02:12 19 سپتامبر 2019
اهمیت آزادی خان شیخون

اهمیت آزادی خان شیخون

© Sputnik /
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 452

شهر خان شیخون که دروازه ادلب به حساب می آید در یک حمله برق آسا از دست گروه های تروریستی آزاد شد، اما شاید بسیاری متوجه اهمیت این ماجرا نباشند.

نام این شهر زمانی روی زبان ها افتاد که گروه کلاه سفید های حقوق بگیر غرب مدعی شدند ارتش سوریه این شهر را بمباران شیمیایی کرده و علیرغم اینکه مجامع بین المللی این حمله را تایید نکردند ایالات متحده با ده ها موشک کروز پایگاه های ارتش سوریه را مورد حمله قرار داد.

بعد ها معلوم شد که بسیاری از گزارش های این گروه که توسط یک سازمان ثبت شده در کشور هلند و پولهای غربی حمایت می شود ساختگی بوده و اهداف سیاسی داشتند.

گروه عمده فعال در شهر خان شیخون گروه جبهه تحریر شام (النصره سابق) که شاخه القاعده در سوریه می باشد بودند.

گروهی که توسط همه مجامع بین المللی به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده.

حدود یک سال پیش ترکیه در نشست سوچی متعهد شد گروه های موجود در منطقه ادلب از جمله خان شیخون را مجاب کند تا سر میز گفتگو با دولت سوریه بنشینند و جاده بین المللی دمشق حلب برای تردد باز شود اما به یکباره گروههای طرفدار عربستان و امارات طرفداران ترکیه و قطر را از این منطقه بیرون کردند وعلیرغم اینکه همه امکانات لژستیک آنها از طریق ترکیه تامین می شد اما ترکیه مدعی بود که اینها به هیچ وجه زیر بار خواسته ها و تعهدات خود نمی روند.

علیرغم اینکه ایالات متحده و کشورهای غربی مدعی می باشند که با القاعده دشمن هستند اما طرفداران آنها بدون هیچ مشکلی در این منطقه حضور داشتند.

این شهر مرکز حضور گروهی به نام "جیش العزه" وابسته به آمریکا و عربستان مضاف بر عوامل انگلیس و فرانسه بوده وهزینه های مالی بسیاری از فعالیت های گروه های تروریستی در این منطقه توسط همین ها تامین می شد.

طی یکی دو ماه اخیر هم برای اینکه این گروه ها شرایط راه حل سیاسی در سوریه را بر هم بزنند به پایگاه های ارتش روسیه در حمیمیم و طرطوس حمله موشکی کردند و شهر لاذقیه که پایگاه طرفداران پرزیدنت بشار الاسد به حساب می آید را نیز هدف قرار دادند.

مضاف بر این اکثر روستاهای علوی نشین سوریه که در این منطقه پراکنده می باشند نیز توسط گروه های موجود در این منطقه مورد حمله قرار می گرفتند.

 با توجه به شایعاتی که طی چند ماه اخیر مبنی بر احتمال حمله شیمیایی ارتش سوریه و روسیه به این شهر از طرف رسانه های غربی منتشر می شد، مشخص بود که هدف اصلی از کارهای تحریک آمیز گروه های موجود در این شهر این است که ارتش سوریه و روسیه واکنش نشان دهند و بعد کلاه سفید ها با صحنه سازی در این شهر مدعی شوند که حمله شیمیایی شده و بتوانند مجددا زمینه دخالت نظامی آمریکا و غرب را در این منطقه فراهم کنند.

حتی اگر آمریکایی ها دخالت هم نمی کردند باز هم می توانستند فشار سیاسی بر سوریه، روسیه و ایران وارد کنند و روی روند مذاکرات صلح تاثیر بگذارند.

از همان ابتدای شروع مذاکرات صلح آستانه بسیاری در سوریه باور داشتند که برخی از این گروه ها به هیچ وجه تمایل ندارند روند صلح در سوریه به فرجام برسد و باید این گروه ها را با زور از سوریه خارج کرد.

برخی هم واهمه داشتند که تلاش برای ورود به خان شیخون و منطقه ادلب منجر به جنگ های فرسایشی گردد و گروه های موجود در این منطقه وقتی راه فرار نداشته باشند تا سرحد مرگ حاضر به جنگ باشند و بالطبع خونریزی زیادی در این منطقه به وجود آید.

زمانی که القاعده و داعش در منطقه بقاع لبنان حضور داشتند نیز چنین دیدگاهی منجر شد این گروه ها تا چند سال بتوانند در این منطقه حضور داشته باشند و دست به انجام کارهای تروریستی در داخل لبنان بزنند و پایگاه های پشتیبانی برای دیگر گروه های تروریستی در سوریه ایجاد کنند.

طرفداران حضور داعش و القاعده در لبنان  مدعی می بودند که اگر حزب الله به این گروه ها حمله کند یک جنگ خانمانسوز چندین ساله میان اهل تسنن و شیعیان در لبنان  راه خواهد افتاد و شایع می کردند که حمله به داعش و القاعده توسط اهل تسنن به عنوان حمله به اهل تسنن تلقی خواهد شد.

اما همین که تصمیم سیاسی برای اخراج داعش و القاعده از لبنان گرفته شد مشاهده کردیم که حزب الله و ارتش لبنان ظرف یک هفته کل اینها را از لبنان بیرون کردند و اهل تسنن لبنان هم نه فقط از داعش و القاعده طرفداری نکردند بلکه از ارتش لبنان و حزب الله حمایت کردند.

می توان گفت این شرایط در لبنان زمانی اتفاق افتاد که پس از انتخابات مجلس لبنان گروه های حامی مقاومت توانستند اکثریت مجلس را به دست بگیرند و آقای میشال عون که همسو با جبهه مقاومت بود، به سمت ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا در لبنان رسید همچنین نخست وزیر لبنان آقای سعد الحریری که همسو با عربستان سعودی بود در شرایط بغرنج سیاسی قرار داشت.

در خان شیخون هم ثابت شد همین که تصمیم سیاسی گرفته شد اخراج گروه های تروریستی از این منطقه هیچ کاری برای ارتش سوریه و همپیمانان اش نداشت و ظرف کمتر از ده روز همه تروریست های موجود در این منطقه پا به فرار گذاشتند.

اینها اینقدر سریع از منطقه فرار کردند که حامیان آنها حتی فرصت سناریو سازی و فشار سیاسی و یا رسانه ای برای جلوگیری از پیشرفت ارتش سوریه و همپیمانان اش پیدا نکردند.

این پیروزی نشان می دهد که اگر تصمیم سیاسی گرفته شود نیروهای ارتش سوریه و همپیمانان آن توان آن را دارند تا نه فقط تروریست های موجود در خان شیخون و یا حتی منطقه ادلب بلکه حتی نیروهای آمریکایی موجود در دیگر مناطق سوریه را نیز اخراج کنند.

البته با توجه به تحرکات مشکوک آمریکایی ها و اسرائیلی ها در عراق به نظر می رسد که در مورد حضور اینها در این کشور نیز باید تصمیمی گرفته شود و اگر مقامات سیاسی عراق همزمان با مقامات سوریه تصمیم بگیرند آمریکایی ها را از منطقه خارج کنند نیروهای مقاومت در یک چشم بهم زدن منطقه را از حضور آمریکایی ها و اعوان و انصار آنها پاکسازی می کنند.

فقط جسارت گرفتن تصمیم سیاسی نیاز است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک