14:06 12 دسامبر 2019
انتشار طرح شفافیت مالی کاندیداهای انتخابات مجلس در ایران

نقطه از همه کوچکتر است اما جمله را تمام می کند

© Sputnik / SHA
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1251

برخی اشخاص وقتی که به پست و مقام و جایگاهی می رسند قول معروف دیگر کسی را بنده نیستند وتصور می کنند چون در جایگاه بالاتری قرار دارند پس آنها می توانند هر آنچه که می خواهند بگویند و هرگونه می خواهند رفتار کنند و مردم را کوچک می پندارند.

مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی زمانی سخنی گفت که شاید جا دارد بد نباشد آن را تکرار کرد:

«به غرب رفتم اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم و به مشرق برگشتم اسلام ندیدم، ولی مسلمان دیدم»

حال روز ما است.

بسیاری مدعی هستند مسلمان می باشند و شاید هم در صف های اول نماز هم آنها را ببینید و حتی برخی هم لباس روحانیت به تن داشته باشند اما چیزی از رفتار اسلامی در آنها نمی بینید.

در عوض می بینید مردانی (وزنانی) هستند که بی ادعا می باشند اما رفتارشان بر مبنای اصول اسلامی می باشد.

آیا اسلام فقط در ظاهر است؟ یا اینکه باطن فرد هم باید بر اساس اصول اسلامی باشد.

اینکه کسی مثلا امروز پست و مقامی داشته باشد و به دلایلی تصور کند خوب چون پست و مقام دارد می تواند مردم را تحقیر کند و یا مردم از او پایین تر هستند، آیا رفتار اسلامی به حساب می آید؟

درست است که برخی با ریاکاری می توانند مردم را مجاب کنند که به آنها رای دهند اما در نهایت این ریاکاری عیان می شود.

آیا امام علی (ع) هم همینطور حکومت می کرد؟

آیا نباید از امام علی (ع) در حکومت داری الگو بگیریم؟

اگر امام علی (ع) را ندیده اید رهبر انقلاب را که دیده اید، موسس انقلاب را هم دیده اید.

آیا آنها نیز مثل شما زندگی می کردند یا می کنند یا رفتار می کنند؟

در برخی کشورها به عنوان مثال ژاپن طبق فرهنگ شان هر چه قدر مقام فردی بالاتر می باشد باید در حین سلام کردن به دیگران متواضع تر باشد و بیشتر خم شود.

اگر مسئولی اشتباه کند یا قصوری از او سر بزند بلا فاصله از مردم عذر خواهی می کند و در قدیم الایام حتی خودکشی می کردند.

در اروپا همین چند ماه پیش که یک خبرنگار به خانم مرکل صدر اعظم آلمان گفته بود که ایشان خیلی بد تیپ هستند و ایشان در پاسخ گفته بود حقوق نمی گیرد تا مانکن باشد بلکه حقوق می گیرد تا به مردم خدمت کند.

چند سال پیش با سفیر سابق نروژ در تهران صحبت می کردیم، تازه به تهران آمده بود، و بحث به ترافیک خیابان ها و رانندگی ایرانی ها کشید ایشان به من گفتند هر روز صبح که می خواهند سر کار بیاید دلهره رد شدن از خیابان را دارند.

من تعجب کردم و از او سوال کردم مگر سفارت شما ماشین و راننده ندارد که پیاده به سفارت می آیید.

وی در پاسخ به من گفت چرا ماشین و راننده هست ولی اینها مربوط به کار اداری هستند قرار نیست که من را ببرند و بیاورند.

وی افزود قبل از تهران در بغداد بوده و آنجا از طرف اداره مرکزی به او ابلاغ شده بود که به هیچ وجه بدون محافظ و ماشین بدون ضد گلوله از سفارت خارج نشود و تنها جایی که وی از ماشین سفارت استفاده می کرد همان جا بود چون موظف بود به بخشنامه عمل کند.

شاید بسیاری مثلا سفیر آلمان در تهران را دیده باشند که سعی می کند مردم داری کند و در موارد زیادی کنار راننده های وانت های دست فروش می نشیند و یک چای با آنها می خورد و احوال آنها را می پرسد و یا اینکه همراه مردم در مراسم عاشورا شرکت می کند و آش نذری هم می زند و یا...

برخی او را متهم می کنند که یک افسر اطلاعاتی است.

من اطلاعاتی در این زمینه ندارم اما نکته قابل توجه برای بنده این است که تا به حال چند نفر از مسئولین مملکتی را دیده اید که برای درک مشکل مردم دست به چنین کاری زده اند و خود مستقیم به میان مردم رفته اند.

هفته پیش با سفیر جدید استرالیا ملاقات معارفه داشتیم وی همچون سفیر سابق استرالیا و سفیر اسبق استرالیا همه خود چایی را دم کردند و پای میز آوردند و خدمتگذاری در کار نبود که برای ما چایی برزید.

البته بدیهی است همه اینها به وقت اش هم خدمتکار و هم راننده دارند اما بدون اینکه کسی بخواهد ناظر آنها باشد خود ناظر بر اعمال خود هستند.

آیا سفرا و مقامات ما هم همینجور هستند؟

کدام رفتار اسلامی است و کدام غیر اسلامی.

همین که پست و مقام و کرسی ای به دست برخی برسد دیگر خود را جدا از مردم می دانند و حتی سلام علیک شان با طمع است.

احتمالا چند صباحی دیگر به دلیل انتخابات مجلس شاهد آن خواهیم بود که برخی کاندیداها خود را قاطی مردم می کنند، اما سوالی که مطرح است این می باشد که آنهایی که طی چهار سال پیش نماینده بودند چه قدر مردم دار بودند؟

پست و مقام و کرسی آن گذرا می باشد و اگر به قبلی وفا کرده بود به فعلی وفا می کرد تنها چیزی که باقی می ماند سیرت افراد و رفتار های آنها است.

اگر روزی مردم به امیدی به شخصی رای داده اند تا وی به آنها خدمت کند نباید ایشان تصور کنند که دیگر کار تمام است و چون به فلان پست و مقام رسیده از همه بزرگتر است ومی تواند همه چیز را نادیده گرفته و مردم را تحقیر و تصغیر و تحمیق کند.

مردم کاملا کلمه به کلمه ای که از زبان مسئولین بیان می شود را متوجه می شوند.

برخی مقامات ما ده ها سال است که یک بار هم که شده به خیابان نرفته اند و اصلا با بقالی سر کوچه شان آشنا نیستند و حتی اگر برای نمایش هم شده به سفر های استانی می روند حاضر نیستند حتی با مردم دست بدهند مبادا دستشان کثیف شود.

شاید برای آنکه در بالای برج شیشه ای نشسته مردم مانند یک نقطه به نظر آید و فکر کند که هر آنچه بخواهد با تمسخر می تواند به آنها بگوید و رنج و عذاب و مشکلات آنها را نادیده بگیرد و خود را محق بداند که پاسخگو نباشد اما نباید فراموش کند که بزرگترین جمله ها با یک نقطه تمام می شود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک