06:08 15 دسامبر 2019
عقده ای به نام مکرون

عقده ای به نام مکرون

© AFP 2019 / Christophe Archambault
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1543

اخبار ضد و نقیض زیادی از محتوای صحبت های اخیر آقای مکرون رئیس جمهوری فرانسه و آقای روحانی رئیس جمهوری ایران منتشر شده اما ظاهرا ماجرای این گفتگو به مزاق آقای ترامپ خوش نیامده و وی رئیس جمهوری فرانسه را به باد انتقاد گرفته.

بحث های زیادی مطرح است که آیا واقعا اختلاف نظری میان اروپا و ایالات متحده بر سر توافق هسته ای و همکاری با ایران وجود دارد یا اینکه این ماجرا یک جنگ زرگری است که اینها راه انداخته اند.

طی مذاکرات هسته ای به تکرار مشاهده کردیم که ایالات متحده و همپیمانان اروپایی اش برای اینکه بخواهند امتیازاتی را دریافت کنند جنگ های زرگری راه می انداختند وامضای توافق را به تاخیر می انداختند.

پس از خروج ایالات متحده از برجام هم مشاهده کردیم که اروپایی ها علیرغم مخالفت ظاهری با رفتار آمریکا و تحریم های ایالات متحده بر علیه ایران ولی هیچ قدمی بر نداشتند و در اعمال تحریم ها بر علیه ایران با آمریکا همکاری کردند.

حتی در بسیاری از موارد از آمریکایی ها هم جلو زدند.

با توجه به این شرایط بحث اختلاف نظر میان اروپا و ایالات متحده در این زمینه مقداری شک بر انگیز به حساب می آید و بسیاری باور دارند که فرانسوی ها تلاش دارند اینبار برعکس سابق نقش پلیس خوب را بازی کنند  برای اینکه ایران اقدام سوم خود در تعلیق تعهدات برجامی اش را انجام ندهد کاری کنند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که کم و بیش پالس هایی از طرف رئیس جمهور جوان فرانسه مطرح می شود که به مزاق رئیس جمهوری پیر آمریکا خوش نمی آید وپشت پرده برای او سوسه می آید.

به عنوان مثال بحث ایجاد یک ارتش اروپایی که آقای مکرون مطرح کرد و منجر شد که عوامل آمریکا خیابان های پاریس را بر علیه او تحریک کنند.

پس از جنگ جهانی دوم و طرح موسوم به طرح مارشال آمریکایی ها کاری کردند که اروپا دیگر چیزی به نام یک ارتش قدرتمند نداشته باشد و دفاع از اروپا وابسته به ناتو و طبیعتا ایالات متحده باشد.

اینکه در برخی مجلات و نشریات مطرح می کنند که مثلا فلان کشور اروپایی اینقدر یا آنقدر قدرت دارد ودر فلان جایگاه نظامی جهان قرار دارد، فقط برای راضی نگه داشتن فضای عمومی اروپا است و لا غیر.

نقش اروپایی ها بیشتر به جایگاه سیاسی آنها در جامعه جهانی وابسته است تا به جایگاه نظامی آنها.

توافق هسته ای یا همان برجام را می توان بزرگترین دست آورد سیاسی اروپایی ها پس از جنگ جهانی دوم دانست و قطعا این توافق می توانست و یا شاید بتوانیم بگوییم می تواند جایگاه سیاسی از دست رفته اروپا را برگرداند و به جهانیان ثابت کند که می توان با مذاکره و گفتگو کاری کرد که با جنگ امکان ندارد انجام شود.

از طرف دیگر برای آمریکایی ها مخصوصا افرادی مانند پرزیدنت ترامپ که معیار زندگی اش بر اساس پول بنا شده منافع اقتصادی آمریکا از این توافق مطرح است.

اگر به یاد داشته باشید قبل از انتخابات ریاست جمهوری آقای ترامپ به صراحت از آقای اوباما انتقاد کرد که چرا اجازه داده بود ایران توافق خرید 118 هواپیمای ایرباص را به امضا برساند در حالی که شرکت بوئینگ در حال ورشکستی است و در نهایت ایران برای راضی نگه داشتن آمریکایی ها یک قرارداد برای خرید 128 هواپیما از شرکت بوئینگ نیز امضا کرد.

می توان گفت اصل اختلاف آمریکا با دیگر کشورها بر سر برجام این نیست که آمریکا ددلواپس است ایران تسلحات هسته ای تولید کند بلکه این است که آقای ترامپ باور دارد طی چهل سال اخیر دست ایالات متحده از بازار بزرگ ایران قطع شده بود و پس از برجام این اروپایی ها بودند که بزرگترین سهم را از کیک اقتصادی ایران به دست آوردند.

اگر توجه داشته باشید دو نکته از گفتگو های مکرون و روحانی مطرح شد یکی بحث دعوت آقای روحانی به اجلاس جی 7 و دیگری بحث سرمایه گذاری پانزده ملیارد یورویی فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی در اینستکس.

تا به حال هیچ کس بحث پانزده ملیارد دلار را رد نکرده.

امری که نشان می دهد فرانسوی ها به دنبال این هستند که فرانسه و اروپا مجددا به بازار اقتصادی ایران برگردند.

تلاش های آقای مکرون برای خروج فرانسه و اروپا از ذیل سلطه آمریکا منجر شده مکرون به عقده ای برای ترامپ تبدیل شود.

قطعا همین ماجرا هم هست که آمریکایی ها را بسیار عصبانی کرده و منجر شدده که آقای ترامپ اینگونه به رئیس جمهوری فرانسه حمله ور شود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک