22:03 17 اکتبر 2019
ایران و آمریکا به سمت جنگ می روند یا مذاکره

ایران و آمریکا به سمت جنگ می روند یا مذاکره

© REUTERS / Carlos Barria
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1221

پس از سفر اخیر پرزیدنت روحانی به مقر سازمان ملل و شایعاتی که در رابطه با احتمال دیدار وی با آقای ترامپ مطرح شده بود.

اسپوتنیک - پس از سفر اخیر پرزیدنت روحانی به مقر سازمان ملل و شایعاتی که در رابطه با احتمال دیدار وی با آقای ترامپ مطرح شده بود و نشد، برخی باور دارند که مساله شرایط میان ایران و ایالات متحده را به سمت بن بست کشانده و این شرایط بسیار خطرناک است، به حدی که ممکن است همه به سمت یک جنگ پیش برویم.

حدود پنج ماه پیش یعنی یک سال پس از خروج ایالات متحده از برجام و اعمال شدیدترین تحریم های تاریخ بشریت بر سر ملت ایران بسیاری پیش بینی می کردند که ضربه آخر آمریکا قطعا محاصره نظامی خواهد بود و این محاصره می تواند تیر خلاص بر توانمندی ایران در مقاومت به حساب آید.

با توجه به اینکه نیروهای آمریکایی در همه کشورهای منطقه اطراف ایران مستقر هستند و ایالات متحده بیش از هشتاد و پنج هزار سرباز از شمال تا جنوب و شرق تا غرب ایران در کشورهای منطقه مستقر نموده کافی بود نیروی دریایی آمریکا هم بتواند در دریای عمان و خلیج فارس مستقر شود تا آمریکا ایران را بصورت نظامی محاصره کند.

اما به یکباره همه جریان ها تغییر کرد و نیروهای مسلح ایران توانستند نقشه آمریکایی ها را بگونه ای که اصلا آمریکایی ها تصور نمی کردند بشکنند.

چه ماجراها مرتبط به ایران باشد چه مرتبط به ایران نباشد اما اتفاقاتی که در منطقه خاورمیانه پیش آمد از هدف قرار دادن کشتی ها در مقابل بندر الفجریه امارات گرفته تا بحث حمله به لوله نفت عربستان سعودی و تاسیسات آرامکو همه نشان دادند که بر عکس تصور متحدین آمریکا در منطقه بسیار آسیب پذیر می باشند.

بحث سرنگونی پهباد آمریکایی و توقیف کشتی انگلیسی هم ثابت کرد که ایران هیچ واهمه ای از مقابله با آمریکا ندارد وخود را مدت ها است برای این ماجرا آماده کرده.

نمی توان انکار کرد که دیپلماسی ایرانی هم توانست حد اکثر بهره وری را از این ماجرا انجام دهد و از شرق تا غرب جهان همه کشورها را متقاعد کند که باید وارد این جریان شوند چون این جریان اختلافات میان ایران و آمریکا نیست بلکه کل جهان درگیر این ماجرا می باشد و هر اتفاقی که در منطقه خاورمیانه پیش آید دامن همه را خواهد گرفت.

ایرانی ها نشان دادند که وقتی صحبت از این می کنند که اگر جریان صادرات نفت شان متوقف شود هیچ کشوری از منطقه نفت صادر نخواهد کرد به این معنا نیست که تنگه هرمز را خواهند بست بلکه هیچ تاسیسات نفتی ای در منطقه باقی نخواهد ماند تا نفتی اصلا تولید شود تا صادرات انجام پذیرد.

به این ترتیب همه نقشه های آمریکایی ها نقش بر آب شد و مجبور شدند ناوهای هواپیما بر و کشتی های جنگی خود را قبل از رسیدن به خلیج فارس به سمت و سوی دیگر ببرند.

از همان زمان هم ایرانی ها با فشارهای مختلف تلاش دارند برگه های مهمی را در دست خود جمع کنند.

هر کسی که اندک اطلاعاتی در مورد عالم سیاست داشته باشد بخوبی می داند که جمع کردن اوراق به این معنا است که این کشور به فکر گفتگو و مذاکره است و برگه ها را جمع می کند تا روی میز مذاکره استفاده کند.

همچنین این کشور تلاش می کند برگه های طرف مقابل را قبل از هرگونه مذاکراتی بسوزاند.

ایرانی ها حدود یک سال به آمریکایی ها و اروپایی ها فرصت دادند تا همه برگه های خود را بسوزانند و دیگر برگه ای برای استفاده بر علیه ایران نداشته باشند.

آمریکایی ها در هیچ موردی از فشارهای اقتصادی و سایسی و تبلیغاتی و ورحنی کم نگذاشتند و هرآنچه در توان داشتند استفاده کردند.

اروپایی ها هم علیرغم اینکه مدعی بودند که مخالف تحریم های ثانویه آمریکا هستند اما در همه موارد با آمریکا همکاری کردند.

هم آمریکایی ها و هم اروپایی ها به یکباره به خود آمدند تا متوجه شوند دیگر برگه ای برای استفاده بر علیه ایران ندارند.

امروزه نه فشارهای اقتصادی بر ایران اثر کرده و نه تهدید های نظامی.

حال این ایران است که آرام آرام در حال جمع کردن برگه های خود هست.

قطعا وقتی ایران همه برگه های مورد نیاز خود برای گفتگو را جمع کند و همه برگه های دشمن را سلب کند آنوقت همه به سمت و سوی گفتگو و مذاکرات پیش خواهند رفت.

شاید بد نباشد یادآوری کرد که اولین توافق هسته ای سال 2005 انجام شد و در آن زمان همین تیم مذاکره کننده فعلی و در راس آنها آقای روحانی که امروزه رییس جمهوری ایران شده هدایت این گفتگو ها را در دست داشتند.

همان زمان هم آمریکایی ها بودند که توافق سعد آباد را بر هم زدند و اروپایی ها هم دقیقا قدم در جایی گذاشتند که آمریکایی ها می خواستند.

آنها تصور می کردند که در مرحله بعدی توافق بهتری را از ایران خواهند گرفت.

در توافق اول ایرانی ها با 190 سانترفیوژ و غنی سازی بسیار کم وارد مذاکرات شدند، سال 2015 اروپایی ها و آمریکایی ها در شرایطی با ایران به توافق رسیدند که ایران بیش از 20 هزار سانترفیوژ و بیست تن اورانیوم غنی شده در سطوح مختلف و همچنین کل چرخه هسته ای را در اختیار داشت.

نکته ای که از ذهن همه غربی ها گذشت این بود که در حالی که آنها در حال مذاکره برای محدود ساختن برنامه هسته ای ایران بودند ایرانی ها در حال تقویت بقیه امکانات و توانمندی های خود بودند و چرخه کامل فناوری های مختلف از فناوری موشکی گرفته تا فناوری های مدرن دیگر را توانستند به دست آورند.

امروزه اگر اروپایی ها وآمریکایی ها مجددا بخواهند با ایرانی ها پای میز مذاکره بنشینند قطعا مجبور خواهند بود با ایرانی پای میز مذاکره بنشینند که توانمندی هایی به مراتب بالاتر از سال 2012 (زمان شروع رسمی مذاکرات هسته ای) دارند و مجبور خواهند بود امتیازات بسیار بیشتری به ایران بدهند.

اینکه پرزیدنت روحانی حاضر نشد با پرزیدنت ترامپ ملاقات کند و یا حتد تلفنی گفتگو کند به این دلیل بود و هست که اولا ایرانی ها هیچ اطمینانی به آمریکایی ها ندارند و ثانیا ایرانی ها می دانند هنوز برگه های لازم برای گفتگو ها را جمع نکرده اند وبا تعلیق مرحله ای برجام تلاش دارند هر چه سریعتبر برگه های مورد نیاز خود را جمع کنند.

همچنین ایرانی ها بخوبی می دانند که هرچه قدر دیرتر حاضر شوند چنین گفتگو هایی را انجام دهند قطعا طرف مقابل در فشار بیشتر قرار خواهد داشت.

فعلا که ایرانی ها در فشار هستند و ترامپ هیچ روزنه ای برای دلخوشی آنها باز نکرده پس به چه دلیلی باید تشویق شوند تا با آمریکا پای میز مذاکره بنشینند؟

هر وقت همه شرایط مطلوب ایران فراهم شد قطعا ایرانی ها حاضر خواهند شد باب مذاکره را مجددا باز کنند و قطعا تلاش خواهند داشت امتیازاتی بیش از آنچه قبلا به دست آورده بودند را به دست آورند، و شرایط داخلی ایالات متحده هم به آقای ترامپ اجازه راه انداختن یک جنگ را نمی دهد و ایران هم قطعا به دنبال راه انداختن جنگ نخواهد بود.

البته در پایان باید سخن برخی از دوستان را نیز یادآوری کنم که باور دارند فشارهای داخلی بر ایالات متحده و متحدین اش در منطقه یعنی اسراییل و عربستان سعودی احتمال دارد همه شان را به سمت راه اندازی یک جنگ بکشاند تا توجه ها را به سمت خارج جلب کنند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک