01:14 20 ژوئیه 2019
ملاقات آقای خامنه ای و شنزو آبه

چرا رهبر ایران دست رد به سینه نخست وزیر ژاپن زد؟

© Photo/ KHAMENEI.IR
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
513215

اما و اگرهای زیادی در مورد سفر آقای شینزو آبه نخست وزیر ژاپن به تهران وجود داشت، مخصوصا که وی اصرار داشت با رهبر انقلاب اسلامی ملاقات داشته باشد، وطبیعتا پیغامی از طرف رئیس جمهوری ایالات متحده مستقیم به او برساند، اما ملاقات وی با آیت الله خامنه ای به نوعی آنچه ایشان تصور می کردند از آب در نیامد، چرا؟

با توجه به اینکه آقای ترامپ رسما اعلام کرده بود که به نخست وزیر ژاپن نمایندگی می دهد تا از طرف او با ایرانی ها گفتگو و میانجی گری کند و آقای شینزو آبه رسما اعلام کرده بود که با هدف میانجی گری به ایران می آید طبیعتا پذیرفتن سفر وی از طرف تهران به نوعی نشانه آن را داشت که ایران چراغ سبز به وی نشان داده و بسیاری باور داشتند که این میانجی گری جواب خواهد داد.
احتیاط آقای شینزو آبه در سخنان خود قبل از ملاقات با رهبری نشان می داد که وی با تحقیقات فراوان به ایران آمده و تلاش دارد نکاتی را که ممکن است منجر به تنش شود را مطرح نکند.
همه چیز خوب پیش رفته بود، ولی چه شد؟

ژاپن یک کشور دوست برای ایران به حساب می آید اما نباید فراموش کرد که این کشور یکی از متحدان اصلی آمریکا نیز هست.
پس از جنگ جهانی دوم ایالات متحده به نوعی کشور ژاپن را اشغال کرده و طبق معاهداتی که با ژاپن به امضا رسانه ژاپن به هیچ وجه حق ندارد ارتش داشته باشد و امنیت آن گروی اراده سربازان آمریکایی که در پایگاه های این کشور مستقر می باشند است.
ایالات متحده همین سیستم را برای آلمان هم پیاده کرده و سربازان آمریکایی هم در ژاپن و هم در آلمان با مصونیت قضایی مواجه هستند.
همان چیزی که آمریکایی ها قبل از انقلاب از ایرانی ها خواسته بودند و به کاپیتولاسیوم معروف شده بود و بهانه شورش و اعتراض مردم بر علیه شاه شده بود.
همان چیزی که آمریکایی ها از عراق خواستند پیاده کند و نخست وزیر وقت آقای نوری المالکی با این طرح شدیدا مخالفت کرد و منجر شد که آمریکایی ها امنیت عراق را به هم بریزند تا به عراقی ها بخواهند بفهمانند که بدون وجود نیروهای آمریکایی وامضای توافق نامه قضایی مصونیت سربازان آمریکایی عراق به هیچ وجه روی خوش نخواهد دید.
آمریکایی ها حتی حاضر بودند بغداد به دست داعش سقوط کند.
اگر حمایت ایران وهمپیمانان آن از دولت عراق نبود قطعا امروزه در جای جای عراق خطبه های نماز را به جان ابو بکر البغدادی می خواندند.
این حرف را بنده بر اساس تحلیل خود نمی زنم بلکه به استناد صحبت های آقای مسعود بارزانی می زنم که در گفتگو با شبکه تلوزیونی العربیه وابسته به عربستان سعودی به صراحت گفت:"زمانی که داعش موصل را گرفت به سمت اربیل حرکت کرد ما (پیشمرگه های کرد) تاب مقاومت در مقابل داعش را نداشتیم، از همه تقاضای کمک کردیم، آمریکا و ائتلاف همراه آن اعلام کردند که در حال بررسی ماجرا هستند، به یکباره سردار سلیمانی با من تماس گرفت و گفت به نیروهایت بگو با تمام توان از فرودگاه اربیل محافظت کنند تا صبح نشده پل هوایی کمک ها راه میافتد و هر آنچه نیاز دارید به دستتان خواهد رسید".
آقای بارزانی در مصاحبه اش می افزاید:"به ژنرال سلیمانی گفتم آتش داعش خیلی قوی است و ما شاید تا صبح نتوانیم در مقابل آنها مقاومت کنیم، اما سردار سلیمانی گفت تا صبح نشده همه چیز حل است، هنوز گوشی را نگذاشته بود دیدیم که توپخانه ایران شروع کرد مواضع داعش را بمباران کردن و باران بمب وموشک بود که بر سر داعشی ها می ریخت، ظرف کمتر از یک ساعت توپخانه های داعش خفه شد، آنقدر آسیب دیده بودند که حتی توان شلیک یک گلوله را هم نداشتند، سردار سلیمانی تماس گرفت گفت نیروهایت را بفرست فرودگاه هواپیماها دارند می رسند، تا صبح نشده بود ایران پل هوایی ارسال تسلیحات را راه انداخته بود و کردستان را نجات داد، اما هنوز خبری از آمریکا و متحدینش نبود".
در حالی که داعش توان آتش خود را از دست داده بود و کردها که متحد آمریکا به حساب می آیند از آمریکا تقاضای کمک کرده بودند به یکباره آمریکایی ها حجم قابل توجهی مهمات و تسلیحات توسط هواپیماهایشان در مناطق تحت تصرف داعش انداختند و وقتی که عراقی ها سخن به اعتراض گشودند آمریکایی ها ادعا کردند این مهمات و تسلیحات را به اشتباه در آن مناطق انداخته اند.
این ماجرا را تعریف کردم تا مشخص شود که آمریکایی ها حتی همپیمان هم ندارند، یعنی اینکه آقای شینزو آبه تصور نکند که چون همپیمان آنها هست وآقای ترامپ با او گلف بازی کرده وی اجر و قربی نزد آمریکا و یا رئیس جمهوری آن دارد، این تصور کاملا اشتباه است.
آقای ترامپ می دانسته که خواسته ایرانی ها چیست، رفع کامل همه تحریم ها، توقف فشارها، اجرای تعهدات ایالات متحده طبق برجام، رفتار آمریکا مانند یک کشور عضو جامعه بین المللی و نه بالاتر از جامعه بین المللی.
اما پیغام هایی که آقای شینزو آبه به همراه داشت دقیقا مشابه وعده وعید هایی بود که بیش از یک سال پیش آقای ترامپ توسط او به کره شمالی داده بود.
فقط وعده وعید هایی که هیچ کدام محال است اجرا شوند.
یک سال از شروع مذاکرات آمریکا وکره شمالی می گذرد و آقای ترامپ توانست عکس های یادگاری ای که برای انتخابات نیاز دارد را با آقای کیم جونگ اون بگیرد، اما دریغ از اجرای یک وعده، حتی بخشی از وعده.
در اکثر موارد هم از رهبر کره شمالی تعریف و تجمید می کند.
حال آقای ترامپ، شینزو آبه را با همان وعده وعید ها به ایران فرستاده بود و تصور می کرد که چون ژاپن دوست ایران به حساب می آید احتمالا ایرانی ها در تعارفات گیر خواهند کرد و شاید وعده های او را بپذیرند.
وی همچنین مقداری تهدید هم توسط نخست وزیر ژاپن برای ایرانی ها فرستاده بود تا بلکه ایرانی ها جا بزنند و میانجی گری آقای شینزو را طبق آنچه آمریکا می خواهد بپذیرند.
علیرغم اینکه آقای ترامپ اظهار داشته که تنها دلواپسی اش مساله اتمی شدن ایران می باشد اما بر کسی پوشیده نیست که مشکل اصلی آمریکا قدرت روز افزون ایران می باشد.
اصل مشکل آمریکا در این است که هر نقشه ای را برای منطقه خاورمیانه میریزد بهم می خورد و وقتی کنکاش می کند می بیند این ایران است که همه نقشه های آمریکا را به هم ریخته.
دقیقا مانند همان کاری که ایران در سوریه و عراق ولبنان بر علیه داعش و گروه های تروریستی ای که آمریکا ساخته بود انجام داده.
به عنوان مثال جنگ یمن و یا حتی بحث معامله قرن و یا محاصله ایران و یا سرنگونی بشار الاسد و یا….
امروزه بخش بزرگی از سیاست مداران آمریکایی از دست متحدین این کشور در منطقه خسته شده اند و باور دارند که هر طور شده باید ایران را متحد آمریکا کرد چون هر نقشه ای را به همپیمانان عرب خود در منطقه تحویل می دهند نه فقط بی نتیجه می ماند بلکه با فاجعه به پایان می رسد، واگر هم ایران حاضر نباشد مطیع آمریکا شود باید نابود شود.
رهبر ایران هم یک سیاست مدار کار کشته است که موهای خود را در پستوهای سیاست سفید کرده و بخوبی از توانایی و اقتدار کشور خود آگاه می باشد.
اگر بنا بود که رهبر ایران بخواهد در مقابل آمریکایی ها جا بزند قطعا پس از حمله آمریکا به افغانستان و یا دیگر در نهایت حمله آمریکایی ها به عراق، ایران می بایست تسلیم خواسته های آمریکا می شد اما مشاهده کردیم که آیت الله خامنه ای، که در طول این مدت رهبری ایران را عهده دار بود، توانست از تهدید ها فرصت بسازد و بر عکس تصور آمریکایی ها و متحدینشان و حتی بسیاری از ایرانی ها همه آنچه آمریکایی ها انجام داده بودند را به نفع ایران مصادره کند.
قطعا وقتی که رهبر ایران دیده آقای شینزو آبه با طبل توخالی به ایران آمده خواسته هم به وی و هم به آنهایی که وی را فرستاده اند بفهماند که ایشان در مورد منافع ملی ایران با هیچ احد الناسی تعارف ندارد حتی اگر بنا باشد نخست وزیر کشور دوستی مانند ژاپن باشد.
انتشار مستقیم سخنان رهبری پیغام دیگری را نیز در پی داشت و آن این بود که ایرانی ها هیچ ابایی از رویارویی ندارند و آمریکایی ها دیگر باید فراموش کنند که با حقه و دروغ و کلک بتوانند در مقابل ایران کاری را پیش ببرند وعلیرغم اینکه آقای خامنه ای به صراحت گفتند که پاسخ ترامپ را نخواهند داد اما عملا پاسخ ترامپ را به صورت غیر مستقیم از طریق صدا و سیمای ایران دادند.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک