندگان با استفاده از آن بتوانند با قدم زدن به محل ثبت نام بروند.

برای من جالب بود که چندین نفر از افرادی که آمده بودند برای کاندیداتوری مجلس ثبت نام کنند حتی نمی توانستند نقشه را بخوانند و خیابان را بند آورده بودند تا تاکسی بگیرند و راننده تاکسی آنها را به مقصدی که دو خیابان آن طرف تر بود ببرد.

به عنوان یک ایرانی تاسف خوردم که این افراد می خواهند وارد مجلس شوند و برای مملکت قانون تصویب کنند و نقشه بکشند و خودشان حتی بلد نیستند یک نقشه را بخوانند.

به هر صورت به محل ثبت نام کاندیداهای انتخابات تهران رفتم بیش از یک هزار نفر برای ثبت نام آمده بودند.

وقتی که وارد شدم یکی از ورزشکاران به نام (که البته نام اش هم در همان لیست کذایی است) که قبلا عضو شورای شهر هم بود را دیدم که به دنبال یک خانم عکاس می دوید و وسط جمع داد و فریاد راه انداخته بود که چرا از او عکس گرفته، البته قطعا این خانم هم عکاس یکی از رسانه های داخلی معدودی بود که مجاز بودند وارد این محل شوند چون به جز ثبت نام کنندگان برای انتخابات هیچ کس مجاز به ورود به این مکان نبود.

با توجه به شرایط انتخاباتی در ایران احتمال زیادی دارد که این کشتی گیر بتواند در مجلس آینده نماینده مجلس شود اما نشستم فکر کردم که فردی که اینقدر در حین ثبت نام روحیه ورزشکاری ندارد که با یک عکاس و یا خبرنگار چگونه رفتار کند و اینقدر منش ندارد با یک خانم چگونه باید صحبت کند بعد می خواهد برود مجلس؟ خدا رحم کند.

یک خانم و آقا آمده بودند که گویا تازه عروسی کرده بودند و اظهار می داشتند برای گرفتن عکس یادگاری از اینکه در ابتدای زندگی شان کاندیدای مجلس شدند آمده اند.

یکی آمده بود و تعداد زیادی از اهالی روستای خود و یا فامیل ها را با خود آورده بود و از همان ابتدا شوی انتخاباتی راه انداخته بود و متوجه نبود که اینجا تهران است انتخابات آن با روستاها فرق دارد.

برخی آمده بودند و چون خود را جزو رجال می دانستند خواستار آن بودند تا خارج از نوبت ثبت نام کنند و با پارتی بازی حق دیگران را ضایع کنند وحتی بادیگارد هم با خود آورده بودند و علیرغم اینکه حراست تذکر می دادند که فقط افرادی که می خواهند ثبت نام کنند حق ورود به مجموعه را دارند اصرار داشتند تا محافظانشان نیز همراهشان باشند.

جای تاسف داشت که فردی که هنوز وارد مجلس نشده به دنبال استفاده از رانت های موقعیتی بود.

بماند که ده ها نفر آمده بودند ثبت نام کنند و مجلس را با شورای محل اشتباه گرفته بودند و یکی هدف اش از ثبت نام اسفالت کردن خیابان محله شان بود و دیگری به دنبال کار پیدا کردن برای خود یا فرزندانش بود و یکی دیگر به دنبال این بود که به همه ثابت کند مدرک فوق لیسانس دارد، یکی هم آمده بود تا فقط تاییدیه کاندیدا شدن را بگیرد و در رزومه کاری خود قرار دهد، جالب اینکه اظهار می داشت تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده وبی کار است و فکر می کند این کار در رزومه اش بسیار موثر خواهد بود.

چند جوان هم با هم آمده بودند و اظهار می داشتند خودشان می دانند که شورای نگهبان آنها را رد صلاحیت می کند اما می خواهند همین برگه رد صلاحیت را داشته باشند تا بگویند چه قدر "خفن" (به قول خودشان) هستند که شورای نگهبان آنها را رد صلاحیت کرده وشاید هم برای ویزا گرفتن از کشورهای اروپایی یا آمریکا به دردشان بخورد.

به هر حال در هر مرحله از مراحل ثبت نام که اینبار نسبت به دفعات قبل خیلی بیشتر بود و حدود هشت ساعت طول می کشید از زمینه را فراهم می کرد که آدم چیز هایی را ببیند که شاید باور کردنشان بسیار سخت است.

سر ظهر که شد فرمانداری چند بسته شیرینی میان ثبت نام کنندگان توزیع کردند تا به دلیل طولانی شدن زمان ثبت نام و ازدحام ثبت نام کنندگان خسته نشود، یکی از ثبت نام کنندگان اصرار داشت تا نیمی از جعبه شیرینی را بردارد و در کیسه ای که همراه اش بود بریزد و به عنوان تبرک ببرد.

البته آخرش هم نفهمیدم تبرک بابت چه؟

البته اگر بخواهم تعریف کنم که باید چند تا کتاب در مورد همان یک روز بنویسم و یک مقاله کفاف نمی دهد.

ولی خوب به عنوان یک ایرانی آدم فکر می کند، خدایا یعنی آیا اینها قرار است نمایندگان مجلس ما شوند؟

به هر صورت کاملا مشخص بود که بسیاری از این افراد واقعا در حد و جایگاه و شأن و منزلت پارلمان نمی باشند وقطعا باید نهادی باشد که آنها را گزینش کند وگرنه معلوم نیست چه کسانی به مجلس راه پیدا می کنند، اما سوالی که پیش می آید این است که آیا این روش گزینش کاندیداها پاسخگوی نیاز مملکت است یا نه؟

مثلا در انگلیس از هر ثبت نام کننده می خواهند که مبلغ پانصد پوند به حساب دولت واریز کند تا ثبت نام کند و بعد اگر حد اقل تعدادی رای را به دست آورد پول را به او عودت می دهند، شاید بد نباشد در ایران هم مثلا چنین کاری کنند.

به هر حال برای اینکه به بحث اصلی مقاله برگردم می توان گفت اگر جامعه رای دهندگان در ایران را به سه بخش عمده تقسیم کنیم بصورت سنتی 25% اصولگرا 25% اصلاح طلب و حدود 50% خاکستری یا بی طرف می باشند که لحظه آخر تصمیم میگیرند رای بدهند یا ندهند و به کدام کاندیدا یا کاندیداها رای دهند.

با توجه به شرایط مختلف موجود پیش بینی ها مبنی بر آن است که ریزش بسیار شدیدی در میان آرای اصولگرایان و اصلاح طلبان وجود داشته باشد و بسیاری از مردم به خاکستری ها اضافه شدند.

نکته مهمی که اینجا وجود دارد این است که رای دهندگان اصولگرا هر اتفاقی پیش آید خود را ملزم می دانند که رای بدهند چون رای خود را فقط رای دادن به کاندیداها نمی دانند بلکه رای به نظام می دانند و خوب طبیعتا رای آنها فقط به کاندیداهای اصولگرا می باشد.

به این ترتیب کاندیداهای وابسته به جناح اصولگرا اطمینان دارند که یک بسته رای تضمینی رای پشت آنها خواهد بود و هر چه قدر تعداد رای دهندگان کمتر باشد شانس آنها بیشتر است.

از سوی دیگر در میان اصلاح طلبان ریزش رای بسیار شدید است و بسیاری از شخصیت های شاخص اصلاح طلبان اصلا ثبت نام نکرده اند چه رسد به اینکه حتی بخواهیم به عنوان کاندیدا از آنها صحبت کنیم.

می توان مهمترین دلیل این ماجرا را ناکامی اصلاح طلبان در انجام وعده های خود در مجلس دهم و شرایط و اوضاع بد اقتصادی و اجتماعی موجود که مردم یکی از اصلی ترین دلایل اش را اعتماد به اصلاح طلبان می دانند.

به هر حال سخنان آقای خاتمی که از مردم خواسته بود به لیست سی نفره اصلاح طلبان رای دهند هنوز در گوش مردم طنین انداز است و خوب مردم بررسی می کنند و می بینند به افراد معدودی از این لیست طی این چهار سال حتی یک نطق هم از بقیه اعضای این لیست در مجلس نشنیده اند.

با توجه به این شرایط می توان گفت تعداد زیادی از آنهایی که در انتخابات قبلی به اصلاح طلبان رای دادند اینبار احتمالا جزو گروهی خواهند بود که شاید اصلا حاضر نباشند رای دهند.

در مورد بخش خاکستری جامعه هم باید گفت متاسفانه گزینش کاندیداهای مستقل در فرصت کوتاهی که در اختیار کاندیداها جهت معرفی خود هست برایشان بسیار سخت خواهد بود و میان اینکه به سمت و سوی رای دادن به افراد به نام بروند و یا اینکه اصلا رای ندهند معلق هستند.

در این شرایط قطعا فرصت برای آنهایی که در لیست های افراد شاخص رسانه های اصولگرا قرار دارند بسیار زیاد خواهد بود چون خوب رای دهندگان اصولگرا از میان این افراد گزینش خواهند کرد و خوب طبیعتا این افراد سکودار مجلس آتی خواهند بود و خوب با نگاهی به این لیست ها می توان سوابق و عملکرد افراد را بررسی کرد و مشخص می شود که مجلس آتی به چه سمت و سویی خواهد رفت، مگر اینکه طی یک ماه آتی اتفاقاتی پیش آید که مردم را قانع کند به میدان بیایند و به افراد مستقلی رای دهند که خارج این لیست ها هستند و به جای وابستگی سیاسی و جناحی وابستگی شان فقط به مردم است.

به قول معروف همه کاسه کوزه ها را به هم بریزند.

قطعا همه قبول دارند بسیاری از مشکلاتی که امروزه مملکت با آن مواجه است به این دلیل است که بخش بزرگی از نمایندگان مجلس به جای اینکه وکیل الناس باشند وکیل الدوله هستند و به جای اینکه به دنبال احقاق منافع مردم باشند به دنبال احقاق خواسته های دولت ها هستند در حالی که اصلا مجلس برای آن تشکیل شده تا از حقوق مردم صیانت کند.

فرصت برای مردم بسیار اندک است تا بخواهند تصمیم بگیرند: "وکیل الناس را به مجلس بفرستند یا وکیل الدوله ها را" واگر هم به هر دلیلی نخواهند رای دهند و وکیل الدوله ها وارد مجلس شوند آنوقت دیگر نباید خود را مجاز بدانند که بعد ها اعتراض کنند چرا شرایطشان بد تر شده، البته شاید هم بهتر شود، که می داند؟

در پایان باید گفت این مردم هستند که مهندسی انتخابات را انجام می دهند ولی اگر مردم صحنه را خالی کنند نباید تصور کنند که انتخابات انجام نمی شود و مجلس تشکیل نمی شود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

موضوع:
انتخابات مجلس (35)
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک