00:53 16 دسامبر 2019
لیلی و مجنون قرن 21

لیلی و مجنون قرن 21

© AP Photo / Vahid Salemi
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1276

هرچه فکر کردم بتوانم وصفی برای تاریخ روابط ایران و آمریکا پیدا کنیم هیچ وصفی جز لیلی و مجنون برای این دو نمی توانستم پیدا کنم، لیلی و مجنونی که دهه ها است در قرن 21 همه را درگیر عشق و نفرت خود کرده اند.

طبق آمار و ارقام چیزی حدود هفت تا هشت ملیون ایرانی و ایرانی تبار امروزه در ایالات متحده و کانادا زندگی می کنند، یعنی تقریبا ده درصد جمعیت ایران.

کمتر خانه ای را می توانید در ایران پیدا کنید که حد اقل یکی از اعضای آن خانواده در ایالات متحده نباشد.

پس از ایالات متحده ایران بیشترین تعداد فارغ التحصیلات آمریکایی وغربی  که پست های عالیرتبه مدیریتی را دارند را در خود جای داده.

به هر حال نمی توان توقع داشت که این تعداد مدیران عالیرتبه فارغ التحصیل غرب تحت تاثیر فرهنگ غربی و مخصوصا آمریکایی قرار نگرفته باشند و بالطبع خواهان آن نباشند که روابط ایران با غرب و مخصوصا آمریکا حالت عادی داشته باشد.آمری

البته بدیهی است که همه مردم ایران خواستار آن هستند که کشورشان با همه کشورهای جهان روابط دوستانه و حتی صمیمی داشته باشد و اگر دخالت ها و توطئه های سیاست مداران آمریکایی بر علیه ملت ایران نبود چه بسا حتی امروزه روابط ایران و آمریکا شرایط بسیار خوبی داشت.

آمار و ارقام بسیار زیادی را می توانید پیدا کنید که نشانه هایی از رابطه صمیمی فرهنگی میان دو کشور را نشان می دهد و در مقابل این دو کشور در معیار های سیاست های بین المللی دو دشمن تلقی می گردند.

تقریبا همه روسای جمهوری آمریکا در اظهارات خود تلاش کرده اند وانمود کنند که برای ایرانی ها بهترین ها را می خواهند اما بد ترین تصمیماتی که یک کشور می تواند علیه ملت کشور دیگری را بگیرد بر علیه ایرانی ها گرفته اند.

همین شب گذشته  پرزیدنت دونالد ترامپ اظهار می داشت که خواهان پیشرفت و ترقی و ثروتمند شدن ایران و ایرانی ها است در حالی که به قول خود اش شدیدترین و نامردانه ترین تحریم های تاریخ بشریت را بر علیه ملت ایران وضع کرده و از زمانی که به کاخ سفید رسیده تلاش داشته مردم ایران را به فلاکت بکشاند.

البته صبح همان روز هم پرزیدنت روحانی اظهار داشتند که حاضر هستند برای حفظ منافع ملی ایران با هر کس که نیاز باشد بنشینند و گفتگو کنند که بسیاری این سخنان آقای روحانی را چراغ سبزی برای مذاکره با آمریکا تلقی کردند.

آنان که رییس جمهوری ایران را می شناسند می دانند که ایشان بر عکس آقای ترامپ سیاست مداری کهنه کار و متمرس است و چنین جملاتی را به صورت عفوی یا سهوی بیان نمی کند.

این جملات دقیقا زمانی بیان شد که یک شب قبل تر آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران در شهر بیاریتز فرانسه جایی که گروه موسوم به جی 7 جمع شده بودند در یک سفر غیر منتظره حضور یافت و ظاهرا تضمین هایی دریافت کرد که می تواند برخی خواسته های ایران را تضمین کند.

درست است که ایرانی ها هرگونه گفتگو با آمریکا را منتفی دانسته اند اما در لابلای صحبت های مقامات ارشد ایرانی گه گاهی پیغام هایی منتقل شده که اگر قرار باشد گفتگویی انجام شود اول باید همه تحریم ها وفشار ها برداشته شود.

در واقع این پیغام برای طرف مقابل ارسال شده که ایران آماده است گفتگو کند اما به شرط اینکه این بار نقد بگیرد و نه نسیه.

یعنی اول تحریم ها رفع شود بعد گفتگو.

احتمالا هم مقامات کشورهای جی 7، بر عکس اظهارات رسانه ای، توانسته اند آقای ترامپ را قانع کنند تا امتیازاتی به ایرانی ها بدهد و احتمالا هم وی شرط کرده که پیغامی علنی از طرف رهبری و یا  آقای روحانی دریافت کند تا دست به این اقدامات بزند.

بسیار بعید به نظر می آید  تصور کنیم همین چند روز آتی احتمالا آقای ترامپ و آقای روحانی پای میز مذاکره می نشینند اما خوب بسیاری پس از این سخنان آقای روحانی و سخنان آقای مکرون و ترامپ توقع دارند چنین اتفاقی بزودی پیش آید.

به هر حال نشست در سطح سران قطعا پیش زمینه هایی نیاز دارد که فعلا آماده نیست و باید آماده شود و بعد ممکن است انجام گردد.

اینکه ایران تهدیدات خود مبنی بر کاهش تعهدات هسته ای اش را طی یکی دو هفته آتی انجام دهد یا نه نیز وابسته به این خواهد بود که آیا اروپایی ها قدم هایی مبنی بر انجام خود طبق برجام بر می دارند یا نه.

بدیهی است اگر بنا باشد ایران بخواهد پای میز مذاکره با آمریکا چه مستقیم چه غیر مستقیم (به عنوان گفتگو های کشورهای امضا کننده توافق هسته ای) بنشیند قطعا ایران نیاز خواهد داشت که برگه هایی را برای بازی در اختیار داشته باشد و طی سه ماه اخیر مشاهده کردیم که ایران توانسته بر عکس تصور غربی ها برگه های زیادی را جمع کند در حالی که غربی ها همه برگه هایشان را سوزاندند.

با این شرایط احتمالا به نفع ایران خواهد بد تا گام سوم را قویتر بردارد تا یک برگه دیگر را در اختیار قرار داشته باشد همچنین نیاز خواهد بود که در سطح نظامی چه نیروهای مسلح ایران و چه همپیمانان ایران در منطقه برگه هایی را رو کنند.

نکته دیگری که مطرح می باشد این است که محور گفتگو ها بر چه اساس خواهد بود؟

در حالی که آمریکا تا به حال اصرار داشت که روی بحث های دفاعی و نفوذ ایران در منطقه نیز گفتگو داشته باشد ایران اصرار داشته به تنها محور گفتگو ها می تواند بحث توافق هسته ای باشد.

همانگونه که آمریکایی ها با این توافق مشکل دارند ایرانی ها هم نسبت به بخش هایی از این توافق ایراداتی دارند و شاید بتوان گفت مهم ترین ایراد این توافق این است که مشخص نشده در صورتی که طرف های مقابل ایران به تعهدات خود عمل نکنند چه ابزاری برای فشار بر علیه آنها وجود دارد.

آمریکایی ها همین یک سال پیش 12 شرط برای گفتگو با ایران داشتند که دیگر صحبتی از آنها نیست.

ایرانی ها هم دیگر از شرط بازگشت ایالات متحده به توافق هسته ای صحبت نمی کنند.

روزنامه دولتی ایران چند روز پیش یک تیتر تامل بر انگیز مبنی "حذف گزینه موشکی از بسته پیشنهادی فرانسه" زد.

بحث نفوذ ایران در منطقه به همان نسبت بحث دفاعی خط قرمز ایران به حساب می آید و بعید است ایران حاضر باشد در مورد آن با کسی مذاکره ای داشته باشد اما  اگر به این تیتر توجه داشته باشیم این بدین معنا است که شاید ایران حاضر شده همکاری های خود با دیگر کشورها در منطقه گفتگو داشته باشد.

یعنی مثلا حاضر باشد در زمینه حل مشکل یمن با عربستان سعودی و دیگر کشورها همکاری کند.

نکته ای که بدیهی می باشد این است که رئیس جمهوری ایران در شرایطی مانند رهبر کره شمالی قرار ندارد و حاضر نخواهد بود برای عکس یادگاری گرفتن با ترامپ با او ملاقات کند و این امتیاز را که برای انتخابات آتی بسیار برای ترامپ حیاتی است به او بدهد.

حال ظاهرا باید نشست و دید طی چند هفته آتی و یا حتی چند روز آتی چه اتفاقاتی قرار است بیافتد.

آیا ایالات متحده کل تحریم ها و یا بخشی از تحریم ها را بر می دارد و یا اینکه اتحادیه اروپا در طرح خود موسوم به اینستکس پیش می رود و ایالات متحده در اجرای آن سنگ اندازی نمی کند؟

در واقع باید منتظر ماند و دید چه وعده هایی پشت پرده به ایران داده شده و آیا این وعده ها اجرایی خواهد شد یا مانند تعهدات قبلی آمریکا به قول معروف روی هوا خواهد بود؟

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک