17:30 18 اکتبر 2019
چطور روحانی جرئت می کند به غرب بگوید نه؟

چطور روحانی جرئت می کند به غرب بگوید نه؟

© Sputnik / Mikhail Klimentyev
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
613211

یکی از انتقاداتی که بسیاری خارجی ها نسب به ایرانی ها دارند این است که ایرانی ها دائما به تاریخ خود می بالند و عزت و غرور زیاده از حدی دارند.

یکی از شگرد های استعمارگرها مخصوصا انگلیسی ها این بود والبته هنوز هم هست که پس از استعمار کشورها عزت و غرور ملی ملت ها را بشکنند و به آنها بفهمانند که آن تاریخ و تمدنی که به آن می بالیدند دیگر به تاریخ پیوسته و باید واقع بین باشند، جهان تغییر کرده، ابرقدرت های جدید سر کار هستند و امکان مخالفت با آنها وجود ندارد وبرای بقا باید از آنها اطاعت کنند.

آمریکایی ها که در بسیاری از سیاست های خود دست پرورده انگلیسی ها می باشند نیز همین سیاست تحقیر ملت ها را برای حکومت بر آنها پیش گرفتند.

در تشریفات وزارت امور خارجه انگلیس کلمه ای برای رهبران کشورها استعمار شده و دیپلمات هایشان برای سالهای متمادی استفاده می شد به نام "احضار"، یعنی انگلیسی ها سیاستمداران و حتی رهبران کشورهای دیگر (مستعمره های انگلیس)  را برای ملاقات دعوت نمی کردند بلکه احضار می کردند.

امروزه این لغت بیشتر زمانی استفاده می شود که وزارت امور خارجه کشوری بخواهد به کشور دیگری اعتراض کند و سفیر آن کشور را احضار می کند.

با این حال فضای ذهنی استعمارگر و استعمار شده برای بسیاری از کشورهای جهان مخصوصا کشورهای خاورمیانه وجود دارد و رفتار غربی ها هنوز بر همان اساس می باشد.

برای اروپایی ها و یا آمریکایی ها قابل هضم نیست که به رهبری از جهان سوم (البته به قول خودشان) دستور دهند برای دست بوسی به حضور ملکه انگلیس ویا امروزه رئیس جمهوری آمریکا شرفیاب شود و او مخالفت کند.

در ذهن انگلیسی ها به هیچ وجه نمی گنجد که کشوری که روزی با یک تکه کاغذ پاره توسط یک سرجوخه می توانستند شاهنشاه آن را جابجا کنند به یکباره آنقدر جری شود که رو در روی آنها بایستد و کشتی آنها را توقیف کند.

امروزه بسیاری از تحلیلگران باور دارند که دلیل خودداری انگلیس از آزادی کشتی حامل سوخت ایرانی گریس 1 در تنگه جبل الطارق فقط به این دلیل است که انگلیسی ها احساس می کنند غرور وعزتشان خدشه دار شده و اعتبار بین المللی شان از بین رفته و اگر این کشتی را آزاد کنند دیگر هیچ جایگاهی در باشگاه به اصطلاح ابرقدرت های جهان نخواهند داشت.

هنوز متوجه نشده اند که ایرانی ها به آنها فهمانده اند سالهاست این جایگاه را از دست داده اند، البته چون هنوز برخی از رهبران کشورهای همسایه برای دست بوسی ملکه حاضر هستند دست و پا بشکنند.

حال این ماجرا به کنار.

امروزه کار ایرانی ها به جایی رسیده که رئیس جمهوری آمریکا التماس می کند به هر نحوی شده با رئیس جمهوری ایران ملاقات کند اما این رئیس جمهوری ایران است که حاضر نیست این افتخار را به او بدهد.

توجه داشته باشید که این شرایط در حالی است که بسیاری از رهبران کشورهای همسایه ایران التماس می کنند فقط فرصت پیدا کنند دست آقای ترامپ را بفشارند اما آمریکایی ها برای آنها حتی آنقدر ارزش قایل نیستند که تک تک به ملاقاتشان بروند، رئیس جمهوری آمریکا به ریاض می آید وهمه شان را احضار می کند چون وقت وی ارزشمند تر از این است که بخواهد به ملاقات تک تک آنها برود.

در برخی موارد حتی می بینیم که به برخی کشورهای همجوار ایران شبانه و بدون اطلاع رهبران آنها سفر می کند و کار اش را انجام می دهد و پس از ترک کشور آنها از هواپیما برایشان دست تکان می دهد.

سوالی که برای بسیاری پیش می آید این است که این چه قدرتی است که رئیس جمهوری ایران دارد و می تواند به استناد آن به آمریکایی ها نه بگوید و دیگران ندارند؟

بسیار ساده است، اقتدار مردم سالاری پشت او.

رئیس جمهوری ایران بر کشوری حکومت می کند که پس از دو هزار و پانصد سال توانسته با تسخیر قلوب مردم منطقه از شرق تا غرب و شمال تا جنوب خاورمیانه (البته به قول انگلیسی ها) جایگاه خود را تثبیت کند.

رئیس جمهوری ایران از طرف ملتی صحبت می کند که علیرغم همه تحریم های بین المللی توانسته اند آنچه برا دفاع از خود نیاز دارند خود تولید کنند.

رئیس جمهوری ایران یک ملت را پشت سر خود دارد که علیرغم وحشی ترین رفتار دشمنان و تروریسم اقتصادی و هر آنچه از پستی بخواهید نام ببرید یکپارچه با اقتدار ایستاده  و به جهان می گوید ذلت نمی پذیرد.

رئیس جمهوری ایران نیروهای مسلحی را پشت اش دارد که بدون لحظه ای تردید مدرن ترین پهباد آمریکایی را شکار می کنند و به آمریکایی ها می فهمانند خط قرمز آنها کجاست، و جالب تر اینکه برای آمریکایی ها توجه داشته باشید آمریکایی هایی که خود را ابر ابر قدرت جهان می دانند، نامه می فرستند و می گویند دست از پا خطا کنید تک تک سربازان شما در منطقه را نابود می کنیم و رئیس جمهوری ایالات متحده مجبور می شود سیلی را دریافت کند و آن روی صورت اش را نشان دهد.

رئیس جمهوری ایران دلیرمردانی را کنار خود دارد که جلو چشم ناو جنگی انگلیس کشتی انگلیسی را توقیف می کنند و ناو انگلیسی را تهدید به نابودی می کنند.

دیگر آن دوران گذشته که نیروی دریایی امپراتوری انگلیس با پنج کشتی خود بیاید و کل خط ساحلی ایران را اشغال کند و قوت و غذای مردم ایران را برای خود مصادره کند.

رئیس جمهوری ایران سیاستمدارانی را در کنار خود دارد که به پشت جبهه های دشمن حمله می کنند و قلب دشمن را هدف می گیرند.

بله رئیس جمهوری ایران ، ایران و ایرانی ها را کنار خود دارد و به همین دلیل هم جسارت دارد که بایستد و با اقتدار بگوید صلح برای همه جنگ برای همه، اگر نفت ایران صادر نشود نفت هیچ کشوری صادر نمی شود، اگر ایران امنیت نداشته باشد هیچ کس امنیت نخواهد داشت، نیازی به گفتگو هم نداریم و مشارکت در اجلاس جی 7 برای ما آش دهن سوزی نیست که با آن بخواهید ما را با آن  گول بزنید، باید یاد بگیرید مثل آدم رفتار کنید.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک