02:06 20 ژوئیه 2019
تا تنور گرم است، نان را بچسبان!

تا تنور گرم است، نان را بچسبان!

© AFP 2019 / BEHROUZ MEHRI
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
2618

با وجود این واقعیت که در هر دو ایران و آمریکا، گروه های با نفوذی وجود دارند که از خط سخت پیروی می کنند و بی میل نیستند وارد رویارویی شوند، هر دو کشور همچنان در تلاش برای جلوگیری از درگیری نظامی بزرگ هستند.

اسپوتنیک به نقل از شرکت استراتفور آمریکا، می نویسد: با این حال، با احتساب جابجایی نیروها در ایران و استراتژی رفتار آن در شرایط جنگ، و همچنین این که هر دو کشور سرعت بخشیدن به آمادگی نظامی خود را می پردازند، خطر محاسبات غلط و تشدید رویارویی، باقی می ماند. فقدان کانال های ارتباط با اهمیت نیز توانایی هر دو کشور را برای کاهش تنش در بروز حادثه را محدود می کند.

آمریکا نیروهای اضافی را به خلیج فارس می فرستد، در حالی که ایران دارد ارتش خود را آماده و بسیج می کند؛ اقدامات هر دو کشور در کل، احتمال جنگ را به طور چشمگیری افزایش می دهد. وضعیت از این واقعیت تشدید می شود که رییس یکی از گروه های کاخ سفید، جان بولتون مشاور امنیت ملی رییس جمهور آمریکا، بیش از دیگران در دولت ریاست جمهوری در تلاش است تا منازعه با ایران را آزاد کند. از طرف ایرانی نیز، سرهای گرم وجود دارند — مشتاقان جنگ، به ویژه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

همانطور که رهبران در واشنگتن و تهران تأكید كردند، هر دو كشور هنوز از منازعه گرانقیمت هراس دارند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در واشنگتن، به ویژه پنتاگون، هواداران زیادی دارد که به جای اینکه جنگ را آغاز کنند، ترجیح می دهند توجه و منابع کشور را به سمت ادامه رقابت با قدرت های بزرگی مانند روسیه و چین متمرکز سازند. اما تهران به سختی می تواند چنین برخورد فاقد مواظبت را نسبت به درگیری احتمالی با واشنگتن داشته باشد، به خصوص با توجه به عدم تعادل شدید نیروها و تأثیرات ویران کننده ای که این نوع درگیری می تواند بر زندگی ایرانیان معمولی و احتمالا دولت آنها وارد کند. با این همه درگیری دامنه داری بیشتر محتمل به نظر می رسد. این کاملا منطقی است با توجه به خصومت متقابل و بی اعتمادی نسبت به یکدیگر و نبود کانال های ارتباطی برای حل و فصل اختلافات و همچنین شعار نیروهای مسلح ایران که حاکی است: تا تنور گرم است، نان را بچسبان!

با درک اين كه نيروهاي مسلح آمريكا چندين بار نسبت به نيروهای مسلح سنتی ایران برتري دارند، تهران در دهه های اخیر به روش ها و وسایل نامتقارن جنگی عطف توجه کرد: سربازان دست نشانده، موشك های بالستيک، مين های دریایی و قایق های جنگی با سرعت بالا برای ضربه زدن به یگان های ایالات متحده، و همچنین به زیرساخت های قابل توجه انرژی در منطقه خلیج فارس و سایر امکانات کلیدی استراتژیک در منطقه است. این نیروها و تاکتیک ها به سختی، ضعف نسبی عمومی ایران را جبران می کنند؛ در واقع، تهران به خوبی می داند که بسیاری از این وسایل در برابر ضربات ایالات متحده بسیار آسیب پذیر هستند، زیرا آنها به بنادر، پادگان ها و یا پایگاه ها مرتبط هستند.

بنابراین، اجرای تهدید برای تنگه هرمز، که ایران می تواند از آن استفاده کند، عمدتا بستگی به وسایل رزمی نیروی دریایی سپاه پاسداران دارد که شامل کشتی های مین گذار، قایق های موشک و اژدرافکن، قایق های سریع و قایق موتوری مسلح ضد کشتی های ساحلی هستند. بسیاری از این وسایل می توانند به راحتی دستخوش ضربات دقیق آمریکا شوند در موقعیکه هنوز در بنادر یا پایگاه های خود هستند — همچنین آنها ممکن ایت توسط هواپیماهای ایالات متحده یا متحدین شان نابود می شوند. به عبارت دیگر، ایران فرصتی بسیار کوچک برای مین گذاری و رساندن آسیب حد اکثر در تنگه هرمز را پیش از اینکه ایالات متحده و متحدینش این کار را برای آنها سخت تر کنند، دارد. همان اصل مربوط به موشک های بالستیک ایران است وقتی که توانایی کشور ایران در حمله به پایگاه های ایالات متحده و زیرساخت های انرژی منطقه مطرح است. اگر تهران در زمان جنگ نتواند موشک های خود را به موقع راه اندازد، واشنگتن می تواند بسیاری از آنها را از بین ببرد، پیش از اینکه آنها بتوانند بار مرگبار خود را به مقصد برسانند.

بنابراین، ایران با یک معضل "استفاده کن یا از دست می دهی" مواجه می شود، زیرا نه تنها سرعت واکنش به حمله مطرح است، بلکه تهران همچنین می تواند یک سری اقدامات پیشگیرانه ای را انجام دهد تا آسیب های احتمالی را به دشمن وارد کند قبل از اینکه دشمنان وسایل جنگی به مراتب مخربتری را دارند به آن خسارات اجتناب ناپذیری را برسانند. بیایید توضیح دهیم: حتی حملات آمریکایی چند ماهه به خنثی سازی کامل ایران منجر نخواهد شد، اما هرچقدر تهران نتواند وسایل نامتقارن، بویژه موشک و نیروهای دریایی خود را گسترش دهد، این خطر بالاتر است که ایالات متحده این سلاح را قبل از اینکه جمهوری اسلامی بتواند آنرا بکار ببرد تخریب کند.

عامل دیگری که ممکن است روابط میان ایالات متحده و ایران را وخیم کند، فقدان ارتباط مستقیم موثر بین نیروهای دو کشور است. نبود "خطوط داغ" و روش های ثابت شده برای کاهش فوری تنش ها می تواند منجر به بی اعتمادی بیشتر و سوء تفاهم از اهداف دشمن شود. نبود کانال برای گفت و گو حتی در بالاترین سطح وزیران مشاهده می شود. جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، در پاسخ به این سوال که آیا ایران و آمریکا بتوانند به سرعت ارتباطات ایجاد کنند تا از بحران جلوگیری کنند، گفت: بر خلاف گفتگوهای بسیار سریع با جان کری وزیر امور خارجه سابق آمریکا، او هرگز مستقیما به وزیر امور خارجه فعلی مایک پومپئو صحبت نکرده است. علاوه بر این، ظریف گفت که او خود را موظف نمی داند به هر گونه درخواستی از سوی وزیر امور خارجه کنونی آمریکا پاسخ بدهد چون روابط میان آنها خصمانه است.

به طور کلی، هر دو ایالات متحده و ایران مشتاق هستند که از جنگ بزرگ اجتناب کنند؛ علاوه بر این، احتمال درگیری مسلحانه بسیار کمتر از درگیری مداوم است که کشورها به وسیله ابزار غیر نظامی انجام می دهند. با این حال، ترکیبی از بی اعتمادی عمیق، دخیل بودن زیادی از اشخاص دارای اعتماد و بازیگران درجه دوم، اقدامات آنی و فوری در صورت تهدید — که ایران آن را وظیفه اصلی خود را بررسی می کند — و فقدان کانال های ارتباطی موثر — همه انیها نشان می دهد که یک محاسبه غلط ممکن است اولین جرقه آتشسوزی ای باشد که حتی برای رهبران در هر دو پایتخت خاموش کردن آن دشوار خواهد بود.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک