13:28 21 ژوئیه 2019
جنگ وقتی کسی پیش بینی نمی کند اتفاق می افتد

جنگ وقتی کسی پیش بینی نمی کند اتفاق می افتد

© Fotolia / Borna_Mir
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
46913

دلایل مختلفی را می توان برای خودداری ایالات متحده از انتقام گرفتن برای سرنگونی هواپیمای بدون سرنشین اش توسط ایران پیدا کرد اما قطعا مهم ترین دلیل این می باشد که بر عکس تصور ها نه آمریکا و ونه ایران برنامه ای برای جنگ نداشتند.

معمولا هم وقتی که شرایط جر و بحث های سیاسی به اوج می رسد طرفین یا به دنبال جنگ و رویارویی می باشند و یا به دنبال امتیاز گیری برای گفتگو و مذاکره.
یکی از شگردهای معروف قهرمان پر آوازه مشت زنی محمد علی کلی این بود که چندین راند با حریف خود بازی می کرد رقص پای معروفش اش را انجام می داد، با به سخره گرفتن طرف مقابل از نظر روحی روانی وی را نابود می کرد و شاید هم ضرباتی را متحمل می شد اما در راند های نهایی بازی می دیدیم با چند، به اصطلاح معروف، "نرمش قهرمانانه" به یکباره استراتژی را تغییر می داد و ضرباتی را به حریف وارد می کرد که حریف اصلا توقع نداشت در این راند از بازی ها دریافت کند و در نهایت حریف محمد علی کلی شکست می خورد.
البته این نوع بازی محمد علی کلی ریسک هایی هم داشت چون ممکن بود به یکباره ضربه ای بخورد که وی را ضربه فنی کند ولی به هر حال تجربه وی ضامن موفقیت اش بود.
در اکثر بازی ها هم محمد علی کلید توانست با استراتژی خود افرادی را شکست دهد که به مراتب از وی قویتر بودند اما مشکلشان این بود که تاکتیک ای برای بازی نداشتند.
حال شاید برخی سوال کنند که چرا بحث محمد علی کلی را به میان کشیدم.
چند روز پیش استراتژی ایران برای مقابله با ایالات متحده و متحدین آن را بررسی می کردم و ملاحظه کردم که ایرانی ها از همان تاکتیک هایی استفاده کردند که محمد علی کلی بر علیه رقبا استفاده می کرد.
نفس طولانی و تحمل ضربات دشمن و در نهایت رو کردن قدرت و برگرداندن میز.
طی یکسال اخیر ایرانی ها با استراتژی صبر خود به دشمن اجازه دادند تا هر آنچه در چنته دارد را خرج کند و انواع و اقسام ضربه های دشمن سنگین وزن خود را دریافت کردند.
دشمن باور داشت که به زودی زمان فروپاشی ایران خواهد رسید و نظام جمهوری اسلامی را می تواند سرنگون کند و مانند بسیاری از دیگر کشورها ایران را به هم بریزد.
آنها باور داشتند با این کار خود می توانند در میان جناح های سیاسی ایران تفرقه بیاندازند و امیدوار بودند به توانند اقوام مختلف ایرانی را به رویارویی با یکدیگر تحریک کنند.

آنها همچنین تلاش بسیار وسیعی جهت دین ستیزی در ایران انجام دادند و با استفاده از رسانه هایشان باور داشتند که به این شکل می توانند پایگاه اصلی نظام جمهوری اسلامی، یعنی دین را هدف قرار دهند.
بر کسی پوشیده نیست که به صورت تاریخی وقتی بحث اقتصاد و فقر به میان می آید ایمان متزلزل می شود، چه ایمان به حکومت چه حتی به دین.
خلاصه بگوییم آمریکایی ها طبق تئوری ها و تجربه های خود باور داشتند که با استفاده از جنگ اقتصادی و رسانه ای خواهند توانست ایمان مردم به دین و حکومت را تضعیف کنند همچنین میان ایرانی ها تفرقه ایجاد کنند و بعد از این روزنه ها بر علیه ایران استفاده کنند تا آن را از هم بپاشند.
نمی توان انکار کرد که تا حدی هم این سیاست آنها پیش رفت و اثر روحی و روانی تحریم ها بر مردم ایران بسیار شدید بود اما نکته ای که آمریکایی ها هیچ وقت نتوانستند درک کنند این است که ایرانی ها با دیگر مردمان منطقه و حتی جهان فرق می کنند.
هر چه قدر بیشتر به مردم ایران فشار بیاورند اینها متحد تر می شوند ونظام قدرت بیشتری پیدا می کند.
توجه داشته باشید که صنایع دفاعی ایران مخصوصا صنایع موشکی در دوران تحریم ها رشد کرد و شاید اگر ایرانی ها می توانستند موشک های مورد نیاز خود را از دیگر کشورها خریداری کنند اصلا به فکر تولید این موشک ها نمی افتادند.
همچنین دست یابی ایران به فناوری های نوین همه در دوران تحریم ها اتفاق افتاد.
اینجا وقتی صحبت از فناوری های نوین می کنیم باید تاکید کنیم که فناوری هسته ای جزو آنها نیست، این فناوری به حدود بیش از یکصد سال پیش بر می گردد و نوین به شمار نمی آید اما آمریکایی ها قبول نداشتند ایرانی ها به این فناوری قدیمی نیز دست رسی پیدا کنند.
ایرانی ها امروزه و در دوران فشار و تحریم توانسته اند به انواع و اقسام فناوری های نوین مانند نانو تکنولوژی — تکنولوژی های بیولوژیک — تکنولوژی های هوا فضا و… دست یابند، تکنولوژی هایی که سرنگونی پهباد فوق مدرن آمریکایی نشان داد با توانمندی آمریکا در فناوری رقابت می کنند.
در بسیاری از موارد هم ایرانی ها در المپیادهای جهانی توانسته اند رتبه های برتر علمی را کسب کنند.
همه اش در حالی که ایران در تحریم بوده و هست.
توجه داشته باشید اگر امروزه بحث از حمایت ایران از گروه های مقاومت ویا نفوذ ایران در منطقه مطرح می شود، ایران این نفوذ را در سایه تحریم ها به دست آورده.
شاید جالب باشد که بزرگترین موفقیت های ایران در سوریه و عراق زمانی به دست آمد که ایران تحت شدید ترین تحریم های بین المللی قرار داشت.
امروزه حتی اگر به مردم یمن نگاه کنید می بینید که چهار سال است در سایه شدید ترین تحریم ها و محاصره های اقتصادی در مقابل ائتلاف سعودی مقاومت کرده اند و چهار سال است که ائتلاف سعودی با تمام توان و تسلیحات و امکانات مالی خود نتوانسته یک وجب پیشروی داشته باشد.
تازه امروزه قدرت یمنی ها بسیار بیشتر شده و مواضع داخلی عربستان را هدف قرار می دهند.
همین ماجرا در مورد فلسطینی ها در باریکه غزه نیز صدق می کند.
گویند مشت نمونه خروار.
شاید بتوان گفت همین ماجرا می تواند یک الگوی کوچکترین از رویارویی ایالات متحده و ایران باشد.
به همین دلیل هم آمریکایی ها تلاش دارند از رویارویی مستقیم با ایران پرهیز کنند.
اما ظاهرا ماجرای همان راند های آخر محمد علی کلی است.
یعنی به یکباره مشاهده می کنیم وقتی که طرف مقابل همه برگه های خود در مقابل ایران را سوزانده ایران برگه های خود را یک به یک رو می کند و چپ و راست به دشمن حمله میکند.
سرعت این حملات به حدی زیاد شده که طرف مقابل هاج و واج مانده کدام را و چگونه جواب دهد.
در حالی که اروپایی ها باور نداشتند ایرانی ها از سطح 300 کیلوگرم اورانیوم غنی شده بگذرند و به 5% فکر کنند مشاهده می کنیم که رئیس جمهوری ایران اعلام می کند که از چند روز دیگر ایران سقف غنی سازی ای را رعایت نخواهد کرد یعنی ممکن است حتی بیشتر از 5% غنی سازی انجام دهد و راکتور آب سنگین اراک را مجددا راه بیاندازد و…
بال دپپلوماسی ایران در این راستا شدیدا فعال شده و فشارهای سیاسی خود را از سمت چپ وارد می کند.
از سوی دیگر می بینیم نیروهای مسلح ایران پیش زمینه مشت های چپ را از سمت راست فعال کرده اند و کاری کرده اند نیروهای آمریکایی برای دوری از خطر در اقیانوس هند زمین گیر شوند و جرئت نکنند به سمت خلیج فارس حرکت کنند.
امروزه اگر به ایالات متحده و همپیمانانش نگاه کنید می بینید مانند قهرمان سنگین وزنی می مانند که چندین مشت محکم در گیج گاه اش دریافت کرده.
کشورهای عرب همپیمان آمریکا هم چند تا سیلی بسیار سنگین از متحدین ایران دریافت کرده اند و حواسشان باشد با آتش بازی نکند و مواضع اخیر سیاست مداران آنها نشان می دهد این سیلی ها مقداری کارساز بوده و مستی را از سرشان پرانده.
اسرائیل هم که امروزه در بدترین شرایط سیاسی خود قرار دارد و به جای اینکه خیابان های تهران شلوغ شود خیابان های حیفا و تل آویو شلوغ شده و هنوز آقای نتانیاهو نمی تواند یک دولت تشکیل دهد.
آنچه مشخص است این است که امروزه ایران در شرایط بسیار حساسی قرار دارد و باید بیش از پیش توجه داشته باشد که ضربه های سنگینی را که به دشمن وارد می کند در وقت مناسب در جای مناسب وارد شود تا طرف مقابل ضربه فنی شود واگر طرف مقابل بتواند نفسی تازه کند ممکن است به دنبال تلافی بیافتد.
می توان گفت فرصت طلایی ایرانی ها برای ضربه فنی کردن دشمن تا زمانی است که انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده برگزار شود و به این دلیل باید گفت ضربه فنی را باید قبل از آن زمان وارد کرد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک