21:29 22 ژانویه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1242

یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی که در فرهنگ ایرانی ها رخنه کرده بحث مدرک گرایی به جای تخصص گرایی است.

اگر از بنام ترین شخصیت های علمی ایران و شاید جهان مانند ابو علی سینا و یا زکریا رازی و یا خوارزمی و یا ... سوال کنید مدرک تان چیست؟ قطعا (البته اگر زنده بودند) به شما می گفتند اصلا مدرک یعنی چه؟

زمانی که برخی ایرانی ها شروع کردند برای ادامه تحصیل به خارج کشور بروند وقتی بر می گشتند برای اینکه خود را بالاتر از جامعه نشان دهند از عناوین مهندس و دکتر و ... استفاده می کردند تا مثلا برای خود یک جایگاه بالای اجتماعی پیدا کنند.

این در حالی است که شما هر جای جهان بروید مردم برای گفتگو با یکدیگر از این عناوین استفاده نمی کنند مگر اینکه فردی یک پزشک باشد و یا اینکه یک استاد دانشگاه باشد اما در ایران امروزه آنقدر این ماجرا لوث شده که حتی بقالی هم که می خواهد با مشتری خود حرف بزند برای اینکه وی را باد کند و وادارش کند بیشتر خرید کند و یا به مغلطه کاری در حساب کتاب ها توجه نکند از عناوین دکتر و مهندس و یا خانم دکتر یا خانم مهندس و ... استفاده می کند، ومتاسفانه هنوز هم بسیاری از مردم ما خام این عناوین می شوند.

پس از انقلاب اسلامی در ایران یکی از مهم ترین مباحث این بود که آیا ما به تخصص و مهارت بیشتر نیاز داریم یا مدرک تحصیلی.

چون بحث انقلاب مطرح بود و به سختی می شد افراد دارای مدارک عالیه که به قول معروف طاغوتی نباشند هم پیدا کرد به همین دلیل ترجیح بر آن داده شد که بسیاری از جوانان انقلابی وقت به عنوان کارآموز کنار متخصصین قبلی بنشینند و به صورت استاد شاگردی کار را یاد بگیرند و کم کم با تجربه و خطا زمام امور کشور را به دست بگیرند و همین هم شد.

طی چهل سال اخیر هم مملکت توانست ملیون ها کارشناس متخصص در زمینه های مختلف تربیت کند و مجددا این چالش بوجود آمد که مدرک دانشگاهی مهم تر است و یا تجربه و تخصص کاری.

در کشوری مانند آمریکا که امروزه خود را ابرقدرت جهان می داند تخصص و تجربه کاری در اولویت است و مدرک دانشگاهی بعد از آن.

یعنی ممکن است که برای مشاغل افرادی با سطح تحصیلی خاصی را دعوت کنند اما وقتی که می خواهند فردی را استخدام کنند نگاه می کنند طرف چه قدر تخصص و تجربه کاری دارد.

آن فرد اگر بخواهد عضو مجلس شود و یا هر جایگاه دولتی دیگری را به دست آورد باید تجربه کافی را قبل از تصدی امور داشته باشد نه اینکه حالا پس از اینکه به پست رسید بخواهد یاد بگیرد چه کار باید بکند، حالا اگر یاد بگیرد.

حتی برای پست های حاکمیتی هم ماجرا به همین ترتیب است.

شما تا به حال عنوان تحصیلی چند تا از روسای جمهوری ویا وزرا و یا نمایندگان کنگره آمریکا را شنیده اید؟

به دلیل همین مدرک گرایی حتی بسیاری از شخصیت های مملکت ما به سمت خرید مدرک می روند و یا اینکه جو گیر می شوند و فکر می کنند اگر کسی به آنها دکتر یا مهندس بگوید پس آنها دیگر دکتر و یا مهندس شده اند.

خدا رحمت کند آقای کردان را، من چون مدتی وی ریاست سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور را عهده دار بود و من رئیس صنف آموزشگاه های رایانه بودم با او آشنا شدم.

می توانم به جرئت بگویم وی یکی از بهترین مدیران اجرایی کشور بود در حالی که شاید مدرک تحصیلی اش در آن حد نبود.

سوالی که باز هم اینجا پیش می آید این است که پس مثلا برای انتخابات در مجلس شورای اسلامی مردم باید به سمت تحقیق در مورد تحصیلات افراد بروند و یا توانمندی کاری.

می توان گفت با توجه به اینکه طبق قوانین همه کاندیداهای مجلس باید حد اقل مدرک فوق لیسانس داشته باشند پس دیگر بحث مدرک تحصیلی به کنار است.

قطعا آنهایی که برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده اند همه حد اقل توانسته اند به شکلی مدرک فوق لیسانس به دست آورند.

پس مساله ای که اینجا برای ما مطرح می باشد این است که این افراد چه توانمندی ای را دارند و آیا متخصص هستند یا اینکه فقط یک مدرک در دست دارند.

آیا قبلا در زندگی شخصی خود موفق بوده اند یا اینکه قرار است بیایند به قول معروف در مجلس کچلی خود را خالی کنند (ببخشید تعبیر بهتری پیدا نکردم).

ما دیگر در شرایطی نیستیم که مملکت خود را بتوانیم به غیر متخصص و غیر کارشناس بسپاریم و منتظر تجربه و خطا باشیم.

همه آنهایی که کاندیدا هستند سوابقی دارند که می توان با بررسی این سوابق متوجه شد که این افراد آیا فقط یک مدرک تحصیلی یدک می کشند و یا اینکه تجربه عملی برای حل مشکلات مردم دارند.

آیا این کاندیداها واقعا می دانند مردم از چه رنج می کشند و آیا راهکاری برای حل این مشکلات دارند یا فقط شعار می دهند و یا اینکه چون وابسته به یک جریان سیاسی و یا شخصیت هستند خود را محق می دانند که بر کرسی مجلس بنشینند.

به نظر می آید اگر مردم در انتخاب خود حساس باشند می توان توقع داشت که یک مجلس متخصص و کارکشته و عملگرا بتواند کمک کند کشور از شرایط موجود بیرون آید اما اگر باز هم مردم بخواهند به انتخابات بی توجه باشند و بدون تحقیق در مورد کاندیداها رای دهند قطعا شرایط مملکت از این که هست بهتر نخواهد شد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک