18:31 15 دسامبر 2019
سی ان ان: ایران تحت هر شرایطی در حادثه دریای عمان مقصر است

سی ان ان: ایران تحت هر شرایطی در حادثه دریای عمان مقصر است

© AP Photo / ISNA
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
1428

اسپوتنیک به نقل از سی ان ان می نویسد که چه کسی ممکن است در پشت سر حملات در دریای عمان قرار داشته باشد.

دو نفتنکش در لحظه ای که در حال حرکت در این مسیر راهبردی بودند، مورد حمله قرار گرفتند. با این حال، بسیار دشوار است توضیح دهیم که چرا این اتفاق افتاد، و چه کسی پشت سر آن است، عمدتا به این دلیل که چنین حرکتی به سختی می تواند به نفع هر یک از کشورهای این منطقه باشد.

صاحب نفتکش ژاپنی Kokuka Corageous گفت که کشتی وی پس از آن برای مدتی آتش گرفت که دستخوش حمله "یک نوع گلوله ها" شد. از میان 21 نفر خدمه، یک نفر صدمه دید.

هیچ یک از اعضای خدمه تانکر Altair Front که آن هم مورد حمله قرار گرفت، صدمه ندیده بود. یک ناوشکن ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده Bainbridge که در نزدیکی ها بود، به سیگنال دریافتی در ساعت 6:12 به وقت محلی و به سیگنال دریافتی در 48 دقیقه بعد پاسخ داد. این کشتی 21 ملوان را از تانکر Kokuka گرفت و به کمک هواپیمای اکتشافی P-8 نیروی دریایی آمریکا، تصویر کلی از این حادثه به دست آمد.

هنگامی که عملیات نجات تمام شد، سوال شد که آن حادثه به نفع چه کسی بود؟ و پاسخ به این سوال به همان اندازه واضح نیست که ممکن است در نگاه اول به نظر برسد.

به ناچار، این حادثه و حادثه یک ماه گذشته، زمانی که چهار کشتی در بندر فجیره در امارات متحده عربی مورد حمله قرار گرفتند، مورد مقایسه قرار گرفتند. در آن زمان مقامات آمریکا و دیگر کشورها ایران را مقصر دانستند. با این حال، حادثه ای که در روز پنج شنبه، 13 ژوئن رخ داد، ناهنجار است. بی تردید، مقامات آمریکا دوباره ایران را متهم می کنند. زمانی که این اتفاق بیفتد، ما باید به یاد داشته باشیم که جان بولتون مشاور امنیت ملی رییس جمهور آمریکا وعده داده است که شواهد را برای شورای امنیت سازمان ملل ارایه دهد، اما هنوز این کار را نکرده است.

این حادثه به نفع کیست؟

وقتی که اینگونه حملات غیرمنتظره رخ می دهند، روس ها دوست دارند بپرسند: این قضیه به نفع کیست؟ اکنون این سوال بسیار به جا است.

ایران به احتمال زیاد هیچ منفعت قابل توجهی از این حادثه نخواهد داشت. می توان در باره نیات شوم ایران مدت طولانی بحث کرد، اما چنین حوادثی فقط منجر به افزایش انزوا و تقویت موقعیت کسانی می شود که به دنبال فشار نظامی بر ایران هستند. اقتصاد ایران در شرایط بدی است. پیش از اینکه دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، خروج ایالات متحده از معامله هسته ای را اعلام کرد، تهران در اوج نفوذ خود در منطقه بود. اما با توجه به کاهش منابع اقتصادی، نفوذ ایران در منطقه به احتمال زیاد کاهش می یابد. علاوه بر این، این حادثه در جریان سفر شینزو آبه نخست وزیر ژاپن به ایران رخ داد. به نظر می رسد که آبه مایل است در مذاکرات در مورد معامله هسته ای ایران میانجیگری کند، هر چند که توکیو اصرار دارد که به عنوان نماینده واشنگتن عمل نمی کند. این حملات محیط سفر آبه را تیره کردند که یک تلاش غیرمنتظره برای برقراری ارتباط با ایران را انحام می دهد و این تلاش توسط مردی انجام می شود که ترامپ او را دوست خود می خواند.

احتمالا این حملات به نفع سختگیران ایرانی بود که تلاش می کنند مساعی صلح آمیز را خنثی کنند. با این حال، سختگیران ایران — به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی — معمولا رفتار عقلانه تری داشته و در مسیرهای بین المللی دریایی در زمان جلسات دیپلماتیک دارای اهمیت حیاتی ضربه نمی زنند. جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، به صراحت خاطر نشان کرد که "اتفاقی که صبح امروز اتفاق افتاد، حداقل مشکوک است". هنگامی که یک طرف را به راحتی به چیزی متهم می کنند، احتمالا آن بی گناه است — یا به شدت احمقانه است.

چه چیز دیگری؟ رویترز گزارش داد تهران با پیش بینی تحریم های سخت تر، صادرات محصولات پتروشیمی خود را افزایش می دهد. آیا ایران می خواهد قیمت نفت را افزایش دهد؟ شاید. با این حال، در همان زمان، عرضه نفت ایرانی ممکن است، مختل شود، و ایران باز هم خواهد باخت. دشوار است یک گروه سختگیران هوشمند ایرانی را تصور کرد که بتواند تصمیم بگیرد چنین حمله آشکاری را انجام دهد، زیرا این آگاهی را دارد که تقصیر این اقدام را بلافاصله به گردن ایران خواهند انداخت.

و در مورد این روایت که عربستان سعودی نیز می تواند خواهان مقابله و افزایش قیمت نفت باشد، و در مورد اینکه می تواند این حمله را به منظور دستیابی به اهداف خود سازماندهی کند، چه؟ اگر چه این احتمال کاملا واضح است، اما همه چیز به این سادگی نیست. اگر معلوم شود که عربستان سعودی پشت سر این حملات است، به حیثیت آن در واشنگتن آسیب اصلاح ناپذیری وارد خواهد شد که بدون این هم پیشتر ضرر دیده است.

حدود 20 درصد نفت جهان از طریق تنگه هرمز حمل می شود و در میان این 20 درصد صادرات عربستان سعودی بسیار زیاد است. شما احتمالا می گوئید که 62 دلار بابت یک بشکه نفت، قیمت نسبتا پایین است و بعد نبود یک کمی افزایش یابد. با این حال، در دراز مدت، عربستان سعودی بعید است بخواهد که مسیرهای دریایی در خلیج فارس را راه های امن شناخته نشوند.

اگر وضعیت بدتر شود و اگر ارتش آمریکا مجبور به حفاظت از ایمنی ناوبری در تنگه هرمز شود، روابط ریاض با دولت ترامپ — که هدف آن رهایی از تعهدات قبلی آمریکا و نگرفتن تعهدات جدید است، دستخوش آزمایش جدی خواهد شد.
در این اوضاع و احوال، ممکن نیست مظنونین را با اعتماد کامل اعلام کرد. این احساسِ عدم اطمینان، ترس از سوء استفاده های ممکنه و بروز اختلاف را فقط افزایش می دهد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک