12:13 18 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1137

از زمانی که بشر به دنبال ایجاد کشور بود تا به حال بحث های زیادی بر اینکه چه ساختار و چه سیستمی بر کشور حاکم باشد وجود داشت و بسیاری از مشکلاتی که کشورها در تاریخ با آن روبرو بودند و هستند به این دلیل است که مردم نتوانسته اند با سیستم حکومتی خود ارتباط لازم را برقرار کنند.

از سیستم های سوسیالیستی و کمونیستی گرفته تا سیستم های حکومتی لیبرالیستی و کاپیتالیستی و حتی پادشاهی و یا ترکیبی همه و همه زمانی می توانند در کشوری موفق باشند که با فرهنگ فکری و سیاسی مردم آن کشور همخوانی داشته باشند و هم اینکه مردم بتوانند با آنها ارتباط بر قرار کنند.

مثال های زیادی از کشورهایی که ساختار دمکراسی را برای حکومت خود انتخاب کردند وجود دارد که از هم پاشیده اند و بر عکس کشورهایی هم وجود دارند که ساختار دمکراسی را برای خود انتخاب کرده اند و بسیار موفق بوده و مردم از آن راضی بودند.

همان مثال را نیز می توان نسبت به کشورهای سوسیالیستی و یا کمونیتی نیز تعمیم داد.

در حالی که مشاهده می کنیم که همین سیستم در شوروی سابق منجر به فروپاشی آن می گردد می بینیم همین سیستم مثلا در چین منجر به آن می شود که کشور با رشد غیر قابل تصوری مواجه شود.

همانگونه که قبلا مطرح کردم مهم این است که مردم با آن ساختار سیاسی بتوانند رابطه برقرار کنند.

برای قرن ها ایران یک ساختار حاکمیتی پادشاهی داشت و حدود یکصد سال پیش زمانی که برخی جوانان ایرانی به خارج کشور سفر کردند و با ساختارهای سیاسی دیگر کشورها آشنا شدند به فکر آن افتادند که ساختار سیاسی مملکت را باید تغییر دهند و انقلاب مشروطه را راه انداختند و در آن زمان بنا به تصورشان بهترین ساختاری که می شد برای ایران پیاده کرد ساختاری بود مشابه ساختار سیاسی انگلیسی.

البته ماجرای دایی جان ناپلئون را نمی توان نادیده گرفت وقطعا دخالت انگلیسی ها در این ماجرا هم بی تاثیر نبود.

به هر صورت نام اش روی اش است.

ساختار سیاسی انگلیسی.

این ساختار سیاسی برای کشور و مردمان انگلیس ساخته شده بود و نه برای ایران و مردم ایران.

مردم انگلیس سالهای زیادی را طی کردند تا به این ساختار سیاسی رسیدند و نمی شد همان ساختار را گرفت و مستقیم در ایران پیاده کرد اما به هر حال جوانان خارج دیده آنقدر تحت تاثیر فرهنگ سیاسی خارجی بودند که متوجه نبودند مملکت به یک ساختار سیاسی خاص خود نیاز دارد و نمی توان ساختار سیاسی کشور دیگری را برای ایران تجویز کرد.

به هر صورت نمی خواهم بحث صد ساله را باز کنم اما امام خمینی (ره) متوجه این ماجرا شد و به دنبال ساختاری رفت که به نظرش به درد ایران و مردم ایران می خورد و آن ساختار سیاسی را عرضه کرد و مردم ایران با انقلاب خود و رایی که به جمهوری اسلامی دادند آن ساختار سیاسی یعنی حکومت اسلامی را تایید کردند.

نحوه ثبت نام داوطلبان انتخابات مجلس در ایران
© REUTERS / Official website of the President of the Islamic Republic of Iran

نکته ای که در این ماجرا وجود دارد این است که علیرغم اینکه بیش از 98% رای دهندگان به نظام سیاسی حکومت اسلامی رای دادند اما بسیاری از آنها متوجه نبودند که این پایان ماجرا نیست بلکه آغاز ماجرا است.

ایران در حال گذار از یک نظام سیاسی به نظامی دیگر بود اما بسیاری از مردم هنوز تحت تاثیر نظام سیاسی قبلی بودند.

در نظام سیاسی جدید که مبتنی بر مردم سالاری دینی است مردم باید رای دهند و رای مردم بسیار اهمیت دارد در حالی که در ساختار نظام سیاسی قبلی اصلا رای مردم اهمیتی نداشت.

سیاستمداران هم در ایران نتوانستند خود را با نظام سیاسی جدید وفق دهند و به جای اینکه به دنبال راه اندازی احزاب مردمی باشند مشاهده کردیم که هر کسی به قدرت رسید تلاش کرد سیستم سیاسی مورد نظر خود را ایجاد کند.

در نظام سیاسی مبتنی بر مردم سالاری فردی که به قله هرم قدرت می رسد از پای هرم شروع می کند بالا رفتن تا به قله برسد اما در ایران فردی که به هر ترتیبی به قدرت می رسد، مثلا رییس جمهوری می شود، حالا به فکر می افتد که حزب سیاسی خود را ایجاد کند و عملا در فرهنگ های سیاسی به این ساختار می گوییم ساختار هرم وارونه، همین که آن فرد جایگاه قدرت خود را از دست بدهد کل هرم فرو می ریزد.

اما سوالی که اینجا مطرح است این می باشد که آنکه به قدرت رسیده مقصر است و یا اینکه آنهایی که او را به قدرت رسانده اند؟

با توجه به اینکه ما در ایران هیچ سیستم حزبی پایداری نداریم اینکه مردم بخواهند به یک لیست رای دهند بزرگترین اشتباهی است که می تواند اتفاق افتد.

چون معلوم نیست که افراد موجود در آن لیست چه توانمندی هایی دارند و در نهایت به دنبال چه اهدافی می باشند.

کما اینکه تجربه نشان داده که مردم چشم بسته به دلیل اعتماد به یک سیاستمدار مثلا به یک لیست کامل رای داده اند به امید اینکه اگر کل لیست وارد مجلس شود قدرت داشته باشد کاری انجام دهد، اما حتی یک بار هم که شده یکی از رای دهندگان سوال نکرده خوب اینها قرار است بروند داخل مجلس چه کار کنند؟

لیست که هیچ حتی کاندیداهای عضو لیست هیچ کدام حتی برای احترام به رای دهندگان اقدام به مطرح کردن اهداف ورود خود به مجلس نمی شود.

بعد توقع دارید چه شود؟

اینکه برخی کاندیداها بخواهند در دوران انتخابات وعده های آنچنانی بدهند و پس از ورود به مجلس هیچ کدام آنها محقق نشود خود یکی از مسایلی است که مطرح می باشد.

مردم باید مطالبه گر باشند و از کاندیداها بخواهند تا برنامه های خود را ارائه دهند و متوجه باشند که اگر این برنامه ها را نمی توانند اجرا کنند بعد ها باید پاسخگو باشند، اینکه بروند مجلس بگویند نشد و حالا یک بار دیگر به ما رای دهید که شاید بشود خود به نوعی توهین به شعور مخاطب به حساب می آید، و خوب اگر کسی برود و به آن کاندیدا دوباره رای دهد مقصر دیگر خود اش است.

مثلا مشاهده می کنیم برخی نمایندگان چهار سال در مجلس هستند و طی این چهارسال حتی یکبار هم که شده صدایشان را نشنیده ایم یا اینکه در شرایطی استعفای خود را مطرح کرده اند و حتی خیلی هم شلوغی به راه انداخته اند، بعد دوباره برای انتخابات بعدی ثبت نام می کنند.

به هر حال اگر مشکل مردم حل نمی شود قطعا یکی از دلایل آن این است که آنها در مورد نمایندگان خود تحقیق نمی کنند.

در برخی کشورهای جهان این کار توسط احزاب انجام می شود و آنها هستند که کاندیداها را از فیلتر خود رد می کنند و سپس کاندیداهای خود را در معرض انتخاب مردم قرار می دهند و برنامه ای را ارائه می دهند که اگر آنها وارد مجلس شوند انجام خواهند داد، اگر هم نتوانند آن برنامه ها را پیش ببرند واقعا همه یکجا استفعا می دهند.

در ایران با توجه به اینکه ما احزاب نداریم زحمت بیشتری بر گردن مردم و رای دهندگان است و رای دهندگان باید متوجه شوند که ارزش رای آنها بسیار بالا می باشد و نباید بی گدار به آب دهند و اگر بی توجه به کاندیدایی رای دهند آنوقت هر آنچه پیش می آید گردن آنها نیز هست.

امروزه در بسیاری از کشورها وقتی که می خواهند به فردی رای دهند در اینترنت جستجو می کنند تا با عقاید و نظرهای کاندیداها آشنا شوند و بعد به دنبال آن می روند که ببینند این کاندیدایی که به او رای می دهند چه برنامه هایی دارد و آیا برنامه های او با خواسته های آنها همسو است یا نه، امروزه در ایران ما در شرایطی قرار داریم که مردم ما باید متوجه شوند که باید زحمت انتخاب نمایندگان را بکشند تا مشکلاتشان حل شود، وگرنه اگر باز هم مردم حاضر نباشند زحمت کنکاش در مورد کاندیداها را بکشند قطعا در نهایت هیچ مشکلی از مشکلاتشان حل نمی شود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک