21:24 17 اکتبر 2019
نقطه قوت همپیمانان ایران در منطقه

نقطه قوت همپیمانان ایران در منطقه

© Photo/ Unsplash
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
4442

چند سالی است نزدیک های اربعین امام حسین (ع) که می شود آمریکایی ها و سعودی ها و اسراییلی ها تلاش می کنند اوضاع امنیتی عراق را به هم بریزند تا بلکه این مراسم را به هم بزنند و اقتدار دولت عراق و همپیمانان ایران در این کشور در برگزاری این مراسم را زیر سوال ببرند.

کاملا مشخص بود پس از ضربه های سنگینی که اینها در ماه های اخیر خورده اند تلاش مذبوحانه انجام خواهند داد تا جایی این ضربه ها را تلافی کنند و کجا بهتر از عراق و چه زمانی بهتر از مراسم اربعین.

مراسم اربعین بزرگترین تجمع بشری در تاریخ بشریت به حساب می آید که هر ساله چیزی حدود بیست و پنج ملیون زائر برای سوگواری سالگرد چهلمین روز به شهادت رسیدن امام حسین (ع) ااست که همه به کربلا می روند.

اگر تعداد زایرین کربلا را با مثلا مراسم حج که حدود یک و نیم ملیون نفر در آن شرکت کنند مقایسه کنید می بینید که چیزی حدود بیست برابر جمعیت در مراسم اربعین شرکت می کنند و علیرغم امکانات بسیار کم که اصلا با امکانات موجود در عربستان سعودی قابل مقایسه نیستند این مراسم معمولا بدون هیچ مشکلی برگزار می گردد.

امری که به نوعی نشانه اقتدار یک طرف در مقابل ضعف طرف دیگر به حساب می آید و برخی کشورهای اسلامی را بر آن داشته تا تقاضا کنند عربستان سعودی دیگر متولی حج نباشد و اجرای این مناسک به یک هیاتی از کشورهای اسلامی برگزار گردد.

حال این ماجرا را در کنار اتفاقاتی که اخیرا در منطقه پیش آمد قرار دهید.

علیرغم همه تسلیحاتی که عربستان سعودی از ایالات متحده خریده اما نمی تواند امنیت تاسیسات نفتی خود را تامین کند.

برخی هم باور دارند آمریکایی ها عمدا اجازه نمی دهند سعودی ها امنیت این تاسیسات را بتوانند تامین کنند و عمدا به قول معروف فوت کوزه گری استفاده از سلاح های دفاعی را به سعودی ها آموزش نمی دهند تا آنها در دفاع از کشور خود ناکام بمانند و به این ترتیب آمریکاییها بهانه ای برای انعقاد قرارداد های بلند مدت حمایت از این تاسیسات با عربستان سعودی به امضا برسانند و نیروهای خود را در این کشور مستقر کنند و بالطبع ملیاردها دلار تسلیحات به این کشور بفروشند.

آمریکایی ها همچنین ماجرای نفوذ ایران در منطقه را پیراهن عثمان می کنند تا عرب ها دائم در ترس و واهمه قرار داشته باشند و هر آنچه آمریکا می گوید را انجام دهند.

آنها در برخی شرایط از چیزی به نام هلال شیعی صحبت می کنند که برخی ناظرین از خارج منطقه که هیچ اطلاعی از شرایط خاورمیانه ندارند تصور می کنند ایران آمده و بسیاری را وادار کرده شیعه شوند و یا اینکه قبلا اکثریت در این منطقه از اقوام و مذاهب دیگر بودند و ایران همه را وادار کرده منطقه را به نفع شیعیان خالی کنند.

به صورت تاریخی مناطق واقع در میان ایران و دریای مدیترانه دارای اکثریت شیعه بودند و هستند اما با توجه به اینکه دولت عثمانی طی قرن های متمادی بر این منطقه سیطره داشته حکومت ها توسط اهل تسنن کنترل می شدند.

انگلیس و فرانسه پس از فروپاشی حکومت عثمانی کاملا به این ماجرا واقف بودند و متوجه بودند اگر روند مردم سالاری ویا دمکراسی بخواهد برای تعیین حکومت ها در این منطقه برقرار گردد قطعا شیعیان حکومت را در اختیار خواهند گرفت.

کما اینکه مشاهده می کنیم همین اتفاق امروزه در عراق رخ داده.

حتی در عربستان سعودی که مدعی وهابی گری و رهبری بخشی از اهل تسنن در جهان می باشد بیش از یک سوم جمعیت شیعه می باشند و همه مناطق پر در آمد نفتی عربستان سعودی زمین های شیعیان است.

جالب اینکه تعداد جمعیت اهل تسنن ایران بیش از تعداد اهل تسنن کشورهای عرب حوزه خلیج فارس می باشد.

ایران حدود 90 ملیون نفر جمعیت دارد که حدود ده درصد آنها را اهل تسنن تشکیل می دهند و طبق برآورد و آمار چیزی حدود نه تا ده ملیون ایرانی از اهل تسنن می باشند.

در حالی که کل جمیعت برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس حتی به این تعداد هم نمی رسد.

طبق آمار عربستان سعودی حدود شانزده ملیون نفر جمعیت دارد که بیش از یک سوم آنها شیعه می باشند و اگر تمام باقیمانده جمیعت عربستان را از اهل تسنن به حساب بیاوریم یعنی چیزی حدود نه تا ده ملیون نفر، یعنی در نهایت همان تعداد اهل تسننی که ساکن ایران می باشند.

به هر صورت این بحث را مطرح نکردم تا آمار و ارقام اهل تسنن و یا اهل تشیع را در بیاورم بلکه به این دلیل است که مشخص کنیم چطور است که ایران می تواند در این منطقه پر هیاهو میان همه اقوام و مذاهب نفوذ و ارتباط داشته باشد اما متحد آمریکا یعنی عربستان سعودی حتی میان اهل تسنن چنین نفوذی را ندارد.

در واقع بحث عبارت هلال شیعی ایجاد شده توسط ایران هم به این ترتیب زیر سوال می رود.

عنوان رسمی کشور ایران جمهوری اسلامی ایران است و نه جمهوری شیعه ایران.

این بدین معنا است که موسسین جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا هم به دنبال وحدت مسلمانان بوده و هستند در حالی که وقتی آمریکا و متحدینشان بحث هلال شیعی را مطرح می کنند مشخص است تلاش دارند میان مسلمانان تفرقه بیاندازند.

مضاف بر این مشاهده می کنیم که عربستان سعودی در همه سیاست های خود همه شیعیان را دشمن می داند و در حالی که ایران چنین سیاستی را ندارد و توانسته با همه اقوام و مذاهب منطقه ارتباط برقرار کند و اینجا شاید بد نباشد توجه داشت مثلا شیعیان یمن در دورانی هیچ اتحادی با ایران نداشتند عربستان سعودی فقط به صرف شیعه بودن بر علیه آنها شمشیر کشید و بالطبع آنها نیز به سمت دشمن عربستان سعودی یعنی ایران در منطقه روی آوردند.

همچنین بدیهی بود در صورت سرنگونی صدام حسین و برگزاری هرگونه انتخاباتی در عراق با توجه به وجود اکثریت شیعه در این کشور شیعیان قدرت را در دست خواهند گرفت و با توجه به اینکه از قبل از سرنگونی صدام حسین شیعیان عراق روابط بسیار خوبی با ایران داشتند بدیهی بود که پس از به قدرت رسیدن آنها، ارتباط شان با کشوری که سالها آنها را در آغوش خود گرفته مستحکم بماند.

اما نباید نادیده گرفت که ایران به همان نسبت که با شیعیان عراق در ارتباط است با کردهای عراق و اهل تسنن و حتی ایزدی های عراق نیز ارتباط دارد.

اگر در مورد سوریه بخواهیم صحبت کنیم باید توجه داشته باشیم که حکومت سوریه یک حکومت بعثی لاییک است و شاید منطقی به نظر نیاید که یک حکومت لاییک بخواهد با یک نظام دینی مانند ایران متحد شود اما مشاهده می کنیم که با توجه به منافع مشترک امروزه دولت سوریه یک متحد بسیار قوی برای ایران به حساب می آید.

شاید بد نباشد اشاره کرد که حدود هفتاد درصد جمیعت سوریه از اهل تسنن می باشند و همین تناسب عددی در ارتش سوریه نیز وجود دارد اما امروزه ارتش سوریه، که تکرار می کنم از اکثریت اهل تسنن برخوردار است، متحد ایران به حساب می آید.

اگر به لبنان برویم که ماجرا بسیار پیچیده تر است.

در آنها فقط اهل تسنن حضور ندارند بلکه مسیحیان نیز حضور دارند و هم ریاست جمهوری و هم فرماندهی ارتش لبنان در اختیار مسیحیان است اما مشاهده می کنیم ایران توانسته با آنها نیز ارتباط خوبی برقرار کند.

به فلسطینی ها که برسیم اکثریت مطلقشان از اهل تسنن می باشند ولی امروزه آنها نیز متحد ایران هستند.

پس ایران چیزی به نام هلال شیعی ایجاد نکرده بلکه هلالی از متحدین ایران ایجاد شده که نام خود را جبهه مقاومت گذاشته اند.

یعنی صحیح این است که عبارت هلال جبهه مقاومت برای این مجموعه استفاده گردد وسالهاست آمریکا و عربستان سعودی و اسراییل تلاش دارند این هلال را بشکنند.

در نهایت می توان گفت نقطه قوت همپیمانان ایران در منطقه در این است که اینها با ایران همپیمان هستند و هیچ کدام مزدور ایران نیستند و همه برای منافع ملت های خود می جنگند در حالی که وابستگان به آمریکا و عربستان سعودی و اسراییل در منطقه همه به صورت مزدور فعالیت می کنند و هیچ کدام به دنبال حفظ منافع ملت ها نیستند و به همین دلیل است که امروزه همپیمانان ایران در همه جبهه ها جلو هستند در حالی که همپیمانان آمریکا و عربستان سعودی و اسراییل در حال شکست می باشند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک