14:11 17 نوامبر 2019
تاکتیک سوم که کفر ماله کش های اصغر را در آورد

تاکتیک سوم که کفر ماله کش های اصغر را در آورد

© AFP 2019 / Carlos Barria
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
2567

بر کسی پوشیده نیست که در عالم سیاست استفاده از برخی تعابیر نهایت ناچاری طرف سیاسی را نشان می دهد و اینکه وزارت امور خارجه آمریکا در سایت خود آقای ظریف را ماله کش اعظم نامیده نشان می دهد که چه قدر مسئولین آمریکایی از دست ایرانی ها و آقای ظریف مستأصل شده اند که از چنین تعبیری استفاده می کنند.

به هر صورت شاید بزرگترین افتخار برای آقای ظریف این باشد که بخواهد از نظام جمهوری اسلامی و مواضع رهبری در مجامع بین المللی دفاع کند و هر عنوانی را ماله کش های اصغر بخواهد برای وی انتخاب کنند چیزی را از شأن ایشان کم نمی کند.

وی به وظیفه خود عمل کرده و عمل می نماید و اگر مجموعه موسوم به بی 4 نتوانسته به وظایف خود عمل کند ربطی به ایرانی ها ندارد، از بی عرضه گی آنها است.

البته احتمالا چون اطرافیان آقای ترامپ اینگونه هستند خود ماله کش هستند تعابیری را که لایقشان است را برای دیگران استفاده می کنند.

بر عکس آقای ترامپ که فقط به ماله کش های اصغر اجازه می دهد دور و بر او بچرخند و فقط می خواهد از او تعریف و تمجید کنند آیت الله خامنه ای نیازی به چنین افرادی ندارد و هیچ وقت به دنبال این نیست که افراد چاپلوس و متملق را دور و بر خود جمع کند.

رهبر انقلاب اسلامی آنقدر توانمندی و اقتدار دارد که توانسته طی چهل سال گذشته با هفت رئیس جمهوری آمریکا مچ اندازی کند و همه را شکست دهد که البته ترامپ در بسیاری موارد با دیگران اصلا قابل مقایسه نیست، نه از لحاظ توانمندی بلکه از لحاظ جایگاه واعتبار بین المللی و جهانی وطبیعتا برای رهبر ایران بسیار ساده تر است تا با فردی مانند ترامپ و مجموعه اش بخواهد بازی کند.

دلیل اینکه کلمه بازی کردن را استفاده کرده ام این است که آیت الله خامنه ای رویارویی ایران با ایالات متحده را به نوعی بازی ویا ورزش کشتی تشبیه کرده که در برخی شرایط کشتی گیر حرفه ای باید مصطلحا "نرمش قهرمانانه" از خود نشان دهد تا در نهایت بتواند "زیردوخم" حریف را بگیرد و وی را "خاک کند".

همه پهلوانان این تکنیک ها را بلد هستند اما خوب طبیعتا آماتور های بدون تکنیک نمی دانند چه وقتی باید نرمش قهرمانانه نشان داد و چه وقتی مناسب است زیر دوخم حریف را بگیرند تا بتوانند حریف را خاک کنند.

ورزشکاران حرفه ای می دانند که در بازی های پهلوانی آنکه زور بیشتری دارد معمولا برنده نیست بلکه آنکه تجربه بیشتر دارد و تاکتیک و استراتژی بهتری دارد برنده است.

دولت قبلی ایالات متحده موفق شده بود ایران را در شرایطی قرار دهد که کل جامعه جهانی این کشور را تحریم کنند و به نوعی یک اتحاد بین المللی بر علیه ایران ایجاد شود.

ایران هم همه این سختی ها را به خود خرید چون می دانست اصل ماجرا برنامه هسته ای ایران نیست بلکه شکستن کمر ایران است وخوب وقتی که مطمئن شد که همه فناوری های مورد نیاز چرخه هسته ای را به دست آورده تاکتیک اول خود را شروع کرد و در مذاکرات هسته ای موفق شد کاری کند تحریم های شورای امنیت بر علیه ایران شکسته شود.

در حالی که همه توجه ها به برنامه هسته ای ایران جذب شده بود ایران توانست برنامه دفاعی خود را پیش ببرد و جایگاه خود را در منطقه تقویت کند.

غربی ها هم بخوبی می دانند ایران به دنبال ساخت سلاح هسته ای نبود چون اگر می خواست این کار را انجام دهد طبق نظر کارشناسان قبل از مذاکرات هسته ای یورانیوم و پلوتونیوم و آب سنگین و فناوری مورد نیاز برای ساخت حد اقل 20 بمب هسته ای را در اختیار داشت، ولی ایرانی ها بخوبی درک کرده بودند که وقتی که فناوری را در اختیار داشته باشند یعنی همه چیز تمام شده حال چه یورانیوم را تولید کنند چه تولید نکنند، طرف مقابل دیگر نمی تواند کاری انجام دهد چون فناوری را نمی توان از کشوری گرفت.

به همین دلیل هم مشاهده کردیم در مذاکرات هسته ای بر عکس مذاکرات سال 2004 میلادی طرف مقابل مجبور شد حق ایران در غنی سازی یورانیوم را بپذیرد و در بسیاری از موارد کوتاه بیاید.

اواسط مذاکرات هسته ای غربی ها متوجه شدند که ایران چه تاکتیکی را پیش گرفته و اصل هدف ایران تقویت بنیه دفاعی و روابط خود در منطقه است.

پس از جنگ ایران و عراق ایرانی ها دو استراتژی که به قول معروف دکترین سیاسی شان به حساب می آید را در پیش گرفتند یکی اینکه تسلیحات دفاعی خود را خود تولید کنند و دیگری اینکه کشورهای همجوار یا باید توسط متحدین ویا دوستان اداره شود و دیگر اجازه ندهند صدام حسن دیگری سر کار بیاید تا مرزهای ایران را تهدید کند.

برای اجرای این دو دکترین هم ایرانی ها مجبور بودند مرزهای مجازی خود را به مرزهای دشمنان اصلی خود در منطقه نزدیک کنند تا آنها به مرزهای اصلی ایران نتوانند نزدیک شوند وبه همین دلیل امروزه مرزهای مجازی ایران به سرزمین های اشغالی فلسطین رسیده.

از هر نظامی ای که سوال کنید به شما می گوید که تهدید اصلی برای اسرائیل موشک های بالستیک دور برد ایران نیست بلکه موشک موشک های کوتاه برد و میان که در اختیار متحدین ایران است می باشد چون موشک های بالستیک چیزی حدود نیم ساعت نیاز دارند تا به اسرائیل برسند وشانس نابود کردنشان برای اسرائیل بسیار زیاد است اما موشک های کوتاه برد چیزی حدود بیست یا سی ثانیه نیاز دارد تا به هدف برسد و نابود کردنشان بسیار مشکل می باشد.

امروزه دلیل اصلی ای که مانع حمله به ایران می شود این است که ایرانی ها هم توانمندی دفاعی بسیار قدرتمندی دارند و هم اینکه در کل منطقه می توانند دشمنان خود را به چالش بکشند.

غربی ها خیلی تلاش کردند تا مذاکرات هسته ای را به مذاکراتی شامل که بحث برنامه دفاعی و نفوذ ایران در منطقه را در بر می گیرد تبدیل کنند اما ایرانی ها اجازه ندادند این اتفاق پیش آید.

به هر حال نتیجه مذاکرات هسته ای منجر شد که تحریم های سازمان ملل بر علیه ایران بشکند و آن اجماع جهانی ای که بر علیه ایران ایجاد شده بود از بین برود.

پس از اینکه آقای ترامپ از برجام خارج شد ایرانی ها تاکتیک دوم خود را اجرا کردند و علیرغم اینکه این تاکتیک سختی های بسیار زیادی را در بر داشت ایرانی ها اجازه دادند طرف مقابل تمام برگه های خود را بسوزاند و هر تهدیدی را که می توانستند انجام دهند و وقتی به خود آمدند دیدند که پس از یک سال فشار مستمر که به قول آمریکایی ها فشار و یا تحریم های فلج کننده بود مردم ایران نه فقط آنگونه که آمریکایی ها تصور داشتند واکنش نشان ندادند بلکه با هم بر علیه دشمن متحد شدند.

اروپایی ها که تهدید می کردند اگر ایران از برجام خارج می شود با آمریکا بر علیه ایران همکاری خواهند کرد به یکباره دیدند که دیگر تهدید هایشان نزد ایرانی ها خریداری ندارد چون عملا آنها در اعمال تحریم بر علیه ایران با آمریکا همراه می باشند.

وبه یکباره اینها با تاکتیک سوم ایران مواجه شدند و آن این بود که آخرین برگه های آنها یعنی تهدید نظامی را نیز از دست آنها خارج کند و حال ایران شروع به جمع کردن و رو کردن برگه های خود نماید.

غربی ها تصور می کردند که به دلیل اختلاف نظر های سیاسی موجود در ایران ممکن است بتوانند کاری کنند که در ساختار سیاسی ایران دوگانگی به وجود آید و مثلا دولت ایران مواضعی متناقض با رهبری ویا نیروهای مسلح بگیرد اما با کمال تعجب متوجه شدند که علیرغم همه اختلاف نظر های سیاسی موجود اما همه جناح های حاکمیت در ایران تحت نظر رهبری کار می کنند و مطیع وی هستند و پشت پرده ایشان هستند که همه تاکتیک ها را در بازی اجرا می کنند.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک