00:17 24 ژوئیه 2019
فرصت اروپا در شیب صعودی

فرصت اروپا در شیب صعودی

© Sputnik / Alexey Vitvitsky
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3311

هفت ژوئیه را می توان نقطه عطفی در ماجرای توافق هسته ای و رویارویی ایران و ایالات متحده به حساب می آید روزی که ایران توانست بن بستی را که آمریکا در این توافق بین المللی ایجاد کرده بود بشکند.

حدود چهارده ماه پیش آمریکا تصمیم گرفت از توافق هسته ای خارج شود و رئیس جمهوری آن جهت محقق کردن وعده های خود و خواسته های اسرائیل وعربستان سعودی از هیچ تلاشی جهت نابودی این توافق دریغ نکرد.

از اعمال تحریم های بی سابقه گرفته تا حتی سنگ اندازی در اجرای برجام.

در این میان ایران امیدوار بود ضامنین برجام یعنی پنج کشور دیگر، اتحادیه اروپا و شورای امنیت کاری انجام دهند اما دریغ از یک قدم.

ایرانی ها یکسال صبر استراتژیک را اتخاذ کردند تا بتوانند مظلومیت خود را در جهان به اثبات برسانند و ثابت کنند که ایالات متحده کشور قابل اطمینانی نیست.

اهمیت توافق هسته ای برای جامعه بین المللی مخصوصا اتحادیه اروپا و شورای امنیت در این بود و البته هست که این توافق اولین توافق کلان بین المللی با رعایت اتحادیه اروپا پس از جنگ جهانی دوم بوده، توافقی که اعتبار اتحادیه اروپا به آن وابسته می باشد.

همچنین اعتبار شورای امنیت به این توافق بند می باشد.

در صورت شکست برجام در واقع دیگر هیچ کشوری نه اعتباری برای میانجیگری اتحادیه اروپا و نه ضمانت شورای امنیت قایل خواهد شد.

دلیل اینکه ایران به اروپا فشار می آورد این است که در این میان می توان گفت فقط روسیه و چین بودند که به نوعی پایبند تعهدات خود طبق برجام بودند وکشورهای اروپایی به هیچ وجه به تعهدات خود عمل نکردند.

آنها باور داشتند که ایران به هیچ وجه جرئت نخواهد کرد شیب غنی سازی اورانیوم را نه از نظر کمی و نه از نظر کیفی افزایش دهد اما ایران هفتم ژوئیه نشان داد که هم شیب کمی و هم شیب کیفی تولید یورانیوم را افزایش می دهد و آنها جرئت نمی کنند کاری در قبال ایران انجام دهند.

قبل از توافق هسته ای ایران چیزی حدود 9 هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده بعضا با غنای 20% در اختیار داشت یعنی توانایی این را داشت که حد اقل ده بمب هسته ای تولید کند اما مشاهده کردیم که چون هدف ایران تولید تسلیحات هسته ای نبود علیرغم اینکه فناوری چرخه هسته ای را در اختیار داشت این کار را انجام نداد.

بدیهی است امروزه هم ایران به دنبال توافق هسته ای نمی باشد ولی بخوبی می داند که ماجرای هسته ای یک بهانه بیش نیست و هدف اصلی تضعیف ایران است.

اروپایی ها در چندین نوبت اظهار داشته بودند که هدفشان با هدف آمریکا یکی است اما در مورد شگرد ها با هم اختلاف دارند.

آنها باور داشتند که از کانال توافق هسته ای می توانند آرام آرام ایران را به سمت وسوی مد نظر خود ببرند اما عملکرد آمریکا منجر شد که نه فقط نتوانند ایران را به سمت و سوی نقشه های خود ببرند بلکه ایران حتی همین توافق را نیز در سراشیبی قرار دهد.

بر کسی پوشیده نیست که تماس شب گذشته رئیس جمهوری فرانسه آقای ایمانیوئل مکرون با آقای روحانی تاثیر بسزایی در متن بیانیه ایران داشت و کاملا مشخص بود که بیانیه بگونه ای طراحی شده بود که هم بر حق و حقوق ایران مبنی بر تعلیق بخشی از تعهدات خود در برجام طبق ماده 36 تاکید شود وهم راه برای اروپا باز بماند.

طبق شنیده ها آقای مکرون یک مهلت ده روزه از آقای روحانی جهت شروع انجام تعهدات اروپا و کسب نظر ایران تقاضا کرده بود و ایران هم فعلا این فرصت را در اختیار وی قرار داده چون هدف اصلی ایران این است که مشکل حل شود نه اینکه ماجرا پیچیده تر گردد.

به این ترتیب می توان گفت که باز هم توپ در زمین اروپا قرار دارد اما اینبار اروپایی ها مجبور هستند توپ را در شیب بالا ببرند.

اگر اروپایی ها می خواهند وجهه و اعتبار بین المللی خود را حفظ کنند قطعا مجبور هستند با چین و روسیه و ایران جهت مقابله با تحریم های فرا قانونی ایالات متحده همکاری کنند و در آن شرایط می توان گفت که ما به مرحله قبل از تحریم های بین المللی بر می گردیم یعنی زمانی که ایالات متحده به تنهایی ایران را تحریم کرده بود و ایران با دیگر کشورهای جهان تعاملات داشت، یعنی فقط شرکت های آمریکایی حق تعامل با ایران را نداشتند.

ایالات متحده در سال 2011 میلادی قانون تحریم های مرحله دوم را به اجرا گذاشت و طبق آن شرکت ها و موسسات بین المللی ای که با ایران همکاری داشتند مورد مجازات آمریکا قرار می گرفتند و در آن زمان به جای اینکه کشورهای جهان در مقابل ایالات متحده بایستند و به آن بفهمانند که حق ندارد قوانین داخلی خود را بر علیه دیگران تحمیل کند با آن همکاری کردند و چتر حمایتی برای شرکت های خود ایجاد نکردند.

حال ایالات متحده احساس می کند از این ابزار می تواند بر علیه کلیه رقبای خود استفاده کند و به همین دلیل این ماجرا نیز دیگر از بحث ایران گذشته و مربوط به کل جهان شده.

با توجه به این شرایط امروزه مقاومت کشور های جهان در مقابل این تروریسم اقتصادی ایالات متحده به نفع همه می باشد و اگر اروپایی ها با دیگر کشورها برای مبارزه با این تروریسم اقتصادی همراه نشوند احتمال موفقیت مبارزه با آن بسیار کم است اما در صورتی که اروپایی ها همکاری کنند قطعا این تروریسم اقتصادی شکست خواهد خورد.

حال باید منتظر ماند و دید آیا اروپایی ها تصمیم گرفته اند که با این تروریسم اقتصادی که خود آنها را نیز در خطر قرار داده مقابله کنند یا نه؟

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک