13:30 17 نوامبر 2019
جنگ آرام نیست

جنگ آرام نیست

© Photo / SIPA/ Morteza Nikoubazl
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 162

جنگ هیچ نقطه ی زیبایی ندارد می توان به جرئت گفت اگر کسی از جنگ زیبایی به تصویر بکشد دروغ است، چرا که نمی توان بغض خفه شده ی کودکی را در گلو دید و زیبایی را هم دید؛ این جملاتی بود که یک عکاس جنگ روایت کرد "آقای مرتضی نیکو بذل"، عکاسی که در جنگ 33 روزه ی لبنان، موصل و فلوجه ی عراق به عکاسی پرداخت.

عکاسان خبری زیادی در سراسر جهان وجود دارند اما عکاسان زیادی نیستند که با در نظر گرفتن خطرات به عکاسی از جنگ بپردازند، آقای نیکو بذل یکی از این عکاسان است که برای ثبت مهمترین لحظات به مهمترین نقاط جنگ رفت، ایشان سابقه همکاری با آژانس عکاسی سیپا پرس و خبرگزاری رویترز را دارد.

خبرنگار اسپوتنیک در تهران به مناسبت 5-مین سالگرد کشته شدن آندره استنین، عکاس خبری خبرگزاری "روسیه امروز" در شرق اوکراین با آقای مرتضی نیکو بذل پیرامون عکاسی در جنگ و سختی های آن صحبت کرد و از وی علت حضور در جنگ و عکاسی در آن را جویا شد:

شاید بتوانم شعار های زیادی را برای حضورم در چندین جنگ و عکاسی از آنها بگویم اما دو دلیل واقعی را می توانم نام ببرم که شاید بتوان گفت دلایل من برای این حضور بوده.

 من در جنگ هایی حاضر بودم که در منطقه ی خاورمیانه و اطراف ایران در حال رخ دادن بود با این هدف که این منطقه ی من است و من به عنوان عکاس باید کسی باشم که حوادث منطقه ام را ثبت می کنم شاید الزام حضور من در خاورمیانه بسیار بیشتر از یک عکاس اروپایی یا آمریکایی باشد و این جنگ ها باید از دریچه ی دوربین من به جهان نشان داده شود، دومین دلیل را هم شاید بیشتر در جنگ های موصل و فلوجه حس کردم، من در آبادان زندگی می کردم و با شروع جنگ ایران و عراق بخش بزرگی از کودکی من در هاله ی جنگ، صدای بمب و خمپاره فرو رفت جنگی که من آنرا نخواسته بودم، در جنگ موصل و فلوجه می توانستم بزرگترین کابوس های کودکی ام و ترسناک ترینشان (عراق و صدام) را در جنگ ببینم و حالا این من بودم که باید لحظه های سخت آنها را به تصویر می کشیدم، به عراق رفتم تا خودم را به چالش بکشم تا بدانم می توانم بدون در نظر گرفتن بغض کودکی ام سختی های جنگ برای مردم عراق را به تصویر بکشم و خوشبختانه موفق شدم چرا که برای مثال در فلوجه ی عراق مردم تا حدی با من مهربان بودند و صمیمانه از من پذیرایی می کردند که تصور آن در شرایط جنگ برایم سخت بود و این باعث می شد تا بیشتر احساس کنم این انسان ها به شنیده شدن نیاز دارند.

  • جنگ آرام نیست
    جنگ آرام نیست
    © Photo / SIPA/ Morteza Nikoubazl
  • جنگ آرام نیست
    جنگ آرام نیست
    © Photo / SIPA/ Morteza Nikoubazl
  • جنگ آرام نیست
    جنگ آرام نیست
    © Photo / SIPA/ Morteza Nikoubazl
  • جنگ آرام نیست
    جنگ آرام نیست
    © Photo / SIPA/ Morteza Nikoubazl
  • جنگ آرام نیست
    جنگ آرام نیست
    © Photo / SIPA/ Morteza Nikoubazl
1 / 5
© Photo / SIPA/ Morteza Nikoubazl
جنگ آرام نیست

وی در ادامه افزود:

شهری را دیدم که در ابتدای ورود ما به آنجا تمام چراغ هایش روشن بود و با گذشت هر روز از جنگ چراغ های خانه ها خاموش می شد پس از حدود یک ماه وقتی قرار بود از آن منطقه خارج شویم به شهر نگاه کردم نه تنها هیچ چراغی روشن نبود بلکه از آن شهر تلی از خاک مانده بود که برایم حکم مرگ تمام اهالی را داشت کسانی که به گرمی پذیرای من بودند، آن روز بود که متوجه شدم به عنوان خبرنگار جنگ چه چیزی را باید به تصویر بکشم، متوجه شدم که باید بخش انسانی جنگ را نشان دهم بخشی که مورد ظلم جنگ واقع می شود، امروز وقتی به تصاویرم نگاه می کنم نمی دانم چند نفر از انسان هایی که دراین عکس ها هستند امروز دیگر زنده نیستند اما می دانم که آنها در تصاویر من همیشه زنده خواهند ماند.

آقای نیکو بذل عکاس خبری جنگ درباره ی مشاهدات خود در جنگ و دیدگاهش نسبت به این جنگ ها اینگونه گفت:

از نظر من یکی از دلایل جنگ را می توان تجارت اسلحه نام برد. در لبنان اسلحه هایی را دیدم که تا کنون مشابه آنها را ندیدم و این اسلحه ها بر روی مردم عادی در حال آزمایش بود.

 راکتی را دیدم که بر روی یک ساختمان 5 یا 6 طبقه فرود آمد آنرا سوراخ کرد و به زیر ساختمان رفت حفره ای را ایجاد کرد و تمام ساختمان را به پایین کشید، در چشم بر هم زدنی ساختمان به یک تپه ی خاکی کوچک تبدیل شد که در زیر آن 6 طبقه انسان و زندگی مدفون بود؛ البته که این جنگ ها تفاوت بسیاری هم با یکدیگر داشتند به طور کلی برخی از آنها بر سر خاک بود و برخی بر سر عقیده برای مثال طالبان برای خاک می جنگید در شهر قانا هم همین طور جنگ بر سر خاک بود اما داعش بر سر عقیده می جنگید چرا که خاک را از آن خود می دانست برای همین معتقدم که شاید گروه هایی مانند طالبان را بتوان با جنگ نابود کرد اما گروه هایی مانند داعش تا تفکرشان از بین نرفته هنوز زنده اند و هر لحظه در شرایط مناسب ممکن است دوباره سر بلند کنند؛ نکته ی جالبی که در این جنگ ها وجود داشت این بود که تا 5 عصر جنگ بود و پس از آن شما در میدان جنگ می توانستید بایستید و کتاب بخوانید، به یاد دارم که ایستاده بودم و همانطور که دوربینم در حال ضبط صدا بود عکس هایم را نیز مرور می کردم، تیری از پایین گوشم گذشت و گردنم را خراش داد تک تیر انداز بود که از فاصله ی کم مرا هدف گرفته بود هنوز هم فکر می کنم که چطور ممکن است آن تیر خطا رفته باشد و همیشه به این نتیجه می رسم که آن روز، روز پایان زندگی ام نبوده و من هنوز باید در این دنیا می ماندم تا روز های بیشتری را به تصویر بکشم.

آقای مرتضی نیکو بذل درباره ی حمایت خبرگزاری های ایرانی اینطور توصیف کرد که:

من از طرف رسانه های خارجی در جنگ حضور داشتم بنابر این درباره ی نحوه ی حمایت خبرگزاری های داخلی نمی توانم توضیحی دهم اما چیزی که واضح است که هیچ هزینه ای نمی تواند خطر مرگ را در جنگ کاهش دهد البته که نظر شخصی من این است که قطعا کشته شدن در جنگ بسیار بهتر از نقص عضو است چرا که من به عنوان یک عکاس ترجیح می دهم مرده باشم تا چشمی برای دیدن و یا دستی برای عکس گرفتن نداشته باشم، البته که من به واسطه ی ایرانی بودنم در جنگ هایی که حضور داشتم بسیار محدود شدم چرا که ایرانی بودم، در جنگ خاورمیانه بودم و برای یک خبرگزاری و یا آژانس عکاسی خارجی عکس می گرفتم و تمامی این موارد مرا به شدت محدود می کرد؛ متاسفانه در ایران توجه خوبی به عکاسان جنگ نمی شود و آموزش های لازم برای این نوع عکاسی در سطح مناسب در دسترس نیست و من برای آموزش دیدن در این زمینه مجبور شدم تا به لندن بروم اما هنوز هم از صمیم قلب می خواهم که از لحاظات جنگی عکاسی کنم و اگر قرار باشد بار دیگر در یک فضای جنگی قرار بگیرم قطعا می خواهم در موصل باشم و نتیجه ی جنایاتی که در آنجا رخ داد را مشاهده کنم و به قلم تصویر بیاورم.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک