10:10 20 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
156

۱۴ ژوئیه درست چهار سال است از توافق هسته ای یا برجام می گذرد. در سال ۲۰۱۵ هفت کشور شامل بریتانیا، آلمان، چین، روسیه ، آمریکا، فرانسه و جمهوری اسلامی ایران برای حل مشکل هسته ای ایران به گفتگو نشستند. در نتیجه آن برنامه فعالیت ایران در زمینه هسته ای برای ۱۰ تا ۲۰ سال انتخاب شد.

معاهده هسته ای کاهش غنی سازی اورانیوم تا ۳.۶۷ درصد، نابودی اورانیوم با سطح غنی سازی بالا، کاهش منابع اورانیوم با غنی سازی پایین تا ۳۰۰ کیلوگرم، منابع آب سنگین لازم برای کار رآکتور هسته ای آی آر ۴۰ در شهر اراک، تا ۱۳۰ تن، قالب بندی مجدد این رآکتور تا وضعیتی که اجازه تولید سلاح پلوتونیوم را ندهد، کاهش تعداد سانتریفوژ های موجود (حدود ۲۰ هزار) تقریبا ۷۰ درصد ( تا ۶۱۰۴ عدد) با ذخیره آخر تعداد واحد ها را از ایران می خواست.

در عوض تحریم ها ( غیر از ارسال تسلیحات تهاجمی (تا سال ۲۰۲۰) و تسلیحات موشکی و تکنولوژی موشکی ( تا سال ۲۰۲۳) از ایران برداشته می شد. ایران می توانست یکبار دیگر در تجارت بین المللی از جمله فروش نفت حضور داشته باشد.

مهم این است که ایران ضمن انعقاد توافق هسته ای ، در هیچ صورتی از حق خود برای تحقیقات هسته ای و استفاده از انرژی اتمی البته تحت نظارت شدید آژانس بین المللی انرژی هسته ای کوتاه نیامد.

متاسفانه برای ترامپ ، برجام ممنوعیت برای کل فعالیت هسته ای ایران نبود. ضمن اینکه این سند در کل نمی تواند اینطور باشد برای آنکه همه قوانین هسته ای بین المللی ، اسناد و از جمله مهم از همه آنها قرارداد منع گسترش تسلیحات هسته ای و همچنین تمامی اسناد پایه آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه فعالیت هسته ای را به هر کشور در چارچوب های مشخص می دهد. بدین ترتیب برجام ، مصالحه است. مصالحه از یک طرف آزادی ایران از تحریم های سخت گیرانه و از طرف دیگری ضمانتی  ( برای ۱۵ تا ۲۰ سال) برای ورود ایران به باشگاه دارندگان تسلیحات هسته ای است.

روشن است که معاهده هسته ای را می توان به عنوان ارائه دهنده آزادی های هسته ای فراوان به ایران مورد انتقاد قرار داد. بدیهی است ضمانت اینکه ایران در آینده هیچ گاه نمی تواند سلاح هسته ای داشته باشد ( که ترامپ آرزویش را دارد) نمی توان صد درصد گفت. برجام بهترین تصمیم برای مشکل هسته ای ایران در حال حاضر شد.

اما در ماه می سال ۲۰۱۸ رئیس جمهور دونالد ترامپ در خصوص خروج آمریکا از برجام و اجرای تحریم ها علیه ایران خبر داد. این اقدام کاخ سفید نه تنها معاهده هسته ای را منفجر کرد بلکه اوضع در ایران، حول آن و در کل خاورمیانه شامل منطقه خلیج فارس را متشنج نمود و جهات جدیدی را در ارتباطات آمریکا با متحدینش در اروپا ایجاد نمود.

اتحادیه اروپا و پیش از همه فرانسه، آلمان و بریتانیا نظر منفی در ارتباط با تصمیم ضد ایرانی ترامپ داشتند. تحریم های آمریکایی نه آنطور که ضربه مرگ بار به اقتصاد اروپا بزند اما نسبتا محسوس بودند به ویژه برای آنها که در ساختار تجارت بودند و ارتباطات قدیمی با ایران داشتند. رشد شدید سرمایه گذارش اروپا در ایران و تبادل کالا در سال های ۲۰۱۶-۲۰۱۷ اتفاق افتاد، وقتی که تحریم های ایران برداشته شد. اگر در آغاز سال ۲۰۱۶ تبادل کالا از ۵ میلیارد دلار بیشتر نمی شد تا سال ۲۰۱۸ این شاخص به بیش از ۲۵ میلیارد رسید. اما در سال ۲۰۱۸ سرمایه گذاری در ایران و تجارت با این کشور به طور مشخص در جو سیاست تحریمی اقتصادی مالی ضد ایرانی آمریکا کاهش یافت. بیش از ۱۰۰ شرکت بزرگ تحت تحریم های آمریکا قرار گرفتند و مجبور شدند بازار ایران را ترک کنند. پاریس، برلین و لندن سعی داشتند با روش های سیاسی و دیپلماسی خشم تهران را کاهش دهند و با قولهای کمک به ایران با اقدامات مشترک برای دور زدن تحریم ها سرش را گرم کنند. شاید این قول ها واقعی و صادقانه بودند اما احتمالات اجرای عملی آنها صفر بود. حتی ایجاد سیستم اینستکس توسط اتحادیه اروپا به عنوان ابزار حمایت از تبادلات تجاری با ایران ، برای کار با نفت ایران ناموثر بود.

در عین حال اقتصاد ایران ضرر و زیان های قابل توجهی را متحمل شد. بر اساس اسناد صندوق بین المللی ارز، در سال ۲۰۱۸ در ایران رکود اقتصادی با رشد منفی تولید ناخالص داخلی ۳.۸ درصد و تورم پرشتابی که به ۳۱.۲ درصد ( پس از ۹.۶ درصد در سال ۲۰۱۷) رسیده است. این فشار بیشتری را بر خانواده های کم درآمد ایرانی وارد کرد. صنایع کلیدی شامل پتروشیمی، اتومبیل و ساخت و ساز به شدت وابسته به تجهیزات وارداتی و موادخام از  کاهش قیمت ارز ایرانی که در سال ۲۰۱۸ ، بیش از ۵۰ درصد قیمت خود را از دست داده بود، آسیب دیدند. چشم اندازهای تیرو و تار در بخش نفت نیز وجود داشت. تا این زمان که دولت ترامپ مزایای تحریم ها را لغو کند، انتظار می رفت که افت تا آخر سال ۲۰۱۹از ۲۶ به ۳۱ درصد برسد.

در عین حال تهران درست یک سال تا ۸ ماه می سال ۲۰۱۹ شجاعانه کل سختی تحریم ها را تحمل کرد و به وظایف خود در برجام عمل نمود. اما چرا دقیقا تا این تاریخ؟

پاسخ مشخص است: ۴ می سال ۲۰۱۹ ترامپ که سعی دارد فروش نفت ایران را به صفر برساند، معافیت تحریم های ۸ کشور که در بین آنها واردکنندگان عمده نفت ایرانی یعنی چین، هند، کره جنوبی، ژاپن و تایوان قرار داشتند، لغو کرد.

صادرات نفت از ایران در ماه ژوئن سال ۲۰۱۹ تا شاخص تقریبا ۳۰۰ هزار بشکه در شبانه روز سقوط کرد. برای مقایسه: در ماه آوریل سال ۲۰۱۸ تا اعلام آمریکا برای خروج از برجام ، ایران ۲.۵ میلیون بشکه در شبانه روز صادر می کرد یعنی افت برای ۱۴ ماه بیش از ۸ برابر.

در زمان کمپین تحریمی پیشین در سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ صادرات ایران به کمتر از ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار بشکه در شبانه روز نرسید. بدین ترتیب اکنون تحریم های اقتصاد به شدت سخت ترند.

یادآوری می کنیم که ایران صاحب منابع قابل توجه نفت به میزان ۱۵۷ میلیارد بشکه است. اوپک معتقد است که در سال ۲۰۱۲ درآمد کشور از صادرات نفت ۱۰۱ میلیارد دلار بوده ، تا سال ۲۰۱۵ تا ۲۷ میلیارد دلار کاهش داشتند. لغو تحریم ها به ایران اجازه داد که در سال ۲۰۱۶ سطح در آمدهای فروش نفت را تا ۴۱ میلیارد دلار بالا ببرد، در سال ۲۰۱۷ این شاخص تا تقریبا ۵۳ میلیارد دلار افزایش داشت. بدین ترتیب می توان تقریبا تصور کرد که طی صادرات ۵۰۰ هزار بشکه در شبانه روز ایران می تواند درآمدی به میزان تقریبا ۱۲-۱۳ میلیارد دلار در سال داشته باشد.

در صورت افزایش تحریم های آمریکا، صندوق بین المللی ارز پیش بینی می کند که در سال ۲۰۱۹ شدت تحریم ها با رکود اقتصادی تولید ناخالص داخلی ۶ درصد و تورم با شتاب بالا تا ۳۷.۲ درصد است. در کل اقتصاد ایران در سال جاری همانطور که انتظار می رود ۵.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را از دست دهد.

طی چنین توسعه ی اوضاعی تهران البته نمی توانست تحمل کند. و هشتم ماه می عملیات تهاجمی آغاز شد که منجر به توقف اجرای برخی درخواست های برجام گردید. روند به چند دوره زمانی ۶۰ روزه تقسیم شد.

در تایم اول ایران اورانیوم غنی شده تا ۳.۶۷ درصد بالای ۳۰۰ کیلو که در برجام اجازه داده شده و آب سنگین بالای ۱۳۰ تن را ذخیره کرد.

در تایم دوم که از ۷ ژوئیه آغاز شد، تهران افزایش سطح غنی سازی اورانیوم بالای میزان اجازه داده شده ۳.۶۷ درصد و توقف روند بازسازی رآکتور آب سنگین آر ۴۰  را در وضعیتی که اجازه تولید سلاح پلوتونیومی نمی دهد، مجددا بررسی نمود.

ضمنا لازم به یادآوریست که از قول معاون وزیر عباس عراقچی کم کردن وظایف برجام هر ۶۰ روز اتفاق می افتد در صورتی که اعضای آن از توافقات بدست آمده در برجام حمایت و پشتیبانی نکنند.

فعالیت هسته ای ایران  برخلاف الزامات برجام در واقع نمایش آمادگی ایران برای از سرگیری پتانسیل هسته ای به طور کامل است که تا قبل از برجام وجود داشت. این البته بلوف است. اما برای چه بلوف؟ روشن است که نه آمریکا و نه اسرائیل اجازه نمی دهند که توانایی هسته ای ایران شکوفا شود. طبیعتا خطر اینکه آمریکا و یا اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران حمله کنند، بیشتر می شود. این بلوف می تواند آمادگی ایران را برای جنگ با دشمنان نشان دهد. این پیامیست به اروپا که حتی در کابوس هایشان نمی توانند خودشان را در جنگ با ایران ببینند.

سیاست دوگانه تهران در این جهت بررسی می شود: رد محتاطانه از نظارت بر شرایط برجان و همزمان تشدید تنش غیر مستقیم در منطقه اغلب با دست های بیگانه.

بله تنش حول ایران رشد می کند. اما هیچ کس خواستار جنگ نیست.

در روز چهارسالگی برجام سه طراح معاهده هسته ای یعنی فرانسه، آلمان و بریتانیا بیانیه مشترکی صادر کردند. در آن از جمله از طرفین خواستند که گفتگو را شروع کنند تا توافق نجات یابد.

و به نظر می رسد که تهران به خوبی می فهمد که در اوضاع تشدید شده غیر اینکه گزینه جدید توافق بحث و بررسی شود، گزینه ای نیست و هیچ کس از مهره های جدی بین المللی قصد کمک ندارند.

رئیس جمهور ترامپ بارها اعلام کرد که آمریکا برای مذاکره با ایران بدون پیش شرط آماده است.

ایران برای مذاکره با آمریکا توافق کرده است تنها در صورت لغو برخی تحریم ها. در این جا بدون شک صحبت در وهله اول در خصوص بخش های نفتی است. مستقیما می گوییم که اختلاف نظرها اصولی اند.

اما ۱۶ ژوئیه رئیس جمهور ترامپ در جلسه دولت در کاخ سفید اعلام کرد که ایران به پیشرفت بزرگی دست یافته است : « می بینیم چه اتفاق خواهد افتاد. اما پیشرفت بزرگ بدست آمده است.» وزیر امور خارجه آمریکا مایک پمپئو تاکید کرد که ایران فهمانده که آمده مذاکره در خصوص موشک های بالستیک خود است.

بر اساس اسناد برخی خبرگزاری ها، چنین نتیجه ای براثر تماس های اولیه و غیر رسمی فرستنده هایی از واشنگتن و تهران بدست می آید که طی واسطه گری قطر خواهد بود. چنین گزینه ای بعید نیست در صورتی که مذاکرات پشت درهای بسته و اعلام نشده ایرانی ها و آمریکایی ها  در عمان در سال ۲۰۱۲-۲۰۱۳  قبل از آغاز به کار گروه ۵+۱ وایران برای طراحی برجام  را به یاد بیاوریم.

سایت .... تاکید می کند ، مهم ترین چیزی که تهران قبل از آغاز مذاکرات غیر رسمی در خواست نمود،  لغو تحریم ها و قبل از همه نفتی است. یکی از تلاش های اصلی آمریکا که در دستور کار مذاکرات بود برنامه موشکی ایران است. البته واشنگتن بدون اعلام رسمی ، چشم هایش را بر ارسال نفت به چین و سایر خریداران جنوب شرقی آسیا می بندد. البته همه اینها بدون افشاگری  ، پخش اطلاعات نادرست و تبلیغاتی انجام می شود. همانطور که سایت ،،، تاکید می کند، « فعلا  همه چیز لرزان وشکننده است و تغییر خواهد کرد.»

جزئیات گفتگو مشخص نیست اما اگر واقعی باشد باید تشویق کرد. برای آنکه « صلح کوچک بهتر از نزاع خوب است» و بهتر هم این است که مذاکرات سازنده و موثر با هدف برقراری جهانی امن و عادلانه صورت گیرد.

در این طرح نشانه مثبت در توسعه حوادث حول ایران، آمریکا و برجام این حقیقت مشخص است که سناتور آمریکایی رند پل ، لیبرال ، مخالف جنگ با ایران و مخالف بولتون و پمپئو از دونالد ترامپ اجازه ملاقات با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران را که در نیویورک در سازمان ملل متحد بود، دریافت نمود. این ملاقات برگزار شد یا خیر مشخص نیست اما این گواه جهش هایی در تقابل های بین ایران و آمریکاست.

بدین ترتیب برجام طی ۴ سال، با همه مشکلات مسائل زیادی را برای درک روش ها و امکانات حل مشکلات مهم جهانی به وجود آورد یعنی مشکل گسترش تسلیحات هسته ای.  

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک