03:21 26 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
35736

ولادیمیر ساژین تفسیرگر اسپوتنیک: تابستان و پاییز سال 2019 با همه پیچیدگی و ابهام اوضاع در جهان، منطقه ، پیرامون جمهوری اسلامی ایران و در خود آن ، موفقیت معیین سیاست ایران در خاورمیانه را نشان داد.

این خاورشناس مطرح روس افزود: دستاوردهای سیاست خارجی ایران به تقویت "کمربند شیعه" شامل عراق، سوریه، لبنان که در آن نفوذ تهران بسیار زیاد بود، کمک کرد. ولی حوادث هفته های اخیر نشان می دهد که این کمربند شروع به "پاره شدن" کرده است.

مثلا، بیش از یک ماه است که عراقی ها علیه مقامات تجمع کرده اند و دولت را به فساد متهم می کنند و خواستار استعفای نخست وزیر عادل عبدالمهدی هستند. در همین زمان، در این راهپیمایی شعارهای ضدایرانی شنیده می شود، زیرا معترضین معتقدند دولت از حمایت قابل توجهی از تهران برخوردار است. معترضین با فریادهای "ایران، برو" ، کنسولگری ایران در شهر مقدس کربلا را آتش زدند. در جریان این درگیری ها بیش از 300 نفر کشته شدند. عراقی ها نظامیان طرفدار ایران در عراق و شخصاً سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مقصر این قتل ها می دانند.

حوادث مشابه در لبنان مشاهده می شود. لبنانی ها نه تنها با فساد و استانداردهای پایین زندگی، بلکه با گسترش نفوذ ایران در این کشور نیز مخالف هستند. هدف این خشم- سازمان نظامی- سیاسی حزب الله گوش بفرمان ایران است، که نقش مهمی در لبنان دارد. ناظران می گویند که    تحت تأثیر احساسات ضد ایرانی، حزب الله به تدریج کنترل اوضاع در کشور را از دست می دهد.

در سوریه - این " قوس طلایی شیعه"  - همچنین همه چیز امن نیست.

این تکان ها به طور خطرناکی با اوضاع سیاسی داخلی ایران طنین همگام می شوند، جایی که اخیراً اعتراضات گسترده ای صورت گرفت. آنها از 15 نوامبر 2019 شروع شدند و دلیل آن افزایش قیمت بنزین بود.

نگاهی به تاریخ

در طول 40 سال موجودیت جمهوری اسلامی ایران، اعتراضات اجتماعی بارها و بارها بوقوع پیوسته است.  اما، آنها به طور معمول محلی بوده و ناشی از مشکلات محلی بودند. با این حال، در دهه گذشته، موج های نارضایتی گسترده در مقیاس ملی بیشتر و بیشتر در حال افزایش است.

برای اولین بار، اعتراضات ضد دولتی سراسری در ایران پس از انقلاب در سال 2009 صورت گرفت. در آن زمان خشم عمومی ناشی از مشکلاتی در شمارش آرا در انتخابات ریاست جمهوری بود، جایی که احمدی نژاد به طور غیر منتظره پیروز شد. اینها تظاهرات سیاسی بود به نام انقلاب سبز. نامزدهای ریاست جمهوری مهدی کروبی و میرحسین موسوی به طور رسمی رهبران معترضان شدند.

تجمع ها در چند شهر بزرگ ایران برگزار شد. سپس درخواست ها در مورد تنها هدف - لغو نتایج انتخابات، که احمدی نژاد در آن برنده شد، متمرکز گردید. علاوه بر این، تمام درخواست ها در سیستم جمهوری اسلامی باقی مانده است. یکی از ویژگیهای بارز این اعتراضات این بود که ایرانیان با کمک شبکه های اجتماعی نه تنها اقدامات خود را با یکدیگر هماهنگ می کردند بلکه اطلاعاتی را در مورد آنچه که در ایران اتفاق می افتد به جهان منتقل می نمودند.

دومین موج قدرتمند اعتراضی ایران را در اواخر سال 2017 - اوایل سال 2018 برانگیخت.  در آن زمان دلیل آن افزایش قیمت مواد غذایی بود. در آن تظاهرات افرادی از اقشار مختلف اجتماعی و سیاسی شرکت کردند. 

علیرغم اینکه عامل اقتصادی نقطه آغاز و نیروی محرک اعتراضات بود، همه چیز به سرعت جنبه سیاسی مخالفت با رهبری کشور و دولت اسلامی را به خود گرفت. در خیابان ها شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" ، "مرگ بر روحانی" ، "مرگ بر خامنه ای" بگوش می رسید. اعتراضات  ایرانی ها خودانگیخته بود: هیچ رهبر واحدی و درخواست های مشترک از مقامات وجود نداشت. ویژگی مهم آن وقایع این بود که آن وقت اینترنت مسدود شد. همچنین قابل توجه است که در طول انقلاب سبز حدود 1 میلیون نفر از اینترنت در ایران استفاده  کردند. در سال 2017-18 تعداد کاربران به 48 میلیون نفر افزایش یافت از 82 میلیون نفر جمعیت!

تظاهرات، مانند سال 2009 ، به شدت سرکوب شد. تعداد کشته شدن بیش از 20 نفر بود و چند ده نفر نیز دستگیر شدند. در بین بازداشت شدگان حتی رئیس جمهور سابق ایران محمود احمدی نژاد نیز حضور داشت.

حوادث نوامبر سال 2019

در 15 نوامبر 2019 ، موج سوم اعتراضات در ایران پس از آنکه دولت  حسن روحانی قیمت بنزین را دوبرابر افزایش داد، بلند شد. 

اعتراضات علیه این تصمیم تقریباً کل کشور - بلافاصله تهران و حدود 100 شهر دیگر را - در بر گرفت. بیش از 100 هزار نفر در آنها شرکت کردند.  با این حال، رادیکال بودن اعتراضات از شاخص های قبلی فراتر رفت. در تعدادی از مکان ها، حملات آتش زنی بیش از 100 دفتر بانکی از جمله بانک مرکزی ثبت شد، به طور کلی ، به 900 شعبه بانکی محلی و 3 هزار دستگاه خودپرداز آسیب وارد شده است. حمله به مأموران پلیس، ده‌ها پمپ بنزین، اتومبیل، مغازه و مؤسسات مختلف انجام شد. علاوه بر این، همراه با شعارهای اعتراض اقتصادی ، موضوعات سیاسی به سرعت با درخواست های تعویض حکومت ظاهر شدند. در پیام رسان تلگرام، عکس هایی از آتشزنی پرتره های رهبران ایران و نمادهای انقلاب اسلامی پخش شد. زنان در برابر عموم حجاب های خود را دور انداخته و اعلام کردند که دیگر نمی خواهند "نماد استبداد" را بپوشند.

یکی از درخواست های بارز - متوقف کردن حمایت از جنبش های اسلامی در خارج از کشور است: این همان چیزی است که به آنها کمک داده می شود  و به فقرا کمک رسانی نمی شود، طبق گفته معترضین،   پولهایی که دولت می خواهد با تجدید نظر در قیمت خرده فروشی سوخت صرفه جویی کند به آن جنبش ها واگزار خواهد شد. معترضین چنین شعارهایی سر می دادند: " نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران".  درخواست دیگر- متوقف کردن سیاست خارجی است که به گفته معترضین، بر اثر آن ایران به یک کشور سرکش تبدیل شده است. در این تظاهرات آنها شعار می دادند: " دشمن ما همین‌جاست دروغ میگن آمریکاست!" 

رهبران جمهوری اسلامی ایران مقصر این اعتراضات را ایالات متحده، اسرائیل  و عربستان سعودی و همچنین گروههایی چون سازمان مجاهدین خلق ایران، حزب حیات آزاد کردستان، داعش (ممنوع در روسیه) خواندند و شاید برای اولین بار دودمان شاه مخلوع محمد رضا پهلوی و پیش از هر چیز پسرش - وارث سلطنت، رضا پهلوی نامیدند. 

البته کشورهای مخالف ایران از اقدامات اخلاقی و تبلیغی اعتراض داخلی علیه رژیم موجود حمایت کردند. اما آنها به سادگی نتوانستند چنین اعتراضاتی را در ایران ترتیب دهند. اگر ما در مورد گروه های مخالف صحبت کنیم، با توجه به ضد جاسوسی شدید و رژیم پلیس در کشور، تأثیر آنها بر اوضاع سیاسی داخلی ایران در حال نزدیک شدن به صفر است. از قرار معلوم، دلایل اعتراضات فعلی در ایران داخلی و در درجه اول اجتماعی و اقتصادی است.

اقتصاد ایران در وضعیت بسیار سختی قرار دارد. و دلیل این امر فقط تحریم های آمریکا نیست. به گفته غلامحسین شافعی رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، اقتصاد ایران از دو مشکل اساسی رنج می برد: فساد و رکود ... اقتصاددانان معتقدند که رکود ناشی از یک سیستم مدیریتی ناکارآمد، عدم انضباط مالی و فرسودگی الگوی اقتصادی موجود به طور کلی است. به گفته برخی کارشناسان، در نتیجه، تهدید به شکست کل سیستم سیاسی ایران وجود دارد.

تحریم های تجاوزکارانه اقتصادی ایالات متحده در شرایط آماده شده برای بی ثباتی اقتصادی در ایران اعمال شد و خزانه ایران را از ده ها میلیارد دلار محروم کرد و به رکود اقتصادی این کشور کمک نمود.  

در نتیجه تأثیر بسیاری از عوامل، مطابق داده های صندوق بین المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران امسال 9.5٪ کاهش می یابد و این بدترین شاخص از سال 1984 است. تورم برای سال آینده از 35٪ فراتر خواهد رفت (طبق منابع دیگر تا 52٪). در عین حال، سطح تورم مواد غذایی کمی پایین تر از 60 درصد است و افزایش قیمت تعدادی از محصولات غیرغذایی از 80 درصد فراتر رفته است.

در طول سال، پول ملی ، ریال، 70 درصد از ارزش خود را در مقایسه با دلار از دست داد. تقاضای مردم و تجارت برای ارز شروع به جلب رضایت بازار سیاه کرد و سرانجام نرخ ارز واقعی  از نرخ رسمی فاصله چشمگیر گرفت: 115 هزار ریال در مقابل 42 هزار طبق نرخ رسمی.

به طور کلی، خسارات وارده بر اثر تحریم های جدید اقتصادی علیه  ایران در اواسط سال جاری به طور رسمی 4.9 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور تخمین زده شده است. صندوق بین المللی پول معتقد است کسری بودجه ایران در سال جاری 4.5 درصد و سال آینده 5 درصد خواهد بود. این صندوق گفت، برای توازن  بودجه ، قیمت نفت باید به بشکه ای 195 دلار برسد.

براساس اعلام مرکز آمار ایران - آژانس دولتی تحت کنترل رئیس جمهور این کشور،  نرخ رسمی بیکاری در سال 2018 به 27 درصد در بین جوانان ایرانی و 40 درصد در بین فارغ التحصیلان دانشگاهها رسیده است.

در این شرایط دولت ایران مجبور شد قیمت سوخت را بالا ببرد. صندوق بین المللی پول به تهران توصیه کرده است که یارانه سوخت را کاهش دهد، این یعنی افزایش قیمت سوخت. به گفته دولت ایران، یارانه بنزین   2.5 میلیارد دلار در سال هزینه دارد و انگیزه ای برای قاچاق است.

در واقع، قیمت بنزین در ایران یکی از پایین ترین قیمت ها در جهان (حدود 0.3 دلار) بود. و این امر زمینه را برای قاچاق بنزین در مقیاس بزرگ به افغانستان ایجاد کرد (جایی که بنزین 0.65 دلار قیمت دارد) و تا حد زیادی به ترکیه (جایی که قیمت بنزین 1.2 دلار است).

ناگفته نماند که اعتراضات گسترده در 15 تا 22 نوامبر در نتیجه افزایش قیمت بنزین نبود بلکه بر اثر افزایش مداوم میزان نارضایتی عمومی در بین مردم بود. قیمت بنزین فقط جرقه ای بود که از آن شعله های اعتراض بیرون رفت. اعتراضات ایرانیان بدون رهبران خاص در زمینه مسدود شدن اینترنت و سایر ارتباطات توسط مقامات صورت گرفت. این امر نشان دهنده خودانگیخته بودن درخواست ها و استقلال تظاهر کنندگان از نیروهای خارجی است. معترضین نتوانستند به سقوط دولت اسلامی ایران دست یابند. علیرغم وجود نواقص در الگوی حاکمیت، ساختار خودویژه حکومت اسلامی ساخته شده بدست نخبگان حاکم ایران اجازه نمی دهد که پایه های استوار آن خدشه دار و متزلزل شود.

  حوادث پاییز 2019 تأثیر چشمگیری در نتایج انتخابات پارلمان ایران در سال 2020  و انتخابات ریاست جمهوری در سال 2021 خواهد داشت. بعید است هواداران لیبرال (در مقیاس جمهوری اسلامی ایران) حسن روحانی در راس مقامات قانونگذار و اجرایی ایران قرار بگیرند. در نتیجه، این امر به سخت تر شدن سیاست ایران در همه جهات و بر همین اساس به پیچیدگی بیشتر اوضاع  خارجی و داخلی کشور و تیره شدن مجدد اختلافات داخلی ایران منجر می شود.

  اعتراضات ماه نوامبر 2019 بار دیگر نشان داد كه جمهوری اسلامی ایران كه در شرایط یک بحران سخت قرار دارد، تقریباً در همه زمینه ها به اصلاحات اساسی نیاز دارد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک